جمعه, ۱۵ آذر , ۱۳۹۸
   

Comments

شبیخون بنزین
سامان
— 7 دیدگاه

  1. توضیح یک مطلب.
    .
    نوشتم سرمایه داری جهانی، اما روسیه زمان حزب مارکسیستی را جزئی از آن نگذاشتم. علتش این است که سرمایه داری در روسیه در زمان حکومت حزب مارکسیستی، سرمایه داری دولتی بود و وارد سرمایه داری جهانی نشده بود. امروز سرمایه داری روسیه جزئی از سرمایه داری جهانی است. اقتصاد ایران جزیره ای کوچک از کل سرمایه داری جهانی می باشد. رقابتهای درونی سرمایه داری جهانی فعلا تقریبا در دو قطب است اما دلیلی ندارد در دوقطب بماند.
    .
    برای کسانیکه نمی فهمند چرا اقتصاد زمان حزب مارکسیستی در روسیه، سرمایه داری دولتی بود، توضیح بدهم که وقتی کار مزدی در فعالیتهای اقتصادی یک جامعه نقش اصلی و کلیدی دارد، اقتصاد آن کشور سرمایه داری است. در روسیه زمان شوروی، برخلاف کشورهای سنتی سرمایه داری، مالکیت خصوصی بر ابزار تولید وجود نداشت. حزب مارکسیستی روسیه نقش سرمایه دار (ارباب) را بازی میکرد چون مالک دولت بود و دولت مالک همه وسایل تولید و توزیع و غیره. کارگران در زمان حاکمیت حزب مارکسیستی، از اوامر کارفرمای بزرگ که حزب کمونیست است اطاعت میکردند و درست عین سرمایه داری خصوصی، از طریق سلسله مراتب، بر سرنوشت خود حاکم نبودند و بازنده کامل بودند.
    .
    برای آنها که به تاریخ قضیه اهمیت میدهند، توضیحی کوتاه. حزب بلشویک بکمک شوراها دولت موقت بورژوائی روسیه را سرنگون کرد و قدرت سیاسی گرفت و قول داده بود که حاکمیت شورائی باشد. اما قادر نشد چنین کند و بسرعت دولت شد دولت حزب کمونیست روسیه. در نظر داشتند که بعد از موفقیت سرمایه داری دولتی کنترل کارگران را بر سرنوشت خود افزایش دهند اما چنین چیزی با آتوریته حزبی و قدرت دولتی (نیروهای آدم کشی متمرکز) ممکن نبود. با آمدن استالین، استالین یک کودتای خزنده کرد و در عرض چند سال تمام حزب بلشویک را تصویه نمود و شد شاه شاهان و یک سرمایه داری دولتی بزرگ و مخوف. از لحاظی سرنوشت روسیه با جمهوری اسلامی شبیه به هم است اما فرقش این است که روسها تمرکز خود را روی علم و صنایع گذاشتند اما رژیم خمینی همش دنبال فروش نفت و کاخ سازی و مسجد سازی بوده است.
    .
    آنارکوسندیکالیست

  2. جناب سامان که جواب نمی دهد.
    .
    رژیم خمینی توسط کارگران ایران (بردگان مزدی) بقدرت رسید. آنها از طریق تشکلات مذهبی (مهمترین آن مسجدها اما نه فقط مساجد) با روحانیون در ارتباط بودند و ذهنیت آنها در دست آخوندها بود. بخش کمی از آنها غیر مذهبی بودند. چون رژیم شاه-آمریکا مارکسیستها و ملی گراها را سرکوب کرده بود، و به آخوندها برای شستشوی مغزی نیاز داشت، جنبشهای اعتراضی آن دوره باید قاعدتا می افتاد دست مذهبیون، که چنین شد. سرمایه داری جهانی برای اینکه ایران دست شوروی (سرمایه داری دولتی مارکسیستی روسیه) نیافتد، قبول کرد از خمینی محافظت کند و او را به ایران برساند. این البته به این مفهوم نیست که دست از سر رژیم بر نخواهند داشت. اما جنگ آنها تا آنجا که کارگران آسیب نبینند به خودشان مربوط است. دلشان میخواهد کودتا بکنند بکنند. بما مربوط نیست. ما با سرمایه داری طرفیم، نوع ارباب مهم نیست.
    .
    تا ذهنیت کارگران ایران از مذهبی و یا هر ایدئولوژی ی به کمونیستی-آنارشیستی تغییر پیدا نکند، حاکمیتها می آیند و می روند و بساط بردگی مزدی باقی خواهد ماند.
    .
    آنارکوسندیکالیست

