پنج شنبه, ۳ مهر , ۱۳۹۹
   

Comments

زنان مذهبی و دولت دینی دشمن شان
بهنام چنگائی
— 19 دیدگاه

  1. عجبا که کار آقای چنگائی و کلاروشنفکران ماشده است تکرارمصیبت کربلا.
    این درحالی است که رژیم اسلامی و منافقین زائده ایدئولژیک امام خمینی البته به گفته خودشان بمدت چهارده سال از زمان تاسیس منحوسشان تاموقعیکه از امام خود بجای سهم در قدرت سیلی خوردند وهر سال بمناسبت سالگرد غائله ارتجاعی پانزده خرداد سال چهل دو این موضوع که افتخاردارند پدرایدئولژی آنان مظهرشرف خلق!و نماد راستین تشیع سرخ علوی!امام خمینی میباشد را تکرارنموده اند مشترکا در حال پیش برد توطئه منافق مالی نوید افکاری ها وکلا منافق مالی اعتراضات وخیزش هائی مانند سال نودوشش وهشت میباشند بدون اینکه روشنفکر ما زحمت حتی نگاه به سایت های منافقین ودیدن بچشم این توطئه ومحکوم کردن آن را بخود دهند.
    من به نوبه خود دارم میکوشم توجه روشن فکران را به توطئه منافق مالی رژیم جلب نمایم.
    وقت کردید توضیح مرا درزیر مقاله وشعرآقای اصفهانی را بخوانید.

  2. آقای چنگائی ، شهربانو فرموده اند کارگران و زحمتکشان مارکس نخوانند، وقتی رژیم اسلامی سرنگون شد، همچی درست میشه. آنارکوسندیکالیست

  3. در واقع مارکس کتاب سرمایه را نوشت تا کارگران انقلاب کمونیستی کنند نه اینکه آن کتاب را بگذارند کنار و دنبال سلطنت طلب و سکولار بورژوای سرنگونی طلب راه بیافتند. میگوید کتاب مارکس سخت است، پس دنبال اونهائی که حرف آسون میزنند راه بیافتیم، اینکه شد همان دنبال خمینی راه افتادن. کمرتان از خم شدن در مقابل اربابان سرمایه دار خسته نمی شود؟ آنارکوسندیکالیست

  4. جواب نداده اید یعنی اینکه حرف من درست است. تکرار مکررات بدرد نمیخورد. آنارکوسندیکالیست

  5. به حضرت عباس ما خاطرخواه های آقا نمیگویم رژیم سرنگون نشود.خود آقا هم هرگزنگفته اند سرنگون نشوند.ماو آقا می گوئیم اول باید مزد بگیران و دوره گردان وبیکاران وآلونک نشینها پس از فراغت روزانه ازهزارویک بدبختی بنشینند مارکس بخوانند تا درک کنند ما چه جوری بخاک سیاه نشاندیمشان سپس با هم بنشینند وهرکدام درک و تفسیراز مارکس را برای هم بگویند وهروقت انشالله تعالی دراین مورد به وحدت کلمه رسیدند آقااجازه انقلاب را صادرخواهند کرد.
    این حرف آق کجایش غیرمنطقی است آقای چنگائی؟
    آقا فرموده اند برداشتن ما ازسرقدرت پیش ازفراهم شدن شرایط جنایت علیه بشریت است.
    بشریت هم کسی بجزآقانمیتواند باشد.

  6. جناب ناشناس؛

    نوشته اید:
    پاسخ جناب چنگائی در کامنتش، بجای اینکه در خدمت آزادی طبقه کارگر باشد، در خدمت خر کردن ناآگاه نگه داشتن آنها نوشته شده.

    دوست من!
    این حکومت ولائی اسلامی تبهکار و سرمایه پرست یکدست کارگران، مردمان تنگدست و نیروهای مزدبگیر ما را پیش از دیگر شهروندان میانی مان بروز تلخ و سیاه انداخته است، کشور و امنیت و دارائی های آنرا برای اهداف دشمنی افکن و بخاطر سرکردگی جهان اسلام و گروه های انگل خویش یکجا تباه ساخته، و تا بامروز توانائی های جانی و مالی دستآوردهای نسل جوان را سوزانده و ویران کرده و هستی سراسری قریب به انفاق ما را با بی شرمی بر بالای پرتگاه بنیادگزائی ضدبشری اش کشانده و هر آن می رود که بدست این کودن های آدمخوار بی رحم زندگی ۸۰% صدی ها نابودشود.

