یکشنبه, ۴ اسفند , ۱۳۹۸
   

Comments

رهبران ِ مادام العمر، دشمنان ِ دموکراسی وآزادی های سیاسی
خدامراد فولادی
— 45 دیدگاه

  1. پس میتوان براحتی دید که حقوق بشر و دموکراسی غربی هم از همان جنس بیانیه ده ماده ای است. درست؟ البته که درست. مگر دموکراسی غربی تروریست بمب اتم انداز و اختلاف بینداز و جنگ داخلی ساز و عایش و القاعده ساز نیست؟ البته که هست. پس دموکراسی خواهی دلیل بر هیچ چیز نیست و هر تفکر عفونی ی میتواند در آن رشد کند.
    این البته طرف غرب واقعیت است. دیکتاتوری شرقی و اسلامی هم با سرمایه داری شان دیگر هیچ توجیهی برای جنایتشان ندارند. پس مبارزه اصیل و واقعی و موثر ، مبارزه کمونیستی و کارگری غلیه مناسبات سرمایه داری است. این مبترزات برای بوجود آوردن جامعه ای ست که در آن طبقه کارگر و تشکلات شورائی اش حاکمیت باشند. شعار سرنگونی دادن بدرد نمیخورد. باید در محیط کار علیه سرمایه داری متحد شد تا شرایط لازم برای تعرض نهائی آماده شود. فعلا تعرضی وجود ندارد که مخملی نباشد.

  2. جناب ضد مجاهد،
    پس بیانیه ده ماده ای خانم مریم رجوی باید بیانیه خوبی باشد که بتواند مردم ایران را فریب بدهد ، درست؟ اگر بیانیه ایراد دارد، کجای بیانیه بد است؟

  3. پرسیده شده است اگر مجاهدین کسی نیستند چرا اینهمه ضد مجاهد هستی؟.
    دلیلش اینکه طرف دار الغای کارمزدی! هم زمان برای برنامه ده ماده ای غارت دموکراتیک!کارگران و…یعنی اکثریت جمعیت ایران نیز تبلیغ میکند.
    این تنها مشتی از خروارتبلیغات گوبلزی رژیم اسلامی در فضای سایبری اندر زنده نشان دادن جنازه ای است که جوازدفنش رابعلت نیاز به مزدور ترین و بی آبرو ترین ومنفور ترین دارو دسته تاریخ ایران صادر نمی کند.
    اما باز هم بطور خلاصه باید گفته شود اولامجاهدین به اعتبارگفته خودشان زائده آخوند وبویژه خمینی میباشند و به صرف اینکه در مقطعی تو سرکله هم زده اند قابل جدا کردن ازآخوند نیستند.
    هر کس که مجاهدین را از آخوند و پیشوایشان خمینی جدا ببیند یا بعلت نداشتن آگاهی ازپیشنه مجاهدین از زمان تاسیس منحوسشان در سال چهل وچهار تا مقطع خرداد سال شصت میباشد که علاوه بربیانیه تاسیس منحوس خود هر ساله نیز در این سالهای طولانی بمناسبت سالگرد غائله خرداد سال چهل دو اعلامیه داده وهر ساله تکر نموده اند که افتخار!مجاهدین زاده شدن ا”یدئولژی” آنها (تشیع سرخ علوی)ازخمینی که او را فرزند شرف خلق ونماد انسانی تشیع سرخ علوی(یعنی همان مزخرفات استعماری مجاهد وشریعتی ساخته) و جانشین بحق علی و…می نامیدند از سرفصل غائله پانزده خرداد سال چهل دو میباشد.
    البته مجاهدین بدروغ خمینی را جانشین بحق علی معرفی کردند که خمینی با اینکه فرمان قتل عام حدود چهارهزار اسیررا به استناد سلاخی هفتصد وپنجاه اسیرتوسط علی صادر نمود اما هیچگاه نشان نداد بمانند جدش علی قاتل بالافطره واز بریدن دست وپا وبریدن سرانسانهالذت میبرد.
    طبق نشریات واعلامیه ها و…مجاهدین یکی از محور های دعوای مجاهدین با شاه همواره بر سر کوتاه کردن دست آخوند ازحکومت وقوانین وسرکوب آنها از سوی شاه بوده است.
    این زائده آخوند حتی در سالگرد ترورکسروی ترور وی را به فدائیان اسلام تبریک گفته وآنان راادامه مجاهدین صدر اسلام می خواندند.
    البته جناب ضد کارمزدی بمناسبت سوژه کاریش جزء به جزء از اینها باخبرمیباشد.
    دوماگاه یک میکرب بی خطر درصورتیکه در محیط مساعد قرارگیرد میتواند منشاء بیماری بزرگ وخطرناکی شود.
    اگر رژیم اسلامی مجاهدین بی خطر رادر محیط مساعد تبلیغات بزرگ نمائی گوبلزی خود قرار نداده بود تا خیزش های توده ای را نجس کند واگر مجاهدین مشتاقانه وبعلت ماهیت آخوندی خود تن به همکاری با رژیم دراین کار ضد خلقی نداده بودندالبته که پرداختن بدانهایک کار بیهوده می بود.
    اما همانطور که بارها گفته شده است مهم نیست یک میکرب بخودی خود بی خطر ومشغول گذران دوران پایانی عمر در خانه سالمندان باشد مهم اینکه این میکرب مشتاقانه بخدمت رژیم اسلامی در آمده است وبخشی ازبرنامه سرکوب جنبش مزد بگیران و…شده است.
    بنابراین آنچه بدان باید پرداخته ودر سطح وسیع افشا شود ترفند رژیم اسلامی است نه مجاهدین که خودشان ماهیت خودشان را سی سال است افشا نموده وبهمین دلیل منفور در میان مردمان و ایزوله در میان اپوزیسیون.
    در پایان هر کس که فکرکند حامیان کله گنده اروپائی وامریکائی مجاهدین مانند جولیانی و…آنقدر کر و کور که صدای کف خیابان را نشنوند وتوده های خسته از اسلام وحکومتش را نبینند وآنقدر احمق که بجای استناد به کف خیابان به اتهام ناروای آقا!جانشین امام و گماشتگانش به مجاهدین استناد کرده ومجاهدین را سرمنشاء خیزش هاتصورکنند خودش احمق است.
    این مار خورده های افعی شده بخوبی میدانند اگر مجاهدین منفورنمی بودند واگر فقط وفقط بزور تبلیغات رژیم اسلامی روی آنتن خبری نگه داشته نشده بودند میبایستی دست کم یک شعاربنفع آنان در این خیزش هابعنوان مشتی از خروارتبلیغات رژیم اسلامی وخود مجاهدین شنیده می شد.
    این مارخورده های افعی شده عالم کثیف سیاست بهتر از هر کسی میدانند هر کس که جرات مرگ راداشته باشد مسلما جرات زنده باد را دارد.
    پس دلیل حمایت اینها از مجاهدین چیست؟.
    اگر حمایت این جماعت استعمارگر وحمایت اسرائیل از مجاهدین در کار نباشد آنگاه آقا!برای چسباندن خیزش ها به استکبار جهانی و… دستش خالی میشود.
    حامیان استعماری مجاهدین نه دوستان اردوگاه خلق ودر تلاش برای سرنگونی که اتفاقا بمانند خود مجاهدین ورژیم اسلامی دشمن خیزش های براندازی کارگران و…میباشند وانتظار دیگری بجز دشمنی مار خورده های افعی شده دنیای سرمایه داری با کارگران و…ترجیح رژیم اسلامی بر هرحاکمیت دیگری که نتواند بخوبی این رژیم خروش کارگران را سرکوب نماید انتظاریست بسیار احمقانه.

