شنبه, ۵ بهمن , ۱۳۹۸
   

Comments

راه ما، جدا از ترورها و جنگ های فناتیسم و امپریالیسم
بهنام چنگائی
— 7 دیدگاه

  1. طرفداران تئوری توطئه از رو نمی روند و کماکان اصرار دارند که جمهوری اسلامی را پادوی آمریکا بدانند. مطمئن هستم اگر روزی آمریکائی ها شر جمهوری اسلامی را کندند و جایش یک استثمارگر هوادار خود گذاشتند،اینها باز هم خواهند گفت که رژیم اسلامی مزدور آنها بود و فقط تاریخ مصرفش تمام شد. این جز آخرین کامنتهای من تحت نام آنارکوسندیکالیست است. آنارکوسندیکالیست

  2. نگران جنگ نباشید این فضای جنگی وتنش بمانند دوره بوش از معامله وزد وبندی بزرگ در حفظ حکومت اسلامی سر در میاورد.
    تهدید زدن مراکز فرهنگی که در داخل به زدن تخت جمشید وپاسارگارد تعبیرشده است برای بخط کردن ناسیونالیستهای ضد اسلام در پشت اخوندهامیباشد.

  3. به خوانندگان روشنگری، کامنت من نقد مقاله و کماکان کامنت نویسنده است. اگر سئوالی دارید میتوانید مطرح کنید و من حتما پاسخ خواهم گفت. آنارکوسندیکالیست

  4. جناب ناشناس سلام؛

    شما همچون همیشه فرسنگ ها از سوژه ی مقاله پافراترگذاشته و خود موضوع را به هر بهانه ای که داشته باشید به فراموشی می سپارید.

    بحث من درین مقاله پیگیر این نکته ی روشن و سرراست است که جنگ فناتیسم با امپریالیسم به کارگران بیکار و گرسنه، و مردم و ملت های بجان آمده ایران و منطقه ربطی ندارد.

    چراکه آنها نسبت به گذشته ها بسیار بیدارتر و بدلیل خسارت های جانی و مالی فراوان که از هردوسوی گردنکشان مذهبی شیعی سنی، و همزمان امپریالیسم نسیب شان شده،هوشیارتر شده، و بخوبی به اهداف دشمنان شان پی برده اند.

    ترورهای داعش شیعی حزب الهی کمتر از داعش سنی وهابی نیست؛ همانگونه که هرکدام از جنگ های هولناک این فرقه ها و دکانداران مذهبی که پیوسته با بهانه های متنوع ادادمه دارد ربطی به زندگی واقعی و ناگوار و بی سرانجام توده های خاورمیانه نداشته و ندارد؛ بلکه این دشمنی ها و ستیزهای دوجانبه و چندجانبه بیشتر بر سر تلنبار ثروت و تصاحب بهتر قدرت، و همچنین تثبیت جایگاه سران کشورها و بر سر سهم بری دین دولتی شیعه، در برابر طیف سعودی سنی وهابی در خاورمیانه ی متلاطم و آشوبزده است که سرکردگان شیعی ـ سنی اش بنام خدا و قرآن و پیامبر آنرا به مسلمانان تاکنون تحمیل کرده و می کنند و امپریالیسم آمریکا و شرکایش سود بی دریغ آنرا برده و می برند. همین!.

    نه آمریکای تروریست و جنایتکار، نه ساختارهای ضدبشری، فاسد، پلید و غارتگر شیعی سنی هیچکدام نمی توانند بیش ازین مانع بیداری طبقاتی و همبستگی اجتماعی علیه حکومت های وابسته خود به امپریالیسم آمریکا و سرمایه سالاری نئولیبرال جهان کنونی شوند. و تنها از همینروست که هرکدام چه با همبستگی علنی با ترامپ ها و چه با نقاب ضدامپریالیستی آنها ناگزیرند برای بقای جای پای سفت سرمایه سالاری خویش در کشورهای شان، تن و جان به اهداف میلیتاریسم و جهانخواری آمریکا خویش بمالند، و به دلبستگان و وابستگان پیشگاه خود پشتگرمی دهند که بقای شان جز با تشویق ناآرامی ها و دشمنی افکنی ها متصور نیست.

