جمعه, ۴ بهمن , ۱۳۹۸
   

Comments

رژیم ِ اسلامی بر تخت ِ پروکرست ِ چپ!
خدامراد فولادی
— 19 دیدگاه

  1. درخواست از کارگران ایران برای بوجود آوردن یک دولت استثمارگر دیگر مثل دولتهای غربی، درخواست برای عوض کردن ارباب است. شاید هم برای همین است که رژیم ایران دوام پیدا میکند چون کارگران ایران می بینند که اپوزیسیون رژیم خودش استثمارگر و دموکراسی اش حقه بازی برای پنهان کردن استثمارگری است. آنارکوسندیکالیست

  2. جناب فولادی، اینهائی که به من نسبت میدهید خلاف واقعیت است. من معتقدم که هم در ایران دیکتاتوری وجود دارد و هم در کشورهای غربی. در ایران دیکتاتوری شدیدتر است چون حاکمیتش دائم در خطر سقوط از پائین و بالا قرار دارد و سرمایه داری اش ضعیف و در حد نو استعماری نیست. در کشورهای غربی دیکتاتوری شدید نیست چون سرمایه داری شان در حد استعماری است و توانسته با چاپیدن کارگران ملتهای دیکر، کارگران خود را راضی نگه دارد و آنها را دلخوش به بازی هایی انتخاباتی کند. درکش برای کسانیکه جویای حقیقت هستند مشکل نیست. آنارکوسندیکالیست

  3. ناشناس مدعی است که ،، سوآل آقای فولادی راهم که میخواست باسوآل کردن اصل انتقادراپاسخگو نباشد جواب دادم،،. بازهم بحرطویل نوشت(به بحرطویل های تکراری میگویدانتقاد!) وخودش رابه کوچه بن بست زدتاپاسخ سوآل مرا که ،،ازاستبدادحاکم فرارکرده و به دموکراسی و نان پناه برده اند،، است راندهد. نمی خواهد قبول کند رژیم حاکم برایران استبدادی است و میلیون ها انسان چه سیاسی چه غیر سیاسی ازاین استبداد به آن دموکراسی پناه برده وتااین رژیم هست بازهم پناه خواهندبرد.

  4. از شاهکارهای اخلاقی – بورژوائی آقای فولادی:
    .
    او در پائین مقاله آقای سامان نوشته:
    .
    مشکل من باناشناس این است که بایدبرای اوکلاس اکابربازکنم!“
    .
    البته منظور او این است که من نمیدانم راه رشد غیر سرمایه داری چیست و من بخاطر کمبود معلومات اعتقادات مخالف او دارم.
    .
    پاسخ به راه رشد غیر سرمایه داری اش را در پائین دادم.
    .
    در اینجا به نحوه برخورد او دقت کنید. شبیه خامنه ای و سایر سرمایه داران نیست؟ شبیه سلطنت طلبها و محافظه کارها نیست؟ البته که هست.
    .
    آنلرکوسندیکالیست

  5. خواست الغای بردگی مزدی در ایران، یک خواست واقعی و غیر تخیلی است ، چون هر کارگری استثمار می شود.
    .
    اگردر ایران روابط فئودالی وجود داشت و فقط یکی دو تا نهاد کوچک سرمایه داری، باز هم خواست الغای سرمایه داری تنها راه رهائی کارگران آن نهاد ها بود نه همکاری با سرمایه داری برای الغای روابط فئودالی. مارکس و مارکسیستهائی که چنین فکر نمیکردند و نمیکنند سخت در اشتباه بودند و هستند. این فساد نظری و اخلاقی است که فکر کنیم که برای انقلاب سوسیالیستی واقعی، بردگان مزدی باید با سرمایه داران همکاری کنند تا فئودالیسم و یا رپابط ماقبل سرمایه داری از بین برود. سرمایه داری خودش فئودالیسم و یا روابط ماقبل سرمایه داری را اگر بخواهد از بین می برد و احتیاجی به بردگان مزدی ندارد. بردگان مزدی باید همیشه بفکر برده نبودن باشند. اگر نیروهای انسانی لازم برای الغای بردگی مزدی وجود ندارد، مبارزه میتواند برای بهبود شرایط زندگی صورت بگیرد تا نیروهای انسانی انقلاب آماده شود. اما در ایران نه روابط فئودالی وجود دارد و نه روابط ماقبل سرمایه داری و نه نیروی انسانی برده مزدی کم. امکان انقلاب علیه بردگی مزدی در ایران وجود دارد. اما این هم یک واقعیت است که چون نظام بردگی مزدی جهانی شده است، انقلاب علیه سرمایه داری بدون حمایت انقلابی کارگران جهان غیر ممکن است.
    .
    آنارکوسندیکالیست

