جمعه, ۴ بهمن , ۱۳۹۸
   

Comments

سرمایه‌داری و غارت
۱- سلب مالکیت از زمین، نیروی کار، زندگی مادی
ترجمه: سامان
— 27 دیدگاه

  1. جناب فولادی، شاید من را باید در کلاس اکابر گذاشت اما خود شما را باید در کلاس اول در میان کودکان گذاشت. از اسم آنارکوسندیکالیست استفاده نخواهم کرد چون علی رغم استفاده از آن منرا ناشناس خطاب میکنند. پس همان ناشناس کافی بود. در درست و بالحق بودن آنارکوسندیکالیسم شکی ندارم.

  2. جناب ناشناس!ماازدانش فلسفی یادرواقع ضدفلسفی شمابهره هابردیم و چیزهاآموختیم.فقط یک اشکال کوچک داریدکه بااینهمه دانش فرق سفسطه وتناقض رانمیدانید!که آنهم انشاء الله در چندجلسه کلاس اکابر برطرف خواهدشد.درضمن،استدعادارم این،، آنارکو،، رااز پایین کامنت هایتان برندارید، چون من به ،، بحرطویل،، های انحصاری اش عادت کرده ام!اگرچه میدانم هیچ ناشناسی ،،آنارکو،، نمی شود!

  3. جناب فولادی، در مورد صحبتی که در مورد فلسفه کردید. من بارها ذکر کرده ام که مارکس دنبال فلسفه نبود و فلسفه را ترک کرد. ماتریالیسم دیالکتیک متعلق به حواریون اوست نه خود او. از مارکس بگذریم، من به همان روشهای علمی کارخانه ای و دانشگاهی و آزمایشگاهی اعتقاد دارم و بخوبی می بینیم که با آن روشها میتوان برای بهبود زندگی بشر گامهای مناسبی برداشت. هیچ جا ندیده ام که بخاطر عدم اعتقاد به ماتریالیسم دیالکتیک، کار موسسات علمی-تکنولوژی جهان، لنگ بماند. تمام کارهای علمی از طریق منطق و استدلال و ریاضی و یافتن شهود تجربی و مشاهدتاتی به پیش برده می شود و هیچ احتیاجی به فلسفه و یا ماتریالیسم دیالکتیک وجود ندارد. حال برعکس، شما و ماتریالیسم دیالکتیک تان شده خرافات توجیه راه رشد سرمایه داری یعنی تداوم بردگی مزدی. وقتی داروین نظریه تکامل انواع را کشف کرد و علم زیست شناسی و انسان شناسی را تحول بخشید،از ماتریالیسم دیالکتیک مارکسیستها استفاده نکرد. کلا ایده تکامل انواع قبل از مارکس وجود داشته و توسط کار داروین فرموله تر و منسجم تر و وسیع تر کشف و بیان گردیده است و علم ژنتیک مدرن آنرا بدون کمک گرفتن از ماتریالیسم دیالکتیک تائید و کاربردی کرده است.
    .
    آنارکوسندیکالیست