  4. به ضد مجاهد،
    حالا چرا انقدر با مجاهدین دشمن هستید؟ آنها که بقول شما کاره ای نیستند؟

  5. به ناشناس. قضاوت من وجنابعالی باخوانندگان. برو به دعوای ات بامجاهدین برس. یادت نره ششلول ات راهمراه ببری!!

  6. بمن توصیه شده است بیانیه را از زاویه منافع کارگران نقد کنم.
    اولا که بقول معروف مورچه چیه که کله پاچش باشه؟.
    قد وقواره این فرقه چیه که بیانیه اش باشه؟.
    اگر قراربود وزن واعتبارصاحب حرف وبحث ونظری بحساب نیاید و حرف مفت هردلقکی نقد شود که تا کنون صدهانفر به نقد بیانیه برادرپرداخته بودند.
    وقتی سالهای سال است که کسی تره هم برای این فرقه خرد نمیکند و زمانیکه جبهه همبستگی ملی! علم میکند تا بلکه یکی دو نفراز اپوزیسیون را فریب داده واز این انزوا خارج شود حتی یک نفربه این جبهه!نمی پیوندد.
    وقتی اطلاعات سپاه به امید قراردادن فرقه در محوراپوزیسیون برایش کانون شورشی! درست میکند و برای واقعی جلوه دادن آن چند فشفشه چهارشنبه سوری نیز در پیاده روی مقابل ساختمان سپاه روشن میکند اماکوچکترین عکس العملی نه از سوی مردم ونه از سوی مخالفین خارج کشوری رژیم دیده نمیشود وتیراطلاعات سپاه به سنگ میخورد.
    وقتی نزدیک به سه یا چهار میلیون ایرانی مقیم اروپا می باشد امااین فرقه برای راه انداختن یک تظاهرات مجبور است ازکمپانی هلندی سیاهی لشگراجاره کند.
    وقتی فلاکتش تا بدان حد که پس از پنجاه دوسال عمر ننگین توانائی راه انداختن حتی یک اعتصاب کوچک و یایک اعتراض خیابانی ویا یک عملیات کوچک ایذائی را پس از کم شدن سایه ولی نعمتش صدام از سرش ندارد.
    وقتی جا گرفتن در خانه سالمندان آلبانی پس ازاخراج از عراق برایش شده پیروزی!مقاومت!.
    وقتی …این چنین است پس چراباید افتاد تو دام گنده کردن فرقه بوسیله نقد بیانیه دلقک سیرک ورضایت نظام مقدس الهی رافراهم نمود؟.

  7. جناب فولادی، دیگر در ردیف کسانی نیستی که به سئوالشان بشود پاسخ داد. پاسخ به سئوالات شما در تمام کامنتهای من موجود است.

  8. ناشناس،همه چیزرا ،، می بیند،، ودرباره اش آسمان وریسمان می بافد غیرازاین سوآل من را که پرسیده ام ،،خیلی صریح بگو نظرت درباره رهبرمادام العمر وبلامنازع رژیم اسلامی چیست:لیبرال است یانئولیبرال؟!،،.نمی بیند؟یانمی خواهدببیند، چون به صرفه اش نیست؟

  9. گفتیم مارکسیسم راست هست سوسیال دموکراسی که آقای فولادی در ضلع تقریبا راستش است بگونه ای که سخت میتوان بین امپریالیسم و عقاید ایشون تفاوت قائل شد. مارکسیسم چپ استالینیسم است که میدانیم کاملا ورشکسته شده است. هر دو عمیقا وفادار به حاکمیت سرمایه داری هستند و هر دو با ضرورت ترایخی مارکس توجیه اش میکنند.
    اما در بین دو جناح راست و چپ مارکسیسم، مارکسیستهای شورائی هستند. برای اینکه این خط در مسیر تکامل آزادی طبقه کارگر قرا بگیرد، باید این اصلاحات و یا تجدید نظرها را بکند:
    ۱ – جنبش کارگری را حزبی نبیند.
    ۲ – بحث ضرورت تاریخی را در ماتریالیسم تاریخی مارکس نقد کند.
    ۳ – وجود یک تشکیلات ثابت ضد سرمایه داری در محلهای شغلی را ضروری ببیند.
    اما با اینکار در حقیقت قبول میکند که باید در مسیر تکاملی آنارشیسم حرکت کرد. بعبارت دیگر، آنارکوسندیکالیست خواهد شد.

    با این تجدید نظر،

  10. به ضد مجاهد،
    فکر نکن امریکا به همین راحتی بودجه اش را به تو خواهد داد. حسودی نکن، عقلت را بکار بیانداز و بیانیه را از زاویه منافع طبقه کارگر نقد کن.

