سه شنبه, ۲۹ مهر , ۱۳۹۹
   

Comments

ترامپ، آبرامز، مکانیزم ماشه، ایران کنترا، اکتبرسورپرایز، و انتخابات آمریکا
محمد علی اصفهانی
— 3 دیدگاه

  1. آقای اصفهانی سلام.
    شما در دنیای مجازی بجز تارگاه ققنوس در اماکنی مثل فیسبوک هم صفحه ای دارین؟ فکر می کنم ایجاد همچین صفحه ای بخصوص در فیسبوک که جنگ طلبها و وابسته ها دست بالا رو دارن تأثیر خوبی داره. در ضمن تقریباً همه اهل قلم هم در فیسبوک گوشه ای دارن که برای ارتباط با مردم خیلی خوبه.

  2. مقاله ای خواندنی و حاوی نکته هایی است که کمتر مورد توجه دیگران قرار گرفته و نشان نگاه مسلط نویسنده بر صحنه سیاست بین المللی و داخلی است.
    شخصا خیلی برای من جالب بود.

  3. بعضی از نظریه پردازانی که برای حفظ سرمایه داری جهانی کار میکنند متوجه شدند که دلیل ندارد جمهوری اسلامی را سرنگون کنند چون این رژیم کاملا ضد کارگر و ضد کمونیست است و مسئله اصلی سرمایه داری جهانی نه اسلام، بلکه کارگر کمونیست می باشد.
    .
    برای همین آمدند گفتند بگذار به خودمان نزدیکشان کنیم تا امکان نوکر کردن و یا اگر لازم شد، سرنگون کردن، زیاد شود. نمی شود بدون نزدیک شدن کودتا کرد و یا شورش راه انداخت. این معاملات آمریکا را با رژیم اسلامی توضیح میدهد.
    .
    این نظریه موفق نشد به دو دلیل، اول وجود مخالفان این نظریه در غرب و وجود غیر قانونی بودن اعمال آنها در چهارچوب حاکمیت آن دوره آمریکا، نه امروز. دوم تیز هوش و بی رحم بودن جناح تندروی رژیم(هوادار جناح شرقی سرمایه داری جهانی) در تشخیص اینگونه سیاستها و بریدن سر جناح هوادار غرب (اصلاح طلبان) با بوجود آوردن بهانه و اتکا به اسلام سنتی.
    .
    مسئله برجام جنگ درونی سرمایه داری جهانی است و در حقیقت به ایران ربطی ندارد. رژیم ایران در هر حالتی، هیچ غلطی نمیتواند بکند. این جنگ که کدام بلاخره رژیم عاجز و درمانده جمهوری اسلامی را نوکر خود قرار است که بکند، مسئله برجام است. البته باید به جمهوری اسلامی “آفرین” گفت که تا بحال توانسته از تضادهای درونی سرمایه داری جهانی برای حفظ رژیم ننگینش استفاده کند. اما نمیتواند برای دراز مدت به این دل خوش کند و می بینید که شرایط اقتصادی و سیاسی جهان در تغییر است و سرمایه داری جهانی هار تر و جنگ طلب تر و فاشیست تر شده است. حال مجبور شده بی طرفی ظاهری اش را کنار بگذارد و به جناح شرقی سرمایه داری جهانی بپیوندد.
    .
    فعلا غربی ها بجای نزدیکی، مثل بلاروس، سعی میکنند انقلاب دموکراتیک راه بیاندازند (به سایت بی بی سی و دویچه وله و رادیو فرانسه و رادیو فردا مراجعه کنید) و شرقی ها چاره ای جز عدم دخالت در امور مستبدین ندارند مگر اینکه جنگ شود، مثل سوریه. در حقیقت مستبدین احتیاجی به کمک ندارند چون کاری جز سرکوب بلد نیستند. این دموکراسی خواهان آب زیر گاه و بورژوا لیبرالها هستند که نیازمند کمک هستند چون دموکراسی گانگستری (دموکراسی سرمایه داری) سیستمی پیچیده در مدیریت بردگی مزدی می باشد. سازمانهای غیر انتفاعی را برای همین ساخته اند. کار آنها تعلیم و تربیت مدیران دروغگو و متظاهر بدتر از آخوندها هستند. مثل بنیاد سوروس و یا رند.
    .
    مسئله کارگران (بردگان مزدی) با همکاری و یا دلخوش کردن به جناحهای سرمایه داری جهانی حل نمی شود. نوکری و بردگی را باید از طریق ایجاد تشکلات ضد سرمایه داری در محل کار و سپس در زمان لازم تعرض به نظام سرمایه داری و دولتهای محافظش، از بین برد. این معنی واقعی آزادی است، غیر از این مهره شطرنج بازیگران سرمایه داری جهانی شدن است و دموکراسی خواهی ها همه ارزشی بیشتر از ریاکاری های آخوندی ندارند.
    .
    آنارکوسندیکالیست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

Page generated in 1٫365 seconds. Stats plugin by www.blog.ca
رفتن به نوارابزار