  4. جناب فولادی نوشته اید که من میگویم: “ … باتولید ومناسبات عقب مانده ی قرون وسطایی حکومت اسلامی هم می توان کمونیسم ساخت.”
    .
    باز هم تحریف. من همیشه میگویم که تولید در ایران بخشی از سرمایه داری جهانی است و عقب افتاده نیست و اگر تحریم نباشد تمام کمپانی های سرمایه داری جهانی در اقتصاد ایران شریک و سهیم می شوند و دولت ایران هم همیشه دنبال گدائی از آنهاست و قائله برجام اثبات آن است. سرمایه داری ایران بخشی از سرمایه داری جهانی است.
    .
    در مورد مناسبات، همیشه گفته ام که اسلامی بودن رژیم، مثل دموکراتیک بودن غربی ها و گانگستری بودن روسها و مارکسیستی بودن چینی ها و هر ایدئولوژی دیگری که در تطابق با مناسبات اجتماعی هست، علیه منافع طبقه کارگر است ، چون محافظ سرمایه داری (بردگی مزدی) ، یعنی اصل مناسبات، می باشد. همیشه گفته ام این مانع باید برداشته شود.
    .
    در مورد اینکه کمونیسم از طریق جمهوری اسلامی ساخت، کجا من چنین چیزی گفتم. این ادامه کیش و مات شدن شما نیست؟ من همیشه گفته ام که بین جمهوری اسلامی و هر دولت دموکراتیک و غیر دموکراتیک از لحاظ ارتجاعی بودن فرقی وجود ندارد و همگی مانع انقلاب بردگان مزدی هستند.
    .
    برای من اپوزیسیونی که هوادار آزادی بردگان مزدی نباشد ارزش ندارد و جنگ آنها را با رژیم،،جنگ ارتجاعی میدانم. کمتریت دلیلش این است که خودم برده مزدی هستم. سرمایه دار نیستم که از عقاید مارکس ، ایدئولوژی مارکسیستی هوادار بردگی مزدی بسازم.
    .
    آنارشیسم همیشه علیه وجود دولتهاست و مهم نیست چه دولتی باشد، بلشویکی (حزب هوادار سرمایه داری دولتی) ، اسلامی و یا دموکراتیک، فرقی ندارند، چون دولتها در خدمت استثمارگران هستند نه بردگان مزدی.
    .
    اینها همه مطالب کلیدی دیدگاه من است. لطفا تحریف نکنید.
    .
    من هم به شما دروغ نبسته ام. خود شما بارها ذکر کرده اید که دنبال دولت دموکراتیک هوادار بردگی مزدی در ایران هستید تا سرمایه داری ایران مثل اروپا بشود تا انقلاب کمونیستی امکان پذیر گردد. منهم بارها گفته ام که این خواب و خیال است چون اقتصاد ایران جدا از سرمایه داری جهانی جهت دیگری طی نخواهد کرد و هر چه الان هست حدی است که آنها تعیین کرده اند.
    .
    بعلاوه عقاید خود شما با عقاید راه رشد غیر سرمایه داری ها بنظر یکی می آید چون شما هم مثل آنها معتقدید راه نجات رشد سرمایه داری می باشد. فقط تفاوت شما با آنها در این است که آنها سرمایه داری دولتی را رشد غیر سرمایه داری میدانند که دروغی بیش نیست. شما و مخالفانتان هر دو یک چیز میگوئید.
    .
    بعلاوه من همیشه انتخابات رژیم را تحریم کرده ام اما خود شما هوادار خاتمی بودید و کلی مدافع انتخابات رژیم. حالا رژیم مایوس تان کرده آمده اید اینجا میخواهید برای ما ژست ضد رژیمی میگیرید. این خجالت آور است.
    .
    آنارکوسندیکالیست

  5. ادامه کامنت قبلی ام. کلاس اکابر مخصوص ناشناس: سفسطه یعنی بحرطویل بنویسی تا،، واقعیت یا حقیقت مشخصی راکتمان کنی،،. تناقض گویی یعنی خودت را کمونیست بنامی اما بگویی کمونیسم نیازی به نیروهای مولدپیشرفته ندارد، وباتولید ومناسبات عقب مانده ی قرون وسطایی حکومت اسلامی هم می توان کمونیسم ساخت.

  6. فقط شعارمیدهدوبدون نقل قول واستدلال تئوریک ردمیکند. درواقع نه استدلال های تئوریک من یا مارکس را، بلکه ذهنیات خودراکه به من ومارکس نسبت می دهد ردمیکند.- شگردهمه ی ایده آلیست ها همین است-.مطمئن ام حتایک کتاب ازمارکس نخوانده وچیزهایی شفاهی یانقل قول های دروغ از امثال خودش شنیده است.(اگر مارکس و لنین راخوانده بودهرگز لنین ولنینیست ها رامارکسیست به حساب نمی آورد). کسی که هنوز فرق سفسطه و تناقض را نمی داند کسی نیست که حتا یک کتاب فلسفه ی دبیرستانی خوانده باشد. یک توصیه برای هزارمین بار به ناشناس. هر نظری رامی خواهی ردکنی باید آن رانقل کامل نه نصفه نیمه، و به جای آن نه شعاربلکه نظریه ارائه دهی. جناب مخالفخوان فاقد دانش تئوریک که فرق سفسطه وتناقض رانمیدانی.دیالکتیک ایده آلیستی و ماتریالیستی که جای خود دارد. عمرن اگرفرق شان رابدانی. حالا باز سفسطه کن وبحرطویل بی ربط بنویس وادعا کن جواب فولادی رادادم.

