سه شنبه, ۱۹ فروردین , ۱۳۹۹
   

Comments

زن و امام جمعه مسکو !
اژدر امیری
— 45 دیدگاه

  1. دوستان فولادی، زن زورگو در غرب :
    #####
    طرح اتهامات تازه علیه وزیر کشور بریتانیا

    ۱ ساعت پیش

    همرسانی در فیسبوک
    همرسانی در Telegram
    همرسانی در توییتر
    همرسانی در ایمیل

    همرسانی

    حق نشر عکس PA Wire
    Image caption پیریتی پَتِل، وزیر کشور بریتانیا

    در پی مطرح شدن ادعاهایی علیه پیریتی پتل، وزیر کشور بریتانیا در روزهای گذشته،‌ اکنون بی‌بی‌سی دریافته که او قبلا هم متهم به زورگویی به کارکنان تحت مدیریت خود شده بود. این اتهامات به دوره کاری “پریتری پَتِل” به عنوان وزیر توسعه بین‌المللی بریتانیا بین سال‌های ۲۰۱۶ تا ۲۰۱۷ مربوط می‌شود.

    به تازگی اتهامات مشابهی هم علیه خانم پتل در دوره کاری او در وزارت کشور و وزارت کار و بازنشستگی مطرح شده است.

    خانم پتل همه اتهامات مطرح شده را رد کرده است.

    موارد اتهامی که اکنون بی بی سی به آن پی برده، بعد از کناره‌گیری خانم پتل از سمتش به عنوان وزیر توسعه بین المللی در سال ۲۰۱۷،‌ به اطلاع یک مقام ارشد این وزارتخانه رسیده بود.

    روز دوشنبه هم بخش انگلیسی بی بی سی گزارش داده بود که یک مقام وزارت کار و بازنشستگی بعد از اینکه مدعی شده بود خانم پتل در سال ۲۰۱۵ او را مورد زورگویی و ارعاب قرار داده، مبلغ ۲۵ هزار پوند دریافت کرد. در آن زمان پتل سمت معاونت وزارت کار را بر عهده داشت. وزارت کار و بازنشستگی در این مورد خاص قبول مسئولیت نکرد و پرونده به دادگاه اداری ارجاع نشده است.

    برنامه خبری- تحلیلی نیوزنایت بی بی سی، اکنون دریافته است که در سال ۲۰۱۷ خانم پتل توسط بعضی مقامات وزارتخانه توسعه بین المللی بریتانیا متهم به تحقیر کارمندان در مقابل دیگران، وارد کردن فشار سنگین کاری از طریق ارسال ایمیل و ایجاد فضای “نومیدی”‌در حوزه کاری خود شده بود.

    اتهامات مشابهی هم توسط فردی به نام “سِر فیلیپ روتنام” علیه پتل مطرح شده است. سر فیلیپ که از مسئولان ارشد وزارت کشور بود روز شنبه از مقامش استعفا کرد.

    او خانم‌ پتل را به متهم کرده که به طرز ناعادلانه ای وی را مجبور به ترک کار کرده و از این رو، او را تحت پیگرد قانونی قرار داده است. گفته شده که بعد از مطرح شدن ادعاهای مربوط به زورگویی علیه پتل، او از همکاری با فیلیپ روتنام در این زمینه امتناع کرده است.

    پریتی پتل در ماه نوامبر ۲۰۱۷ هم در صحنه سیاسی بریتانیا خبرساز شد. در آن سال او بعد از سفری به اسرائیل که گفته شد بدون اطلاع وزارت خارجه بریتانیا انجام گرفته، سرانجام از مقام خود به عنوان وزیر توسعه بین المللی کناره گیری کرد.

    یکی از منابع حزب حاکم محافظه کار به بی بی سی گفته است که “شاهد تلاشی هماهنگ از سوی بعضی از قسمت های تشکیلات اداری دولت هستیم تا جایگاه وزیر کشور را تضعیف کنند در حالیکه او برای بهبود اوضاع در حوزه های جرم و جنایت و مهاجرت تلاش می کند.”

    این منبع حزبی گفته است “خیلی ناراحت کننده است وقتی می بینیم ‘دست های پنهانی بدخواه ‘ در تلاش بوده اند تا بر روند تحقیقات درباره رفتار و نحوه مدیریت خانم پتل در سمت فعلی اش اعمال نفوذ کنند.”

    مقامات بریتانیا گفته اند که تحقیقات جالی برای “مشخص شدن واقعیات”‌ درباره رفتار و مدیریت خانم پتل در مقامش به عنوان وزیر کشور است.

    دولت بریتانیا از خانم پتل حمایت کرده است. یک عضو کابینه به بی بی سی گفته است که اگر پرونده اتهامی سِر فیلیپ به دادگاه اداری برود، خانم پتل با مبارزه ای بزرگ برای حفظ موقعیت سیاسی اش رو به رو خواهد شد.

