پنج شنبه, ۳ مهر , ۱۳۹۹
   

Comments

دین دولتی و دکان های محرم اش
بهنام چنگائی
— 7 دیدگاه

  1. از آنجا که او توضیح نداده است که دولت غیر دینی اش دارای چه خصوصیاتی است، من بحث را بسته اعلام میکنم و فکر میکنم جمهوری لائیک او همان جمهوری بورژوا لیبرالی است وگرنه به جمهوری خواهان دموکرات و لائیک نزدیک نبود و با دفاع از آقای فولادی نمی گفت لااقل در کشورهای دموکراتیک غربی، اتحادیه کارگری وجود دارد. ما خوب میدانیم که کشورهای غربی هم دموکراسی وجود دارد وهم اتحادیه های کارگری ولی این را هم خوب میدانیم که آن کشورهای جانی و استعمارگر هستند و کارگران خود را هم استثمار میکنند. مسئله این است که جمهوری لائیک آنها چطور به از بین رفتن استعمار و استثمار منجر نشده است؟ پاسخ ش روشن است: میتوان دموکرات بود اما کماکان جنایتکار و استثمارگر.
    ####
    در زیر مقاله آقای دادور کامنتی نوشتم که آنرا در اینجا با تغییراتی درج میکنم:
    ####
    … آنچه که در سال ۵۷ بوقوع پیوست یک شورش بود. شورش بخشی از استثمارگران علیه بخشی دیگر. انقلاب واقعی انقلاب علیه استثمار نیروی کار است. این دستاورد عظیم تاریخی انقلابیون سوسیالیست قرن نوزدهم اروپا می باشد…
    .
    برای درک مسئله، هر کارگری باید از خودش بپرسد که اگر جمهوری اسلامی برود، آیا من مالک وسایل تولید می شوم و یا اینکه خیر وسایل تولید کماکان در دست آدمهائی خاص باقی می ماند و من باید برای امرار معاش از آنها، چه دولت باشد و چه اشخاص سرمایه دار، گدائی کار کنم. این تست، مثل تست کوید-۱۹، بیماری جامعه و سیاسیون را آشکار میکند، حال چه جامعه و سیاسیونش لائیک باشند، لیبرال باشند، مذهبی باشند و حتی مارکسیست.
    .
    به این میگوئیم تست انقلاب. اکثریت عظیم اپوزیسیونها، چه در ایران و چه در کشورهای جهان، نمیتوانند نشان بدهند که از این تست سربلند بیرون می آیند، آنها همه نوکران سیستم سرمایه داری و لردهایشان هستند. تست آنها همیشه مثبت است.
    .
    انقلاب واقعی، انحصار مالکیت خصوصی و دولتی بر وسایل تولید را از بین می برد، آنها را بدرستی و محقانه، اشتراکی، یعنی متعلق به همه جامعه، از کودک تا بزرگسال، از زن تا مرد، اعلام میکند و مدیریت علمی روند کار-تولید را به خود کارکنان، بردگان مزدی سابق، یعنی کارگران دیروز، می سپارد. با این تغییر بنیادی، تمام تاریخ بشریت و شیوه زندگی تاکنون احمقانه اش از بین می رود. در غیر اینصورت، هیچ چیزی اساسا تغییر پیدا نمیکند و کالای بنجول همیشگی بردگی انسان فقط در بسته بندی دیگری عرضه میگردد.
    ####
    آقای چنکائی باید بتواند نشان دهد که جمهوری لائیک او چگونه از تست انقلاب ذکر شده، سربلند بیرون می اید.
    .
    ما که تا بحال از مقالات او، در بهترین حالت، چیزی بیشتر از دولت لائیک ندیده ایم و اینجا ایشون لطف کرده جمهوری را هم اضافه نموده. جمهوری لائیک هم در بهترین حالتش، جمهوری بورژوا لیبرالی است.
    .
    البته ممکن است بگویند که جمهوری لائیک میتواند سوسیالیستی باشد: جمهوری لائیک سوسیالیستی. اما فعلا او چنین نگفته است.
    .
    در اینجا باید پرسید که در جمهوری لائیک سویالیستی، اداره وسایل تولید در دست چه کسانی خواهد بود؟ اگر در دست کارکنان باشد نه دولت و ارباب خصوصی، چرا نگوئیم جمهوری شورائی لائیک؟ حال اگر بگوئیم جمهوری شورائی لائیک، دیگر اینجا چرا در سیستم شورائی ما باید یک رئیس جمهوری داشته باشیم؟ واژه شورا با جمهور جور در نمی آید.
    .
    پس همان بهتر که بگوئیم ما کارگران خواهان الغای مالکیت دولتی و خصوصی بر وسایل تولید و خواهان اداره شورائی آن توسط کارکنان هستیم. یعنی آقا بالا سر بی آقا بالاسر.
    .
    آنارکوسندیکالیست