  7. خوانندگان احتمالی فعلی و آتی،
    تناقض گوئی و سفسطه کردن هر دو یکی است. برای درک آن به کتابهای منطق مراجعه کنید. برای درک دیالکتیک به دیدگاه هگل مراجعه کنید. مارکسیستها (نه مارکس) نمیدانند دیالکتیک چه می باشد و پرت و پلا میگویند و هیچ کدام به اجماع نرسیده اند. بهترین مطالعات مارکسیستی در مورد دیالکتیک توسط مکتب فرانکفورت و مارکسیست هومانیستها انجام شده است. آن مارکسیستها کلا مقوله ماتریالیسم دیالکتیک فلسفه حزبی روسی و انگلسی را رد کردند. برای درک بیشتر به کارهای آنها مراجعه کنید. فولادی یک “استاد” خود اعلام کرده و خود شیفته است و عقایدش پایه و اساس درستی ندارد. آنارکوسندیکالیست

  8. خوانندگان احتمالی و محترم این مقاله،
    خلاصه کامنتهای من در نقد کامنت فولادی:
    ۱- ذکر کردم که راه رشد غیر سرمایه داری راه رشد سرمایه داری است بصورت دولتی.
    ۲- ذکر کردم که بر خلاف نظر فولادی، بلشویکها نیروهای مولده را بصورت سرمایه داری دولتی رشد دادند.
    ۳- توضیح دادم که وجود جمهوری اسلامی و کلا وجود سرمایه داری که نظام بردگی مزدی است و نوعی از نظام طبقاتی، ضرورت انقلاب کمونیستی را بوجود می آورد نه ثروت امپریالیستی دموکراسی های غربی و شرقی و شکم پر بخشی از کارگران آنجا.
    آنارکوسندیکالیست

  9. جناب فولادی، اینکه مجبور شدی که بگوئی کمونیسم از ثروت سرمایه داری می آید نه استثمار طبقه کارکر، بیان کیش و مات شدن ت است. برای من همین کافی بود و بحث تمام شده است. در بحث کامنت آخرت هم بازنده خواهی بود. ولی موضوع بحث عوض نخواهد شد. کتابهائی را که گفتی را وقتی مثل تو عقل کودکانه داشتم میخواندم. آنارکوسندیکالیست

  10. به ناشناس.۱- من نگفتم تناقض، گفتم سفسطه.کمی فلسفه بخوان تاتفاوت سفسطه و تناقض رابدانی. ۲-گروندریسه رابخوان تابفهمی مارکس دیالکتیک اندیش وتکامل گرا هم نظام سرمایه داری رانقدکرده وهم دستآوردهای آن راستوده است.تازه آن زمان، اگرحالا بود هم بر درستی دیالکتیک اش بیش ازپیش اعتقادپیدا می کرد، وهم بر تکامل گرایی تاریخی اش.(اگرگفتی چرا؟)۳-کمونیسمی که بافقر ساخته شود کمونیسمی نیست که انسان را ازضرورت به آزادی می رساند. گداخانه است.مثل شوروی، کوبا، اروپای شرقی، کره شمالی و….کمونیسم جنابعالی هم همان جامعه ی بی طبقه ی توحیدی مجاهدین است که کم ترین شباهتی به کمونیسم واقعی ندارد.همان است که درکامنت قبلی نوشتم.

