جمعه, ۴ مهر , ۱۳۹۹
   

Comments

دموکراسی بزبان ساده
هادی میتروی
— 3 دیدگاه

  1. Pingback:دموکراسی به زبان ساده(بخش های ۱ تا ۳): هادی میتروی | اشتراک eshtrak

  2. در حقیقت،
    .
    دموکراسی (سرمایه داری غربی موجود در مقاله) بزبان ساده:
    .
    مدیریت دزدی از کار و زحمت توده های برده مزدی بطوریکه بردگان مزدی فکر کنند که دزدها در واقع دارند لطف میکنند.
    .
    آنارکوسندیکالیسا

  3. مقاله آقای هادی میتروی در مورد لنین و لنینیستها و هواداران بلشویکها در ایران است و مربوط به امثال من که آنارشیست کمونیست هستیم نیست. ما معتقدیم که اصولا دولت درست کردن برای استثمار کردن و کشور گشائی و آدم کشی است. برای ما بهترین شیوه سازماندهی اجتماعی در تولید لوازم بقا و زندگی بشریت ، شیوه کلکتیو و شورائی می باشد. برای همین نه دیکتاتوری تک حزبی مارکسیستی بلشویکها را در خدمت بشریت و کارگران میدانیم و نه دموکراسی های غربی مورد اشاره در مقاله را .
    .
    اما در این مقاله چشم بستن ها و گوش گرفتنها و لب دوختن هائی چندش آوری وجود دارد که آنها را لیست میکنم.
    .
    – نویسنده به خصلت برده داری دموکراسی یونانی نمی پردازد. این کار درستی نیست. او باید کل پیدیده ها را بررسی کند و نه آن قسمت را که دوست دارد و میخواهد زیرکانه تبلیغ کند.
    – نویسنده به خصلت ضد زن جامعه یونان باستان نمی پردازد، کار درستی نیست. بعبارت دیگر، دموکراسی میتواند موجود باشد اما کثافتککاری مردسالاری هم همینطور.
    – نویسنده خبر ندارد که تجاوز به کودکان و تجاوز به کنیز در خانه مرد زن دار امری عادی در یونان بود. دموکراسی یونان باستان کمکی در از بین بردن آن نمی کرد و زنان و اسیران یونانی لطمه میخوردند.
    – نویسنده اینطور وانمود میکند که افزایش دستمزد و رفاه نسبی و شکننده کارگران در سرمایه داری غرب بخاطر دموکراسی است نه موقعیت انحصاری و امپریالیستی آنها.
    – نویسنده زیرکانه از تاریخ استعمارگری کشورهای دموکراسی غربی چیزی نمی گوید و مطمئنن نمیتواند رابطه آنرا با دموکراسی توضیح بدهد.
    – نویسنده اصلا نمیگوید که همین آمریکا و انگلیس بودند که دموکراسی نیم بند دوران مصدق را نابود کردند و بعد از حمایت از شاه ترجیح دادند رژیم آخوندی بجای شاه بیاید.
    – نویسنده از کودتاهای فراوان و انقلاب مخملی های ریز و درشت دموکراسی های غربی چیزی نمی گوید.
    – نویسنده نمی گوید که بعد از رکود سرمایه داری در کشورهای غربی در سالهای ۷۰ قرن پیش، دموکراسی غربی اصلا نتوانست جلوی کم کردن و محدود کردن خدمات اجتماعی در غرب را بگیرد و الان تمام این دموکراسی ها در واقع نوعی تک حزبی هستند چون همه آنها بدون استثنا هوادار خصوصی سازی و محدود کردن خدمات اجتماعی میباشند.و تغییرات سیاسی فقط تغییر چهرهاست.
    – نویسنده نمی گوید که همین الان عامل بی ثباتی و جنگ در خاورمیانه و نقاط دیگر همین دموکراسی های غربی هستند. آنها فقط در همین سه دهه اخیر کلی جنگ راه انداخته اند و کلی آدم کشته اند و کلی رژیم عوض کرده اند و القاعده ای بسیج کرده اند و بردگان مزدی را بجان هم انداخته اند و غیره.