  6. گفتن این هم ضروری است.
    .
    حال یک چیز دیگر هم به چیزهائی که آقای فولادی نمی گوید اضافه کنم.
    .
    آقای فولادی نمی گوید که: ۱ – راه رشد غیر سرمایه داری در حقیقت راه رشد سرمایه داری دولتی است ، ۲ – نمیکوید که راه سرمایه داری دولتی (واقعیت همان راه رشد غیر سرمایه داری) در حقیقت به رشد نیروهای مولده می انجامد. ۳ – رشد اقتصادی ایران به خواست سرمایه داری جهانی بستگی دارد نه سران جمهوری اسلامی.
    .
    غلط بودن پایه و اساس دیدکاه فولادی در این است که فکر میکند ایران باید راه رشد سرمایه داری طی کند تا به سوسیالیسم نزدیک شود، در حالیکه ایران سرمایه داری شده است و توسعه بیشتر سرمایه داری اش بخشی از توسعه سرمایه داری جهانی میتواند باشد چون بخشی از آن است. حتی اگر ایران راه سرمایه داری دولتی در پیش گیرد که راه همان بلشویکهاست، و یا نیمه سرمایه داری دولتی مثل چین، باز هم در اینکه مسئله الغای بردگی مزدی مسئله فوری طبقه کارگر برای کسب آزادی است، منتفی نمی شود.
    .
    آیا ممکن است دولت در ایران مثل نروژ و سوئد ، دموکراسی بشود؟ و یا رژیم سرنگون شود و چنین دولتی بوجودبیاید؟ بسیار بعید است چون تاریخ و موقعیت آن دولتها را ندارد. ایران یک منطقه نفتی پر جمعیت در وضعیت استراتژیک مهم برای سرمایه داری جهانی می باشد. دموکراتیک ترین غربی ها که بخشی از سرمایه داری جهانی می باشند، دیکتاتوری را در ایران صلاح منافعشان نمیدانند. دفاع غربی ها از دموکراسی در ایران برای درست کردن دموکراسی نیست بلکه برای گذاشتن پینوشه ها در ایران است. البته از همین رژیم هم راضی هستند بشرطی که پایش را از گلیمش فراتر نگذارد. حتی برخورد روسیه هم با ایران چنین است.
    .
    جناب فولادی، لطفا تظاهر نکنید که من نمیدانم راه رشد غیر سرمایه داری چیست و شما باسواد هستید و میدانید. برعکس چشمانتان را باز کنید و حقایق را ببینید.
    .
    آنارکوسندیکالیست

  7. خلاصه کامنت من علیه این مقاله آقای فولادی:
    .
    در پائین ، اولین کامنتم، لیست کردم که چپ چه باید بگوید تا چپ باشد و نشان دادم که آقای فولادی چپ نیست، دست راستی است و توضیح دادم چرا.
    .
    سئوال آقای فولادی را هم که میخواست با سئوال کردن اصل انتقاد را پاسخگو نباشد جواب دادم.
    .
    با تشکر از روشنگری،
    .
    هر کس هر سئوالی دارد میتواند مطرح کند اما باید تعصب نداشته باشد و خوب بخواند.
    .
    آنارکوسندیکالیست

  8. درپای مقالات دیگر احتمالا چند کامنت جناب شاهنشاه والاگهر درج نشد و او شکایت کرد و بعضی وقتها هم کامنتهای آقای فولادی درج نمی شود. احتمالا دلیلش این است که آنها بحث را می باختند و شروع میکردند به فحاشی. روشنگری هم احتمالا فحاشی را درج نمی کند. آنارکوسندیکالیست