    هرکدام آنها ” تبهکاران شیعی یا سنی ” حالا هرنامی می خواهدداشته باشد، ناراضیان بساط و خود را در کوتاهترین زمان ممکن ترور کرده و می کند.(نیاز به شمارش آنها نیست) تا مگر جای پای استواری مذهب بخوان ” دکان” خویش را در بهره بری از کار و ثروت توده ها حفظ کند، برای این کار توده ها را تحمیق می کند و آگاهان و مبارزان ترور! تا مگر اهداف مذهب سالاری خود که دریای نعمت و مکنت زمینی ست را در کشور و منطقه و ای بسا در پهنه ی جهان از دست ندهد.

    بنابرین رودرروئی و جنگ ترامپ با دین دولتی ایران و خامنه ای آنهم در عراق، و کشته شدن فرمانبر او سلیمانی بی قلب و خونخوارش هیچ ربطی به کارگران، مردم ایران و عراق و منطقه ندارد.
    همچنین ترورهای ترامپ و دیگر سران امپریالیسم آمریکا و یارانش در منطقه و جهان هیچ تفاوتی با ترورهای خامنه ای و سعودی های در ایران، عراق، سوریه و یمن و… ندارد؛ همگی آنها تبهکارند چه با کلاه دمکراسی باشد و چه با عبا و عمامه الهی؛ یکدست بدنبال قدرت و میلیادر شدن و بودن هستند؛ حالا به هر قیمت: با نسل کشی های ۶۰ و ۶۷ خمینی و یا ترورهای اخیز خامنه ای در آیان! یا با جنگ ها و ترورهای فجیع منطقه ای که تا هماکنون تنها در سوریه جان ۵۰۰ هرارانسان را گرفته است.

    و همین امروز اگر رژیم شیعی نتواند ثبات و تأئید سیاسی اقتصادی خود در ایران، منطقه و جهان و بیاری سرمایه سالاران تضمین شده نبیند، بی گمان فردای خود را بر روی دار مرگ خواهددید؛ و صدالیته به هرشکلی شده خواهدکوشید تا بقای سروری خود را با کشاندن ایران به هر مهلکه هولناک تثبیت و یا با نابودی خویش ایران را با نابودی خلافت اش همگام مرگ و ویرانی سازد و ما باید به تبهکاران مذهبی نین فرصتی را ندهیم.

    خاورمیانه و ما نیاز به همزیستی انسانی اجتماعی طبقاتی در منطقه داریم که هم رژیم ایران، هم کل طیف سنی وهابی نخواسته و نمی توانند به آن تن دردهند، همانگونه که در ۱۴۰۰ سال گذشته نداده اند. جنگ سنی شیعی در اسلام بما هیچ ربطی ندارد فرقه های آنها می توانند همچون همیشه یکدیگر را بدرند و بخورند.

    و ما باید بیش از پیش پیرامون این ترفندها و دسیسه های اسلامی مذهبی و سوء استفاده های سران مذاهب تا آنجا که لازم است و می توانیم روشنگری و افشاگری پیگیر کنیم تا فرصت قهرمان پروری های تروریستی اشکال سلیمانی ها را بهردوسوی سرکردگان برتریجوی سنی شیعی نداده و زمینه آگاهی های نوعدوستانه را هموار و مهیا کنیم. باسپاس

  5. بخاطر پیش برد سرنگونی، حقایق را از بردگان مزدی پنهان نکنید. این کار سرنگونی را احمقانه و ارتجاعی میکند،حتی اگر توسط میلیونها برده مزدی تحریک شده صورت بگیرد.
    .
    آنارکوسندیکالیست