  11. خیر جناب فولادی، عصبانی نیستم که هیچ ، خیلی هم خوشحالم و فکر میکنم کار “پاتولوژی” مارکسیسم دولتی را بخوبی انجام داده ام. از طریق بایگانی روشنگری به روند و نتایج این کار دسترسی وجود دارد.
    سکه دو طرف دارد، چپ و راست. مارکسیسم دولتی هم مثل سکه است. دو سرنوشت محتوم دارد، چپ و راست. یکی استالینیسم و دیگری سوسیال دموکراسی که یکی از انواع اولترا راستش در افکار شماست. شما شاهد جنگ من علیه استالینیسم نبودید. استالین مامور ضرورت تاریخی دورانی دولت دیکتاتوری پرولتاریا بود. اما با سقوط احزاب مارکسیست بلوک شرق ، از بین رفت. دولتهای امپریالیستی غربی با انقلاب مخملی شان مامور ضرورت تاریخی دورانی دموکراسی سوسیال دموکراتیک خط فکری مانند شما هستند. انقلابات مخملی نیز همانجائی دارد می رود که استالینیسم رفت، شواهدش در حال ظهور است. دولتهای دموکراتیک غربی با بحران عظیمی روبرو هستند و رقبای مثل ارتجاعی مثل خودشان فن و فنون دفاع از خودشان را یاد گرفته اند. تکامل؟! تکامل جلوگیری از انقلاب مخملی! شاید.
    برای ما بردگان مزدی ، راه همان راه همیشگی است: افشای تضادهای مابین مرتجعین و تعرض مستقیم به بردگی مزدی.
    آنارکوسندیکالیست

  12. جناب ناشناس. دربحث دومخالف این عصبانیت ها وتندخویی هاپیش می آید. امیدوارم ازمن رنجیده خاطر نباشید. بازهم می خواهی علیه من بنویسی بنویس، من هم جواب می دهم.

  13. باتشکرازروشنگری، افزوده برکامنت قبلی ام: مطمئن هستم خوانندگان آگاه روشنگری منظورم راازاین که ،،کارگران آگاه ایرانی اول تکلیف خودرابارژیم شلاق زن روشن میکنند بعدکمونیست وانقلابی میشوند ونه بالعکس،، خواهند فهمیدونیازی به توضیح بیشتر نیست.ناشناس خودداند!اگرمتوجه نشد بگویدتابه اوتوضیح دهم!

  14. زیرکی آخوندی راببینید!مخاطب اش هوادارمجاهدین است اماطوری دوپهلو نوشته که خواننده ی ،،ناآگاه،،(خوانندگان روشنگری راناآگاه تصورمیکند)گمان کندبامن است! جناب دوپهلونویس!حرفه کامنت نویس همیشه درصحنه! کارگران ایرانی اول تکلیف خودرابارژیم شلاق زن روشن میکنندبعد کمونیست و انقلابی می شوند، نه بالعکس!بازهم خودت رابه کوچه علی چپ بزن و ازپاسخ دادن به سوآل من دربرو و به ترجیع بند نویسی ،،دیدیم که…،، ،،دیدبم که…،، (یاهمان خودگویی وخودخندی) ادامه بده.آنوقت به استدلال های من بگو شامورتی بازی!

  15. دوران کامنت نویسی من در زیر مقالات آقای فولادی تمام شد. اگر آدم صالحی باشد، خواهد فهمید که به او لطف کردم. ولی بعید است. گفتنی ها گفته شد.

  16. به فولادی، ناراحت نشو که مچت باز شده. میتونی به روشنگری شکایت کنی که چرا کارگران کمونیست نظر میدهند.

  17. امامچه فرقه فکر کرداگریک خواهررابجای خودش بگذارد جلوی ویترین ویک برنامه ده ماده ای برای غارت بی دنده وترمز ایران وزحمتکشان توسط سرمایه داری جهانی نیزبدهد دستش کار تمام است وفرداامریکاآنها را تحت حمایت ارتش خود برتخت قدرت خواهند نشاند.
    امادیدیمامریکا وشرکاهوشیار تر ازاینکه روی یک سیرک و امامچه دلقک آن سرمایه گذاری وخود را رو در روی مردم ایران قرار دهد.
    حال وپس از آنکه برنامه ده ماده ای سیمرغ رهائی وخود سیمرغ نیز بعلت تحلیل های صد من یه غازامامچه عقب افتاده فرقه روی دستش باد کرد اوضاع جوری شده که این سیرک بطوردربست در اختیارسیاست سرکوب جنبش توده ای از رژیم اسلامی قرارگرفته است.
    اما نکته جالب دراینجا اینکه چگونه میشود که در همان حال که ضد کارمزدی و…بود در همان حال هم حامی برنامه ده ماده ای دلقک فرقه داده شده بدست دست همسرش در حالی بودکه این ده ماده بسیارروشن برای آب انداختن دهان غارتگران جهانی و تضمین پیشاپیش غارت دموکراتیک!ته مانده ثروت های طبیعی ایران و زحمتکشان در زیرپرچم جمهوری دموکراتیک! اسلامی میباشدودر تضاد بنیادین با الغاء کارمزدی.
    این کار یعنی باور نداشتن نه به الغاء کارمزدی ونه باور داشتن به برنامه زن ایرانی!.
    این کاریعنی حامی دو متضاد بودن در یک آن نشان دهنده باور نداشتن به هیچ کدام و پیش بردن خط از ما بهتران بر علیه براندازی بوسیله بستن دم براندازی به الغاء کارمزدی.
    وقتی این چنین است طبعاضد رژیم هم باید ضد مجاهد خطاب شود وخواهر مریم هم زن ایرانی! تا وانمود شود مجاهدین یک نیروی قائم به ذات خود هستند تا بدین ترتیب رابطه حیات این سیرک به نیازرژیم اسلامی برای نجس کردن جنبش سرنگونی به فرقه ای منفور مخفی بماند.
    جنبشی که خوشبختانه برای یکمین بار کارگران و زحمتکشان در خط مقدم آن میباشند وبهمین دلیل در چهارچوب تضمین ده ماده ای غارت دموکراتیک! زحمتکشان به اربابان جهان نمی گنجد و بهمین لحاظ است که این جنبش را میتوان وباید با مزدوری برای رژیم سرکوب کرد تا بلکه تغاری بشکند ماستی بریزد و ایران شود سوریه یا عراق ولیبی و اوضاع شود بکام سیرک کاسه لیسان .
    کانون های شورشی!ابداع اطلاعات سپاه دقیقابهمین منظوراست.

  18. کارگران کمونیست کامنتهای من را با دقت خواهند خواند و فریب امثال فولادی را نخواهند خورد.

  19. همه ی این ،، دیدیم،، ها یعنی متکلم وحده بودن،(یا به گویش عامه خودگویی و خودخندی!) و توجیه زیرکانه استبداد باچندتاچاشنی شعار آبکی برای رد گم کردن به خوانندگان. خیلی صریح بگو نظرت درباره رهبر مادام العمر وبلامنازع رژیم اسلامی چیست؟ لیبرال است یا نئولیبرال؟!