  9. پاسخ به کامنت آقای فولادی در زیر مقاله آقای سامان داده شده است. پاسخ این است که راه رشد غیر سرمایه داری نداریم و این واژه بهانه کیری است برای راه رشد سرمایه داری. آقای فولادی نمیداند چه میگوید.
    .
    اضافه کنم.
    .
    آقای فولادی کماکان در این تصور خیالی بسر می برد که سرمایه داری یعنی دموکراسی. درک او ار سرمایه داری تخیلی است.
    .
    آنارکوسندیکالیست

  10. سئوال انحرافی آقای فولادی:
    .
    “یک سوآل ازجناب ناشناس. از سال ۶۰ تاکنون میلیون ها ایرانی به اروپا وآمریکاپناهنده شده اند. آیا قبول دارید این همه انسان ازاستبداد حکومت اسلامی( نبودآزادی سیاسی دروهله اول ، وفقراقتصادی که محصول حاکمییت استبدادی رانتخوار واختلاسگراست در وهله ی بعد) فقط برای زنده ماندن به دموکراسی سیاسی و اقتصادی کشورهای غربی پناه برده اند؟ “
    .
    خلاصه جواب من در پائین::
    .
    کسی نگفته پناهنده نشده اند و یا مهاجرت نکرده اند. دلیل اینکه به کشورهای اروپائی رفته اند این نیست که دولت کشورهای اروپائی انسان دوست هستند دلیلش این است که پناهندگی داده اند. درست مثل این که کارکران از سرمایه داران تقاضای کار میکنند و سرمایه داران به آنها کار می دهند و این دلیل بر این نیست که سرمایه داران انسان دوست هستند و کارگران را استثمار نمی کنند. در پائین بیشتر توضیح داده ام. دموکراتیک بودن کشورهای اروپائی دلیل پناهندگی دادن آنها نیست، دلیلش سیاستهای ارتجاعی آنها است، همانطور که کار دادن سرمایه داران دلیل بر خیر بودن آنها نیست. چرا آقای فولادی نمی پرسد که کشورهای اروپائی استعمارگرو استثمار گرند و این آیا بعلت دموکراتیک بودن آنها نیست؟ گفتن استدلال آقای فولادی بچگانه و مسخره است.
    .
    آنارکوسندیکالیست
    .

  11. کامنت ام خطاب به ناشناس راکه روشنگری درج نکرد.خوانندگان برای آنکه بدانندناشناس به پرسش من پاسخ داده یا بابحرطویل نویسی از پاسخ طفره رفته به کامنت های ام برمقاله سامان مراجعه کنند.

  12. این کامنت سوم من در پاسخگوئی به سئوال آقای فولادی است.
    .
    حتما کامنت اول و دوم و پاسخ آقای فولادی را بخوانید.
    .
    فرض کنیم ما در عربستان بودیم و علیه دیکتاتوری مذهبی-سلطنتی آن مبارزه میکردیم. برای پناهنده شدن کجا می رفتیم؟ احتمالا یکی از کشورهای غربی. اما در این جا یک قضیه جالب پیش می آید. برخلاف جمهوری اسلامی، دولت عربستان از طریق کشورهای غربی حمایت و نگه داری می شود و برای حمله به یمن تشویق شده و به آن توسط غربی ها اسلحه و آموزش فروخته شده است. در علت یابی وجود رژیم سلطنتی-مذهبی و فاشیستی آنجا و در علت یابی دخالت اش در منطقه، سر نخ به کجا می رود؟ به کشورهای غربی و یا به کشورهای بلشویکی سابق؟ پاسخ بسیار واضح است. به کشورهای غربی و آمریکا. پس بعنوان پناهنده فعال سیاسی در یک کشور غربی، باید علیه کشور غربی فعالیت سیاسی کنیم و برعکس نظر جناب فولادی، باید اتفاقا امپریالیستی بودن آنها را نشان دهیم و ضد امپریالیست باشیم. حتی در چهارچوپ انقلاب بورژوا دموکراتیک آقای فولادی، انقلاب در عربستان دارای دو بعد است. یکی استقلال ، چون رژیم عربستان نوکر آمریکا-غرب است، دیگری دموکراتیک، چون عربستان فاشیستی است. حال چرا در ایران باید وجه استقلال رژیم جمهوری اسلامی را از بین برده و برای صرف دموکراسی خیالی دوباره کشورهای غربی را در آنجا سرازیر کنیم؟ این برای آدمهای صالح قابل درک نیست. اگر کشورهای غربی به ایران بیایند ایران را مجددا رژیم شاه میکنند. قبلا این کار را کرده اند و میدانیم. چرا تکرار تاریخ؟ چرا که اصلا اصل قضیه که بردگی مزدی هست را از بین نبریم تا تمام این شعبده بازی های سیاسی-بورژائی مثل استقلال و دموکراسی دیگر سر راه نباشد؟ قطعا باید این راه آخر را رفت. برای همین ما آنارشیستهای کمونیست، بورژوا دموکرات نیستیم. ما میگوئیم ما دنبال آن انقلابی هستیم که بساط بردگی مزدی رژیم و بساط تمام قدرتهای سرمایه داری دیگر جهان را بسوزاند.
    .
    آنارکوسندیکالیست

