سه شنبه, ۱۱ آذر , ۱۳۹۹
   

Comments

پالایش استقلال بمثابۀ تحریفی درونِ طبقۀ کارگر/ آناهیتـا اردوان و پـریـسـا بــراتی — 1 دیدگاه

  1. درباره مقاله:
    .
    – نقد تز ضد انقلابی تشکل مستقل کارگری – درست.
    چون تشکل کارگری باید بر اساس برنامه مشخص و آشکار ضد سرمایه داری و به مقصود الغای آن پایه گذاری شود، در غیر اینصورت تشکل همکار کارفرما (اربابان بردگی مزدی) است. تشکل مستقل، بعلت اینکه بردگان مزدی انسان هستن و انتخاب دارند و تمایلات اعتقادی پیدا میکنند، غیر ممکن است. ما بردگان مزدی نباید دنبال تشکال مستقل از احزاب و دولت باشیم، بلکه باید بدنبال درست کردن تشکل ضد بردگی مزدی رای الغای آن باشیم.
    .
    – دفاع ضمنی از “اتحاد جماهیر شوروی” – غلط.
    در تمام دوران حیات حکومت بلشویکها، اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی، یک جامعه سرمایه داری دولتی تک حزبی ضد کارگری بود. تمام رفرمهائی که به سود طبقه کارگر در آن صورت میگرفت فقط و فقط مشروط به حاکمیت اربابان بردگی مزدی بود، یعنی حاکمیت مارکسیتهای حزبی – درست مثل رفرمهای دولتهای غربی و غیره که همیشه مشروط هستند. متاسفانه ایرانیان مارکسیست امکان مطالعه و تحقیق و بحث و ارزیابی آن جامعه را نداشتند و متاسفانه هنوز در توهم جامعه سوسیالیستی شوروی سیر میکنند.
    .
    – دفاع از مارکسیسم-لنینیسم، غلط.
    مارکسیسم لنینیسم به حاکمیت تک حزبی حزب کمونیسم ختم می شود و نویسندگان، بنظر من، نمیتوانند استدلالی بیاورند که نشان دهد که در ذات بلشویسم، استالینیسم و سرمایه داری دولتی استبدادی وجود ندارد. بخشی از ارتجاع بلشویسم از ارتجاع نهفته در تشکلات سوسیال دموکراتیک به ارث رسید.
    .
    – نقد رفرمیسم سندیکاهای فعلی، درست.
    وضعیت تشکلهای کارگری فعلی ایران درست نیست و نویسندگان بخوبی به آن اشاره کرده اند اما آلترناتیوی ارائه نداده اند. احتمالا آلترناتیو آنها درست کردن یک حزب بلشویکی و پایه گیری حزب در کارگران بمنظور بوجود آوردن بخش کارگری آن حزب است. بی فایدگی بلشویسم شامل بی فایدگی آن تشکلات برای انقلاب کمونیستی کارگری هم می شود.
    کار درست این می باشد که تشکل کارگری باید بر اساس ضدیت با سرمایه داری و با هدف آشکار و بیان شده الغای بردگی مزدی صورت پذیرد و این تشکل باید بصورت شورائی اداره شود و هیچ حزبی از جمله روندهای سیاسی و انتخاباتی موجود در جامعه بردگی مزدی فعلی، برسمیت شناخته نشود. روابط شورائی کارگری یعنی دموکراسی مستقیم کارگری در تمام جامعه ایران و جهان.
    .
    طبقه کارگر از اقشار گوناگون با درجه آموزش علمی گوناگون تشکیل شده. لازم است ایده کمونیسم، یعنی ضرورت الغای بردگی مزدی نه فقط در قشر بی امتیاز تر بلکه در تمام سطوح این طبقه تبلیغ و ترویج شود تا تاثیر منفی بخش مرفه تر جامعه بر بخش پائینی برعکس شود. محتوای چنین فعالیتی باید رد خرافات و بینشهای اقتداگرایانه و سلسله مراتبی و رد هنر و ادبیات وابسته به آنها باشد.
    .
    آنارکوسندیکالیسم یعنی اعتقاد به تشکل کارگری آنارشیستی ضد بردگی مزدی نه هر تشکل کارگری.
    .
    آنارشسیسم یعنی اعتقاد به تجدید سازماندهی جامعه بصورتی که شورائی اداره شود، یعنی بدون رهبر و یا هیئت رهبری.
    .
    فقط در آنارشیسم کارگری امکان آزادی بشریت از به بردگی گرفتن انسان توسط انسان ممکن است.
    .
    تشکلات و جنبسشها و افکار ضد دیکتاتوری، ضد فاشیستی، ضد مردسالاری،ضد نژادپرستی و ضد امپریالیستی، اگر سمت گیری روشن ضد بردگی مزدی نداشته باشند، ارتجاعی-رفرمیستی هستند. کار آنارکوسندیکالیستها نقد آنها و ارتقا آنها به جنبشهای ضد بردگی مزدی می باشد.
    .
    مارکسیستهای صادق به انقلاب کارگری باید دست از تبلیغ مارکسیسم و مارکسیسم لنینیسم و یا مائوئیسم بر دارند و فقط ایده ساده ضد بردگی مزدی (کمونیسم) و ضرورت تشکل شورائی طبقه کارگر را تبلیغ و ترویج کنند. مطالعه آثار مارکس و انگلس با نظر انتقادی بر سر جایش باقی است.
    .
    آنارکوسندیکالیست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

Page generated in 1٫720 seconds. Stats plugin by www.blog.ca
رفتن به نوار ابزار