پنج شنبه, ۳ مهر , ۱۳۹۹
   

Comments

تکذیب حکم اعدام یاحرکت با چراغ خاموش؟
تقی روزبه
— 3 دیدگاه

  1. در ایران همیشه اختناق شاهی و شیخی وجود داشته و هر دو دشمنان درجه یک دهقانان و امروزه کارگران بوده اند. همانطور که در کامنت قبل نوشتم،اختناق واقعی و اصلی در محیط کار وجود دارد و مربوط به معیشت است. این اختناق اسمش هست سرمایه داری. صاحب سرمایه با انحصار مالکیت بر وسایل تولید در واقع صاحب زندگی کارگر می شود چون تمام کانالهای حیاتی کارگر را در دست میگیرد. مثل یک حیوانی که در یک قفس هست و نیازمند قفس دار می شود.
    .
    ریاکاری سیاسی در این است که اختناق را صرفا چیزی مربوط به دولت نشان بدهند نه مربوط به محل کار و مربوط به فعالیتهای معیشتی. برای همین بخش بزرگی از اپوزیسیون الان ریاکار است و خودش خواستار اختناق است.
    .
    سرنگونی جمهوری اسلامی از طریق توده هائی که ضدیت با بردگی مزدی در آنها عمیق نشده، نظمی بوجود نمی آورد که ضد بردگی مزدی (استبداد در امور معیشتی) باشد. حتی اگر این سرنگونی دموکراسی بوجود بیاورد، حکومت شارلاتانها خواهد بود. نمونه آن را در غرب دموکراتیک داریم هر روز تجربه میکنیم. ببینید که چطور جامعه اروپائی آمریکائی در مقابل کرونا گند زد. این مشتی نمونه خروار است. گند زدن دنیا توسط آنها فعلا باشد برای فرصت بعدی.
    .
    حقه بازی سرمایه دارها که متاسفانه مارکسیستهای زیادی را گیج و متوهم کرد در این است که تعریف استبداد را از مسائل معیشتی به مسائل دولتی تغییر داد. اگر قرار است مثلا دموکراسی بیاید،اگر این دموکراسی معیشتی نباشد و فقط باد هوا و بازی های کثیف پارلمان و وزارت باشد ،یک پهن ارزش ندارد. متاسفانه دموکراسی ‘هم اکنون موجود’، چنین دموکراسی ی است.
    .
    البته شاه و سلطنت حتی با همین دموکراسی باد هوا نیز سازگاری ندارند و نداشته اند.
    .
    میگویند شاه میتواند از طریق مشروطه خواهی دموکرات باشد. قبل از این بحث، بحث این است که اصلا چرا باید شاهی وجود داشته باشد تا مثلا مشروطه خواه باشد؟ ما به اندازه کافی ارباب سرمایه دار و مفت خور آخوند زیاد داریم، حالا یک مفت خور دیگر اضافه کنیم برای چه؟ هیچ دلیلی ندارد.
    .
    اگر کشور به نظام سلطنتی برگردد ، بجای دو گروه، سه گروه مفت خور و انگل اضافه می شود: سرمایه دار، آخوندها و سلطنت.
    .
    ممکن است بگویند که سلطنت شر آخوندها را خواهد کند. نه این دروغ بزرگی است. شعارشان بود: خدا، شاه، میهن. یعنی اتحاد سه قشر مفت خور علیه بردگان پائین.
    .
    آنارکوسندیکالیست

  2. درسرزمینی که بنا به گفته افراد حکومتی از هفتاد هشتاد میلیون جمعیت تنها دریک قلم سی وچهارمیلیون حاشیه نشین دارد که نام مستعارزاغه نشین وحلبی آباد نشین و…میباشد و مابقی جمعیت منهای یک لایه پنج تا هشت میلیونی بورژاهای مومن ومقدس متشکله از خود آخوندها و خانم زاده ها وآقازاده های آنان وسران سپاه و…مابقی زحمتکشان شهری وروستائی میباشند که به نان شب نیز محتاج هستند مهم نیست که روشنفکران روزی چند مقاله درست یا اشتباه بنویسند وذکرمصیبت کنند.
    علیه سرمایه داری بنویسند یا علیه استبداد یا علیه…
    چرا که درچنین شریط فقرخشن گوشی برای شنیدن ذکر مصیبت و تحلیل وتفسیر واندرز وجود ندارد.
    در این سرزمین جهنمی کافیست که تور اختناق پاره وآن سی وچهار میلیون زاغه نشین وگور خوابان و…فرودستان شهری وروستائی که بمانند فنری میباشند که دستگاه سرکوب پا روی این فنر گذاشته است تاآنرادر حد اکثر فشردگی نگه دارد ازفشردگی رهاشود.
    آنگاه ببینیم چه کسی خواهد توانست این روابط ومناسبات غارتگرانه اسلام ناب محمدی را که با سرمایه داری پیش رفته که جای خود دارد حتی با سرمایه داری کج وکوله جهان سومی نیز غیر قابل قیاس میباشد را با سُس سکولاریزم ودموکراسی و…بخورد کارگران و…دهد؟.
    مریم مهر تابان؟
    رضا شاه دوم!!!؟
    چنانچه تور اختناق پاره شود”شرایط مشخص”اقتصادی حاکم بربیش از شصت میلیون نفرحرف آخررا خواهد زد.
    بنابراین تضاد اصلی پاره کردن تور اختناق وآزاد شدن فنر وصد البته بدون دخالت امپریالیستهامیباشد ونه درست یا اشتباه بودن فرمایشات روشنفکران ویا خواندن تکراری وکسل کننده برنامه ده ماده ای رو به امپریالیستهادرسیرک های سالیانه برادر مسعود برای پیش فروش تتمه ثروتهای عمومی و دادن قول حاکم کردن روابط ومناسبات غارتگرانه امپریالیستی با نام مستعارتضمین سرمایه گذاری خارجی و…واین بار درزیر پرچم اسلام من درآوردی دموکراتیک!گوگولی مگولی