  13. جناب فولادی،
    .
    اول اینکه خود شما به انتقادات من پاسخ ندادید و سعی کردید ذهن خوانندگان را منحرف کنید. دوم اینکه این موضوع انحرافی ی را هم که مطرح کردید، اثبات چپ نبودن و دست راستی بودن خود شماست. شما کارگران را مدیون طبقه سرمایه دار میدانید در حالیکه در جهان بینی چپ قضیه برعکس است. شما دارید نوکر صفتی را فرموله میکنید. در پائین توضیح میدهم ، اما قبلا در کامنتهای سالهای قبل بیشتر توضیح دادم.
    .
    اما درست میگوئید پاسخ من کامل نبود بلکه ۵۰ درصد پاسخ بود. دلیلش این بود که فکر میکردم خیلی واضح است. اما حال که می بینم حتی چنین چیز ساده ای هم برای شما قابل تفهیم نیست، توضیح میدهم.
    .
    دلیل اینکه چرا مخالفان رژیم به کشورهای غربی پناهنده می شوند این است که کشورهای غربی پناهندگی میدهند. الان ایرانی ها حتی به ژاپن و هندوستان و ترکیه و آمریکای لاتین هم می روند. این خیلی شبیه مهاجرت یهودی ها قبل و بعد از جنگ جهانی دوم است.
    .
    اما این تقاضای پناهندکی کردن مثل تقاضای کار کردن است. از روی ناچاری می باشد.
    .
    دلیل اینکه کارگران از سرمایه داران تقاضای کار میکنند این است که سرمایه داران کار میدهند. کار دادن سرمایه داران و پناهندگی دادن کشورهای غربی هر دو به یک علت است. چرا شما متوجه نمی شوید؟ چون مجذوب جامعه آنها شده اید و فکر میکنید که صاحب گاو چاق و چله، گاوش را نمی دوشد و سرش را نمی برد. صاحب گاو گرچه با او مهربان است و به او علف میدهد و حتی دارو تزریق میکند در عین حال ، صاحب و مالک اوست و شیرش را میدوشد و سرش را می برد. شما و مارکس شما این را مثبت می بینید. این درک غلطی از قضیه است.
    .
    پس، مثل کارگران، پناهندگان هم به مکان استثمار خودشان می روند و چاره ای ندارند. پناهندگان مثل استخدام شدن کارکران، نمی روند غرب که آقای آنجا بشوند. می روند آنجا که بردگی مزدی شان را ادامه بدهند. البته این موضوع در مورد پناهندگان ثروتمند که احتمالا خود شما جزء آنها هستید ، حساب و کتاب دیگری دارد.
    .
    این سئوال پیش می آید که تا اینجا بود پناهنده شدن و خرج زندگی درآوردن. آزادی فعالیت سیاسی چطور؟
    .
    پاسخ این را هم قبلا داده ام. در کشورهای غربی آزادی سیاسی، از جمله آزادی بیان و رسانه ای ، محدود شده است به سرمایه داشتن. سیاست در غرب از طریق لابی های گوناگون انجام می شود و لابی ها را فقط سرمایه داران بزرگ میتوانند خرج بدهند. برای انتخابات میلیاردها ایرو خرج می شود. پناهندگان ثروتمند میروند قاطی بقیه سرمایه داران. پناهندکان کارگر هم میروند میشوند کارگر و هیچ کاره و سیاه لشکر رای دهنده و نوکری برای سرمایه داران. خود شما هم از لحاظ سیاسی متاسفانه مشغول چنین نوکری ی هستید و بدبختی این است که ما را هم میخواهید از این لحاظ نوکر سرمایه دارها کنید.
    .
    اصلا چرا شما حرف از مارکس و سرمایه داری میزنید؟ چرا همان اقتصاد و جامعه شناسی غیر علمی آنها را در مقالاتتان درس نمیدهید؟ مگر انقلاب ایران نباید بورژوا دموکراتیک باشد؟ جز اینکه برای انقلاب بورژوا دموکراتیک بهتر است ایدئولوژی بورژوا دموکراتیک داشت؟ حال چرا افکار ضد سرمایه داری مارکس را میخواهید بورژوا دموکراتیک جلوه دهید؟ فکر کنم پاسخ ش روشن است. خود شما بورژوا دموکرات هستید. اشتباهات در نظریه مارکس و دنباله روی طوطی وار، یکدسته از مارکسیستها را سرمایه دار دولتی نمود ، بلشویکها، و بخش دیگر را بورژوا دموکرات. البته هر دو در این یکی هستند که سرمایه داری دولتی همان سوسیالیسم است.
    .
    حال می بینید که طفره نمی روم و سئوالهای بی ربط و بچگانه شما را پاسخ میدهم. بعلاوه، کدام مهاجر پناهنده شده به کشورهای غربی وارد جنبش کمونیستی کارگران غربی شده و موفق بوده بدون اینکه اعمال امپریالیستی و غارتگری های استعماری آنها را تائید نکند؟ جز اینکه پناهندگی پذیرفته و به طبقه استثمارشونده تبدیل شده.
    .
    چرا حقایق را نمی کوئید؟
    .
    آنارکوسندیکالیست