  2. وقتی فولادی ها دیکتاتورهای کشورهای بلوک شرق سابق مارکسیستی-بلشویکی را سرنگون کردند، اکثر آن کشورها عضو ناتو شدند. حالا فولادی دنبال همین در ایران است و آنرا با مارکسیسم جعلی اش میخواهد جا بیاندازد.
    آنارکوسندیکالیست

  3. همین دموکراسی خواهی فولادی در لیبی هم اجرا شد و الان هنوز در آنجا جنگ داخلی در میان هم فکران فولادی وجود دارد. فولادی اگر اهل لیبی بود میگفت قزافی دیکتاتور است سرنگونش کنید، امپریالیستها مترقی هستند، بورژوازی مترقی است، قذافی پادگانی است، همه حرفهای بخش تبلیغاتی سیاسی ناتو.
    آنارکوسندیکالیست

  4. بعد از اینکه امثال فولادی نتوانستند صدام را با مثلا انقلاب سرنگون کنند، آمریکا و غربی ها گفتند فایده ندارد بهتر است حمله کنیم.
    آنارکوسندیکالیست

  5. بیسواد. کامنت۱۲/۱۲ مرابخوان تا بفهمی چراکارگرهم شهرونداست.توآنقدربیسوادی که فکرمیکنی طبقه شهروندنیست.یاشهروندنمی تواند طبقه باشد.

  6. به ناشناس.امپریالیسم راتعریف کن ببینم چقدرسوادتیوریک داری. فقط نظرات-یادروقع شعارهای- لنین ولنینیست هارا مثل طوطی تکرارنکن وازخودت مایه بگذار تامن مچ بیسوادی ات رابگیرم .

  7. زن حقوق بشری فولادی (امپریالیستهای غربی) در برمه متهم به جنایت علیه بشریت شده و حتی پیشنهاد داده اند که جایزه اش را از او بگیرند.مارکسیسم فولادی جعلی و ضد کارگری است. او بجای واژه کارگر از واژه “شهروند” استفاده میکند. هیچ مارکسیست واقعی و کسی که مارکسیسم را مطالعه کرده و به شعورش رسیده، چنین نمی کند.
    آناکوسندیکالیست

  8. بیچاره از شدت درماندگی به اژدرامیری پناه برده. درست مثل آدمهای درمانده ای که خودرا برای درمان به ضریح می بندند!

  9. شیادکیست؟ شیادکسی است که خودش آزادی بیان دارد اما به ایرانیان محروم ازآن میگوید برای آزادی ببان مبارزه نکنید.دروغ وامپریالیستی است. ادامه دارد

  10. جناب امیری، از آیت الله بی بی سی صفحات روشنگری، یعنی از “خدا” مراد فولادی، چیزی نمیگوئی. دعوا نکنید هر دوی شما یک مرجع تقلید دارید، آیت الله عظما بی بی سی. خوشمزه بازی بود ناراحت نشو. آنارکوسندیکالیست.

  11. این که من برای تمایزگذاری میان پیشرفت گرایان ودموکراسیخواهان ایرانی باروستاییان واپسگراوضد پیشرفت، کارگران رادرشمارشهروندان دموکراسیخواه وپیشرفتگراقلمدادنمایم-که بحثی صرفن تئوریک است وتو نه انرامیفهمی ونه اگربفهمی قبول داری-، شیادی نیست، بحث تیوریک است. شیادی این است که تو مدافع رژیم ضدکارگر وضدکمونیست وخواهان بقای آن باشی، اماخودت راکارگرمزدی وکمونیست معرفی کنی.دفاعت ازرژیم رامن بارهابانقل قول ازخودت ثابت کرده ام. فکرمیکنی باچندشعار علیه رژیم برای فریبکاری، مواضع مشترک ایدیولوژیک سیاسی ات بارژیم اسلامی رامیتوانی لاپوشانی کنی؟

  12. حقه بازی وشیادی ازاین بدترنمی شودکه صدام راکه توسط نیروهای خارجی سرنگون شد و نه توسط کارگران عراقی، با این ،،فتوا،، که اگرکسی کارگران شلاق خورده ی ایران را(که توآنها را ناآگاه میدانی) تحریک به سرنگونی رژیم کندجنایتکارعلیه بشربت است یکی بدانی . درباره شهروندی کارگران هم دوبارجوابت رادادم. توخواه قبول کنی خواه نکنی. بحث من هم تیوریک و هم بحث مشخص ازشرایط مشخص ایران است. حرف توعامیانه و فریبکارانه است متل همین مقایسه ی غلط ات ازسرنگونی توسط نیروی خارجی وتوسط کارگران.