    – نویسنده شاید خیر ندارد که تمام بیشتر دولتیون و نمایندگان مجلس در کشورهای غربی نوکران مزد بگیر و پشت صحنه گدای انحصارات و بانکهای سرمایه داری جهانی و لابی های آنها هستند.
    – نویسنده قادر نیست نقش انحصارات اقتصادی و رابطه اش را با انحصار سیاست و دولت دموکراتیک توضیح بدهد.
    – نویسنده نمی گوید که دو جنگ جهانی و ۶۰ میلیون کارگر غربی هلاک شده از خود این دموکراسی های غربی بود نه از استالینیستها و بلشویمها.
    .نویسنده توضیح نمیدهد که تمام سیستمهای آموزشی و رسانه ای تحت کنترل انحصارات مالی و عوامل خصوصی و دولتی آنها هستند.
    .
    البته لیست پایانی ندارد.
    .
    اما کافی است که دریابیم که اگر ما دنبال دموکراسی غربی باشیم باید آدم کش و استعمارگر و استثمارگر و کودتاچی و تروریست پرور و جاسوس پرور و غیره باشیم.
    .
    نمی فهمم با چه جراتی نویسندگانی چون این نویسنده از ما بردگان مزدی میخواهند که خواهان این استعمارگری و استثمارگری و جنایت پیشگی باشیم. جنایات رژیم اسلامی کافی نیست؟ حالا ما باید دنبال جنایتکاران فکل کراواتی باشیم؟
    .
    نمی فههم نویسنده چرا ادعاهای مرتجعین و نظریه پردازان رذل دموکراسی های غربی را در مورد خودشان بما تحویل میدهد. اگر بر اساس ادعای آدمها در مورد خودشان جلو برویم، رژیم اسلامی فعلی ما رژیم مستضعفین است.
    .
    بزرگترین خطای امثال نویسنده این است که از ما کارگران ایرانی (البته من ایرانی هستم اما نه در ایران ولی فرقی نمیکند) میخواهد مثل بخش خودفروش و فرصت طلب و متعصب و اروپا محور کارگران غربی باشیم و نه مثل کارگران فهمیده و متین و انقلابی و کمونیست و انسان دوست آنها. با رهنمود نویسنده، ما باید اربابان واپسگرا و مستبد و بی رحم و جنایتکار فعلی خود را با اربابان دغلکار و کودتاچی و استعمارگر عوض کنیم. این کار درستی نیست. این غیر اخلاقی و ضد بشری است که خواهان کشوری باشیم که دموکراسی اش استعمارگر، استثمارگر، انحصار طلب، کودتاچی و جاسوس پرور و تروریست پرور باشد.
    .
    جناب نویسنده، ایده ای انسانی تر از دموکراسی غربی با پرونده ضد بشری خرابش ، سراغ ندارید؟
    .
    جناب نویسنده، بمب اتمی را که بلشویکها درست نکردند و روی آدمهای بیگناه نیانداختند، دموکراسی ها غربی بودند که چنین کردند.همه آنها الان پروژه های جنگهای هسته ای دارند و کلاهکهای اتمی شان حی و حاضر است.
    .
    در انتها، ما بردگان مزدی ایرانی باید خواهان جامعه ای باشیم که در آن بردگی مزدی (سرمایه داری) وجود نداشته باشد. ما بردگان مزدی ایرانی (کارگران ایرانی)، هر جا که. باشیم، باید خواهان الغای مالکیت خصوصی و دولتی بر وسایل تولید، خواهان اشتراکی کردن همه آنها و خواهان مدیریت شورائی نهادهای اقتصادی باشیم. با این کار ما از تمرکز ثروت و قدرت جلوگیری کرده و باعث میشویم که مرد سالاری و نژاد پرستی و جنایت و دزدی و تبهکاری و سرکوب و استثمار و استعمار و جنگ از بین برود، چون همه اینها از تمرکز ثروت و محروم کردنها و پیشی گرفتن ها می آید.
    .
    آنارکوسندیکالیست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

Page generated in 0٫751 seconds. Stats plugin by www.blog.ca
رفتن به نوارابزار