شنبه, ۸ آذر , ۱۳۹۹
   

Comments

یک یادآوری کوچک در یازدهمین سالگرد شکل گیری جنبش سبز
محمد علی اصفهانی
— 2 دیدگاه

  1. رژیم درراستای سفید سازی از مهرهها وجریانات سوخته وجراحی داخلی ویک دست سازی از این کلمات استفاده میکند حتی این کلمات وبد ترازآن را نثارمجاهدین هم میکند وحتی جوری برای خطر!مجاهدین تبلیغ میکند که تو گوئی این فرقه بی آبروی بد نام مزدورامپریالیست تا چند ساعت دیگرتهران را فتح میکند.
    اما در این میان امثال مجاهدین و نویسنده که بعلت پیوند شیعه گری با اجداد حاکمیت که در معنی اجداد خود اینهانیزمیباشند غیرممکن است به حاکمیتی که محتوای اسلامی ویا پسوند اسلامی نداشته باشد رای دهند هموراه بمانند مجاهدین با بزرگ نمائی های شاخدار از خودشان یا یک مهره مصرف شده بازی شطرنج رژیم دشمنی خود با شکل گیری هر نوع حکومت غیراسلامی را بنمایش می گذارند.
    جالب اینکه امپریالیستهاازموسوی وجنبش سبزسیدی ومجاهدین دفاع علنی کرده تا جائیکه جرج بوش بهترین دوستان خود راآنان نامید و رودی جولیانی دموکرات!بارها اعلام کرده امریکا باید حکومت ایران را بردارد ومجاهدین را جایش بگذارد.
    همچنین دو هفته پیش دویست وبیست تن از نمایندگان دموکراسی امپریالیستی در سنا ومجلس نمایندگان مردم!امریکا با امضاءیک نامه رو به وزیرامورخارجه خود همان خواست رودی جولیانی بی حیارا تکرارکردند.
    نامه ای که قلدرمنشی نمایندگان دموکراسی امپریالیستی درتوهین آشکار به مردم ایران ولیاقت نداشتن آنان در انتخاب نظام حکومتی آینده خود واحتیاج آنان به قیم را بطرزحال بهمزنی بنمایش گذاشته است.
    حال بگذریم از اینکه سیاست تحریم مردم وتسلیم آنان به جمهوری دموکراتیک! اسلامی رجوی پس از جمهوری اسلامی سیاستی است که فقط بدرد سطل آشغال میخورد.
    چرا که اگر حتی سه چهارهزارایرانی شرافت مند هم در بین پنجاه میلیون باشد همان برای استقبال بسیار گرم ازبرادر مسعود و افراد خانه سالمندان آلبانی کافیست.

  2. جنبش سبز چیزی نبود جز جنبش بخشی از سرمایه داران (استثمارگران) جمهوری اسلامی علیه بخشی دیگر. مطمئنن اگر جنبش سبز میتوانست بردگان مزدی بیشتری را جذب کند موفق بود همانطور که سیاستمداران غربی و شرقی سرمایه داری جهانی برای موفقیت حاکمیت خود سیاه لشگر و هوادار تدارک می بینند. اما مسئله کارکران (بردگان مزدی) ایران دعواهای مابین سرمایه دارهای مختلف مذهبی و غیر مذهبی نیست. مسئله کارگران ایران سیستم بردگی مزدی است. مدیریت این سیستم بردگی مزدی میتواند مدیریت خمینی ، شاه ، مصدق ، توده های های استالینیست، یا رهبران سبز باشد. هر چه باشد باید بردگی مزدی الغا شود و مدیران سیاسی و اقتصادی اش برای امرار معاش مثل بقیه باید در شوراهای کارگری محل کار قرار بگیرند و آقا بالا سری وجود نداشته باشد. بردگان مزدی ایران باید خود را برای چنین وضعیتی آماده کنند نه اینکه سگ و نوکر یک سرمایه دار شوند. آنارکوسندیکالیست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

Page generated in 2٫376 seconds. Stats plugin by www.blog.ca
رفتن به نوار ابزار