  13. باز شارلاتان بازی خودش را ادامه میدهد. تکرار میکنم. هرکس که کارگران ناآگاه به کمونیسم را تشویق به سرنگونی رژیم کند مرتکب جنایت علیه بشریت میشود چون آن کارگران برای تعویض ارباب خود هزینه میدهند نه برای آزادی از بردگی مزدی. تا وقتی که فولادی حرف من را تحریف کند من مجبورم جمله فوق را بنویسم و تکرار دروغگوئی های فولادی کمکی به او نمیکند. یک مثال سرنگونی صدام بود. تشویق به سرنگونی صدام برای آوردن رژیم نوکر غربی ها جنایت علیه بشریت بود و تا به امروز یک میلیون و نیم از مردم عراق که ۹۹ در صد آنها بردگان مزدی هستند کشته شده اند. معزش نمیتواند درک کند و دائم فضل فروشی میکند. درباره مارکسیسم شهروندی اش هم که در پائین نوشتم. بدرود تا هفته دیگر. آنارکوسندیکالیست

  14. افزوده برکامنت قبلی ام. روشنگری بیش از پنج پاسخ من به اظهارنظرهای غلط واهانت های ناشناس رادرج نکرد. بیخودنبودکه گفتم روشنگری یارشه….!

  15. ناشناس درکامنت برمقاله امیرجواهری لنگرودی نوشته ،،فسادرژیم (یعنی همان اختلاس های بی حساب و کتاب!) ازهمان نوغ سرمایه داری درکشورهای غربی وشرقی است که بادموکراسی بورژوایی درمان نمی شود،،. پیشتر، بارهانوشت ،، هرکس کارگران شلاق خورده(که ناشناس آنهاراناآگاه خطاب میکند!) راتشویق به سرنگونی رژیم کند مرتکب جنایت علیه بشریت شده است،،(سرنگون کردن رژیم اسلامی جنایت علیه بشریت است!). حالابگو خواهان بقای رژیم نیستم، آنارکوناشناس!رژیمی که نه با دموکراسی درمان میشود ونه بایدسرنگون اش کرد یعنی همین که هست تاابدالآبادبماند وحکومت کند. بابچه طرفی؟

  16. من که مارکسبست نیستم اما همه مارکسیستها میدانند هیچ مارکسیستی کلمه “شهروند” را جای پرولتاریا بکار نمی برد. اول برو غلط خودت را اصلاح کن بعد بیا اینجا فضل فروشی کن.
    آنارکوسندیکالیست

  17. جنگ فقط عملیات نظامی نیست. جنگ نیازمند تبلیغات و ترویجات و ریاکاری و شیادی و حرافی و جفنگ گرفتن و اهانت کردن و برچسب زدن و غیره می باشد. فولادی هیچ کوششی علیه جنگ طلبی امپریالیستهای غربی ها نمیکند و غیر مستقیم با دفاع از انقلاب مخملی آنها مروج جنگ طلبی آنها در میان چپ ایرانی است.
    غربی ها میگویند سیاست عوض کردن رژیم را ندارند اما در واقع دارند. همه مرتجعین سیاست رژیم عوض کردن دارند. همین جمهوری اسلامی اگر بتواند دولت آمریکا را عوض کند، میکند. اول خواستند اصلاح طلبان قدرت بگیرد تا مهره های آنها برای آنها حکومت کنند. بعد که تندروهای مرتجع نگذاشتند، به تحریم و تضعیف روی آورده اند تا شرایط جنگ و موثر بودن عملیات ممکن شود. فولادی هوادار خاتمی بود!
    آیا گفتن اینها کمک به جمهوری اسلامی است؟ خیر، گفتن این حقایق کمک به بردگان مزدی برای مبارزه با سرمایه داری رژیم می باشد. سرمایه داری رژیم بخشی از سرمایه داری جهانی است و مبارزه با آن مبارزه ضد امپریالیستی هم می باشد.
    جنگ داخلی راه انداختن، تظاهرات ضد انقلابی راه انداختن، بعلت هزینه های انسانی اش، ضد بشری است.
    انقلاب واقعی انقلاب مستقیم و بی حاشیه علیه نظام بردیگی مزدی می باشد. غیر از این ضد انقلاب و بازی رقابتی بورژواها می باشد.
    آنارکوسندیکالیست

  18. عینهوآخوندهاکه وقتی میروندروی منبررطب ویابس به هم می بافندتاپامنبری هافکرکنندخیلی باسوادند،و کاری به غلط بودن وغیرعلمی بودن پرحرفی هایشان ندارند،رفته رومنبرروشنگری وباسوء استفاده ازنام مستعارش-ونه به اعتبار نام و تشخص واقعی اش که اگرداشت لزومی به نام مستعارنبود-هرچه میخواهدغلط وغلوط سرهم بندی میکندوپیش خودش میگوید کسی که مرانمی شناسد بگذار فولادی هم هرچه میخواهدغلط ازم بگیرد من که نمیخواهم پاسخ بدهم. غلط گویی وغلط نویسی وتوهین کارشه سایت روشنگری نگهدارشه!

