سه شنبه, ۲۹ مهر , ۱۳۹۹
   

Comments

طرح ترور خدا در ایستگاه تاکسیرانان ایرانی
آرام بختیاری
— 2 دیدگاه

  1. دین به اشاعه خرافات برای حکومت کردن تبدیل شده است چون موثر است، مثل اختراع زه. دین محصول علم ارتجاعیون است. ما داریم علم ارتجاع و علم انقلاب. ما نداریم انقلاب یعنی علم و ارتجاع یعنی ضد علم. ضد علم بودن ارتجاع ظاهر قضیه است. در باطن ارتجاع علم وجود دارد، علم تسلط بر سرنوشت انسانهای دیگر و علم زالو بودن.
    اشاعه خرافات و تبلیغ و ترویج مهملات فعالیتی علمی برای از بین بردن آگاهی (علم) در بردگان مزدی ست.
    آنارکوسندیکالیست

  2. فلسفه نمیتواند علمی باشد چون تجربی نیست. افکار فلسفی ممکن است به علم کمک کند و یا حتی نکند و در بهترین حالت میتواند در شکل گیری فرضیه ها مفید باشد. علم فلسفه نیست و فلسفه علمی نداریم. برای تغییر جهان به فلسفه نمیتوان و نباید اتکا کرد. برای تغییر جهان باید به علم اتکا کرد. علم متکی به مشاهده و تحربه و آزمایش و اجماع است.
    علوم اجتماعی اساسا بصورت مبارزه طبقاتی وجود دارد. علم اربابان سرمایه علیه علم بردگان مزدی کمونیست.
    سانسور کردن، وارانه جلوه دادن و اتکا به تبلیغ و ترویج افکار غیر علمی و خرافی علم سرکوب انقلاب است، علمی است که کار میکند و موثر واقع می شود.
    بخشی مهمی از فعالیت و عمل علمی انقلاب بردگان مزدی از بین بردن تاثیر کار علمی حکومت کردن مرتجعین است.
    ما در مبارزه طبقاتی تضاد بین علم و ضد علم نداریم. چیزی که داریم تضاد بین علم انقلاب بردگان مزدی علیه علم حاکمیت کردن است. علم حاکمیت کردن علمی است که در آن افکار بردگان مزدی از طریق علمی تخریب می شود تا علمی فکر نکنند و بازنده باشند، مثل زهر گذاشتن برای موشها که کاری علمی ست.
    مارکسیستها این مسئله را درست نفهمیدند.
    آنارکوسندیکالیست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

Page generated in 1٫544 seconds. Stats plugin by www.blog.ca
رفتن به نوارابزار