  2. بعلاوه، نوشته اید “برابری طلبی طبقاتی”. کمونیستها، لااقل، کمونیستهای آنارشیست، دنبال برابری طبقاتی نیستند، دنبال از بین بردن وجود طبقات هستند. طبقات محصول نابرابری هاست ، خودش بیان نابرابری هاست، برای همین برابری طبقاتی ممکن نیست. مثلا، یک سرمایه دار و یک کارگر هرگز نمیتوانند برابر باشند حتی اگر قانون آهنینی برای آن وضع شده باشد. برای اینکه یک کارگر و یک سرمایه دار برابر باشند باید کارگر بودن و سرمایه دار بودن آنها از بین برود و هر دو بصورت انسان در مقابل هم باشند، یعنی طبقه از بین برود.
    .
    اما کلا، بنظر من، واژه برابری واژه چندان مفیدی در جامعه طقاتی نیست. واژه درست، کمونیسم خواهی است، یعنی الغای انحصار مالکیت بر وسایل تولید و وجه دیگر سکه اش، الغای کار مزدی.
    .
    برابری خواهها معمولا بورژوا هستند. آنها میخواهند همه سرمایه دارها و کارگران در مقابل قانون یکی باشند. ولی از آنجا که ثروت در دست سرمایه دارها متمرکز می شود و ثروت امکانات رشد و تربیت بهتر فراهم میکند، بطور اتوماتیک کودک کارگر در وضعیت مغلوب و نابرابر قرار میکیرند. کوشش در جهت بوجود آوردن شرایط برابر برای بچه کارگر و بچه سرمایه دار کوشش عبثی ست چون سیستم سرمایه داری قادر به جذب همه استعدادها در بازار آزادش نیست و برای همین مجبور است که نابرابری عملی بوجود بیاورد. مثلا برای شستن مستراح، مجبور است انسانهائی که دکترای دانشگاهی دارند نداشته باشد وگرنه هیچ مستراح شوری وجود نخواهد داشت. دنباله توضیح تناقضات سرمایه داری را بگیریم ، بیشتر از اینها خواهیم یافت ، از جمله ضرورت تولید آدمهای آدم کش ، فاسد، روسپی ، دزد و غیره. برابری خواهی سرمایه داری، یک دروغ بزرگ و قابل مشاهده است. جامعه سرمایه داری موجود میلیونها مثال قابل مشاهده درک اثبات درستی حکم جمله قبل عرضه میکند.
    .
    بهترین اندیشه نه برابر خواهی حقوقی و دولتی ، بلکه نابودی بردگی مزدی است. وضعیت جوامع غربی نشان میدهد که راه حل جوامع شان، جلوگیری از فساد و جنگ و امپریالیسم و بردگی مزدی، نه مذهبی شدن و نه بیشتر دموکرتیک شدن (چون بر پایه بردگی مزدی است) و نه فاشیست شدن است. راه حل جوامع آن کشورها مثل بقیه کشورها، الغای بردگی مزدی می باشد.
    .
    البته بحث اصلی هنوز الویت دارد و آن این است که دولت غیر دینی ی که شما میخواهید از چه نوعی می باشد تا ببینیم که من به شما چیزی می چسبانم و یا اینکه حقیقت میگویم.
    .
    آنارکوسندیکالیست