  19. بنظر من ناروشنی ها و تناقضات نظری و حتی لغوی در توضحیات مارکس در ارتباط با ماتریالیسم تاریخی باعث شده که مارکسیستها بتدریج راه ضد انقلاب بروند. راه ضد انقلاب به این معنی است که انسانیت را تابع قوانین جبری خارج از اراده انسانها می کنند و استثمارگر را برای استثمار شونده مفید جلوه میدهند، مثل مترقی بودن بورژوازی به بهانه آزادیخواه بودن در مقابل فئودالیسم. همین مریضی نظری ی است که فولادی به آن دچار می باشد.
    برای بسیاری از مارکسیستها ساختار “تکاملی” (البته تکامل از زاویه دید آنها)، مهمتر از استثمار نیروی کار است و حاضرند استثمار و جنایت را بخاطر مصلحت تکاملی نادیده بگیرند. این افتضاح ایدئولوژی مارکسیسم است. تکامل واقعی، تکامل عقلی و عملی انسانها برای از بین بردن اجبارات غیر قابل توجیه در زندگی می باشد. انسان موجودی خلاق و سازنده است و شرایط زیستی خودش را خودش بصورت اجتماعی (فرهنگی) بوجود می آورد. حاکمیت ارتجاع محصول نظر و عمل مرتجعین است و تکامل جنبه طبقاتی پیدا کرده است. طبقات محصول تکامل خودبخودی نیست. طبقات اسجتماعی محصول تکامل فرهنگی است. تکامل فرهنگی امری ارادی می باشد.
    انقلاب علیه بردگی همیشه بمعنای کوشش برای تکامل بوده است. امروزه هم تکامل بردگان مزدی وابستگی به از بین بردن روابط تحمیلی بردگی مزدی دارد. ما دیگر چیزی بنام تکامل بشر بطور کلی جدا از رابطه طبقاتی یا فرهنگ طبقاتی نداریم. ما داریم تکامل انسانهای حاکم و عدم تکامل انسانهای محکوم. چندین هزار سال است که که بخش بزرگی از بشریت تابع تکامل استثمارگری طبقات حاکم بوده است و در حقیقت تکاملی نیافته. هنوز که هنوز است در قرن بیست و یکم انبوهی از جمعیت جهان خرافی هستند و دنبال رو و برده مدرن میباشند، اما طبقات حاکم از علم و علوم برای استثمار و استعمار استفاده میکنند. ماتریالیسم تاریخی مارکس در شکل فعلی اش به توجیه ارتجاع کشیده شده است.
    همین دید غیر علمی و ضد علمی بغلط تکاملی، حزب توده و اکثریتی ها را هوادار رژیم کرد چون آنها امپریالیستهای غرب را ضد مثلا رشد نیروهای مولده در ایران میدانند. همین دید از نظریه در فولادی نتیجه برعکس دارد. فولادی امپریالیسم را عامل رشد نیرویهای مولده و دموکراسی و تکامل جامعه میداند. دولتگرائی مارکسیستی در میان انقلابیون مارکسیست هم به همین دلیل بعد از قدرت سیاسی گرفتن ارتجاعی می شود چون ساختار مثلا “تکاملی” را تابع مسئله استثمار نیروی کار میکنند. منظورم از قدرت سیاسی فقط دولت بلشویکی نیست. قدرت گیری مارکسیستهای سوسیال دموکرات در پارلملنها و وزارت ها هم هست.
    اگر مارکسیستها ماتریالیسم تاریخی را دور نیاندازند، هیچ قدمی بیشتر از همان کارهای اقتصادی مارکس بر نخواهند داشت. در حقیقت باید مارکسیسم را بدور انداخت چون در یک مجموعه قابل فرموله شدن نیست.
    آنارکوسندیکالیست

  20. بحث ها با فولادی نشان میدهد که چطور لنینیسم در روسیه ارتجاعی شد. میتوان اینطور قضاوت کرد که یکی از عوامل دولتی و متمرکز و ارتجاعی شدن بلشویکها شرارت و امپریالیسم جنایتکارانه سوسیال دموکراتها و اربابان سرمایه دار غربی شان بود. افکار فولادی دقیقا شبیه افکار سوسیال دموکراتهای آن دوره است حتی راست تر. تکاملیسم ارتجاعی فولادی، اینکه امپریالیسم تکاملی است، تا دیروز دموکراسی تکاملی بود، کلید درک افکار ارتجاعی و ضد انقلابی و ضد بشری اوست.
    یک نمونه از دموکراسی جنایتکارانه غربی ها دولت ترکیه است. همه فکر میکردند که در ترکیه آزادی وجود دارد. فکر میکردند که در سوریه دارد انقلاب دموکراتیک می شود و از آن دفاع میکردند. حال امروز می بینیم که در واقع انقلابی در کار نبود و ترکیه در شمال و اسرائیل در جنوب مشغول تدارک جنگ داخلی در سوریه بودند که در حقیقت جنگ داخلی نیست بلکه جنگ بین امپریالیستهای غربی با امپریالیستهای شرقی است.
    اینها تدارک همین کار را برای ایران می بینند.
    تحریم اقتصادی و مخالفت با پروژه های اتمی و دفاع از اصلاح طلبان و راه انداختن ارکستر سمفونی دفاع از زن و لیبرالیسم در رسانهای فارسی زبان غربی ها دقیقا برنامه ریزی برای جنگ داخلی در ایران است. میگویند به تغییر رژیم اعتقاد ندارند اما منطورشان تغییر رژیم و گذاشتن استثمارگران خود بجای استثمارکران فعلی است.
    بردگان مزدی کمونیست ایران باید در این کارزار شرکت نکنند و مواضع مستقل و ضد بردگی مزدی خود را حفظ کنند.
    نه به خدا ، نه به پارلمان، نه به ارباب سرمایه، نه به جنگ
    آنارکوسندیکالیست