    این رژیم درین ۴۱ سال با هزارها ترفند و دسیسه ی سیستماتیک طبقات و جوامع محروم و مظلوم ما را بنام کافر و دشمن خدا رودرروی هم گذاشته و برنامه های کشتن و کشتارها و ترورها و اعدام هایش را هم در ژرفای وجود همین ساده دلان با زیرکی و هوشیاری پلیذ سازمان داده، تامگر فردائی را برای رهائی از خودکامگی دینی در دل داغدار گرسنگان برجا نگذارد و از همینرو با وجود اینکه در سراسر کشور حمام های خون جاری ست ولی برای امکان دگرگونساری جز جستجوی نان شب فرصتی را برجا نگذاشته است و توانی هم در تن و جان های تکیده برجانماند، و اگرهم بخشی ها و افکاری هاو…دادِ دادخواهی برآورند؛یکی را زبان برمی کند تا سکوت کند و دیگر را به بالای دار ستم می کشد تا درس عبرت شود.

    این رژیم نان کارگز و زحمتکش را به چوبه های دار الهی بسته و هر فریاد دادخواهی را در جا خفه و یا رقص مرگش را بالای دار رحمت الهی به نمایش درمی آورد.

    بازهم تکرارمی کنم: برای کوچکترین راه، روزنه، و چاره ها و یافتن هرگونه راهبردها و راهکارهای طبقاتی و ضدسرمایه سالاری انگل و موثر در برابر استبداد اسلامی ولائی زدودن و سرنگونی این بساط پست و پرت واپسمانده و هزاررنگ و از همه آشکارتر همه کاره ی همه سر حریف گام یکم فروریزی مستقل آن بیاری اراده ی اجتماعی طبقاتی است.

    دوست گرامی! شما می توانید مرا با سبک نوشتاری و واژه های ویژه ی خود و با هر نامی که خود می پسندید بی کم و کاست بنامید و آنرا برخواهم تابید. ولی از من نخواهید جز این شیوه و دیدگاه را که درین چهاردهه از دل و جان ساختار اسلامی دریافته ام و آن اینکه جز فریب و کشتار و چپاول نداشته و نشان مردمانش نداده است؛ داشنه و برتابم.

    باسپاس

  7. عناوین و سئوالات بحثهای زیر را در بیاورید ، به آنها فکر کنید و در تجمعات خود در مورد آنها بحث و مشورت کنید تا به بیداری کمونیستی همه ما بردگان مزدی کمک شود. بدرود.
    آنارکوسندیکالیست

  8. پاسخ جناب چنگائی در کامنتش، بجای اینکه در خدمت آزادی طبقه کارگر باشد، در خدمت خر کردن ناآگاه نگه داشتن آنها نوشته شده.
    .
    کسی نوشته:
    .
    “رژیم اسلامی به هیچ عنوان نباید دست بخود تازمانیکه مزدبگیران درپله یکم بروند دانشگاه و دررشته مارکس شناسی وچگونگی حکومت شورائی فارق التحصیل شده ودرپله دوم شناخت تئوریک ازمارکسیزم وشورا و…”
    .
    پاسخ آنارکوسندیالیستی به این مسئله:
    .
    اول اینکه برای درک استثمار نیروی کار لازم نیست به دانشگاه رفت. دانشگاهها استثمار نیروی کار درس میدهند نه مبارزه با آنرا. دانشگاها اقتصاددان تربیت میکنند که پولهای سرمایه داران را خوب بشمرند و مواظب باشند دزدی سرمایه دارها دست نخورد.
    .
    دوم اینکه، برای درک استثمارگری روابط سرمایه داری لازم نیست که مارکسیست شد، ولی لازم است بحث مارکس در مورد استثمارگرانه بودن سرمایه داری را فهمید. مارکسیست بودن دگم بودن است اما درک حرفهای درست مارکس، درک واقعیات است.
    .
    اما،
    .
    آیا لازم است که کارگران ایران (بردگان مزدی ایران) اول کتاب سرمایه مارکس را بفهمند بعد انقلاب کنند؟

    پاسخ هست آری.
    .
    البته کتابهای مارکس در مورد سرمایه چندین جلد هستند ولی کتاب اول اصل قضیه را بیان میکند.
    .
    آیا درک اصل نظریه مارکس مشکل است؟
    .
    نه.

