دوشنبه, ۱۸ فروردین , ۱۳۹۹
   

Comments

شرط درونی سقوط ج.ا فراهم است،شرط بیرونی را رصد کنیم
محمد علی اصفهانی
— 18 دیدگاه

  1. قسمت مربوط به رفرم را توضیح بیشتر بدهم تا سوء تفاهم پیش نیاید.
    .
    ۱ – جنبش کمونیستی کارگری، برای من جنبش آنارکوسندیکالیستی، علیه سرمایه داری (بردگی مزدی) است و دنبال درست کردن دولت خیر و سوسیال دموکرات و لیبرال و غیر نولیبرالیسم و غیره نیست. جنبش کمونیستی کارگری باید دنبال بوجود آوردن حاکمیت تشکلات کمونیستی کارگری (بردگان مزدی، اکثریت مزدبگیران) بر جامعه، بجای دولت و نهادهای بردگی مزدی باشد.
    ۲ – وقتی طبقه کارگر آگاهی کمونیستی و تشکلات لازم را ندارد، کارگران دنباله روی سیاستمداران سرمایه داری هستند و یا منفعلند. آنها ممکن است از طریق رفرمیستهای چپ و راست، مثل لیبرالهای گوناگون در جهان و یا اصلاح طلبان چپ و راست در ایران، از جمله مارکسیستهای غیر شورائی، دولتها را مجبور به رفرم کنند. ما بردگان مزدی آنارکوکمونیست، از آنها حمایت نمی کنیم. اما اگر رفرم حاصل شد، سیاسی و یا غیر سیاسی، با آن مخالفت هم نمی کنیم.
    ۳ – این بحث که مرحله به مرحله باید حرکت کرد و از طریق رفرم دولتها کار را پیش برد، تاریخا جواب نداده چون سیستم سرمایه داری و دولتش عمیقتر از حدی است که معمولا نشان داده می شود – به کتابهای فلسفه سیاسی توجه نباید کرد. تمام دولتها مثل جمهوری اسلامی، دارای دولتهای عملی-واقعی عمیق هستند و دارای تشکلات تروریستی و سرکوب گر و توطعه گر مسلح قانونی و فراقانونی دارند. مارکسیستها بدام این رویکرد افتادند و کارشان از طریق فساد درونی به فاجعه کشید. رفرمیسم در جنبش ضد سرمایه داری “عفونت” سیاسی-عقیدتی بوجود می آورد چون مجبور است نهادهای سلطه بر طبقه کارگر را پیش فرض قرار دهد، چه نظری چه عملی.
    اضافه شود،
    ۳ – در ارتباط با جنگ و اعتراض و شورش و مبارزه مسلحانه و غیره، ما با هر نوع جنگ و مبارزه مسلحانه و شورش بورژوائی مخالفیم. این حرکتها تنها وقتی قابل تائید هستند که توده ای، علیه مناسبات سرمایه داری و تحت کنترل شوراهای کمونیستی کارگری باشند – چیزی تقریبا شبیه جنگ داخلی در اسپانیا در سال ۱۹۳۶٫ مثلا جنبش جلیقه زردهای فرانسه قابل تائید نیست چون علیه روابط سرمایه داری نبود. در این جنبش حتی عناصر ناسیونالیستی وجود داشت. جنبش کارگری – کمونیستی نمی تواند ناسیونالیستی باشد.
    .
    آنارکوسندیکالیست

  2. به فولادی، جواب به سئوالات و فضل فروشی های تو در زیر مقالاتت موجود است. به آنها مراجعه کن. آنارکوسندیکالیست

  3. به ناشناس،
    مطمئنن در وحدت و اشتراک، اربابان موجود در اپوزیسیون ترجیح میدهند وارد عمق قضایا نشوند و اتحاد را در سطح ماست مالی عقاید نگه دارند چون رسم روزگار به نفع آنان است – جامعه طبقاتی است.
    رابطه استثمارگر و استثمار شونده رابطه بنده و ارباب است، هیچ اتحادی در میان این دو طبقه جز قبول بندگی برای کارگر قابل تصور نیست. این جبر جامعه طبقاتی ست. اتحاد سیاسی بین طبقه ارباب و برده مزدی در ماهیتش مثل محل کار است، محصولش تو جیب ارباب می رود و بنده باید برای رفاه و آسایش ارباب بمیرد و استثمار شود.
    آنارکوسندیکالیست

  4. سوآل ازآنارکوناشناس: جنابعالی خودت را ،،برده ی مزدی،، معرفی میکنی. به مابفرمایید۱- بردگی مزدی یعنی چه؟ ۲- ازکی، و چرا وارد مناسبات انسان هاشده؟.به این دوسوآل پاسخ بده تاباتوجه به پاسخ ات سوآل های دیگری مطرح نمایم. لطفن پاسخی که میدهی معتبر یعنی علمی ، تاریخی و مستند به فاکت تاریخی-تجربی بوده، یعنی علمیت و عامییت داشته باشد نه دیمی ودلبخواهی.

