دوشنبه, ۶ بهمن , ۱۳۹۹
   

Comments

ویولن دوم همچنان نواساز است / برگردان: ظفردخت خواجه پور — 1 دیدگاه

  1. میخوانیم:
    .
    ” فردریش انگلس به عنوان پسری از یک خانواده ی مرفه و صاحب کارخانه ی نساجی…”
    .
    باید باشد: فردریش انگلس به عنوان پسری از یک خانواده طبقه سرمایه دار صاحب کارخانه ی نساجی.
    .
    اینجوری، ترامپ هم می شود پسری از یک خانواده مرفه!!!
    .
    نوینسده از انگلس تعریف و تمجید کرده اما ننوشته که چه ایده هائی داشته که برای ما مفید است؟
    .
    مطمئنن ایده های مفید زیادی داشته اما از برخی ایده های بد او بگویم.
    .
    اولین کار بدی که انگلس کرد چسباندان ایسم به مارکس بود.
    .
    دومین کار بدی او کوشش ش در فلسفی کردن ایده کمونیسم بود. قافل بود که نمیتوان فلسفه را بر علم حاکم کرد و فلسفه مثل جوجه اردن همیشه دنبال مادر اردک خواهد بود. این پندار که فلسفه بر علم حاکم شود، در حقیقت یک پندار دگم و ضد علمی است.
    .
    “فلسفه علمی” هم تناقض در بیان است و هم انگلس و مارکسیستها هرگز نتوانستند آنرا فرموله و مورد قبول همه کمونیستها کنند. همین عدم امکان فرموله کردن چیزی بنام “فلسفه علمی” و ماتریالیسم دیالکتیک در بعدی ها، باعث شده که هر مارکسیستی برای خودش یک فلسفه اختراع کند و بگوید مارکس اینرا میگفته. خلاصه اینکه، علمی کردن فلسفه و فلسفی کردن مارکس کاری بینهایت اشتباه و ضد علم بود.
    .
    انگلس و مارکس علاقمند به انسان شناسی بودند و سعی میکردند تاریخ انسان را از این لحاظ بطور علمی فرموله کنند. این رویکردی بسیار درست بود اما خودشان انسان شناس نبودند. مارکس و انگلس فقط کارهای انسان شناسان را مطالعه میکردند.
    .
    ایدئولوژی آلمانی از لحاظ انسان شناسی بسیارناقص است گرچه تکیه گاه درستی دارد کوشش ش برای توضیح تکامل جامعه می باشد. البته در انسان شناسی ایدئولوژی آلمانی، بشر یعنی اروپائی ها!!!
    .
    منشا خانواده کوشش بعدی انگلس برای توضیح عقاید مارکس و خودش از طریق استفاده از انسان شناسانی جدیدتر آن دوره بود. چون این اثر با روح فلسفی نوشته نشده، بعنوان یک برخورد علمی قابل قبول است و مثل هر نوع نظریه پردازی علمی قابل نقد است نه قابل پیروی. در علم از ایده ها پیروی نمی شود. در علم از ایده ها در عمل استفاده می شود تا بشر دستاوردهای بیشتر و یا بهتری در بهبود وضعیت خود و یا طبقه خود داشته باشد. ایده ها از طریق نتایج عمل و اکتشافات نقد می شوندو یا تکمیل میگردند. اگر منشا خانواده ار مکتبی بخوانیم، می شویم مثل مذهبی ها نه هواداران زندگی علمی.
    .
    انتقادات انگلس به آنارشیستها فرصت طلبانه و بی محتوا بود. مطئنن آنارشیستها هم مثل همه عیب و نقص های زیادی داشتند و دارند، اما در چند مسئله کلیدی همیشه درست می اندیشیدند.
    .
    آنارشیستهای زمان انگلس توانائی های علمی مارکس را نداشتند اما میتوانستند تشخیص بدهند که آتوریته چی بودن مارکس و انگلس برای جنبش کمونیستی خطرناک است برای همین بدرستی پیدایش مارکسیستهای ضد کارگر را پیش بینی کرده بودند. تاریخ هم بعنوان پراتیک بشر، نشان داد که چطور حزب سازی و رفتن به درون روند سیاست بازی های سرمایه داران و دولت سازی سوسیال دموکراسی و بلشویکی ضد کارگری می شود: سوسیال دموکراتهای پارلمان نشین و استالیسنیتها.
    .
    مارکسیستها نمیتوانند مثل کبک سر خود را در برف کنند و اینطور جلوه دهند که اصلا آقاجان سوسیال دموکراتها خیانت نکردند و یا استالینی نبود، آدم کشی نشده، جامعه روسیه تحت حاکمیت بلشویکها تا ۸۰ سال بردگی مزدی نبوده و کمونیستها چینی مشتی ناسیونالیست فرصت طلب نبودند و جنبش کارگری کمونیستی به گند کشیده نشده.
    .
    مارکسیستهای محترم لطفا از خواب بیدار شوید.
    .
    مارکسیستها باید خود را جمع و جور کنند و مارکس و انگلس را پیغمبر نکنند، مارکسیست سازی و دولت سازی را کنار بگذارند. با این کار مارکس و انگلس جایگاه اصلی و احترام خودشان را خواهند داشت.
    .
    مارکسیستهای چینی فعلی در مقاله و درون حزب کمونیست چین یک مشت فرصت طلب ارتجاعی و ناسیونال شونیست مثل استالین هستند. بلاخره هم ممکن است از طریق انقلابات احمقانه مخملی غربی سرنگون شوند و همانی بشوند که هستند یعنی بورژوا نه کمونیست.
    .
    آنارکوسندیکالیست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

HTML tags allowed in your comment: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

Page generated in 1٫575 seconds. Stats plugin by www.blog.ca
رفتن به نوار ابزار