    درک اصل کتاب مارکس مشکل نیست. اصل کتاب مارکس اینها را میگوید:
    .
    – تقریبا تمام مصنوعات مورد مصرف بشریت توسط تمام نیروی کار بردگان مزدی جهان تولید می شود نه چیز دیگری.
    – اگر مجموعه تمام این ارزشها را جمع کنیم و اسم ش را بگذاریم ارزش تولید شده در جهان، اصل این ارزش تولید شده دارای ترکیب زیر است:
    – کل ارزشهای تولید شده توسط کارگران جهان = ارزش تمام وسایل و ابزار استفاده شده (که خودشان قبلا توسط نیروی کار کارگران بوجود آمده) + ارزش مزدی کارگران + ارزش هائی که به تولید کنندگان اصلی (کارگران جهان ، بردگان مزدی جهان) بر نمیگردد، یعنی ارزش اضافی، که هست سود همه سرمایه داران جهان.
    – پس، سرمایه داران مفت خوران عصر ما هستند چون ارزش اضافی تولید شده کل جهان به جیب آنها میرود.
    .
    چرا چنین دزدی ی ممکن است؟
    .
    چون سرمایه داران جهان بتدریج بقیه اهالی کره زمین را فاقد وسایل تولید کردند و این اهالی فقط مجبور هستند که نیروی کارشان را بفروشند و ارزش اضافی تولید کنند وگرنه باید بمیرند. این شباهت خاصی دارد به فاحشه کردن زنان برای رفع نیاز مردان. فاحشه ها معمولا زنانی هستند که از ترس مردان خشن محیط و نبودن شغل مناسب و نبودن آموزش پرورش مناسب، مجبور میشوند سکس خود را بفروشند. کارگران هم چون فاقد وسایل تولید شده اند، مجبورند برای نمردن از سرمایه دارها تقاضای کار کنند. این آنها را در موقعیت ضعیف قرار داده و امکان تولید ارزش اضافی (سود) برای سرمایه دارن را بوجود می آید.
    .
    اگر بردگان مزدی جهان دارای مالکیت بر وسایل تولید باشند، خودشان برای خودشان کار میکنند نه برای سرمایه داران و سرمایه داران نمیتواند ارزش اضافی (سود) به جیب بزند. برای همین است که ما آنارکوسندیکالیستها میگوئیم مالکیت بر وسایل تولید باید خصوصی و دولتی نباشد بلکه متعلق به همه کارگران جهان باشد و این یعنی چیزی بنام خرید و فروش نیروی کار الغا گردد.
    .
    تکلیف مدیریت تولید و توزیع و غیره چه می شود؟ جواب:
    .
    مدیریت شورائی کارکنان در محل کار.
    .
    پس کل نظام بردگی مزدی جهان نظام دزدی نیروی کار طبقه کارگر است و باید از بین برود.
    پس اینکه در فلان دولت فساد وجود دارد و یا ندارد ، بهمان دولت سکولار نیست و باید سکولار شود، فقط جنگ زرگری میان سرمایه داران است، چون همه آنها دزدی قانونی میکنند، دزدی تحت قانون برسمیت شناختن مالکیت خصوصی و دولتی بر وسایل تولید و قانونی بودن فاقد وسایل تولید کردن اهالی غیر سرمایه دار جهان.
    .
    این علت وجودی دولتها را هم نشان میدهد.
    .
    مشکل بود؟
    .
    آنارکوسندیکالیست

  9. پس، ما بعنوان کمونیست نمیخواهیم عاملین سرمایه داری جهانی غربی و شرقی توده ها را تحریک کنند تا برای آنها رژیم سرنگون کنند، ما نمیخواهیم جمهوریخواهان دموکرات و لائیک که خواهان حفظ نظام بردگی مزدی هستند، توده ها را تحریک کنند و رژیم سرنگون کنند و بردگی مزدی را نگه دارند، میخواهیم؟ ما میخواهیم بیداری کمونیستی بوجود بیاید تا تکلیف رژیم و سرمایه داری جهانی روشن شود. درست؟ یا نه؟ همان برنامه های شکست خورده قبل از سقوط شاه؟
    .
    آنارکوسندیکالیست

  10. موضوعی دیگر برای بحث:
    .
    اگر قرار است رژیم اسلامی برای سرمایه داران جهانی سرنگون شود، بهتر نیست که قبل از بیداری کمونیستی و ضد بردگی مزدی کارگران ایران، اینکار انجام شود؟ مبلغین و مروجین چنین کاری چه کسانی هستند؟
    .
    جناب چنگائی، شما که خیلی از کامنت زیرکانه ناشناس دوم خوشحال شدید و فکر کردید که بلاخره یک نفر یک جواب آهنین به آنارکوسندیکالیست داده، وارد این بحث هم بشوید تا نگوئیم افتضاح کرده اید.
    .
    آنارکوسندیکالیست

