جمعه, ۱۵ آذر , ۱۳۹۸
   

Comments

چه کسی گفته است که مبارزه باید همیشه مسالمت آمیز باشد؟
(هفت نکته برای بحث و بررسی در محضر خرد جمعی)
محمد علی اصفهانی
— 7 دیدگاه

  1. درباره سازمان مجاهدین
    .
    سازمان مجاهدین خلق هوادار سیستم سرمایه داری روابط تولیدی هستند. برای همین هوادار انقلابی واقعی در ایران نیستند. انقلاب واقعی در ایران آن است که در پی الغای استثمارگری (سرمایه داری = بردگی مزدی) باشد.
    .
    اعتقاد مجاهدین خلق به خشونت با سایر نیروی های هوادار بردگی مزدی فرقی ندارد و مخالفت با آنها نباید فاشیستی باشد.
    .
    اما جنایات مرتکب شده علیه هواداران مجاهدین باید پیگیری شده و عاملین آن باید دستگیر و محاکمه شوند.
    .
    آنارکوسندیکالیست

  2. جناب اصفهانی، مجددا ذکر کنم که با جناب شهریار وارد دیالوگ نشوید چون برای انقلاب کردن اینجا نیامده. آنارکوسندیکالیست

  3. جناب اصفهانی.
    نمیدانم در جریان توطئه مشترک مجاهدین ورژیم برای برپا کردن چوبه های دار میباشید یا نه؟.
    اگر نمیباشید محبت کرده سری به سایت های اصلی مجاهدین زده تا ببینید این فرقه در برابر اتهام “منافق”بودن بسیاری از دستگیر شدگان ازسوی رژیم و تلاشش برای آماده سازی بستراجتماعی وسیاسی بین المللی برای برپائی چوبه های دار چگونه درصدد است تا باراه انداختن هیاهوی مصادره اعتراضات ومصادره جان باختگان ودستگیرشدگان بنام فرقه خود زحمت رژیم را برای اثبات اتهامش و اعدام های حد اکثری کم نماید.
    جناب اصفهانی.
    ازآنجا که میدانم شما به ماهیت این فرقه ضد خلقی و اهداف مشترکی که با بیت رهبری از سرکوب جنبش اجتماعی و…دنبال مینمایند آشنائی دارید لذازحمت کم کرده وتنهاتوجه شما را به مقاله افشاگرانه جناب چنگائی در این خصوص تحت عنوان رنگرزی رفرمیستی و…جلب مینمایم.
    امید است همه طیف های اپوزیسیون با افشا ومحکوم کردن این توطئه بکمک دستگیرشدگان بشتابند.

  4. ٬٬ توازن قوا اما، در توازن قوای نظامی تعریف نمی شود، و به مجموعه ی کنش ها و واکنش ها و موقعیت ها و «وضعیت» ها و تأثیر و تأثر ها در یک حجم مرتباً در حال تغییر وشکل گیری در بی شکلی مربوط می شود، و به جمع دیالکتیکی همه ی این ها.،،

    حرف حساب.

    حالا دیگر توازن قوا مثل خرداد ۸۸ و دی ۹۶ و چند ماه پیش نیست و باید از این موقعیت استثنایی استفاده کرد.

  5. به کامنتهای شهریار جواب ندهید، اهل بحث و جدل علمی نیست و برای خالی کردن عقده هایش آمده.

  6. جناب اصفهانی
    عجبا که شما هنوز به موسوی و یا همان بخشی از رژیم دلبسته و خلاصه سعی خود میفرمائید که خیزش های دوسال گذشته را ادامه سبز مبز معرفی کنید.بعد هم اگر ممکن است این دروس مبارزه را اگر ممکن است تشریف ببرید داخل ایران واز نزدیک به ایرانیان آموزش دهید که مبارزه آنها پس از فرا گرفتن دروس جنابعالی حتما رشد تکاملی یافته وتبدیل به مبارزه مسلحانه توده ای! میشود.
    جناب اصفهانی.
    آنچه که در مکتب برادر مسعود در رابطه باقیام مسلحانه خلق ! فرا گرفته اید چنانچه سر سوزنی با واقعیتهای عینی سرو کار داشت والده آقا مصطفی اکنون رئیس جمهور پر جمعیت ترین خانه سالمندان نبود.