  11. فولادی نوشته اید:
    .
    “تمام سفسطه گری هابرای آن است که بگویدجامعه ی زیرحاکمیت رژیم اسلامی یکی ازپیشقراولان گذاربه دوران پساسرمایه داری است.ونیازی به نیروهای مولدومناسبات تولیدپیشرفته ندارد،وحتاباهمین شرایط فقرعمومی وفقدان آزادی های سیاسی می تواندوارد دوران کمونیسم گردد.کدام کمونیسم؟کمونیسم آخرالزمانی ،،بی طبقه ی توحیدی،،.که مذهب وعده اش راداده. باکدام ابزار؟”
    .
    اول ، شما تناقض گفتن من را تجزیه و تحلیل نکردید و فقط تهمت زدید. من تناقضی در کامنتهایم نمی بینم.
    .
    دوم، من بدون کله ملاق و بدون اینکه لقمه را دور سرم بگردانم و در دهان بگذارم، رک و مستقیم میگویم ضرورت انقلاب کمونیستی از روابط استثماری سرمایه داری موجود در ایران و جهان می آید. حاکمیت اسلامی خودش دلیل بر ضرورت انقلاب کمونیستی است.
    .
    سوم، اگر استثمار نیروی کار و مالکیت خصوصی و حاکمیت استبدادی روابط سرمایه داری در روند تولید و محل کار نباشد، کمونیسم ضرورتی ندارد. اما شما برعکس اینطور وانمود میکنید که ضرورت کمونیسم از دموکراسی سرمایه داری و رفاه طبقه کارگر می آید. خود مارکس شما همیشه میگفت که روابط سرمایه داری طبقه کارگر را به فقر می کشاند. فکر گنم حالا این خود شما هستید که در تناقض افتاده اید. اگر مارکس در مکتب شما درس اقتصاد و جامعه شناسی میخواند، میگفت سرمایه داری رفاه بوجود می آورد و دموکراسی. طبقه کارگر از طریق دموکراسی به حاکمیت می رفت و آرام و آرام و در صلح و صفا و در آغوش حقوق بشر جامعه کمونیستی بوجود می آورد و اسم این هست انقلاب کارکری و دیکتاتوری پرولتاریا. اما مارکس کاملا برعکس این را میگفت. چطور طرفدار مارکس هستید اما خلاف حرف او را می زنید! ایدئولوگخای بورژوا در غرب میگویند مارکس اشتباه میکرد چون پیش بینی میکرد که طبقه کارگر فقیر می شود و انقلاب کمونیستی خواهد شد، دیدید نشد، پس مارکس غلط میگفت. حال شما میگوئید اصلا مارکس چنین نگفت و قراره دموکراسی غربی ها و رفاه کارگری ، کمونیسم بوجود بیاورد. این درک من از کامنت شماست. نگوئید دروغ میگویم. تفسیر من از کامنت خود شماست که گفتید با فقر نمی توان انقلاب کمونیستی کرد.
    .
    آنارکوسندیکالیست

  12. جناب ناشناس ،،همه چیزفهم،، یک کلام!فقط یک نمونه از صنعت وتکنولوژی پیشرفته روسیه و رژیم اسلامی نام ببر که قابل رقابت با تکنولوژی آمریکا واروپا دربازارجهانی باشد وثابت کند که ،،سرمایه داری این دوکشور،، همانقدر سرمایه داری است که آمریکا و اروپا هستند. کاری هم به مناسبات سرمایه دارانه مانند دموکراسی و رفاه اقتصادی و بهره مندی جامعه وکارگران از دستآوردهای تاریخی این نظام نداشته باش.