  11. موضوع دیگر برای بحث:
    .
    این بحث باید در میان هواداران کمونیسم باز شود. کسانیکه هوادار کمونیسم نیستند، وارد بحث نخواهند شد.
    .
    موضوع این است:
    .
    در قابت میان کمپ شرقی و کمپ غربی سرمایه داری جهانی ، چگونه میتوان بطور مستقلی علیه بردگی مزدی بود و به پادو و عامل یکی علیه دیگری تبدیل نشد؟
    .
    نظر من این است که باید علیه بردگی مزدی بود و سرنگونی ها را فقط در راه این مفید دید. نظر شما چیست؟
    .
    آنارکوسندیکالیست

  12. رژیم هیتلر یک رژیم فاشیستی غیر دینی بود. پس فاشیسم الزاما مذهبی نیست. وجه مشترک فاشیسم هیتلری و فاشیسم جمهوری اسلامی چه می باشد؟ بردگی مزدی ، سرمایه داری. حال چرا مضمون یک مقاله علیه اصل فاشیسم نیست؟ حقه بازی سرمایه دارانه.
    .
    رژیم جمهوری اسلامی بهیچ وجه نباید دست بخورد مگر اینکه نوکران امپریالیستهای غربی حاکم شوند وگرنه همیشه میگفتند انقلاب باید انقلابی علیه سرمایه داری باشد.
    .
    آنارکوسندیکالیست

  13. جواب به ناشناس دوم،
    .
    میخواستم بروم، اما نشد.
    .
    همیشه می نویسم که:
    .
    دعوت از بردگان مزدی برای سرنگون کردن یک رژیم سرمایه داری و جایش رژیم سرمایه داری دیگر گذاشتن ، جنایت علیه بشریت است ، چون کارگران برای منافع خود نمی جنگند بلکه برای منافع استثمارگرانه آن دعوت کننده می جنگند.
    .
    برای همین تمام اپوزیسیون پرو سرمایه داری رژیم اسلامی، خودش مثل رژیم جنایتکار است.
    .
    این موضوع بسیار ساده ای است و چون در تناقض با منافع استثمارگانه و ارتجاعی یک عده قرار میگیرد، مجبورند آن را بغلط تفسیر کنند، مثل بقیه ریاکاری های دیگرشان.
    .
    چهار مثال میزنم.
    .
    مثال اول.
    .
    شورش سال ۵۷ و سرنگونی شاه. در این شورش راه انداختن هدف الغا بردگی مزدی نبود بلکه برداشتن یک استثمارگر با استثمارگر دیگر بود. می بینیم که نتیجه آن آزادی طبقه کارگر نبود، بلکه یک گروه دیگر از اربابان سرمایه دار حاکم شدند.
    .
    مثال دوم.
    .
    در کشورهای اروپای شرقی، کشورهای امپریالیستی غربی شورش و اعتصاب راه انداختند تا احزاب مارکسیستی آنجا را که چیزی جز احزاب سرمایه داری دولتی نبودند را سرنگون کنند. بعد از سرنگونی آنها، دولتهائی که روی کار آمدند همگی دولتهای سرمایه داری و ارتجاعی پرو امپریالیست غربی بودند و تقریبا تمام آنها عضو پیمان نظامی ضد بشری ناتو شدند.
    .
    مثال سوم،

    شورش ضد دیکتاتور بلاروس از نوع انقلاب مخملی و ارتجاعی است. اپوزیسیون حتی مخالف نولیبرالیسم هم نیست چه برسد به سرمایه داری.
    .
    مثال چهارم، بازی با جون توده ها، از نوع امپریالیسم شرقی:
    .
    شورش حوثی های یمن علیه دیکتاتور نوکر عربستان.
    .
    این شورشها، از هر طرفی باشد، جنایت علیه بشریت است، حتی تحت نام حقوق بشر، چون کارگران نه برای منافع خود بلکه برای منافع اربابی دیگر کشته و صدمه خواهند خورد.
    .
    ببینید، خیلی واضح نوشتم. اگر منطق و شهامت دارید، بجای تغییر ماهیت بحث، یک پاسخ عاقلانه بدهید.
    .
    ماهیت بحث این است: آیا دعوت و تحریک توده های برده مزدی برای سرنگون کردن یک ارباب و گذاشتن یک ارباب دیگر چیزی جز رقابت میان اربابان استثمارگر هست یا خیر.
    .
    جناب چنگائی بد نیست شما هم به بحث وارد شوید. چون در مورد کامنت ناشناس نظر داده اید. بعلاوه، من زیر کامنتهایم را امضا می کنم.
    .
    آنارکوسندیکالیست

  14. سلام جناب ناشناس دوم؛

    در پایان پانویستان نوشته اید:

    درغیر اینصورت برانداختن رژیم اسلامی ویا هرگونه تلاش دراین راه برابراست با جنایت علیه بشریت.