  20. پس:
    ۱- دیدیم کارگران در کشورهای غربی آزادی ندارند چون تمام کانالهای تحقق آزادی افراد بصورت کالاهای سرمایه داری درآمده و متعلق به سرمایه داران است.
    ۲ – دیدیم که مبارزه با هر نوع ارتجاعی، حکومت اسلامی و یا امپریالیستی، فقط وقتی اصیل و با ارزش است که از زاویه مبارزه برای آزادی از بردگی مزدی ( سرمایه داری ) طرح شود.
    ۳ – دموکراسی خواهی آقای فولادی ماهیت روشنی دارد، متعلق به طبقه استثمارگران سرمایه دار.
    ۴ – از مقالات و کامنتهای آقای فولادی روشن است که ضرورت تاریخی دورانی او در حقیقت توجیه حاکمیت دموکراسی های امپریالیستی دولتهای غربی است.
    ۵ – توضیح داده شد که در جنگ بین امپریالیستها نه باید جانب رژیم را گرفت نه امپریالیستها در جنگ با هم را چون این تضادها علیه وحدت طبقه کارکر است.
    ۶ – دیدیم که ضد مجاهد و آقای فولادی توانائی دیالوگ سالم و منطقی را ندارند و برای همین برای ارتقا آگاهی طبقه کارگر نقش منفی ایفا میکنند.
    ۷ – دیدیم که سرنگونی طلبی و یا مخالفت با اسلام و یا با دیکتاتوری رژیم کسی را انقلابی نمیکند و میتواند پوششی برای پنهان کردن ارتجاع باشد.
    پایان

  21. افزوده برکامنت قبلی ام. اشکال اصلی وشخصیتی ناشناس این است که به تئوری میگویدهوچیگری وبه هوچیگری واهانت وتخریب شخصیت میگوید بحث علمی. درست گفته اندکه: ازکوزه همان برون تراود که دراوست!

  22. به ناشناس: دریک جمله وخلاصه، شامورتی بازی یعنی این که آسمان وریسمان رابه هم ببافی ، ودر حالی که خودت ازدموکراسی بورژوایی به ناحق برخورداری این دموکراسی رامحکوم کنی-درست همان کاری که آخوندهامیکنند-، تااستبداد ولایتی خلافتی حاکم برایران رابازبان بازی وسفسطه گری لاپوشانی ودرواقع توجیه نمایی.اینهمه علیه دموکراسی می نویسی یک جمله هم درباره ی استبداد قرون وسطایی حاکم بر کشور وجامعه ی خودت بنویس!بااین آسمان وریسمان بافی ها بچه گول میزنی؟ ازعنوان و محتوای مقاله ی من یادبگیر!

  23. چراریزشی های مجاهدین با این برنامه ده ماده ای اسلام دموکراتیک ممکراتیک واسلام ترگل ورگل خواهر مریم جذب رژیم میشوند وآنهم در ابعاد بزرگ مانند رفتن هفتصدو شصت تن به ایران در آن زمان که قفل پادگان اشرف را امریکا گشود اما هنوز یک نفر از ریزشی های رژیم جذب این فرقه نشده است؟.
    خود آنهاعلت را دو گانگی یا تضاد ویترین بیرونی مجاهدین با روابط ومناسبات مادون ارباب رعیتی درونی فرقه نامیده اند.
    اتفاقا امامت سرکرده فرقه بعنوان تنها نفری که در فرقه فکر کردن وی گناه کبیره نیست و بدون چون چرا بابد اجرا شود بن بست فروپاشی فرقه راتا آنجا رقم زده که اگر امروزرژیم اسلامی بدان برای نجس کردن خیزش های توده ای نیاز نداشته باشد فرداخانه ارتش سالمندان آلبانی تعطیل خواهد شد دقیقا مثال زنده درستی برای بحث آقای فولادی است.
    رابطه فروپاشی با امامت مطلقه سر کرده فرقه را میتوان از شکست پیاپی تحلیل های صدمن یه غازسرکرده فرقه در عالم واقعی مشاهده نمود.
    سرکرده فرقه تحلیل نمود خمینی خیمه عمود نظام است وپس از مرگش نظام با یک تلنگرخواهد افتاد.
    کشک بودن نظر امام فرقه زمانی اثبات شد که مهدی ابریشم چی برای نفرات از کشورهای غربی آمده به عراق با فراخوان امام فرقه پس از مرگ خمینی نشست گذاشت وگفت امروزه حزب الله پدرمعنوی خود را از دست داده وحالت عادی ندارند واگرارتش ما وارد خاک ایران شود آنها با ده برابر توان خواهند جنگید بنابراین بفرمائید بروید سر خانه زندگی خود ومنتظر سوت رهبری باشید!.
    تئوری بال سیاسی وبال نظامی وپرواز سیمرغ رهائی!یعنی همان پرواز خواهر مریم از دیگر شاه کارهای مغز متفکرفرقه بود که دیدیم وقتی بال سیاسی را قرار بود امریکا وانگلیس با ملاقات مقام های رسمی آن کشورها با خواهر وشناسائی فرقه از سوی استعمارگران بعنوان تنها آلترناتیو!دموکراتیک!رقم زنند هم بال سیاسی وهم بال نظامی بگل نشست وپرواز خواهر مریم رهائی منتفی گردید.
    اگر بخواهم دانه به دانه تحلیل های ارباب فرقه وبه هدردادن انرژی وخون رعایا برای مادی کردن مهملات سرکرده فرقه را باز گو کنم خود جزوه ای خواهدشد.
    اما سرنوشت رقت بار فرقه وتبدیل شدن یک سازمان سیاسی نظامی به سیرکی با نمایش سالیانه و تماشاچی هائی مانند جولیانی خود یک نمونه کوچک ازفسادیست که در اثرمغز بودن یک تن وآنهم فاقد صلاحیت سراپای یک سازمان را فرا میگیرد وآن را تبدیل به سیرکی میکند که تنها خریدارش رژیم اسلامیست وبس.