  21. اگرنام ،،ناشناس،،(عجب نام پرآوازه ی معتبری!)بالای کامنت۱۶:۱۸نبودفکرمی کردیم نویسنده اش مدیرمسئول و سردبیر کیهان است!خوانندگان بخوانندو مقایسه کنند باسرمقالات کیهان.آنوقت میگوید من هواداررژیم نیستم. هوادارنیستی سیاستگزاری!!

  22. فولادی دیگران را بی سواد خطاب میکند اما فرق بین لیبرالیسم و نئو لیبرالیسم را نمی داند. نمیداند که نئولیبرالهاها ضد لیبرالها هستند. وضع عقلی خرابی دارد.
    آنارکوسندیکالیست

  23. نوشته، ،،موضعگیری من هواداری ازرژیم ایران نیست.بلکه ازبردگی مزدی است،،.سوآل: این که معتقدی وبارهاتاکیدکرده ای هرکس کارگران ماه هاحقوق به تاخیرافتاده وشلاق خورده راتحریک به سرنگونی رژیم اسلامی کند جنایتکار است، هواداری از کارگران مزدی است یا ازرژیم ضد کارگر سرکوبگر شلاق زن؟

  24. آزادی بیانی که فولادی میخواهد بیاورد امپریالیستی است و توسط کمپانیهای غول پیکر و انحصاری امپریالیستی اداره می شود. منطق آزادی بیان فولادی خشت بر آب است. خودش میداند که بازنده است برای همین است که مجبور است مخالف خود را رژیم یخطاب کند. اما من با جرات و اطمینان فولادی را هوادار امپریالیستها خطاب میکنم چون علیه جنگهای امپریالیستی غربی ها موضع کیری نمی کند و بحثهایش در راستای جنگ سرد سابق علیه بلوک شرق سابق می باشد نه برای دفاع از بردگان مزدی.
    آنارکوسندیکالیست

  25. فولادی مارکسیسم را از مکتب های زیر زمینی ضد شوروی سازمانهای جاسوسی غربی ها آموخته و به وظایف امپریالیستی اش عمل میکند.
    موضعگیری های من آنارکوسندیکالیستی است و هواداری از رژیم ایران نیست بلکه علیه بردگی مزدی در ایران و جهان و ضد جنگ است.
    فولادی دنبال پیروزی امپریالیستهای غربی در ایران است و آنرا تکامل مارکسی میداند.
    اگر بمباران و استعمار و لشکر کشی تکامل مارکسی است،، مارکسیستها بغایت مرتجعند.
    انتقاد فولادی به وصیت نامه سیاسی لنین ریاکارانه و ضد انقلابی است چون مخالف تشکلات هرمی بورژوازی نیست. خودش خواهان حکومت سلسله مراتبی بورژوا های لیبرال دموکرات در ایران می باشد.
    دفاع فولادی از زنان هم اپورتپنیستی و از زاویه ارتجاع غربی است. در چهارچوب افکار معیوب او مارگارت تاجر انقلابی باید باشد.
    فولادی مخالفان را بی سواد خطاب میکند اما مارکسیسم خودش جعلی و بغایت تقلبی می باشد
    چرا مارکسیسم فولادی تقلبی است؟
    از ایران تجزیه و تحلیل اقتصادی-طبقاتی ندارد و بردگان مزدی ایران را شهروند می بیند. اولین کاری که مارکسیستهای جهان میکنند تجزیه تحلیل اقتصادی-طبقاتی برای درک وضعیت طبقه کارکر است.
    او در خدمت انقلاب رنگی و مخملی غربی مقاله می نویسد و علیه تجاوزات نظامی در خاورمیانه و جهان اصلا موضع گیری ندارد.
    بعد از پیروزی نظامی امپریالیستهای غربی خواهد گفت به به تکامل مارکسی تحقق یافت . از لحاظ مغز معیوب او ژنرالهای امپریالیستهای غربی درجه داران مارکس خواهند بود.
    البته اینها همه نتیجه “ماتریالیسم تاریخی” مارکسی ست.
    آنارکوسندیکالیست

  26. نه جناب! لطفن مغلطه نکن. لنین اگرنمیمرد وصدسال زنده بود تاآخرعمردست ازفعال مایشایی ورهبری بلامنازع حزب و دولت وکشوربرنمی داشت.و آنچه جنابعالی نامه میدانی چیزی جزوصیت نامه برای حفظ قدرت توسط دارودسته ی بلشویک نبود. خواه استالین جانشین میشدیاتروتسکی یا هرکس دیگر. سوآلی که شماباید جواب بدهی این ایت که لنین چه کاره بود که رهبربعدی جامعه راانتخاب کند؟ بااستدلال بلشویکی شما خمینی وخامنه ای هم حق داشته ودارند جانشین خودرا آنهم ازمیان مردان خودشان برگزبنند، ونه جامعه. گذشت آن زمان که توده ای لنینسیت هابادروغ وفریبکاری خودراانقلابی و مدافع طبقه ی کارگر جامیزدند. روزی که رژیم اسلامی نباشد وشمابه ایران تشریف بیاوریدو آزادی بیان وانتخاب باشد معلوم خواهدشدچقدر طرفداردرایران داربد.