  3. جناب چنگائی ،
    .
    فکر کنم به شما لطف کردم گفتم هوادار بوژوا لیبرالیسم هستید. دولت سکولار شما اگر بورژوا لیبرالیستی نباشد، یا محافظه کار است و یا فاشیست. لطف کردم نه؟ فکر کنم. شاید نه.
    .
    البته تقصیر من نیست که معلوم نیست دولت سکولاری که دنبالش هستید از چه نوع دولت می باشد. خودتان چند سال پیش گفتید با جمهوریخواهان لائیک هستید. برای همین فرض من بورژوا لیبرال بودتان بود. در کامنتهائی هم در دفاع از بعضی از عقاید آقای فولادی گفتید که اقلا در غرب اتحادیه وجود دارد و از این حرفها.
    .
    حال شما که دائم مقاله می نویسید و میگوید دولت دینی بد است و میگوئید دولت سکولار خوب است، همیجا بنویسید که چه دولت سکولاری میخواهید تا من هم دیگر نگویم و یا فرض نکنم بورژوا لیبرال هستید.
    .
    جناب فولادی مینویسد دولت سکولار دموکرات بورژوائی میخواهد و با ماتریالیسم تاریخی اش توجیه اش میکند. این او را بورژوا لیبرال میکند چون در عمل میشود ارباب لیبرال کارگران در پارلمان و یا هر پست سیاسی . من به نتایج عملی کار دارم نه به ادعای افراد در مورد خودشان. اگر به ادعا بود، جمهوری اسلامی هم حکومت مستضعفین بود.
    .
    ممونن اگر پاسخ دهید، وگرنه همان فرض فعلی بر اساس گفته خود شما (همکاری با جمهوریخواهان لائیک)، باقی خواهد ماند. اگر نگفته بودید که با آنها همکاری دارید و یا جزء آنها هستید، مطمئنن قبل از قضاوت، سئوال میکردم.
    .
    بهرحال شاید چیزی هست که نمیدانم و مطمئنن توضیحات شما آنرا روشن میکند و اگر اشتباه میکنم حتما اصلاحش خواهم کرد.
    .
    کلا دولت دینی نخواستن یعنی دولت سکولار خواستن. کار شما این است که توضیح دهید نفی دولت دینی توسط شما قرار است به معنی چه نوع دولتی باشد.
    .
    اگر نمی فهمم دولت بورژوا لیبرالیسم یعنی چه، میتوانیم با این توضیح من آغاز کنیم.
    .
    درک من از بورژوا لیبرالیسم این است که خواهان دولتی است بر پایه مالکیت خصوصی بر وسایل تولید، پلیس و ارتش محافظ آن مالکیت، وجود برابری حقوقی و آزادی احزاب و عقاید، دولتی که قوانینش از طریق پارلمان وضع میشود، قوه قضائیه و مجریه جدا دارد و “مردم” مثلا بر خود حکومت میکنند. مردم یعنی هم کارگران و هم سرمایه داران. این دولت یک محدودیت ارضی هم دارد که میشود یک کشور و “مردم” بعلت دموکراسی پارلمانی وظیفه کشوری دارند و به قانون اساسی احترام میگذارند و از اهالی هستند و خیانت نمیکنند. مثل زمان جنگ.و غیره و ارتباط با دولتهای خارجی. فعلا به محتوای بردگی مزدی این دولت بورژوا لیبرال کاری نداریم.
    .
    توضیحات بیشتری لازم است؟
    .
    منتظرم. توضیح دهید دولت غیر دینی شما چه دولتی است.
    .
    آنارکوسندیکالیست

  4. جناب ناشناس سلامو

    نوشته ایدکه:
    من به جمهوری لائیک (دولت غیر دینی) اعتقاد دارم، برای همین هم شما نظرات بورژوالیبرالی مرا در اینجا بعنوان نظری بورژوا لیبرالی نقد میکنید.

    ناشناس گرامی! فراخور ساده انگاری ست که بورژالیبرالیسم را از دیدگاه های من بیرون کشید و گریبان دیالوگ همه سویه را درین گفتمان بسادگی رفتار شما گرفت.