  24. به ضد مجاهد،

    بیانیه ده ماده ای خانم رجوی:

    ۱- از نظر ما آرای مردم، تنها ملاک سنجش است و بر همین اساس، خواهان یک حکومت جمهوری مبتنی بر آرای مردم هستیم.
    ۲- ما خواهان یک نظام کثرتگرا و آزادی احزاب و اجتماعات هستیم. در ایران فردا ما به کلیه آزادی‌های فردی احترام می‌گذاریم و بر آزادی بیان و آزادی کامل رسانه‌ها و دسترسی بی‌قید و شرط همگان به فضای مجازی تأکید داریم.
    ۳- ما در ایران آزاد شده فردا، از لغو حکم اعدام دفاع می‌کنیم و نسبت به آن متعهدیم.
    ۴- مقاومت ایران از جدایی دین و دولت، دفاع خواهد کرد. هرگونه تبعیض در مورد پیروان کلیه ادیان و مذاهب، ممنوع خواهد بود.
    ۵- ما به برابری کامل زنان و مردان در کلیه حقوق‌سیاسی، اجتماعی و مشارکت برابر زنان در رهبری‌سیاسی، معتقدیم و هر گونه اَشکال تبعیض علیه زنان، ملغی خواهد شد و آنان از حق انتخاب آزادانه پوشش، ازدواج، طلاق، تحصیل و اشتغال، برخوردار خواهند بود.
    ۶- ایران فردا، کشور عدالت و قانون است. ما خواهان ایجاد یک نظام قضایی مدرن، مبتنی بر احترام به اصل برائت، حق دفاع، حق دادخواهی، حق برخورداری از محاکمه علنی و استقلال کامل قضات هستیم. هم‌چنین قانون شریعت آخوندی، در ایران فردا جایی نخواهد داشت.
    ۷- ایران فردا کشور احترام به حقوق بشر است. ما متعهد به «بیانیه جهانی حقوق بشر» و میثاق ها و کنوانسیون‌های بین‌المللی از جمله: «میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی»، «کنوانسیون علیه شکنجه» و «کنوانسیون حذف کلیه اشکال تبعیض علیه زنان» می‌باشیم.
    ایران فردا، کشورِ برابری همه ملیت‌هاست. ما بر خودمختاری کردستان ایران که طرح آن را شورای ملی مقاومت تصویب کرده، تأکید داریم. زبان و فرهنگ هموطنان ما از هر ملیتی که هستند، در زمره سرمایه‌های انسانی تمام مردم این کشور است که باید در ایران فردا ترویج شود و گسترش پیدا کند.
    ۸- ما مالکیت شخصی، سرمایه‌گذاری خصوصی و بازار آزاد را به‌رسمیت می‌شناسیم و این اصل را پیشاروی خود داریم که چه در اشتغال و چه در کسب و کار، تمام مردم ایران باید از فرصت‌های برابر برخوردار باشند.
    از نظر ما ایران فردا کشور حفاظت از محیط زیست و احیای آن خواهد بود.
    ۹- سیاست خارجی ما مبتنی بر همزیستی مسالمت‌آمیز، صلح و همکاری‌های بین‌المللی و منطقه‌ای و احترام به منشور ملل‌متحد خواهد بود.
    ۱۰- ایران آزاد فردا یک کشور غیراتمی و عاری از سلاح‌های کشتار جمعی خواهد بود.
    (سخنرانی در اجتماع بزرگ ایرانیان، اول تیرماه۱۳۹۲، پاریس)
    جناب ضد مجاهد،
    لطفا با دقت مطالعه فرمائید و نظرتان را بنویسد.
    متشکر

  25. به ضد مجاهد،
    لطفا شما نیز برای ما بنویسید که چرا با برنامه ۱۰ ماده ای یک زن ایرانی بنام مریم رجوی مخالف هستید.
    متشکر.

  26. جناب فولادی،
    نوشته اید:
    “ باتوجه به شناختی که ازناشناس دارم، مطمئن بوده وهستم که به سوآلم در باره تغییررژیم ایران پاسخ نمی دهد.اگرهم بدهد همان حرفش راتکرارخواهدکرد که ،، هرکس کارگران ناآگاه را تشویق به سرنگونی رژیم کند جنایتکاراست،”
    اینهم پاسخ به این شامورتی بازی شما:
    ۱ – من قبلا زیر مقالات شما نوشته ام که برنامه من برای سرمایه داری در ایران و جهان چیست. این شما هستید که ظاهرا (نه در پشت صحنه)، برنامه ای ارائه نداده اید.
    ۲ – بدرستی هر کس کارگران ناآگاه به کمونیست در ایران را تشویق به سرنگونی رژیم کند، جنایت کار است از جمله خود شما. از خودم دفاع کرده ام و همیشه خواهم کرد.
    اگر خواستید دوباره همیجا.
    اما نگفتن برنامه اتان بیان چیز دیگری است. شما در واقع فاشیست هستید. فاشیسم و جنایتکارانه بودن افکار شما در ضرورت تاریخی دورانی شما فرموله هم شده است.
    حال توضیح میدهم که خوانندگان فعلی و آتی متوجه شوند.
    شما معتقدید که دموکراسی سرمایه داری غرب یک ضرورت تاریخی است و کسی نباید در مقابل آن مقاومت کند. برای همین شما اتوماتیک تمام لشکرکشی های غربی ها و پیمان ناتو را هم در جهت پیشرفت بشریت میدانید. برای شما کودتا و کشتن آلنده توسط پینوشه که از آمریکای دموکراتیک حمایت میگرفت تکاملی است چون در خدمت دموکراسی جهانی است. مطمئنن از زاویه تکاملی بودن ضرورت ناریخی دموکراسی شما، هر گونه انقلاب مخملی و شورش و بمباران و ترور و قتل و تحریم و دخالت هم توسط روسیه و چین ارتجاعی اما توسط غربی ها انقلابی است. برای همین است که به کوبا و کره شمالی حمله میکنید اما به عربستان و اردن و اسرائیل نه. چون این گروه دوم از طریق دمومراسی های غربی حمایت می شوند.
    ببینید تقصیر من نیست. تجزیه و تحلیل من از افکار و عقایدی که ترویج میکنید این است که دموکراسی خواهی شما در حقیقت ماسکی است پشت یک چهره فاشیستی. ضرورت تاریخی شما میگوید که دموکراسی غربی خوب است یعنی لشکر کشی ها و کودتا ها و ترور ها و اشغالگری ها هم خوب است. اگر میخواهید فاشیست لقب نگیرید این سئوال همیشگی را پاسخ دهید:
    چه رابطه ای بین دموکراسی غربی و جنگ طلبی و کودتاگری و لشکرگسی آنها می بینید. جز اینکه هر دو فاکت هستند و باید از لحاظ علمی توضیح داشته باشند؟
    بمن نمیخواهید بگوئید که علت فاشیسم سیاستهای خارجی دموکراسی های غربی، بلشویکها هستند؟ میخواهید؟ بلشویکها که امروز کاره ای نیستند. صدام که بلشویک نبود. آلنده که بلشویک نبود. چاوز که بلشویک نبود. قذافی که بلشویک نبود، وبلاخره، مصدق که بلشویک نبود.
    لطفا جواب علمی بدهید، متشکر، وگرنه فاشیست هستید.