  3. جناب سامان گرامی.
    نوشته اید که این جماعت را کنفرانس گوادلوپ بر انقلاب سوار کرد.
    با پوزش پیشاپیش چنانکه محبت کرده بفرمائید پیش از گوادالوپ کی سوار بر انقلاب بود؟
    منظور اینکه رهبری انقلاب تا پیش از گوادالوپ در دست کی بود؟.
    دلیل سوال اینکه من تا کنون هر چه عکس وفیلم و…ازفاجعه پر شکوه اسلامی دیده ام توده های درهم فشرده عکس های امام خمینی را در دست دارند و شعارهائی مانند نهضت ما حسینیه رهبر ما خمینیه یا استقلال آزادی حکومت اسلامی و…میباشد.
    پیشاپیش از توضیح جنابعالی راجع به این عکس ها وفیلمها ورپرتاژ های روز نامه ها ومجلات خارجی وهمچنین مصاحبات امام در عراق وفرانسه که تماما مربوط به پیش از کنفرانس گوادالوپ میباشد سپاس گذاری مینمایم.

  4. شعار سنتی آنارشیستهای کمونیست هست: نه خدا، نه ارباب و نه قهرمان
    .
    آنارکوسندیکالیست

  5. متاسفانه ضد بردگی مزدی بودن جنبشهای اعتراضی هنوز شکل نگرفته. حمله به بانکهای غارتگر میتواند ارتقا آگاهی به بردگی مزدی باشد اما نه الزاما. قطعا حمله به اماکن مذهبی بیان ریختن توهم مذهبی کارگران و بیان عدم موفقیت رژیم در اسلامی کردن کامل جامعه در این چهل سال است. واتیکان هم بی نهایت ثروتمند است اما توانسته بیشتر از یک میلیارد خرافی بپروراند و سیستم بردگی مزدی را نگه دارد، دولت عربستان هم همینطور. مثلا عربستان در اروپا مسجد سازی میکند تا بردگان مزدی مهاجر در توهم مذهب بمانند.
    .
    رژیم میتوانست مثل شاه و عربستان به چاکری امپریالیستهای غربی بنشیند تا یک قشر طبقه کارگر مرفه و پاسیو درست کند (عمدتا طبقه متوسط) که البته شاه موفق نبود چون با کودتا به قدرت رسیده بود. اما چون رژیم با شعارهای ضد امپریالیستی روی کار آمد مجبور بود که زیر زیرکی کار کند. کار زیرزیرکی اش هم موفق نبود و حالا مجبور شده به کمپ روس امپریالیست تکیه کند که قدرت غربی ها را ندارند و خودش در تحریم است. اصلاح طلبان را انداختند جلو که سپر بلای اصل رژیم شوند اما نتوانستند و داشت عنان روزگار از دستشان خالی میشد، زدنشان کنار. در واقع تمایل به غرب در رژیم بود و از بازرگان شروع شد و اصل رژیم (واپسگرایان و سپاه و بسیج) میدانستند و از آنها برای رفع کمبودهای خود استفاده میکردند.
    .
    مرتجعین شاهی و ناسیونالیستهای فاشیست و سرمایه داران لیبرال – سکولار میدانند که با سرنگونی غیر کمونیستی رژیم میتوانند مثل شاه سابق پالون پشت خود بیاندازند و نوکری کنند تا قشر درآمد متوسط برده مزدی خوشگذران آسیب نبیند و رشد کند تا علیه بردگی مزدی انقلابی نشود. برای همین منتظر سرنگونی بی قید و شرط رژیم توسط بردگان مزدی هستند. ما کمونیستها باید سرنگونی رژیم را با قید و شرط کنیم تا فاجعه سرنگونی قبلی تکرار نشود و سرنگونی برای منافع ما طبقه برده مزدی باشد. امروزه بیشتر مارکسیستهای رادیکال هم سرنگونی را مشروط کرده اند.