  5. آنارکوسندیکالیست گرامی،
    غرض، فقط شفاف تر شدن مواضع بود، و نه بحث. طبعاً من مثل شما فکر نمی کنم، به مرحله یی بودن مبارزه، به تعیین هدف های مرحله یی، و به حرکت از پلاتفرم های حد اقلی مشترک در هر یک از مراحل به تناسب آن مرحله به سمت پلاتفرم های متناسب بامرحله ی بعدی و مرحله های پی در پی بعدتر از بعدی معتقدم.
    اعتقاد من به ضرورت مبارزه به منظور سرنگونی ج.ا، با خواست های مشترک حد اقلی هم متناسب با مرحله ی فعلی است که چنین امری را برای رسیدن به مرحله و مرحله های بعدی، اجتناب ناپذیر کرده است.
    موفق باشید.

  6. ادامه بحث با ناشناس برای کمک به او برای درک نظرات من،
    .
    مطلب را بصورت دیگری طرح میکنم. بصورت سئوالاتی از خودم.
    .
    سئوالاتی از خودم:
    .
    – اگر شورشهای غیر کمونیستی اما سرنگونی طلبانه علیه رژیم بدرد نمی خورند، پس الزاما با سرنگونی رژیم نباید مخالف باشی چون در اصل قضیه فرقی نمیکند، چه این رژیم و یا چه رژیم دیگر. غیر کمونیستها رژیم دیگری میخواهند، حال تو چکار داری؟
    پاسخ:
    درست. چنین است و سرنگونی رژیم بگذار باشد، بمن چه. اما من کماکان معتقدم که مشکل کارگران فقط وجود رژیم نیست، مشکل وجود روابط استثمارگرانه سرمایه داری است. رژیم جمهوری اسلامی و رژیمهای دیگر همگی حفظ کننده این روابط هستند. اگر رژیم توسط نیروهای کارگری غیر کمونیست سرنگون شود، برای من اصلا مهم نیست و مخالفتی نمی کنم. من فعالیتم را در ارتباط با رژیم جدید ادامه خوام داد. فعالیت من همیشه در راستای افشای استثمارگری و دروغگو بودن سیاستمداران و ایدئولوگهای نظام طبقاتی جامعه در ایران و جهان برای پایه ریزی انقلاب کمونیستی است.
    .
    – اگر این رژیم با رژیم بعدی فرقی ندارد، چرا اصلا رژیم سرنگون شود، چه بهتر که رفرم شود، درست؟
    درست. من با رفرمیسم از این لحاظ مخالف نیستم که بردگان مزدی نفس راحت تر نخواهند کشید، ممکن است نفس راحت تر بکشند، ممکن است خیر و کار به وضعیت فلسطین و افغانستان و لیبی بکشد، یعنی جنگهای بی انتها. مشکل من با رفرمیسم در این است که مسئله استثمار یعنی بردگی طبقه کارگر را حل نمیکند. برای همین با رفرمیسم مخالفم اما با رفرم نه.
    .
    – پس اگر امکان رفرم در انتخابات دیدی باید با انتخابات رژیم موافق باشی، درست؟
    خیر. اگر نیروی کارگر کمونیست سازماندهی لازم را داشته باشند و به اندازه کافی باشد، به رفرم احتیاجی نیست و انقلاب باید کرد و رژیم را باید سرنگون نمود. اگر نباشد، در انتخابات نباید شرکت کرد و همین عدم کفایت کمونیستی، خودش رفرم را بوجود خواهد آورد. کار ما نشان دادن این است که رفرمها مسئله بردگی مزدی را حل نمیکند. بجای شرکت در انتخابات ما فعالیتمان (صرف انرژی امان) را در خدمت اشاعه ایده کمونیسم و سازماندهی ضد بردگی مزدی در محل کار و زندگی میگذاریم.
    .
    میتوانید ادامه بدهید. لطفا با دقت بخوانید، فکر کنید و نظرتان را بنویسید.
    متشکر.
    .
    آنارکوسندیکالیست