  13. اگر فولادی قبول کند که راه رشد غیر سرمایه داری همان سرمایه داری دولتی است، باید بپذیرد که روسیه رشد سرمایه داری داشته. ولی اگر قبول کند که روسیه رشد سرمایه داری داشته، نمیتواند بگوید که بلشویکها در روسیه نیروهای مولده را رشد ندادند. برای همین برای انکه نظر متناقض و نفهمیده خودش را توجیه کند مثلا با نظریه راه رشد غیر سرمایه داری مخالفت میکند. آنارکوسندیکالیست

  14. ،، رژیم ایران همانطوردرتمدن است که رژیم های غربی بمب اتم ساز،،(ناشناس).سفسطه گری وچشم بندی بهترازاین نمیشود.تمام سفسطه گری هابرای آن است که بگویدجامعه ی زیرحاکمیت رژیم اسلامی یکی ازپیشقراولان گذاربه دوران پساسرمایه داری است.ونیازی به نیروهای مولدومناسبات تولیدپیشرفته ندارد،وحتاباهمین شرایط فقرعمومی وفقدان آزادی های سیاسی می تواندوارد دوران کمونیسم گردد.کدام کمونیسم؟کمونیسم آخرالزمانی ،،بی طبقه ی توحیدی،،.که مذهب وعده اش راداده. باکدام ابزار؟با اسب و شمشیر وچوب چماق روستاییان،،خداشناس،،و ایده واراده ی پیامبرانه ی یک ،،رهبر،، کاریزماتیک.کمونیسمی که خداوعده اش رادربهشت آخرت داده. مگرآن بهشت به نیروهای مولده ی پیشرفته احتیاج دارد؟آزادی های ،،آنچنانی،، هم تادلتان بخواهد هست!

  15. به فولادی:
    .
    نوشته اید:
    .
    “… رژیم اسلامی رژیمی است نابه جاونابه هنگام دردوران سرمایه داری، واین نابه جایی ونابه هنگامی رادرضدیت اش بادستاوردهای انسان سازتمدن وتجدد می توان به خوبی دید.”
    .
    رژیم اسلامی و رژیمهای شبیه به آن کاملا در خدمت حفظ نظام سرمایه داری جهانی هستند. خلاف این ناشی از عدم درک روابط سرمایه داری و طبقاتی است. سرمایه داری جهانی تصمیم میگیرد که چه رژیمی باشد و چه رژیمی نباشد، کی بیاید و کی برود. به این میگوئیم امپریالیسم.
    .
    سرمایه داری از همان اول امپریالیستی بود تا به امروز. رژیم ایران همانطور در تمدن است که رژیمهای غربی بمب اتم ساز و ضد انقلاب هستند. تمام خشونتهای رژیم و استفاده از سلاح و موشک و انواع و اقسام ترفندهای ضد بشری و ضد کارگری آن، کپی اش در کشورهای دموکراتیک غربی و شرقی موجود است. تازه دولتهای غربی و شرکتهای آنها مخترعین مدرن این کارهای ارتجاعی بودند و هستند. رژیم ایران در ارتجاعی بودن و ضد کارگری بودن با هیچ رژیم دیگری فرق ندارد.
    .
    لطفا جنبش کارگری-کمونیستی ایران را به حمایت از یک ارتجاع دیگر به انحراف نکش.
    .
    آنارکوسندیکالیست

  16. همانطور که ذکر کردم ما یا رشد سرمایه داری داریم و یا رشد کمونیستی. چیزی بنام رشد غیر سرمایه داری که نه رشد سرمایه داری است و نه رشد کمونیستی، نداریم. آنچه را که راه رشد غیر سرمایه داری میدانند در اصل سرمایه داری دولتی است. اقتصاد ایران سرمایه داری است و بخشی از سرمایه داری جهانی می باشد و برای همین است که تحریم موثر واقع می شود. فولادی باز هم قادر نیست به انتقادات من پاسخ گوید چون در حقیقت نمیداند سرمایه داری یعنی چه. کارگران ایران نمیتوانند خواستار انقلاب سرمایه داری-دموکراتیک باشند چون چنین انقلابی یعنی ادامه استثمار خود تحت حاکمیتی دیگر. فقط انقلاب کمونیستی کارگران ایران را رها میکند و این هم فقط و فقط توسط خود آنها ممکن است. آنارکوسندیکالیست

  17. متاسفانه ناشناس بالجاجت مثال زدنی مدام به دور منطق ،، فرارازواقعییت،، خودش می چرخد و مرا هم به دنبال خود می کشد.چرا؟ فقط چون نمی خواهداین واقعیت رابپذیردکه رژیم اسلامی رژیمی است نابه جاونابه هنگام دردوران سرمایه داری، واین نابه جایی ونابه هنگامی رادرضدیت اش بادستاوردهای انسان سازتمدن وتجدد می توان به خوبی دید. درخانه ی هوش اگرکس است، یک حرف بس است جناب ناشناس!