    .
    اگر دنبال فقط آرامش در نظم سرمایه داری ایران باشیم، آوردن یک ولی فقیه لیبرال و انحلال سپاه پاسداران در ارتش و انحلال بسیج و کلا مدرنیزه کردن دستگاه حکومتی کافی است. اصلاح طلبان دنبال چنین چیزی بودند و هستند. اپوزیسیون هوادار سرمایه داری (بردگی مزدی) هم به همان لیبرالیسم اطلاح طلبی راضی خواهد شد و متحدا طبقه کارگر را استثمار کرده و بین خود دموکراسی خواهند داشت. ما این را میدانیم و برای همین است که سرنگونی باید مشروط باشد تا از نیروی بردگان مزدی کمونیست شده برای اهداف بورژوائی استفاده نشود. دموکراسی ما بردگان مزدی کمونیست باید مستقیم باشد که یعنی حزبی و پارلمانی نباشد و از محل کار شروع شده و با الغای بردگی مزدی توام باشد.
    .
    در مقاله میخوانیم:
    .
    بر ما نبخشد فتح و شادی، نه خدا، نه شه، نه قهرمان
    .
    شعاری است بسیار عالی اما اگر شه و خدا و قهرمان بگذارند. فعلا مثل خود مذهبیون حاکم برای سوء استفاده از نارضایتی ها کمین کرده اند.
    .
    نوشته اید “دموکراسی ” در آخر مقاله. دموکراسی از طبقه کارگر دردی دوا نمیکند. باید باشد “دموکراسی مستقیم” تا با حاکمیت چند حزبی و تک حزبی سیاسی و استبداد بردگی مزدی در محل کار تفاوت داشته باشد.
    .
    تاریخ متخصر استثمارگری رژیم و نشان دادن ویژگی ها ی جنبش اخیر مفید بود.
    .
    متشکر.
    .
    آنارکوسندیکالیست

  6. میگوید《این مرحله ازمبارزه برای بی چیزان و هیچ بودگان(؟)درسهای بزرگی داشت.مردمان عادی در صحنه واقعی نبردطبقاتی درتجربه مستقیم خویش به آن شناخت وآگاهی می رسندکه درهیچ کتابی یافت نمیشود》.جناب سامان. اولآ بفرماییدمعنای هیچ بودگان چیست وکدام طبقه اجتماعی هیچ است و چرا.ثانیآ این طبقه ای که هیچ است اگرآگاهی وشناخت راازکتاب هااخذ نمیکند ازآسمان برایش نازل میشود؟.مگرآگاهی وشناخت خودبه خودی است؟ دراین صورت همین نوشته شمابرای کیست؟برای رضایت خاطر خودتان است یاباهدف آگاهی دادن به《 بی چیزان و هیچ بودگان》!؟

  7. جناب سامان.۱-طبق معمول رهبرتصمیم گرفت ودستورداد وسران۳قوه اجراکردند نه برعکس.۲-قصرها و عمل هاواقعی است نه افسانه ای.۳-کنفرانس گوادلوپ توطئه نبود، تاییدبود.تاییدخمینی.۴-نظام اسلامی نادان نیست، سرکوبگراست وحساب شده سرکوب می کند.مگر نظام نادان هم می شود؟.۵-نوشته پراز خطای نظری باادبیاتی کهنه وقدیمی است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

Page generated in 0٫681 seconds. Stats plugin by www.blog.ca
رفتن به نوارابزار