    و شما چه درست برشمرده اید زیرا: هرگون مخالفت و ایستادن در برابر این دم و دستگاه انگل، ترور پرور، چپاولگر، کلاش و خودکامه جز جنایت علیه بشرین نیست و مخالف را می باید با شتاب همچون نوید افکار ترورکرد. با اینوجود خود سران رژیم پی برده اند که اعدام ها و ترورها نه تنها کارگران و توده ها را نترسانده بل وجود آنها را سرشار از نفرت، کینه و انتقامخواهی ساخته است.
    باسپاس

  15. آقای چنگائی .
    رژیم اسلامی به هیچ عنوان نباید دست بخود تازمانیکه مزدبگیران درپله یکم بروند دانشگاه و دررشته مارکس شناسی وچگونگی حکومت شورائی فارق التحصیل شده ودرپله دوم شناخت تئوریک ازمارکسیزم وشورا و…را درکارخانجات وصد البته با اجازه حراست وزارت اطلاعات ودرحلبی آباد ها ودر کنارخیابانهابهنگام گدائی و زباله گردی…تجربه عینی کنند وهنگامی که پیروزمندانه ازاین مراحل رد شدند آنگاه “همه با هم” با حفظ “وحدت کلمه”یالله یالله ماحکومت میخوایم یالله روانه مجلس شورای اسلامی شده ودرخواست تفیض حکومت از اسلام بخودشان را مودبانه تقدیم دربان مجلس نمایند.
    درغیر اینصورت انداختن رژیم اسلامی ویا هرگونه تلاش دراین راه برابراست با جنایت علیه بشریت.

  16. آری چنین است، اضافه کنم که آزادی واقعی درآمیختگی نفی مردسالاری، بردگی مزدی، دولت و خرافات است. تشکلات خودگردان و شورائی محل کار و زندگی، تحقق عینی این نوع آزادی ست، یعنی سنتز آنهائی ست که نفی میشود. آنارکوسندیکالیست

  17. جناب ناشناس گرامی سلام؛

    نوشته اید:
    دولت سکولار هم مثل دولت دینی میتواند استثمارگر کارگر و زحمتکش باشد.

    بله چنین هست و جور دیگری نبوده است و نخواهدبود و تا پابرجائی هرگونه از دولت های سمبلیک رنگینی که هست و ما می شناسیم دولت ها همیشه ابزار سرکردگی و بهره کشی طبقه ی برتر بر طبقات فرودست بوده و می باشند. و گفتمان پیرامون آن با پانویس های کوتاه و بلند پاسخگوی لازم نیست.

    همجنین نوشته اید:

    آزادی زن بخشی از انقلاب بردگان مزدی علیه سرمایه داری است نه انقلابی متعلق به انقلاب مخملی بورژوا سکولارهای دموکرات.

    دوست من! جز این هم نبوده و نیست؛ و بویژه کار پوشیده ی زنان در آماده سازی نیروی کار مفت و جوان فردا یکراست محصول تلاش های کمرشکن و بی ارج و مزد این نیمه ی همیشه بی بهره از زندگی بوده است که باید برای زدودن این جنایت ضدبشری سرمایه سالاری علیه زنان همیشه افشاگری و روشنگری کرد تا زنان آگاه ترشده و خود در برابر جامعه بیمار و مرد سالار بورژوائی ایستاده و در سمت و سوی نیروی کار و همبسته با کارگران در همبستگی باشند و منافع خود را جز در کنار و همراه آنان نبیند.
    با سپاس

  18. آزادی زن بخشی از انقلاب بردگان مزدی علیه سرمایه داری است نه انقلابی متعلق به انقلاب مخملی بورژوا سکولارهای دموکرات. اربابان بردگی مزدی، هم جنبش کارگری ضد سرمایه داری و هم جنبش آزادی زن و هم مبارزه با نژاد پرستی را در خدمت منافع استثماری شان قرار میدهند. این بود حرف آخر من.
    آنارکوسندیکالیست

  19. دولت سکولار هم مثل دولت دینی میتواند استثمارگر کارگر و زحمتکش باشد. آنارکوسندیکالیست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

Page generated in 0٫778 seconds. Stats plugin by www.blog.ca
رفتن به نوارابزار