  27. لنین وصیت نامه نداشت !

    این چند نامه ای که لنین در اواخر دسامبر ۱۹۲۲ ( از ۲۳ دسامبر تا چهار ژانویه ۱۹۲۳ ) نوشته و بخصوص نامه به کنگره را دیگران و از جمله ماکس ایستمن سابقآ تروتسکیست و بعدها نیز دیگران ” به وصیت نامه ” ترجمه کرده اند . همانطور که سوسیال دمکراتهایی ” به دلایل مشخصی ” مقدمه انگلس در سال ۱۸۹۵ بر ” جنگ داخلی در فرانسه ” اثر مارکس را ” وصیت نامه ” انگلس ترجمه کرده اند . وصیت نامه آنهم از نوع کمدی ، تراژدیک ! این دعوایی است بین تروتسکیست ها و استالینیست ها !

    اما این سه نامه که بعنوان وصیت نامه ترجمه میکنند ، لنین در طی ۹ روز و زمانی که در بستر بیماری بود و نمی توانست در تجمعات حزبی شرکت کند به منشی هایش لیدیا فوتیوا( که در زیر نامه با لام . م معرفی میشود ) و بیشتر ماریا وولودیچوا ( که در زیر نامه با میم . واو معرفی میشود ) دیکته میکند . مضمون ” وصیت نامه ای ” و اشکال حقوقی که باید بنا به خواست و آرزوی فرد فوت شده اجرا شود نداشتند و نمی توانسته هم چنین مضمون و شکلی حقوقی داشته باشند . این شکل حقوقی خیلی کمیک بنظر میرسد آنهم برای یک حزب کمونیست و انقلابی .

    در بستر بیماری نگران وضعیت حزب و کارگران و محرومین و آینده جماهیر شوراها بود ، آنچه فکر میکرد و نگران اش بود ، نگرانی هایش را با حزب اش بصورت نامه در میان گذاشت . جر و بحث در باره این سه نامه زیاد است . اژدر امیری

  28. به مرتجع مردسالاری که مدافع لنینیست های همایدیولوژی اش شده است. لنینیست هاکه جوابگو نیستند چون جوابی ندارند بدهند، جنابعالی که ازانها باسوادتر وبامعلومات تری بفرما لنین چه کاره بودکه به مردان همحزبی اش پیشنهاد ودرواقع وصییت کند استالین جانشین او بشودیا نشود؟پس مردم جمهوری های شوروی چوب باقله بودند، دشمن قسم خورده ی دموکراسی و آزادی های سیاسی؟

  29. به اژدرامیری. دلت رابه حمایت ناشناس خوش نکن. دفاع او از جانشین گزینی آنهم مرد، دفاع غیرمسقیم از ،،رجال قوامون علی النساء ،، رژیمی است که باآن مواضع ایدئولوژیک سیاسی مشترک دارد و لنینیسم و آخوندیسم را به هم وصل میکند!

  30. خوانندگان کامنت ۹.:۲۳تاریخ ۵/۱۲ مرا پایین تربخوانندوببینندمن مرتجعم یا ناشناس مدافع رژیم زن ستیز وآخوندهای جانشین گزین همگی مرد رژیم اسلامی.

  31. لنین وصیت نامه داشت و پیشنهاد کرده بود استالین حاکم نشود.
    بلشویکها قبل از بورژواهای مرتجع غرب زنان را در انتخابات دخالت دادند.
    مارگارت تاچر و گاندی زن و زنان مرتجع و آدم کش کم نداریم.
    مقاله و تمام کامنتهابحثهای بورژوائی و کارگر گول زن هستند.
    مهم نیست یک زن رهبر است یا رئیس دولت، مهم این است که استثمارگر است یا خیر.
    فولادی همیشه حامی امپریالیستهای غربی است و یک مرتجع تمام و کمال.
    زن جلو انداختن در مقابل کشورهای دیکتاتوری اسلامی قابل مشاهده است. بردن زنان به ارتش و قهرمان کردن آنها در داستانها آغاز توجیه جنایت علیه بشریت است.
    آنارکوسندیکالیست

  32. امیدوارم روشنگری یادش نرود چندکامنت امروزمن براین مقاله رادرج نماید.