  14. نکته. میان واقعگرایی توضیحی من وخیالبافی توجیهی ناشناس ،،تفاوت از زمین تاآسمان است،،. من می گویم ایرانی هایی که ،،ناگزیرشده اند،، به اروپاوآمریکاکوچ کنند ازاستبداد به دموکراسی ،، پناه برده اند،،. ناشناس میگویداروپاوآمریکا چون میخواهندازآنهابهره کشی کنندبه آنهاپناه میدهند. من ازدیدگاه سیاسی ،،فرارازاستبداد،، راعمده میکنم، اوازدیدگاه اقتصادی بهره کشی را عمده می کند ،،تااستبدادرا توجیه کند وبه حاشیه ی امن ببرد،،.در حالی که برخلاف ادعایش بااین طفره روی توجیه گر استبداد به سوآل کلیدی من پاسخ نداده است.

  15. ناشناس محترم. من نپرسیدم چرا ،آنها پناهندگی می دهند،، ، پرسیدم چرا ایرانی هابه آنجا پناهنده شده اند. سوآل دقیقن این بود ،، ازچه گریخته و به چه پناه برده اند،،. که پاسخ اش یک جمله است ،، ازاستبداد حاکم گریخته و به دموکراسی پناه برده اند،،. بازهم خودت رابه کوچه ی علی چپ بزن و ازپاسخ طفره برو و بگو مدافع رژیم نیستم.

  16. جناب فولادی من به مقاله شما پاسخ دادم. شما گفتید که چپ فلان و بهمان است و من هم گفتم چپ درست میگوید و شما غلط و شما دست راستی هستید. شما بجای پاسخ دادن به من به زیگزاک زده اید. مقاله شما در مورد این موضوع نیست که چرا اگر مخالف دولتهای غربی هستید آمده اید به غرب. لطفا سفسطه نکنید.
    .
    در مورد سئوالتان، چند بار جواب داده ام. خلاصه اش این است که پناهندگی میدهند چون روی پناهندگان سرمایه گذاری سیاسی میکنند. بعد که رژیم را بر طبق نیازهای خود تغییر دادند و یا ادب کردند، اکثر پناهندگان می شوند سربازان امام غربی. میدانند چکار میکنند، شما هستید که نمیدانید چکار میکنند. در قرون گذشته هم، حتی زمانی که سرمایه داری و دموکراسی مضحک اش نبود، چنین میکردند.
    .
    آنارکوسندیکالیست

  17. جناب ناشناس مادام العمر مخالفخوان! قبل ازاین که به سوآل پاسخ دهی کامنت ام برمقاله ی جناب سامان را مطالعه بفرما وباتوجه به آن به سوآل پاسخ دهید.تامعلوم شود چپ توده ای و شما درک درستی از تاریخ و دوران ومشخصن اوضاع ایران دارید یامن.