  3. در این کامنت من مبارزه ضد استبدادی را می شکافم تا ارتجاع از آب گل آلود ماهی نگیرد.
    .
    استبداد رژیم برای حفظ نظام بردگی مزدی است و هر جنبشی که علیه این استبداد بوجود می آید فقط وقتی اصیل و بدرد بخور است که به حد ضد بردگی مزدی برسد. مبارزه سکولارها علیه جمهوری اسلامی نیم بند است و همه وجود استبداد در ایران را در بر نمی گیرد. دلیل این قضیه این است که ضرورت استبداد اساسا از برده سازی می آید. مبارزه بورژوا ها با استبداد قرون وسطا و فئودالها و غیره همیشه دروغ بوده است.
    .
    متاسفانه، نویسنده هیچ وقت هیچ کوششی در جهت بیان روشن این قضیه نمیکند.
    .
    مبارزه با استبداد دو جنبه دارد.
    .
    یک جنبه علیه استبداد بردگی مزدی در محل کار است که نویسندگانی مثل آقای روزبه دائم فراموش میکنند احتمالا چون خودشان کارگری نکرده اند.
    .
    جنبه دیگر استبداد ، استبداد سیاسی – مذهبی استثمارگری است که مخالفت با این نوع خاص مسئله کلیدی آزادی از بردگی مزدی نیست چون بورژوا لیبرالهای سکولار و حتی امپریالیستها هم میتوانند مخالف استبداد مذهبی باشند. اصولا مسئله بردگان مزدی وجود هر نوع نظام دولتی است (استبدادی یا دموکراتیک) چون نظام ها تضمین کننده استبداد اول هستند، یعنی استبداد محل کار که الان در ایران استبداد بردگی مزدی است. الان در کشورهای غربی اروپائی نیز استبداد بردگی مزدی وجود دارد.
    .
    اگر مخالفت با استبداد مذهبی-سیاسی دولت جمهوری اسلامی در سطح موافقت ضمنی با بوجود آوردن دولت سکولار در جا بزند، توده های کارگر به سیاه لشکر استثمارکنندگانشان تبدیل می شوند، حتی اگر مخالفت در چهارچوب مارکسیسم هم باشد.
    .
    حتی میتوان قضاوت کرد که محدود کردن سطح جنبش به صرفا جنبش ضد استبدادی کار سرکوب توده های معترض را هم راحتر میکند، چون وجود عنصر ضد استبدادی ارتجاعی صرفا در محیط و محدوده خاصی در واقعیت عمل میکند که ضد بردگی مزدی نیست و علیه پایه ها و ریشه های کسب سود سرمایه داران حاکم نمی باشد و در نتیجه منبع واقعی تغذیه آنها را قطع نمیکند.
    .
    باید همیشه جنبش ضد استبدادی را ضد بردگی مزدی کرد تا تفاوتش از ارتجاع اپوزیسیون قابل تشخیص باشد. در ادبیات کلاسیک جنبش کمونیستی به این بدرستی میگفتند صف مستقل طبقه کارگر و یا شکل گیری طبقاتی کارگری. متاسفانه اکثر کمونیستهای ایران به درک اهمیت این مسئله نرسیده اند حتی اگر طوطی وار از آن صحبت کنند.
    .
    مقالات نویسنده اکثرا سرنگونی طلبانه است نه ضد بردگی مزدی. برای همین مقالات او محدودیت “عقلی“ بوجود می آورد. می خوانیم: یک جنبش ضد استبدادی و سراسری برای رهائی و غیره. رهائی از چه ؟ علیه کدام نوع استبداد؟ فقط علیه استبداد مذهبی نه استبدادمحل کار در نظام بردگی مزدی؟
    .
    جالب است که نویسنده از ازهاری و “انقلاب بهمن ۵۷” میگوید و اشاره نمیکند که ضد بردگی مزدی نبودن آن شورش های ضد شاه (مثلا انقلاب ۵۷) سرمایه داران اسلامی را حاکم کرد و نظام بردگی مزدی دست نخورد و دودستی به دست مدیران اسلامی جدید داده شد. حال جنبشهای فعلی مورد نظر نویسنده، اگر رژیم را سرنگون کنند، نظام بردگی مزدی را به اربابان سکولار تحویل خواهند داد.
    .
    بردگان مزدی (کارگران: کارکنان کارخانه و اداره و مدرسه و بیمارستان و غیره) باید صف خود را از ضد استبدادیون سرمایه دار جدا کنند و صف مستقل ضد استبداد بردگی مزدی بوجود بیاورند.
    .
    برای اینکه یک شورش اصیل باشد و رهائی واقعی بوجود بیاورد باید علیه استبداد سرمایه داری و دولت سازی باشد.
    .
    آنارکوسندیکالیست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

Page generated in 0٫749 seconds. Stats plugin by www.blog.ca
رفتن به نوارابزار