  7. کاملا درست است، مبارزه غیر خشونت آمیز مطلق نیست.
    اما:
    – خشونت رژیم از زمان بحران انتخاباتی سال ۸۸ شروع نشد. خشونت رژیم مثل هر رژیمی در دنیا از بدو پیدایش ش با آن بود.
    – کلا اصل دولت دستگاه قتل و خشونت ش می باشد و این شامل جمهوری اسلامی هم می شود.
    – دولت و دستگاه اصلی آن که نهادهای قتل و آدم کشی است (مثل سپاه و ارتش و بسیج در ایران) برای حفظ نظام استثمارگری ابداع شده است نه برای خدمت به جامعه بطور کلی – چنانچه روحانیون بخاطر مذهب حاکمیت نمی خواهند ، آنها حاکمیت را بخاطر حفط مالکیت بر وسایل تولید و استثمار کارگران می خواهند وگرنه برای آنها ارزش ش را ندارد. گواه چنین حکمی ثروتهای عظیم آنها و استفاده از درآمدهای نفتی در خدمت آن است.
    – سرنگونی دولتها بدون سرنگونی استثمارگری، در دوران ما، بدون الغای روابط بردگی مزدی (سرمایه داری) ، خشونت نهادینه شده در جامعه انسان را از بین نمی برد و فقط دستگاه قتاله را از دستی به دستی دیگر می سپارد.
    – دولتها به سه طریق خشونت آمیز سرنگون می شوند: جنگ بین ملیتها، جنگ داخلی و کودتا. انقلاب مسلحانه توده ها نوعی از جنگ داخلی است. اگر قرار است رژیم جمهوری اسلامی با خشونت سرنگون شود،،قاعدتا با یکی و یا تمام این راهها خواهد بود.
    – بندرت میتوان سرنگونی مسالمت آمیز دولتها را مشاهده کرد حتی بیرون انداختن انگلیس از هندوستان محصول سالها خشونتهای دو طرفه بود نه مبارزات مسالمت آمیز گاندی. در حقیقت بدون مبارزات خشونت آمیز گذشته،،گاندی نمیتوانست موفق باشد. سرنگونی حکومتهای احزاب کمونیستی بلوک شرق سایق هم کاملا غیر خشونت آمیز نبود.
    – در وضعیت امروز که در آن آگاهی لازم برای الغای بردگی مزدی در بردگان مزدی (کارگران) وجود ندارد، مبارزه خشونت آمیز علیه رژیم برای کارگران مفید نیست و حتی اگر موجب سرنگونی رژیم بشود فقط دستگاه سرکوب را از یکدست به دست دیگر اربابان استثمارگر می سپارد.
    – با پیدایش آگاهی ضد سرمایه داری (درک ضرورت الغای بردگی مزدی بمثابه آزادی واقعی) که با جنبشهای اعتصابی و اعتراضات شهری با هدف تسخیر نهادهای اقتصادی و سیاسی و عمومی کردن مالکیت بر آنها باید صورت گیرد، مطمئنن، دستگاه سرکوب استثمارکران باید خنثی شود و اگر خشونت لازم باشد،،باید حتما بکار برده شود.
    – فعلا، بنظر من ، شرایط ذهنی حاکم بر جنبش اعتراضی، دارای محتوائی نیست که سرنگونی مسلحانه رژیم ارزش ش را داشته باشد و یا به شرایط مطلوبی برای الغای بردگی مزدی منجر شود.
    – وارد کردن ضربات ایدئولوژیک و تشکیلاتی به نظام مذهبی (خرافی ) حاکم توام با نظام ایدئولوژیک استثمارگری (سرمایه داری) بطور کلی ، باید کماکان ادامه پیدا کند تا به تحول ذهنی عمومیت یافته ضد بردگی مزدی در جامعه توسعه پیدا کند. بدون چنین تغییر و تحولی، مبارزه و سرنگونی رژیم فقط تغییر در نوع و شکل مدیریت بردگان مزدی خواهد بود و نتایجش در خدمت کارگران نخواهد بود. برای انقلاب راستین و عمیق باید صبور بود اما باید استقامت و پیگیری داشت.
    – بنظر من فعالین الغای بردگی مزدی در ایران باید کماکان غیر علنی باشند و حتی در صورت سرنگونی خیلی کم محتمل رژیم، بی گدار به آب نزنند تا دچار وضعیتی که انقلابیون کمونیست مارکسیست در سالهای ۶۰ دچار شدند، نشوند.
    – ما فعالین الغای بردگی مزدی تافته های جدا بافته ای نیستیم و مثل بقیه بردگان مزدی هستیم و باید مثل آنها زندگی کنیم. ما فقط این امکان را پیدا کرده ایم که جهان استثمارگری را بهتر بشناسیم و دنبال رقابت و شهرت و بالا رفتن از نردبان سلسله مراتب نباشیم.

    آنارکوسندیکالیست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

Page generated in 0٫661 seconds. Stats plugin by www.blog.ca
رفتن به نوارابزار