  33. خواننده گان علاقه مند به بحث دوسویه ی مارکسیسم من و لنینیسم-حکمتیسم اژدرامیری لطفن مقاله ی من باعنوان ،، نقدی برنوشتاراژدرامیری،، را درسایت گزارشگربخوانند. اژدر آمده بود همپالکی اش آذر ماجدی راازچاله دربیاورد خودش درچاه افتاد!

  34. سنگی که لنبن درذهن اژدرامیری انداخته به آسانی وباهیچ منطقی ازذهن اوخارج نمیشود.سنگی است که خدایگان درذهن بنده اش می اندازدوریسمانی است که برگردن اوبسته واوراتاپایان عمربه دنبال خود می کشاند.به همین دلیل اژدربرای توجیه عملکردهای خدایگانی ومستبدانه ی لنین به هرسفسطه و فریبکاری وتوجیهی متوسل می شود: رهبری مادام العمر وجانشین گزینی ،،ارباب لنین،، رابه راحتی توجیه میکند. خودلنین هم چنین آدمی بود:مستبدالرای، وزورگو درحرف ودرعمل. بااین خصوصیات، بایدازاژدرپرسید پس دعوای شمابارژیم آخوندی که همین مشخصه های شماراداردبرسرچیست جزبرسر جایگزین کردن یک رژیم ارباب رعیتی دیگر با این یکی؟!

  35. نوشته:《حالاگیرم لنین خواهرو همسرش رابه عنوان جانشین معرفی میکرد..》.شیادی وشارلاتانیسم از این بدترنمیشودکه خودت رابه کوچه علی چپ ونفهمی بزنی یاتظاهربه نفهمیدن کنی. ایرادمن برلنین هردو مساله است: جانشین گزینی، و انتخاب فقط مردبه عنوان جانشین.نه این که چرانه زن. این ،،انتخاب،، رهبربعدی توسط رهبرکنونی اصل ایراداست، واینکه چرافقط مرد ونه زن،فرع است. دو ایرادی که ثابت میکندلنینیسم وارث و مروج ایدئولوژی پدرشاهی ومردسالار فئودالی است.بازهم خودت رابه بن بست علی چپ بزن وبگو نفهمیدم!

  36. آجناب اژدری!شمابه عنوان نماینده وسخنگوی لنینیست هابفرمایید، مردان بلشویک به چه حقی هم رهبر مادام العمر حزب و هم اگربه قدرت برسندرهبرمادام العمرحکومت وکشورمیشوند؟ وآیا این منحصربودن ریاست ورهبری به مردان که شامل زنان نمی شود مصداق رجال قوامون علی النساء نیست؟

  37. نوشته 《نمیدانم منظورفولادی ازوصییت نامه لنین چیست》 نمیدانی؟ یا خودت رابه نفهمی میزنی؟ مجموعه آثارلنین ترجمه پورهرمزان رابخوان تا آن راپیداکنی.حالا گیرم پیداکردی وخواندی.آدم بی منطق و مستبدالرایی مثل توکه نماد واقعی یک لنینیست هستی بازیک توجیهی برای آن پیدامیکنی. مثل این که رهبری مادام العمررابانویسندگی مادام العمر یکی میدانی.دست برداراز شیادی و فریبکاری.

  38. باهمان لحن داش مشدیانه ودرعین حال سفسطه گرانه که انگاربچه گول میزند، نوشته《عجیب است کسی که مادام العمری دیگران راسرزنش می کندوچیزبدی میداندخودش رامادام العمرمشغول به این کرده درباره ی مادام العمری دیگران ومثلن لنین بنویسدوبحث کند》. عجیب است که کسی خودش رابه نفهمی بزندووانمودکندکه نمی داند لنین هرکسی نیست وبنیانگذارتشکیلات،و مروج تفکروایدئولوژی واپس گرایی است که آن رابه نادرست به مارکس وانگلس نسبت داد وصدسال است بشریت را به بیراهه ی غیرسرمایه داری کشانده است.مثل آن کسی که سنگی درچاهی انداخت ، سالهای سال طول خواهدکشید تاسنگی را که لنین وپیروان اودرذهن بشریت انداخته وهنوز هم می اندازند خارج و بی اثرنمود. ادامه دارد

  39. باپوزش ازخوانندگان محترم کامنت ۱۷:۵۳ سطرهفتم جمله درست :《….علیه هرکسی است که بگوید حکمتیسم به عنوان سکتی ازلنینیسم، ارتجاعی وضدتکامل است…》.درضمن ازدرامیری اگرنقدهای من برلنین ولنینیسم راخوانده وفهمیده باشد-بعیداست که نخوانده باشد امابعیدنیست که نفهمیده باشد- می فهمیدکه مشکل من بالنین ولنینیسم صرفن برسر انتخاب زن به عنوان رهبرحزب یادولت حزبی نیست- که البته این هم هست-بلکه مشکل اساسن باایدیولوژی واپسگرای مردسالار وپدرسالاری است که جانشین گزینی چه مردباشدچه زن-که هیچوقت نبوده- یکی از مشخصه های آن است.