  6. برای درک کامنت قبلی ام این را اضافه کنم. اگر حزب الله فعلی در خاورمیانه، اعلام کند که مالکیت خصوصی بر ابزار تولید را الغا میکند و کارگران میتوانند در محلهای کار بطور شورائی متشکل شوند و مدیریت کامل آنرا بعهده بگیرند و اداره کلان آن جوامع توسط اتحاد شوراهای کارکری صورت پذیرد که به معنای نبودن دولت شیعی هست، مقاومت آنها علیه امپریالیستها ارزش دارد و ما بردگان مزدی نمی گوئیم که برای استثمارگردن ماست. اما ما میدانیم که درست است که ضد سرمایه دارهای غربی می باشد،اما برای استثمارکردن ما دست به چنین جنگی می زنند. آنها همیشه نگران حاکمیت خودشان بر ما هستند نه نگران استثمار شدن ما. این هم در مورد بورژوا لیبرالهای دموکرات مارکسیست پرو غرب صادق است هم در مورد بورژوا دولتی های مارکسیست پرو بلوک شرق سابق و چین امروز. اصل قضیه همیشه بردگی مزدی است نه شکل سیاسی دولت. دولت فقط وسیله حفض اصل قضیه است. دولت اصل نیست. سگ محافظ صاحب است، اصل قضیه صاحب است نه سگ او. توجه باید به صاحب باشد،،سگ گرچه محافظ است، اما رد گم کن هم هست.
    .
    آنارکوسندیکالیست

  7. مقاله بدرستی تفاوت بین دین القاعده ای ها و عایشی ها را با دین حزب الله لبنان و ایران و عراق بیان نکرده. در حقیقت بنوعی این دو را یکی گرفته.
    .
    دین گروه اول پرورش یافته سازمانهای جاسوسی دموکراسی های غربی است و تضادهایشان در حقیقت اختلافات درونی خود آنهاست.
    .
    دین شیعه حزب الله ، مقاومت در مقابل تعرضات امپریالیستی دموکراسی های غربی می باشد.
    .
    اگر این خلاف واقعیت است لطفا بگوئید چرا. بنظر من تمام شواهد تاریخی این حکم را تائید میکند. تحقیقات غربی های غیر اسلامی هم چنین میگوید.
    .
    ولی چرا شیعه ها به کانون مقاومت علیه امپریالیسم غربی تبدیل شدند؟ علتش سه چیز است:
    .
    ۱ – امپریالیستهای غربی در از بین بردن انسجام امپریالیسم شرقی-مارکسیستی پیروز شدند. ریاکاری مارکسیستی-ناسیونالیستی بلوک شرق بتدریج بر ملا شد و کارگران از آنها بریدند. نتیجه این پیروزی ورشکسته شدن جنبش مارکسیستی-ناسیونالیستی بود. با این ورشکستگی، فعالین شیعه پا گرفتند. این مقاومتها در چهارچوب بردگی مزدی بوده است نه برای رهائی از آن. همین اتکا به بردگی مزدی، هم امپریالیسم مارکسیستی-ناسیونالیستی شرقی را ارتجاعی کرد و هم مقاومت شیعه به عنوان آلترناتیو جدید آنموقع را.
    .
    ۲ – اکثر مقاومتهای ضد امپریالیستی سکولار دموکراتهای بورژوا و یا سکولارها بطور کلی، یا از طریق کودتای غربی ها از بین رفت و یا آنها خودشان به نوکران امپریالیسم غربی تبدیل شدند. حتی نا به امروز برداشتن سکولار دموکراتهای ضد امپریالیست توسط امپریالیستهای غربی ادامه دارد. امروز دیگر امکان مقاومت ناسیونالیستی سکولار دموکراتیک بورژوائی وجود ندارد و مصدق در ایران پایان کار تاریخی شان بود. سکولار دموکراتهای فعلی فقط جوک هستند و وابستگی شان به سرمایه داری جهانی غیر قابل برداشتن است. این در آن موقع به سرمایه دارهای کوچک و بزرگ شیعه امکان و فرصت گرفتن رهبری ضد امپریالیستی داد ، گرچه میدانیم که چون خودشان هوادار بردگی مزدی هستند نمیتوانند ضد امپریالیست پیگیری باشند. سیاستهای حاکمیت در ایران کاملا حقیقت این حکم را اثبات میکند.
    .
    ۳ – جنبش کارگری کمونیستی تا به امروز بعلت توهم به رهنما بودن مارکسیسم شکل نگرفت چون خود این توهم موجب تضادهای درونی و تفرقه در بردگان مزدی کمونیست شد تا وحدت طبقه کارگر. بطور کلی ، نه بعضی از افکار درست مارکس ، بلکه ایدئولوژی مارکسیسم ورشکسته شده است. در نتیجه ، وحدت علمای شیعه و کوشش در نفوذشان در طبقه کارگر موجب شد که رهبری مبارزات ضد امپریالیستی را بدست بگیرند و آنرا در خدمت استثمارگری سرمایه داری خود جهت دهند.