  27. به فولادی،
    نوشته ای:
    “ مانیفست تئوری شناخت وراه عینیت بخشیدن به کمونیسم است ونه برنامه ای برای کسب قدرت سیاسی توسط یک دارودسته وفرقه….”
    همانطور که برایتان از مانیفست حزب کمونیست نقل قول آوردم،آنها مشخصا برنامه ارائه داده بودند. برنامه آنها در حقیقت برنامه ای برای کسب قدرت سیاسی بود – همانطور که متن برنامه بروشنی ذکر میکند.
    حال آیا متعلق به یک دارو دسته بود؟ دقیقا چنین بود. این جزوه در واقع بیانیه تشکیلات کوچک و غیر کارگری “اتحاد کمونیستی” بود که اولین حزب مارکسیستی شناخته می شود. از قرار معلوم همه اعضای آنهم از جنس مذکر بودند. بعلاوه برخی از گروهای کوچک مارکسیستی ایرانی (آنهائی که شما میگوئید فرقه هستند) اکثرا در ایران بوجود آمده اند اما این حزب مارکس در خارج از آلمان آن موقع. اتحاد کمونیستی از وحدت مارکس و انگلس با گروه اتحاد برای عدالت بوجود آمد. این تشکیلات با انشعاب مارکس و انگلس عمرش خاتمه یافت. البته انشعاب بازی مارکس، انترناسیونال اول را هم از بین برد.
    خیلی جالب است،،تشکلاتی که مارکس در آن بود همه انشعابی شدند.
    بعد از مارکس، در انترناسیونال دوم هم انشعاب شد.
    بعد انترناسیونال سوم شد کمینترن، در آن انشعاب نمی شد بلکه اعضا اخراج میشدند.
    انترناسیونال چهارم هم متعلق به تروتسکیستهاست که آنهم به انشعاب منجر شد.
    خب،مارکسیستی مثل شما چه تعلق تشکیلاتی دارد؟ حالا هم که در خارج هستید و بهانه دیکتاتوری ندارید؟
    شاید هم مثل خمینی میخواهید رهبر باشید نه حزبی! میخواهید برای شما هم بگویند، حزب فقط مارکسیستی، رهبر فقط فولادی؟

  28. جناب فولادی،
    لطفا فضل فروش نکنید، از پشت ممبر دستور انقلاب دموکراتیک هم ندهید.
    در همان مانیفست حزب کمونیست میخوانیم:

    ولى در پیشروترین کشورها میتوان بطور کلى اقدامات زیرین را مجرى داشت:

    ١- ضبط املاک و صرف عواید حاصله از زمین براى تأمین مخارج دولتى.
    ٢- مالیات تصاعدى سنگین.

    ٣- لغو حق وراثت.

    ۴- ضبط اموال کلیه مهاجرین و متجاسرین.

    ۵- تمرکز اعتبارات در دست دولت بوسیله یک بانک ملى با سرمایه دولتى و با حق انحصار مخصوص.

    ۶- تمرکز کلیه وسائط حمل و نقل در دست دولت.

    ٧- ازدیاد تعداد کارخانه‌هاى دولتى و افزارهاى تولید و اصلاح و آباد ساختن اراضى طبق نقشه واحد.

    ٨- اجبار یکسان کار براى همه و ایجاد ارتش صنعتى بویژه براى کشاورزى.

    ٩- پیوند کشاورزى و صنعت و کوشش در راه رفع تدریجى تضاد[١٧] بین ده و شهر.

    ١٠- پرورش اجتماعى و رایگان کلیه کودکان و از میان بردن کار کودکان در کارخانه‌ها بشکل کنونى آن. در آمیختن امور تربیتى با تولید مالى و غیره و غیره.

    در ارتباط با برنامه مارکس و انگلس:
    ۱ – پیشرفته ترین کشور اروپای زمان مانیفست جمعیت کارگری زیر ۱۰ در صد داشت.
    ۲ – همانطور که مشاهده می شود این برنامه شبیه سیاستی است که لنینیستها در روسیه اجرا کردند و امروز به سرمایه داری دولتی معروف است.
    ۳ – در واقع نیمچه انقلاب آنارشیستی آنارشیستها در پاریس بود که به مارکس (انگلس که استعدادش را نداشت) یاد داد دولت سرمایه داری دولتی درست نکنند. وگرنه مارکس و انگلس پایشان در رفرمیسم سرمایه داری لنگ می ماند.
    حال جناب فولادی،
    برنامه شما برای ایرانی که اکثریت جمعیتش کارکری است چیست؟ هیچ چیز. همانطور که خودتان گفتید. یک آدم بی عمل و حراف.
    اما صد رحمت به “فرقه های لنینی” که:
    ۱ – مغزشان را بکار می اندازند و جامعه ایران را برای دیدگاه خودشان ارزیابی میکنند و برنامه برای تغییر آن میدهند.
    ۲ – شاید لنینیستها رهبر مرد و زن داشته باشند و سلسله مراتبی اند ( که فکر نمی کنم مارکس و انگلس با آن مخالفتی میداشتند)مثل مثلا آذر ماجدی و یا خیلی های دیکر، اما اقلا توانسته اند یک تشکیلات داشته باشند.
    البته آقای فولادی خواهد گفت که مریم رجوی و خانم ماجدی بخاطر شوهرانشان رهبر شده اند. ولی این تف سربالاست چون زن مارکس فقط بچه دار میشد و بچه داری میکرد، ولی زن لنین فعال حزبی بود و ظاهراذقبل از ازدواج مارکسیست شده بود. انگلس هم ازدواج نکرده بود و با یک دختر کارگر رابطه داشت بنام لیزی برن. خانم برن مذهبی پروتستان و ناسیونالیست بود.
    خب،ببین جناب، همه مارکسیستهای فعال برنامه دارند. برنامه و تشکیلات شما کجاست؟

  29. جناب فولادی،
    تقصیر من نیست، سایت معتبر خود مارکسیستها نوشته مانیفست حزب کمونیست:
    https://www.marxists.org/archive/marx/works/1848/communist-manifesto/index.htm
    به لینک مراجعه کنید خواهید دید.
    این ترجمه فارسی هم میگوید مانیفست حزب کمونیست:
    http://marxengels.public-archive.net/fa/ME0190fa.html
    پس پر حرفی نکن.

  30. افزوده برکامنت قبلی ام. باتوجه به شناختی که ازناشناس دارم، مطمئن بوده وهستم که به سوآلم در باره تغییررژیم ایران پاسخ نمی دهد.اگرهم بدهد همان حرفش راتکرارخواهدکرد که ،، هرکس کارگران ناآگاه را تشویق به سرنگونی رژیم کند جنایتکاراست،،.