  7. ادامه بحث با ناشناس،
    نوشته اید که:
    .
    “شرایط جامعه ما طوری است که «انقلاب کمونیستی» در دسترس است و در آینده خیلی نزدیک می تواند تحقق یابد.
    باید توضیح بدهم که منظورم از «خیلی نزدیک»، تا زمانی است که هنوز کل باقی مانده از ایران و سرمایه های جامعه ایران و امکانات اندک موجود را ج.ا به باد نداده است و امیدی هنوز به کاری می رود. چون با این اوضاع و احوالی که می بینیم هر روز به چنان فاجعه ای نزدیک تر می شویم.”
    .
    بحث من:
    انقلاب کمونیستی نیازمند آگاهی کمونیستی و بوجود آمدن تشکلات ضد سرمایه داری وسیع آنهاست. هرچند بعلت وجود بردگی مزدی ضرورت و امکان انقلاب کمونیستی وجود دارد، اما فعلا بالفعل نیست. کوشش امثال من بالفعل کردن چنین چیزی است. این بالفعلگی اساسا وابسته به بوجود آمدن ذهنیت کمونیستی است که بخش بزرگی از آن مربوط است به خنتثی کردن تبلیغات و ترویجات و خرافات و غیره در ذهن بقیه طبقه. این خنثی کردن ضرورت دارد چون ارتجاع استثمارگر برای استثمارگری مجبور است که ذهن کارگران را از واقعیات دور کند بطوریکه آنها منافع شخصی و طبقاتی خود را ندیده و برای موهوماتی که در ذهنش کار میگذارند فعالیت کند.
    در مورد از بین رفتن ایران و غیره، میتوانیم در مورد این موضوع بعدا صحبت کنیم. مجددا اشاره کنید، بحث را بروی این موضوع متمرکز کنید، منهم ادامه خواهم داد.
    .
    نوشته اید:
    .
    بحث من:
    .
    “در بقیه انواع مبارزه برای سرنگونی ج.ا چون از نوع «انقلاب کمونیستی» نیستند و فقط به تعویض مهره ها در نظام سرمایه منجر می شوند نباید شرکت کرد، و باید در عمل (نه الزاماً در سخن و با صراحت، بلکه عملاً و بدون تصریح) گفت که یا انقلاب کمونیستی و یا همین رژیم فعلی.”
    .
    درست است. من دقیقا چنین اعتقادی دارم و توضیح دادم چرا. باید تبلیغ و ترویج کمونیستی کرد. باید توضیح داد که وارد هر جنبش سرنگونی نشد. باید توضیح داد که باید فقط و فقط برای سرنگونی کمونیستی رژیم فعالیت کرد. این اصلا کار غلطی نیست. سرمایه داران اپوزیسیون دارند در عمل با ما بردگان مزدی کمونیست همین کار را میکنند. آنها میخواهند ایده الغای سرمایه داری را از جنبش ضد ارتجاع (جنبش ضد ارتجاع علیه بردگی مزدی و نیروهای حفظ آن از جمله دولت جمهوری اسلامی و دولتهای دیگر می باشد) دور کنند. حال چرا ما عقب بشینیم تا آنها افکار استثمارگرانه خود را در ذهن طبقه ما حاکم کنند؟ خب، ما هم اجازه نمیدهیم.
    من از زاویه منافع طبقاتی خودم توضیح دادم. شما میتوانید برای من توضیح دهید که منافع طبقاتی برده مزدی ی مثل من و یا خودتان چه می باشد و چرا باید دنبال جامعه کمونیستی نرفته و برای حاکمیت شیخ و شاه و امپریالیستهای غربی و شرقی (اربابهای خودم) کوشش کنم. فعلا معتقدم که برای خودم و طبقه ام باید فکر و عمل کنم نه اربابهایم.
    شما میتوانید قشر و طبقه خودتان را توضیح بدهید و بگوئید که برای منافعتان چه چیزی ضروری است و بعد میتوانیم وارد مبحث ارزشها شویم. میل خودتان استو هنوز کورونا نگرفته ام!
    .
    کلا میتوانید ادامه بدهیم، خیلی خوشحال خواهم شد.
    .
    آنارکوسندیکالیست

