دوشنبه, ۱۱ اسفند , ۱۳۹۹
   

Comments

سیزده تز در باره مارکسیسم – فمینیسم / ترجمه آزاده ارفع — 3 دیدگاه

  1. خانم ارفع،
    .
    در ارتباط با این مقاله شما:
    .
    http://www.azadi-b.com/arshiw/?p=45708
    .
    پیشنهاد من به شما این است که وقتی به بردگی مزدی و سایر اشکال دیگر بردگی (مردسالاری) فکر میکنید، نقش خلاقیت انسان در بوجود آوردن تولیدات و مناسبات تولیدی فکر کنید چون این با اکتشافات انسان شناسی و حتی با مشاهدات و تجربیات ما و حتی از طریق نگرش به خود (اینترواینسپکشن) بیشتر جور می اید. مناسبات اقتصادی چیزی را تعیین نمیکند، چون نیازمند پیش طرح هستند و این کار ذهن است. مناسبات تولیدی ساخته و ابداع ذهن خلاق انسانها بوده اند (حتی در ضد بشری ترین شکل خود) نه بر خلاف عقیده مارکس بوجود آمده بصورت خودبخودی و بدون اراده انسانها.
    .
    یک آنارشیست

  2. خانم ارفع،
    .
    ممکن است دلیل اینکه این مقاله را ترجمه کرده اید این است که به افکار مارکس علاقه دارید. پس اینرا برای شما می نویسم.
    .
    دلیل اینکه مارکسیستها باید از زیر بار استبداد نظری مارکس خود را رها کنند این است که مارکس نتوانسته یک سیستم نظری منسجم و بدون تناقض ارائه دهد و این باعث جنایتکاری هوادارانش در درست کردن دولت شوروی-لنینیی-ترتسکیستی-استالینی و دولت چین فعلی شد. الیته اینها هیچ از جنایت کاری سیستم سرمایه داری مذهبی و غیر مذهبی و سیستم امپریالیستی اش در غرب کم نمیکند، بلکه نشان میدهد که چطور در انتها مارکسیسم ارتجاع میشود و با آنها شریک.
    .
    کلا، تناقض افکار تاریخی-اجتماعی مارکس و مارکسیسم در این است:
    .
    ۱ – یکجا واکثر موارد میگوید نیروهای مولده و مناسبات تولیدی (مناسبات مادی)است که افکار انسانها را تعیین میکند، بعد در کتاب سرمایه میگوید که انسانها هیچ کاری را قبل از نقشه و طرح در سر داشتن انجام نمیدهند. اگر دومی درست است پس تولید و مناسبات ابداع انسان است. بنظر ما آنارشیستها، دومی همیشه درست بوده است و اولی فلط و جنایتکارانه چون حاکمیت را بر آن میدارد تا به انسانیت توجه نکند و بزور دست به تغییر شیوه تولید بزند.
    .
    ۲ – کار هر روزه مارکسیستها از زمان مارکس تا به امروز تولید اندیشه در ذهن خود و دیگران بوده است نه اینکه منتظر بشینند که نیروهای مولده در ذهن آنها و توده ها اندیشه تولید کند. در همین سایت روشنگری و در سایت آزادی بیان، مارکسیستها (همگی در تناقض گوئی و در تضاد با یکدیگر) دارند هر روز ایده تولید میکنند. این در تناقض با اصل ماتریالیسم تاریخی مارکس در ایدئولوژی آلمانی و مقدمه ای در نقد اقتصاد سیاسی اوست. اگر بنا بر آن بود، همه وحدت داشته و یک اندیشه می داشتند و تو سرکله خود نمی زدند و تناقضات و نفرتهای درونی خود را وارد جنبش کارگران نمیکردند.
    .
    در ارتبطا با زنان، مردسالاری را ابداع کردند و خودبخود بیرون نیامده. مردسالاری را هر روز به زور ایده از لحاظ عینی تحقق می بشخشند.
    .
    نه، من رزا روشن نیستم. اسمم را از آنارکوسندیکالیست به یک آنارشیست تغییر داده ام به دلایل دیگری.
    .
    یک آنارشیست

  3. شاید، البته شاید، بتوان گفت که امیدی هست که نظر خانم فریکا هاگ کمک کند تا خود او و دیگر مارکسیستها استبداد مارکسیسم را در درون خود سرنگون کنند، چون وقتی از اشکال سلطه میگوید در واقع کاملا از مارکسیسم بیرون آمده. عقاید مارکس و مارکسیسم بر پایه اشکل سلطه نیستند، بلکه بر اساس جبر شیوه تولید و روابط تولیدی هستند. و، البته، دقیقا بیان ارتجاعی شدن آنها هم هست.
    مارکسیستها قبل از سرنگونی رژیم به فکر سرنگونی مارکس در افکارشان باشند.
    یک آنارشیست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

HTML tags allowed in your comment: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

Page generated in 1٫465 seconds. Stats plugin by www.blog.ca
رفتن به نوار ابزار