  18. همان که درپایین گفتم.ناشناس اگربه کلاس اکابر هم رفته بود نمی خواست به کتاب های لنین مراجعه کندتابفهمدراه غیرسرمایه داری چیست، همین کامنت دوسطری مرا میخواندوتفاوت اززمین تاآسمان این دوراه رامی فهمید واینهمه رطب ویابس به هم نمی بافت. درضمن خوانندگان علاقه مند میتوانند برای آگاهی بیشتر به مقاله من باعنوان ،، لنین و راه رشد غیر سرمایه داری،، مراجعه کنند.

  19. آن دسته از مارکسیستهائی که میگویند راه رشد غیر سرمایه داری به سوسیالیسم ممکن است غلط نمی گویند چون چنین راهی ممکن نیست. غلط میگویند چون چنین راهی در حقیقت توسعه سرمایه داری است. اما بصورت دولتی. آقای فولادی این قضیه را خوب درک نمی کند. آقای فولادی باور میکند و در حقیقت وانمود میکند که آنها واقعا میخواستند و یا میخواهند راه رشد غیر سرمایه داری را طی کنند. نه جناب آنها مشتی حزبی سرمایه داری دولتی بودند و هستند که این را بهانه برای حاکمیت طبقاتی خود میکنند. جامعه ایران سرمایه داری است و انقلاب واقعی اش هم ضد بردگی مزدی و جزئی از انقلاب علیه سرمایه داری جهانی میباشد. توده ای های حامی رژیم شاید میگفتند و شاید بگویند هوادار راه رشد غیر سرمایه داری هستند اما پیشنهاد آنها در واقع راه رشد سرمایه داری دولتی بود و هست.
    .
    تا آنجا که مسئله رشد اقتصادی سرمایه داری می باشد، آنها که معتقد به راه رشد غیر سرمایه داری هستند، با در حقیقت سرمایه داری دولتی شان، اقتصاد سرمایه داری را رشد میدهند اگر جائی برای رشدش باقی مانده باشد. مثلا رشد اقتصادی روسیه زمان لنین و استالین و بعد از او چنین بود.
    .
    آنارکوسندیکالیست
    .
    آنارکوسندیکالیست

  20. جناب فولادی قبل از اینکه به من درس بدهید به این فکر باشید که اصلا چیزی میدانید یا خیر. راه رشد غیر سرمایه داری واژه ای غیر علمی و بدرد نخور است. جامعه هرگز نمیتواند راه رشد غیر سرمایه داری داشته باشد مگر اینکه کار مزدی از بین رفته باشد. هیچ جا راه رشد غیر سرمایه داری وجود نداشته. خود شما هم این واژه را باور کرده و فکر میکنید چیزی میدانید. آنها که گفتند میخواهند راه رشد غیر سرمایه داری بروند در حقیقت راه رشد سرمایه داری در ذهنشان بود. شما یک مثال از راه رشد غیر سرمایه داری بیاورید تا بشما نشان بدهم که در واقع راه رشد سرمایه داری بوده است.
    .
    آنارکوسندیکالیست

  21. افزوده برکامنت قبلی. این هم جالب است که میزبان ومخاطب اصلی من(سامان) درمقابل مارکسیسم من سکوت کرده ودفاع از عقاید توده ای- لنینیستی خودرا به وکیل ناخوانده( آنارکوسندیکالیست) سپرده است! ،، جایی که دو خط موازی چپ و راست به هم می رسند،، همین جاست!( بخوانید مقاله ی من باهمین عنوان را).