  8. درپاسخ من که پرسیدم: پیش شرط انقلاب کمونیستی چیست وکدام جامعه وکشور دراولویت این انقلاب قراردارد. انارکوناشناس میگوید: ،،پیش شرط انقلاب کمونیستی باپیدایی جامعه طبقاتی شروع شد نه فقط پیدایش سرمایه داری،،. این یعنی اولن نفی وانکار تکامل اجتماعی، وثانین تاکیدمجددبرآن نظر واپسگرایانه ی دینی مذهبی اش که میگوید:درتمام طول تاریخ از،،پیش ازباستان،، به بعد، فقط وفقط یک انقلاب وجود دارد وبس،،. کدام جامعه راپاسخ نداد، امااز مضمون کلام و بینش دینی مذهبی ضدتکاملی اش می توان چنین برداشت کردکه : اولویت آن ،،تنها انقلاب موعود،، باکدام کشوراست!

  9. آنارکوسندیکالیست گرامی، در پاسخ به دوستی دیگر نوشته است «پیش شرط آن [انقلاب کمونیستی] وجود استثمار نیروی کار است. چون در ایران بردگی مزدی حاکم است، انقلاب یعنی الغای سرمایه داری. پیش شرط انقلاب کمونیستی با پیدایش جامعه طبقاتی شروع شد نه پیدایش فقط سرمایه داری.»

    روی این حساب، همیشه و در همه حال و در همه ی کشور ها، پیش شرط تحقق آنچه ایشان نوشته است وجود داشت و دارد و خواهد داشت!
    اما بر فرض درست بودن حرف ایشان، یک پرسش جدید مطرح می شود:
    وقتی که بعد از سده ها، علی رغم وجود این «پیش شرط»، خبری از انقلاب مورد نظر ایشان به جز در چند کشور(آن هم با آن شکل و شمایل و آن ماهیت) رخ نداده است، چرا باید مردم ایران را از مبارزه با ج.ا باز داشت (یا مبارزه آن ها را تخطئه کرد) و به رؤیای از نظر ایشان شیرینی اینچنین پا در هوا (و عملاً دست نیافتنی) حواله داد؟

    آنچه در این مقاله، در توضیح شرط بیرونی و شرط درونی، و این که «نقش تعیین کننده ی شرط بیرونی،عملاً کمتر از نقش تعیین کننده ی شرط درونی نیست» آمده است، شاید بتواند به روشن تر کردن قسمتی از بحث (حتی با پذیرش چشم بسته و بی جر و بحث و بی دعوا و مرافعه پیش شرط مورد نظر ایشان) کمک کند.

    من همچنان اصل را بر درست بودن دو نتیجه گیری خودم از کامنت های ایشان می گذارم.

  10. پاسخ:
    انقلاب کمونیستی یعنی الغای یردگی مزدی. پیش شرط آن وجود استثمار نیروی کار است. چون در ایران بردگی مزدی حاکم است، انقلاب یعنی الغای سرمایه داری. پیش شرط انقلاب کمونیستی با پیدایش جامعه طبقاتی شروع شد نه پیدایش فقط سرمایه داری.
    آنارکوسندیکالیست

  11. آنارکو نوشته: ،،امکان انقلاب کمونیستی وجوددارد،،. جناب آنارکو!لطفن کمونیسم ،و انقلاب کمونیستی ، و پیش شرط این انقلاب را تعریف کنید، وتوضیح دهید وقوع آن درکدام جامعه یاکشور دراولویت است وچرا؟ به شرط پاسخگویی چندسوآل دیگر درپیوند با ابن موضوع مطرح خواهم کرد.

  12. آنارکوسندیکالیست گرامی!

    ظاهراً شما با دو نتیجه گیری من از پاسختان به پرسشی که از شما شده بود مشکلی ندارید. من این دو نتیجه گیری را در قسمت پاسخ به پاسخ (زیر پاسخ شما) گذاشته بودم.
    با تصحیح جا افتادگی ها و با اندکی تغییر، این دو نتیجه گیری را در اینجا به صورت مستقل تکرار می کنم.
    دو نتیجه گیری من از پاسخ شما که البته می توانند نتیجه گیری های دقیقی نباشند:

    یک:
    شرایط جامعه ما طوری است که «انقلاب کمونیستی» در دسترس است و در آینده خیلی نزدیک می تواند تحقق یابد.
    باید توضیح بدهم که منظورم از «خیلی نزدیک»، تا زمانی است که هنوز کل باقی مانده از ایران و سرمایه های جامعه ایران و امکانات اندک موجود را ج.ا به باد نداده است و امیدی هنوز به کاری می رود. چون با این اوضاع و احوالی که می بینیم هر روز به چنان فاجعه ای نزدیک تر می شویم.