  31. اظهارفضل فرموده:،، وقتی مثل برنامه۱۰ماده ای مریم رجوی یامثل مانیفست حزب کمونیست مارکس وانگلس یامثل برنامه تشکیلات مارکسیستی توضیح می دهندکه چه چیزی رامیخواهندجای وضع فعلی بگذارند میخواهند..،،.خسن وخسین هرسه دختران مغاویه بودندیعنی همین ،،اظهارفضل،،ناشناس.اولن، مریم رجوی باهیچ برچسبی به مارکس وانگلس نمی چسبد.چونکه اوبه دنبال کسب قدرت سیاسی است وآنهانبودند.ثانین مانیفست حزب کمونیست غلط ومانیفست کمونیست درست است.مانیفست تئوری شناخت وراه عینیت بخشیدن به کمونیسم است ونه برنامه ای برای کسب قدرت سیاسی توسط یک دارودسته وفرقه. ثالثن، ازاین رو،مارکس وانگلس مثل مریم رجوی وتشکیلات های چندنفره ی لنینی نمی خواستندخودشان وضعیت رابه نفع دارودسته خودشان عوض کنند، بلکه به پرولتاریاآموزش میدادندتا آن طبقه به نیروی آگاهی خویش کسب قدرت نمایدوراه گذاربه دوران کمونیسم راهموارسازد. مگرکم می آوردازفضل فروشی به ،،آدم های ناآگاه،،(به زعم خودش)این جناب ناشناس!

  32. برنامه ده ماده ای خانم !خواهر مریم رجوی
    چه با مزه.
    الهی موش بخوره این ضد امپریالیست های!در آغوش امریکارو

  33. فولادی نوشته:
    “ناشناس باتمام ادعای اش در همه چیزدانی”
    من ادعا نکردم که همه چیز میدانم. من اما ادعا میکنم که راه دانستن همیشه دیالگوگ سالم منطقی و علمی و عمل کردن است نه مثل شما سفسطه کردن، به آدمها پرچسب زدن و هوچیگری.

  34. به ناشناس.به جای اینهمه پرحرفی وکلی گویی وآسمان وریسمان بافی، جنابعالی به عنوان ،،یک انسان سالم و دارای برنامه،، بفرمایید برای تغییررژیم ایران چه برنامه ای دارید؟ چون ،،انسان های سالم و برنامه دار،، اول از تغییرجامعه خودشان شروع می کنند تا به ،،تغییر جهان،، برسند. بدون پشتک و واروزدن بفرما برنامه ات برای تغییر رژیم اسلامی چیست؟ اصلن اعتقاد به تغیررژیم اسلامی داری؟ کی و چگونه. من نظرم راکوتاه وگویا گفتم وجنابعالی ردکردی حالا نوبت توست صریح بی اماواگر بگویی.بارژیم اسلامی چه بایدکرد؟

  35. در حقیقت امر، آنها که در واقع برنامه دارند بنوعی شروع میکنند که بر سرنوشت خویش حاکم شوند . آنها کاری به نق زنها و عبارت پردازها و ضجه کنها ندارند. آنها برنامه دارند، تشکل حول برنامه اشان درست میکنند و محیط زندگی شان را بر طبق آن تغییر میدهند. انسان سالم دست بروی دست نمیگذارد، نقشه میکشد، طرح میدهد و جهانش را تغییر میدهد. این کار بسیار تحسین آمیز است. مرتجع و انقلابی، با برنامه و طرح زندگی و عمل میکنند. کار انسان سالم، داشتن هدف روشن، اتحاد و تشکل و تغییر واقعیات بد زندگی به موقعیتهای خوب و زندگی بخش است.

  36. جناب فولادی، مطمئنن کسی از شما نخواسته که دولت تعیین کنید چون انقلاب یک امر فردی نیست و شما اصلا اهمیت ندارید. انقلاب امری اجتماعی است. وقتی مثل برنامه ۱۰ ماده ایرخانم مریم رجوی و یا مثل مانیفست حزب کمونیست مارکس و انگلس و یا مثل برنامه تشکلات مارکسیستی، توضیح میدهند که چه چیزی را میخواهند جای وضع فعلی بگذارند، میخواهند جامعه انقلابی کورکورانه عمل نکند و بداند که میخواهد چکار کند. با اینکار وحدت و همسوئی و همکاری بوجود می آورند تا فعالیت ها به هرز نرود.
    این پاسخ شما هم واگذار کردن سیر وقایع به امام زمان ضرورت تاریخی ست، انقلاب که راحت طلبانه نیست. اینهمه جنگ و دعوا برای این نیست که بگوئیم ول کن آقا جامعه خودش میداند، درش یک سری قوانین علمی وجود دارد که مستقل از ذهن انسانها عمل می نماید و ما هیچ کاره ایم.

  37. ناشناس باتمام ادعای اش در همه چیزدانی، هنوز متوجه نشده اندکه قرارنیست ،، من توی دهن این دولت بزنم، و من دولت تعیین کنم،، ، خود جامعه این کار راخواهد کرد. مرا با ،، منتظرالحکومه ،، ها عوضی گرفته اید جناب ناشناس!

  38. جناب فولادی،،شما که اینهمه مقاله می نویسید، ممکن است لطف کنید یک بیانیه بنویسید که با سرنگونی رژیم چه رژیمی میخواهید در ایران بیاورید؟ ممنون.

  39. جناب فولادی، من توضیح دادم که چرا دموکراسی استثمارگران هیچ آزادی بیانی باقی نمیگذارد و کمکی به انقلاب کارگری ضد سرمایه داری نمیکند. متاسفانه شما پاسخ ندادید و سفسطه کردید.
    بعلاوه به دموکراسی غربی باید “ضرورت تاریخی دورانی “ امپریالیست و مافیای جهانی شدن را هم اضافه کنید. اما اضافه نمی کنید و ما می بینیم که بکل فاقد درک درست از سرمایه داری فعلا موجود هستید.
    همین دموکراسی فعلا موجود و “ضرورت تاریخی دورانی “ شما آمد دموکراسی بورژوائی روژاوا را دودستی تحویل دیکتاتوری مثل اردوغان داد. اصلا بگو که آمریکا کار خوبی کرد که دوتا بمب اتمی انداخت روی ژاپن چون ضرورت تاریخی دورانی بود. البته ما آنارشیستهای کمونیست شما را مقصر نمیدانیم، تقصیر از مارکس شما و ضرورت تاریخی اوست. با ضرورت تاریخی هر جنایتی را میتوان توجیه کرد و هر انقلابی را به ضد انقلاب تبدیل نمود. “ضرورت تاریخی دورانی” استدلال نیست، بهانه گیری است.