  22. مشکل من باناشناس این است که بایدبرای اوکلاس اکابربازکنم! جناب ناشناس!راه رشد سرمایه داری یعنی نیروهای مولد ومناسبات بسیارپیشرفته ی آماده گذاربه دوران پساسرمایه داری، راه رشدغیرسرمایه داری یعنی نیروهای مولدکم توسعه یافته ومناسبات پدرشاهی-استبدادی. راه رشدسرمایه داری یعنی آنچه سامان وسامان ها به خاطرآن به کوه ودریازده تا ازراه رشد غیرسرمایه داری-رژیم اسلامی- به آن پناه ببرند. بازهم بحرطویل بنویس و لجوجانه از پذیرفتن واقعیت وحقیقت طفره برو.

  23. چیزی بنام راه رشد غیر سرمایه داری در ایران وجود ندارد و نداشته. اقتصاد ایران سرمایه داری و جزء جداناپذیر از سرمایه داری جهانی است. سرمایه داری بودن یک چیز است، دموکراسی بورژوائی چیز دیگر. برای سرمایه داری بودن، دموکراسی ضروری نیست. آنارکوسندیکالیست

  24. خیر جناب فولادی، نظرات بلامی فاستر ضد امپریالیستی است. و تمام نشریات ماهانه مانتلی ریویو ضد امپریالیستی می باشد. لطفا مطالعه بیشتر کنید. بعلاوه روند سلب مالکیت در ایران پایان یافته و جامعه ایران به جامعه بردگی مزدی تبدیل شده.

    آنارکوسندیکالیست.

  25. تکمیلی برکامنت قبلی ام. نویسندگان آمریکایی این مقاله ی یکجانبه نگر وغیرمارکسیستی راظاهرن برای هشداربه جامعه های پیشرفته صنعتی نوشته اند ونه برای جامعه های کم توسعه یافته باحکومت های نظامی پادگانی.بنابراین، ترجمه مقاله توسط یک توده ای لنینیست برای ایرانی هاغیرازاین نیست که به ایرانی هازیان راه رشد تاریخی سرمایه داری ومنافع راه رشدغیرسرمایه داری راتبلیغ کند.یعنی راه ضدرشدی که نتایج و ،،دستآوردهای،، اش را درشوروی، چین، اروپای شرقی، کره شمالی و کوبا وحتا درایران دیده و شاهد هستیم.

  26. سرمایه داری بک نظام استثماری است و اکر مارکس در آن چیزی مثبت دیده بخاطر این است که هرگز کارگر نبوده و هرکز طعم استعمارش را هم نجشیده. تازه وقتی فقیر بود، دوستش انگلس، کارگران را استثمار میکرد و بخشی از ارزش اضافی آنها را گرفته و به مارکس میداد. درست مثل خود شما که احتمالا در غرب کار نمیکنید و ارزش اضافی را میگیرند و به شما خرجی میدهند. آنارکوسندیکالیست

  27. برخلاف توده ای هایی مثل نویسنده ومترجم مقاله که فقط نیمه ی خالی رامی بینند، مارکس هم نیمه ی خالی وهم نیمه ی پرنظام سرمایه داری رامی دید.نیمه ی خالی شده ی تاریخ منقضی نظام رانقد ونفی ونیمه ی پروهنوزکارآمد آن راکه سازنده وفراهم آورنده ی نیازهای جامعه ی پساسرمایه داری است راتاییدمی کرد(بخوانید، گروندریسه ص.۳۹۴ به بعد).یعنی مارکس دیالکتیک اندیش وتکاملگرا به رغم توده ایسم نویسنده و مترجم هم عیب نظام رامی گفت وهم هنرش را. به علاوه، نیمه ی خالی نظام سرمایه داری برای اروپا واروپایی هاست و نه برای ایرانی هایی که ازاستبداد قرون وسطایی رژیم اسلامی به اروپا پناه برده اند. جناب سامان! لیبرالیسم ونئولیبرالیسم اگربرای اروپایی ها ،،آب نداشته باشد،، برای پناهنده گان گریخته ازاستبداد نان و دموکراسی دارد!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

Page generated in 2٫456 seconds. Stats plugin by www.blog.ca
رفتن به نوارابزار