    دو:
    در بقیه انواع مبارزه برای سرنگونی ج.ا چون از نوع «انقلاب کمونیستی» نیستند و فقط به تعویض مهره ها در نظام سرمایه منجر می شوند نباید شرکت کرد، و باید در عمل (نه الزاماً در سخن و با صراحت، بلکه عملاً و بدون تصریح) گفت که یا انقلاب کمونیستی و یا همین رژیم فعلی.

  13. به ضد مجاهد و هر ضد کمونیست دیگر،
    برای توضیح دولتهای مارکسیستی چین و روسیه و سوء استفاده از بدنامی آنها، به کامنت من در زیر مقاله آخر آقای چنگائی مراجعه کنید.
    آنارکوسندیکالیست

  14. این سئوال:
    “حالا که امکان «انقلاب کمونیستی» (به خوب و بدش کاری ندارم) وجود ندارد، آیا باید تا زمانی که امکان «انقلاب کمونیستی» فراهم نیامده است مبارزه برای سرنگونی را به تعویق بیاندازیم تا نکند بعد از این رژیم دوباره دچار حکومت طرفدار «روزمزدی» بشویم؟”
    .
    پاسخ:
    – امکان انقلاب کمونیستی وجود دارد، برای همین “حالا که امکان انقلاب کمونیستی … وجود ندارد”، پیش فرض درستی نیست.
    دلیل اینکه ذهنیت کمونیستی در میان کارگران ایران و جهان فعلا بسیار محدود است، طبیعتا و قاعدتا، ضعف در تبلیغات و ترویجات و تاکتیکهای کمونیستها و به انتها رسیدن برخی از محدودیتهای مارکسیسم است. تا وقتی که بردگی مزدی وجود دارد، هم امکان انقلاب کمونیستی وجود دارد و هم الغای بردگی مزدی معنای واقعی آزادی را تعیین می کند.
    – از زاویه منافع بردگان مزدی، درست مثل نوعی که سرمایه دارها منافع خود را می بینند، هزینه کم، بارآوری بالا، کار درست در فعالیت جامعه کمونیستی سازی است. برای همین سرنگونی های غیر کمونیستی بدرد نخور و پر هزینه اند و صلاح مبارزه کمونیستی کارگران کمونیست شده نیستند. هیچ شاهدی وجود ندارد که سرنگونی غیر کمونیستی دیکتاتوریها کمکی به کارگران کمونیست میکند.
    سرمایه داران لیبرال و سکولار و غیر اسلامی یا مذهبی بطور کلی ممکن است در سرنگونی غیر کمونیستی رژیم منافع داشته باشند. اما ما کارگران خیر، مخصوصا اینکه این خود سرمایه داران نیستند که شورش میکنند، بلکه آنها توده های برده مزدی را گوشت دم توپ و سرباز پیاده جنگ خود میکنند. بعنوان برده مزدی کمونیست، من نمیتوانم از کارگران دیگر بخواهم که برای استثمارگرانشان انقلاب کنند!
    تمام “انقلابات” سرمایه دارها در تاریخ از جمله انقلاب معروف فرانسه، توسط انواع بردگان و بردگان مزدی صورت گرفته، نه توسط سرمایه دارها و یا مالکین وسایل تولید بزرگ. سرمایه دارها پشت میز می نشینند و تهییج میکنند و جنگ راه می اندازند. این جنگ توسط استثمارشوندگان صورت می گیرد. سربازگیری یعنی کشیدن استثمارشوندگان به خارج از محل کار و فرستادن آنها به قتا هم طبقه خود برای منافع سیاسی.
    – کار کارگران کمونیست شده، تبلیغ و ترویج کمونیسم ضد سرمایه داری است. این شامل ضدیت با نقش دولت ضد کارگری و ضد زن و ضد علم جمهوری اسلامی هم می شود. در این تبلیغ و ترویج، ارتجاع دولتهای دیگر سرمایه داری از جمله دولتهای دموکراتیک و غیر دموکراتیک امپریالیستی نباید فراموش شود و گرنه کار انقلاب کمونیستی ضربه میخورد. مثلا همین الان، نباید از تحریمها برای سرنگونی رژیم استفاده کرد، باید ماهیت ضد بشری تحریمها را افشا نمود. تحریم جنگ بین استثمارگران است.
    – خیلی واضح است که کارگران کمونیست با استثمارگران خود نه هم منافع هستند و نه میتوانند متحد شوند. یک زنی که توسط شوهرش هر روز مورد تجاوز قرار میگرد، چاره ای ندارد تا از شر آن شوهر خلاص شود (با طلاق و یا هر وسیله دیگر)، نه اینکه با او متحد شود تا مثلا بچه ها بی پدر و مادر نشوند. دلیل قضیه این است که اگر آن زن با متجاوزگر خود متحد شود، بچه ها در واقع تربیت خراب و ذهن فاسد پیدا میکنند. وضعیت طبقه کارگر (بردگان مزدی) با استثمارگران سرمایه دار هم مثل آن زن است. استثمار نیروی کار جنایت علیه بشریت است، مثل تجاوز شوهر به همسرش. برای همین نمیتوان آنرا نادیده گرفت و انتظار داشت که از آن “وحدت” چیزی جز فلاکت بدست خواهد آمد.
    .
    متشکر از طرح سئوال.
    اگر سئوال بیشتری دارید لطفا بیان کنید.
    آنارکوسندیکالیست