    .
    امروز اغلب آخوندها به سرمایه داران بزرگ تبدیل شده اند. روند پیش برد سیاستهای دولت رفسنجانی و بعد از آن نشان میدهد که روحانیون سرمایه دار شده حاضرند با امپریالیستهای غربی هم مدارا کنند و بردگی مزدی را تداوم بخشند. در نقطه مقابل، جناح تند روی حاکمیت در ایران که همیشه اصل حاکمیت بوده است، بدون امپریالیستهای شرقی، دوام نمی آورد. جدال درونی مرتجعین حاکم، طبقه کارکر ایران را به گمراهه کشانده است. اگر به این وضعیت ورشکسته مارکسیسم و تبلیغات کر کننده ایدئولوگها و تبلیغات چی های مثلا پرو دموکراسی غربی را هم اضافه کنیم، بخوبی به خراب بودن وضع فکری و زندگی بردگان مزدی ایران آگاه می شویم.
    .
    در ارتباط با مبارزه ضد امپریالیستی، چه شرقی و چه غربی،
    .
    ۱- شرقی و غربی کردن آن دقیق نیست، من فقط برای راحتی بیان مسئله را به این صورت طرح کردم.
    ۲ – تاریخ مبارزات ضد امپریالیستی قرون گذشته تا به امروز نشان میدهد که تنها مبارزه ضد بردگی مزدی میتواند اصالت ضد امپریالیستی داشته باشد چون در تحلیل نهائی امپریالیسم همان بردگی مزدی است نه کمتر و نه بیشتر. متاسفانه چنین چیزی هنوز در جنبشها حاکم نشده است و هنوز لیبرال دموکراتها نفوذ دارند و به گمراه می کشانند.
    ۳- مارکسیسم ناسیونالیستی که حامی بردگی مزدی دولتی است، بنظر ضد امپریالیست است ، اما اینطور نیست. در گذشته، این خط فکری در پی وابستگی به بلوک شرق بود. بلوک شرق سابق سرمایه داری دولتی بود. در تحلیل نهائی، مارکسیستهای ناسیونالیست در کمپ امپریالیستهای شرقی قرار میگیرند. مارکسیسم، نه بعضی از افکار درست مارکس،امروز راهنمای آزادی طبقه کارگر نیست. کلا چیزی بنام مارکسیسم بصورت یک سری عقاید منسجم و بدون تناقض، وجود خارجی ندارد.
    .
    کشتن سلیمانی ادامه سیاست گسترش امپریالیسم غربی در منطقه است و مقاومت ارتجاعی شیعی علیه غربی ها دیگر هرگز نمیتواند ماهیت ضد کارکری و پرو بردگی مزدی آنها را پنهان کند.
    .
    تنها راه رهائی طبقه کارگر ایران و منطقه و جهان از استثمار شوندگی و خانه خرابی و جنگ، انقلاب کمونیستی علیه مناسبات سرمایه داری است. این انقلاب، انقلابی در محل کار و برای بوجود آوردن مالکیت اجتماعی بر ابزار تولید، بوجود آوردن کنترل شورائی و اداره کلان جامعه جهانی است. انقلاب از محل کار آغاز میشود نه از خیابان. اگر فعالین کمونیست این را بفهمند، کارها درست پیش خواهد رفت، در غیر اینصورت، خیر. اصل دیکتاتوری سرمایه داری، چه مذهبی و چه غیر مذهبی، در محل کار است، دولتشهایشان پنهان کننده این استبداد هستند. گول بورژوا ها را در لباس مارکسیسم و مذهب و دموکراسی، نخوریم.
    .
    آنارکوسندیکالیست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

Page generated in 0٫653 seconds. Stats plugin by www.blog.ca
رفتن به نوارابزار