  40. افزوده برکامنت قبلی ام. ناشناس می فرماید درایران زیرحاکمیت استبدادفردی(بحث من خصوصن درباره ایران است و نه درباره جابلساوجابلقا!)هیچ نیازی به دموکراسی نیست ومردم وازجمله کارگران خودبه خود بدون وجودآزادی بیان آگاه میشوند، وبدون وجودتشکل مخصوص به خود-که نیازمندآزادی های بی قیدوشرط سیاسی است- انقلاب می کنند، و منظورازاین فرمایشات این است که بگذارید استبداد همچنان برقرار و پایداربماند!(اصلن ایشان قبول دارد که درایران استبداد فردی ورهبری مادام عمری وجوددارد؟ عمرن اگر قبول داشته باشد!پس اینهمه نعل وارونه زدن برای چیست؟).

  41. ناشناس ازطریق برهان خلف و ،، ذکرمصیبت،، های دموکراسی بورژوایی می خواهد رهبری مادام عمری و استبداد فردی راتوجیه نماید- اگرنگویم مقبول جلوه دهد-.درحالی که آنچه اوبرآن ایرادوارد می کند و،،مصیبت،، قلمدادمیکند- یعنی دموکراسی- یک ضرورت تاریخی دورانی در فرآیندتکامل اجتماعی، وآنچه توجیه می شود(رهبری مادام عمر واستبدادفردی که موضوع محوری این مقاله است)یک مانع مهم در راه پیشرفت وتکامل اجتماعی ،،درایران،، است. کیست که درپس حمله به دموکراسی واقعن موجود دورانی دفاع ازاستبدادفردی ورهبری مادام عمری را،، نخواند،،؟

  42. در رفع شبهاتی چند،
    مبارزات زنان ایران علیه محدودیتهای مذهبی کاملا درست است و من هیچ مخالفتی با آن ندارم. اما اگر این مبارزات بصورت مبارزاتی در چهارچوب گرفتن آزادی برای طبقه سرمایه دار سکولار و دموکرات طرح شود، این مبارزه لوث میشود و بنفع مبارزه کمونیستی کارگری نیست. آزادی زن در چهارچوب روابط سرمایه داری آزادی زن نیست، آزادی کالا کردن زنهاست.
    همین منطق در ارتباط با آزادی های دیگر از جمله آزادی های هنری هم صادق است. تا آنجا که مبارزه برای این آزادی ها برای گرفتن آزادی استثمارگری سرمایه داری در این زمینه ها نباشد، بنفع طبقه کارگر است. اگر نباشد، به وسیله استثمار تبدیل میشوند.
    کلا هر گونه مبارزه برای عقب زدن محدودیتهای مذهبی بنفع ما کارگران است بشرطی که بمقصود عقب زدن و جلوگیری از مبارزات کمونیستی و ضد سرمایه داری کارگران نباشد.
    همین نوع حکم در شورشهای ضد شاه میتوانست مطرح میشد که نشد: هر گونه مخالفت با شاه اگر به معنای دفاع از مذهب و استثمارگری مذهبی می بود باید رد میشد. الان، هر گونه مخالفت با روابط تشکیلات مجاهدین خلق با دلتهای امپریالیستی اگر در چهارچوب ازادی طبقه کارگر از استثمار سرمایه داری نباشد، بدرد نمی خورد.
    مخالفت با دیکتاتوری و یا دولتها، چه دموکراتیک و غیر دموکراتیک، باید از زاویه منافع طبقه کارگر و حاکمیت آنها بر جامعه طرح شود، وگرنه بدرد بخور نیستند و به ابزار رقابتهای سرمایه داری داخلی و جهانی تبدیل می شوند.

  43. در کشورهای غربی آزادی سیاسی وجود ندارد چون تمام ابزار بیان و فعالیت موثر سیاسی سرمایه داری شده است. سرمایه داری شدن یعنی اینکه وابستگی تام به پول و نیروی کار مزدی پیدا کردن و برایش شرکت بوجود آوردن. وقتی ابزارهای سیاسی و آموزشی سرمایه داری بشوند،آزادی ها متعلق به طبقه پولدار و ثروتمند سرمایه دار می شود نه کارگران.
    پس چون حکم اصلی مقاله غلط و کاملا غیر واقعی است ، تمام مقاله دارای جملات مهمل و بی معنی می باشد و این مهملات را میتوان در کتابهای درسی سرمایه داری فراوان دید.
    رفتن و آمدن دولتها در غرب از طریق انتخابات و آزادی احزاب هیچ تغییری در وضع طبقه کارگر و استعمارگری کشورهای غربی حاصل نکرده است. در ایران، عنصر ثابت ، نظام استثماری نیروی کار است. در غرب نیز همین عنصر ثابت وجود دارد. برای همین جنس حاکمیت در ایران و غرب یکی می باشد و از طریق روندهای سیاسی تغییر نمیکند. برای همین انتخابات و رای گیری ها فقط برای بهبود استثمارگری و یا برای استعمارگری بکار می روند. کارکران غربی در انتخابات شرکت میکنند چون ذهنشان توسط دستگاهای دولتی و خصوصی سرمایه داری مهندسی می شود. همانطور که هواپیما مهندسی میکنند،،افکار و سیاست را هم مهندسی میکنند.مهندسی فکری کار شرکتهای خصوصی و دولت سرمایه داری و لابی هاست و از این بابت سود حاصل میکنند و یا بودجه میگیرند و یا درآمد دارند.
    کلا همه دولتها چون حامی طبقه استثمارگر سرمایه دار هستند و از طریق این طبقه بوجود آمده اند باید سرنگون شوند. دولت ایران ویژگی خاصی ندارد. با دولتهای غربی برای سرنگونی دولت ایران نباید همکاری کرد. این هم خیانت به طبقه کارگر غربی است و هم خیانت به طبقه کارکر خودی. دولتهای چین و روسیه هم با دولت ایران همکاری میکنند چون ضد کارگر هستند.
    در حقیقت باید دنبال راهی گشت که طبقه کارکر جهان را علیه حاکمیت های سرمایه داری متحد نمود تا بردگی مزدی القا شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

Page generated in 0٫989 seconds. Stats plugin by www.blog.ca
رفتن به نوارابزار