  18. یک سوآل ازجناب ناشناس. از سال ۶۰ تاکنون میلیون ها ایرانی به اروپا وآمریکاپناهنده شده اند. آیا قبول دارید این همه انسان ازاستبداد حکومت اسلامی( نبودآزادی سیاسی دروهله اول ، وفقراقتصادی که محصول حاکمییت استبدادی رانتخوار واختلاسگراست در وهله ی بعد) فقط برای زنده ماندن به دموکراسی سیاسی و اقتصادی کشورهای غربی پناه برده اند؟ لطفن به این سوآل بدون زیگزاگ زدن و حاشیه رفتن پاسخ دهید تاچند سوآل دیگر درارتباط باموضوع مشخص مطرح شده درمقاله که مضمون اصلی اش استبدادحاکم برایران وهمسویی وهمنظری ایدئولوژیک چپ-وخودشما- باآن است مطرح نمایم. ایرانی ها ازچه فرار، و به چه پناه برده اند؟

  19. باید گفت که برعکس نظر آقای فولادی، چپ ضد سرمایه داری که چپ واقعی است در اکثر موارد درست میگوید و آقای فولادی در اکثر مواد کاملا غلط.
    .
    چپ بخوبی توضیح میدهد که چرا دموکراسی سرمایه داری برای همه نیست و متعلق به طبقه سرمایه دار است و در واقع حاکمیت سرمایه داری در شکل دموکراتیکش خود دیکتاتوری علیه طبقه کارگر است. آقای فولادی این را نمی گوید.
    .
    چپ بدرستی توضیح میدهد که نظام اقتصادی در ایران سرمایه داری است و کارگران استثمار می شوند و حاکمیت مذهبی-فاشیستی موجود برای حفظ بردگی مزدی می باشد. آقای فولادی این را نمی گوید.
    .
    چپ بدرستی توضیح میدهد که آزادی بیان در کشورهای غربی وجود ندارد و فقط آزادی بیان برای سرمایه داران دارد چون رسانه ها کاملا با پول خریداری شده اند و توانائی چپ در رساندن اعتقاداتش به کل طبقه کارگر کامل عقیم گشته است. آقای فولادی این را نمی گوید.
    .
    چپ بخوبی سرمایه داری جهانی و امپریالیسم اش را توضیح میدهد و بیان میکند که چطور سرمایه داری در ایران بخش محدودی از کل نظام سرمایه داری جهانی است و امکان بوجود آوردن جزیره سرمایه داری در حال رشد و توسعه با دموکراسی سوئدی و نروژی خواب و خیال اپوزیسیون پرو بردگی مزدی در ایران میباشد. آقای فولادی این را نمی گوید.
    .
    آقای فولادی حقایق را نمی گوید. چیزهائی که آقای فولادی میگوید تجریداتی است که با واقعیات جامعه جور در نمی آیند. او در عین حال بسیاری از حقایق را هم نمی گوید. مثلا او هرگز از سرمایه داری غرب انتقاد نمیکند و فقط از سیاستهای سرمایه داری روسی و چینی انتقاد میکند. آقای فولادی در واقع حقایق را پنهان میکند. همه پرو سرمایه دارهای غربی از جمله سلطنت طلبان چنین میکنند.
    .
    آقای فولادی از ضعف مارکسیستها در گذشته و حال برای پیش برد عقاید ضد کارگری خودش استفاده میکند. افکار آقای فولادی ضد کارگری است چون در ایران و غرب از کسانی دفاع میکند که هوادار استثمار طبقه کارگر هستند.
    .
    آزادی فقط و فقط آزادی از بردگی مزدی است و آن فقط و فقط با مبارزه و تشکل ضد سرمایه داری کارگران ممکن است. جنبشها و اعتراضاتی که ضد سرمایه داری نیستند به آزادی طبقه کارگر نمی انجامند.
    .
    آنارکوسندیکالیست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

Page generated in 0٫710 seconds. Stats plugin by www.blog.ca
رفتن به نوارابزار