جمعه, ۱۷ مرداد , ۱۳۹۹
   

Comments

نگاهی به خشونت نهادینه شده، نمونه های آن در امریکا و ایران
فرامرز دادور
— ۱ دیدگاه

  1. در مقاله میخوانیم:
    “ اما واقعیت این است که از نظر حاکمان، حفظ نظام مبتنی بر مالکیت و ثروت خصوصی که در عین حال پدید آورنده محرومیت های ناعادلانه انسانی میباشد به نهاد پلیس جهت کنترل قدرت طبقاتی نیازمند است. در این رابطه است که حق خشونت برای دولت ضرورت پیدا میکند و موازین قانونمند و پاسخگو به نهاد های اجرائی و قانونگذار که “حقانیت” دمکراتیک داشته، مورد حمایت رسانه ها و افکار عمومی نیز باشد، استقرار میابد. در واقع، نهادینه شدن فرهنگِ رضایت در قبال موازین “متمدنانه” جامعه که فاصله عظیم طبقاتی، استثمار و ستمگریهای اقتصادی و اجتماعی عادی جلوه داده شود و بر فراز آن، دستگاه های دولتی به قهر انحصار داشته باشند، واقعیت تلخی در برابر بشریت در جوامع “دمکراتیک” میباشد.”
    پس حال دیگر باید روشن باشد که مسئله زندگی بردگان مزدی ایران نیز نه از دریچه رژیم سکولار دموکرات، بلکه از طریق تعرض مستقیم به روابط سرمایه داری (نظام بردگی مزدی) در ایران ممکن است. رژیم جمهوری اسلامی، اما، بمثابه مدیر سنتی این نظام بردگی مزدی، حیات ننگین خودش را ادامه میدهد تا اینکه روزی کارگران ایران بتوانند منشا حیاتش را از بین ببرند. منشا حیات رژیم جمهوری اسلامی و هر رژیم سرمایه داری دیگر، چه استبدادی و چه دموکراتیک، فقدان وجود ایده علمی کمونیسم شورائی به زندگی و درک ضرورت الغای نظام بردگی مزدی در توده های طبقه ما می باشد. با پیدایش سراسری و جهانی این ایده ، همراه با پیدایش و پیکار تشکلات ضد بردگی مزدی در محل کار، تاریخ روابط طبقاتی بسر رسیده و در نتیجه سلطه انسان بر انسان از بین می رود.
    آنارکوسندیکالیست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

Page generated in 0٫978 seconds. Stats plugin by www.blog.ca
رفتن به نوارابزار