    • دو نتیجه گیری من از پاسخ شماکه البته می توانند نتیجه گیری های دقیقی نباشند:
      ۱) شرایط جامعه ما طوری است که «انقلاب کمونیستی» در دسترس است و در آینده خیلی نزدیکی می تواند تحقق یابد.
      ۲) در بقیه انواع مبارزه برای سرنگونی ج.ا چون از نوع «انقلاب کمونیستی» نیستند و فقط به تعویض مهره ها منجر می شوند نباید شرکت کرد و در عمل(نه الزاماً در سخن) گفت که یا انقلاب کمونیستی و یا همین رزیم فعلی.

  15. برادر مسعود سال جاری میلادی را سال سرنگونی رژیم واستقرار جمهوری دموکراتیک اسلامی بجای آن اعلام کرده اند اما متاسفانه توده ها ساز دیگری بجزاسلامی میزنند. این تضادباید بدست ارتش آزادیبخش امریکا بنفع برادر حل شود که انشالله تعالی حل خواهد شد.

  16. آنارکوسندیکالیست گرامی!

    یک پرسش:
    حالا که امکان «انقلاب کمونیستی» (به خوب و بدش کاری ندارم) وجود ندارد، آیا باید تا زمانی که امکان «انقلاب کمونیستی» فراهم نیامده است مبارزه برای سرنگونی را به تعویق بیاندازیم تا نکند بعد از این رژیم دوباره دچار حکومت طرفدار «روزمزدی» بشویم؟
    همه شواهد نشان می دهند که «انقلاب کمونیستی» اگر فرضاً خیلی چیز خوبی هم باشد حالا حالا هادر ایران عملی نیست.

  17. رابطه بین کار و سرمایه از یک مغازه کوچک تا یک کمپانی بزرگ چند ملیتی بانکی و یا صنعتی، توتالیتراست.
    واژه توتالیترا واژه ضد انقلابیون پرو سرمایه دار غربی علیه سرمایه داری دولتی مارکسیستی بلوک شرق بود. بردگان مزدی غربی نا آگاه و فریب آتوریته خورده غربی این واژه را می خریدند و نشخوار میکردند و سرمایه داری بودن و استعمارگر بودن دولتهای خود را فراموش کرده و به اعمال سرکوبگرانه و جنایتکارانه و استعماری آن دولتها آری میگفتند.
    برای خدمت به دولتهای غربی، از راه دیگری وارد شوید، این راه دوره مصرفش تمام شده و مربوط به جنگ سرد آن دوران است.
    بسادگی، دولت جمهوری اسلامی مثل دولتهای غربی، محافظ روابط استثمارگرانه سرمایه داری است و مثل آنها باید سرنگون شود نه کمتر و نه بیشتر. اگر سرنگونی برای بوجود آوردن روابط کمونیستی نباشد، ارتجاعی و ضد بشری است.
    آنارکوسندیکالیست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

Page generated in 0٫771 seconds. Stats plugin by www.blog.ca
رفتن به نوارابزار