  40. سایت ارجمندروشنگری. درپاسخ به اهانت های اژدرامیری به خاطرنقدم برآذرماجدی مقاله ای راکه دوسال ونیم قبل دردفاع از خودم دربرابر اهانت های اونوشتم ارسال می کنم.چنان که صلاح میدانید درج نمایید. باسپاس.

  41. افزوده برکامنت قبلی ام.چندنمونه از ،،ادبیات،، لنینی-بلشویکی اژدرامیری: سراپاجفنگ، نره خر، نرینه ها ،الدنگ. بگذریم ازغلط های املایی اش.

  42. اژدرامیری رامابامزه پرانی ومتلک گویی یادرواقع خودگویی وخودخندی می شناسیم وتاکنون هیچ بحث تئوریک یاتحلیل سیاسی جدی وآموزنده ازاونخوانده ایم.یک باربه نیابت ازسوی منصورحکمت که من دیدگاههای ایده آلیستی متافیزیکی اورا نقدکردم مقاله ای علیه من نوشت ودرآن به ماتریالیسم جدیدش در مقابل ماتریالیسم مارکس وانگلس اشاره نمود.من ازاوخواستم مشخصه های ماتریالیسم جدیدش را بنویسدتامن درصورت لزوم به آن پاسخ دهم.-اگرچه درنقدحکمت آن راایده آلیستی متافیزیکی یعنی آنچه هست نامیده ونقدکرده بودم.- درمقاله ی منصورحکمت وکمونیسم تخیلی اش-.اماهنوز منتظرم اژدرامیری یک مقاله جدی بنویسد تامن سوادودانش نظری اورابسنجم.درحالی که تابخواهید اهل متلک گویی ومزه پرانی یابه زعم خودش طنزنویسی علیه هرکسی است که حکمتیسم سکتی ازلنینیسم، ارتجاعی و ضدتکامل است.مانندهمین مطلب حاضر.درواقع اژدرامیری به شیوه پیشوای ایدئولوژیک سیاسی ی لومپن اش میخواهد مخالف عقیدتی سیاسی خودرابه هرزبانی ترور شخصیت کند(به عنوان مثال بخوانید فحش های چارواداری لنین رابه کائوتسکی در مقاله ی انقلاب پرولتری وکائوتسکی مرتد.اژدرامیری واژه های به کارگرفته دراین مقاله را ازکجاآموخته جزدرمکتب لنین؟).جناب اژدرافکن! خوشمزه گی ات رابگذارکنار ویک مقاله ی جدی (ترجیحن تئوریک)بنویس تامن به تو ثابت کنم مثل آذرماجدی همپالکی ات بیسواد وشعارنویسی.

  43. به فولادی و با تشکر از توجه شما !

    نخست اینکه عجیب است کسی که مادام العمری دیگران را سرزنش می کند و چیز بدی می داند ، خودش را ” مادام العمر ” مشغول به این کرده که بیاید مادام العمر در باره مادام العمری دیگران و مثلن لنین ، بنویسد و بحث کند .

    من نمیدانم منظور شما از ” وصیت نامه لنین ” چیست ؟ من چنین وصیت نامه ای ندیدم . و چه خوب که ” وصیت نامه ” نداشت .

    ضمن اینکه سئوال شما ” از هیچ زنی حتا همسر و خواهرش که هر دو عضو حزب هم بودند برای جانشینی خود نام نبرد ؟ ” از بیخ و بن اشتباه است .

    بقول مارکس ” تنها پاسخ به یک پرسش نقد خود پرسش و تنها راه حل نفی خود سئوال است . ”

    از بیخ و بن اشتباه و نفی سئوال همین قدر که ، حالا گیریم که لنین می آمد خواهر یا همسرش را بعنوان جانشین معرفی می کرد ، نام می برد ، خب بعد حتمآ فولادی و دیگرانی می آمدند و می گفتند : یعنی چه نظام سلطنتی و موروثی در حزب برقرار کرده بود . ” کیم ایل سونگ ” ، پارتی بازی کرده همسر و خواهرش را جانشین خودش کرده . چون همسر و خواهرش بودند انتخابشان کرده بود . اژدر امیری

  44. امیدوارم آقای امیری لقمه را ازپس سر به حلقوم خواننده گان فرونکند وپاسخ سرراست و مجاب کننده به پرسش مشخص دهد.

  45. جناب امیری. لطفن به عنوان یک فرد ،،ضدشالارتانیسم،، بفرمایید نظرت درباره این که اززمان لنین تا به امروز هیچ زنی به رهبری حزب ها وحکومت های بلشویکی برگزیده نشده، ووصیت نامه ی لنین که از هیچ زنی حتاهمسرو خواهرش که هردو عضو حزب هم بودند برای جانشینی خود نام نبرد چیست؟ یک سوآل دیگرهم دارم که بعدازپاسخگویی به این سوآل مطرح خواهم کرد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

Page generated in 0٫984 seconds. Stats plugin by www.blog.ca
رفتن به نوارابزار