    آخر در کجای بورژوا لیبرالیسم سیاسی و اقتصادی گفتمان به زدودن بهره کشی انسان از انسان به میان می آید و…؟ نه دوست من بورژالیبرالیسم این نیست که شما می گوئید.

    آن کنارزدن دین از دولتی که من در نوشته هایم گفته و دارم تنها روشنگر سوء استفاده ی دینی از برابریخواهی طبقاتی ست که نامش را هم عدل علی گذارده اند. این تنها کوچکترین سمتگیری دیدگاه های من از سرنگونی رژیم دینی و بازکردن راه فردا برای ساختن جامعه ای ست سوسیالیستی و…!
    باسپاس

  5. جناب چنگائی، من میدانم که شما به جمهوری لائیک (دولت غیر دینی) اعتقاد دارید، برای همین هم من نظرات شما را در اینجا بعنوان نظری بورژوا لیبرالی نقد میکنم. البته نظرات بورژواهای مذهبی را هم نقد میکنم، اما آنها در این سایت مقاله نمی نویسند. آنارکوسندیکالیست

  6. سلام آقا جان گرامی جناب ناشناس؛
    من و شما پیرامون آنچه نوشته اید بارها گفتمان داشته ایم. بنابرین در سرتاپای دیدگاه شما من پایه های آن مبارزه طبقاتی را می بینم که خود و هر نیروی برابریخواه و کمونیست بدان باور سازش ناپذیر دارد. همزمان اما هرکدام ما روش راه یابی ها و راه کارهای کوتاهِ و بلند معطوف به استراتژی ای را دارد و داریم که اندکی شیوه های کار سیاسی و جاری ما را با هم مرزبندی می کند.

    پس من همچون همیشه دین دولتی را بزرگترین دشمن هرگونه فراروئی از شرایط پات و مات کنونی بسوی گذار رو به خیزش سازمانیافته و آگاه و طبقاتی می بینم. از همینرو تلاش کوچک افشاگری و روشنگری من پی یافتن اهرم هائی ست که بتواند مستقل و اجتماعی کلیت رژیم دینی سرمایه سالاری انگل را از سر راه فراروئی نیروی آینده ساز که طبقه کارگر باشد یاری دهد و مبارزه کمونیستی ما را بسوی آینده ی خفه و به زنجیرکشیده شده توسط دین دولتی رها سازد.
    باسپاس

  7. بدبختی کارگران ایران از دینی بودن رژیم نیست بلکه از سرمایه داری بودن آن است. ا
    .
    گر به کشور هندوستان مراجعه کنید کشور سکولاری خواهید دید که پر از فساد و مافیا و آدم کش است. پاکستان و اردن و اسرائیل و آرژانتین و چین و روسیه و فرانسه و آمریکا و انگلیس و صد کشور دیگر هم همینطور. حال چرا در ایران رژیم خیلی بیشتر فاسد است؟ چون بیشتر از کشورهای دیکر زیر ضرب سرمایه داری جهانی قرار دارد. رژیم مجبور است به قاچاق روی آورد و مجبور است برای بقای خود انحصار کند و قدرت را به نیروهای امنیتی بسپارد. همه اینها چون تحریمش کرده اند.
    .
    میگویند ما تحریمش میکنیم تا فسادش زیاد شود، بعد شما هم فسادش را افشا کنید. نمیگویند ما تحریمش میکنیم تا شما بردگی مزدی را از بین ببرید . چرا؟ چون خودشان سرمایه دار و برده مزدی هستند.
    .
    وقتی رژیم سکولار هم بیاید، اگر نوکر نشود، باز هم تحریمش میکنند. الان روسیه و چین و بلاروس و سوریه را هم تحریم کرده اند و انها هم فاسد هستند و سکولار. پس دینی بودن دلیل نیست.
    .
    آقا جان، درد جامعه ایران نه از شاه بود و نه از شیخ است. درد جامعه ایران مثل همه جوامع دیگر وجود بردگی مزدی می باشد.
    .
    آنارکوسندیکالیست
    .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

Page generated in 0٫885 seconds. Stats plugin by www.blog.ca
رفتن به نوارابزار