پنج شنبه, ۲۳ آبان , ۱۳۹۸
   

Comments

بلای بزرگ نادانی در خودکامگان مذهبی
بهنام چنگائی
— 19 دیدگاه

  1. مجاهدین منفورتراز آن هستند که با تبلیغ ده ماده دلقک رجوی در اینجا وآنجا وبه این بهانه وآن بهانه کودکانه بتوانند غبارننگی ابدی که از چاکر منشی مشمئز کننده پانزده ساله در مقابل خمینی ودیگراعمال ننگ آور که بر آنان نشسته است را با این مهملات پاک کنند.
    به اعتبار نشریات وبیانیه ها واعلامیه ها مجاهدین از زمان تاسیس در سال هزاروسیسصدو چهل وچهارتازمانیکه خمینی دستمزد چابلوسی آنهارابا منافق نامیدنشان گذاشت کف دستشان هیچ آخوندی یا پاسداری ویا …مثل حنیف نژاد و… رجوی نعلین خمینی را نلیسیده است.
    چاکر منشی ودو دوزه بازی و ریاکاری در ذات وخمیره این فرقه میباشد وهمین سبب منفوریت ابدیش شده است ونه ماهیت اسلامی-عربی آن.

  2. آقای چنگائی پاسخ سئوال جناب شخریار را نداده، حالا من با اختصار پاسخ میدهم.
    .
    ببین جناب شهریار، آقای چنگائی اعتقاد به حکومت مارکسیستی ندارد. درک من از صدها مقاله هفتگی ایشون این است که او خواهان دولتی است شبیه مثلا دولت فرانسه و یا آلمان. یعنی دولتی که ما کمونیستها به آن میگوئیم دولت بورژوا دموکراتیک،،یعنی دولتی سرمایه داری که در آن احزاب و اتحادیه ها و غیره آزادند. پس طبیعتا ایشون نه طرفدار شاه است و نه رژیم مذهبی. خواهید پرسید که خب مارکسیست بودن او این وسط به چه کار می آید، بنظر من پاسخ او این خواهد بود که لطفا بروید به کشورهای اروپائی و حتی آمریکا ببینید که احزاب و گروهای مارکسیستی بر خلاف رژیم شاه سرنگون شده و خمینی آزاد هستند. این مطلب را و طرفداری از رژیم بورژوا دموکراتیک را میتوانید در نوشته و کامنتهای مارکسیستهای دیگری هم بخوانید.
    .
    در مورد مجاهدین هم، اگر مواضع سازمان مجاهدین فعلی را مطلعه فرمائید خواهید دید که سی چهل سال است که دیگر حرفی از الغای روابط استثمارگری سرمایه داری نمی زنند و حتی حکومت دموکراتیک اسلامی خودشان را هم عوض کرده اند و فعلا به بیانیه ده ماده ای مریم رجوی روی آورده اند که در آن اثری از حکومت مذهبی وجود ندارد و مثل دولتهای غرب اروپاست.
    .
    اینهم برنامه ده ماده ای خانم مریم رجوی رهبر سازمان مجاهدین خلق ایران:
    .
    برنامه ۱۰ماده‌ای
    ۱- از نظر ما آرای مردم، تنها ملاک سنجش است و بر همین اساس، خواهان یک حکومت جمهوری مبتنی بر آرای مردم هستیم.
    ۲- ما خواهان یک نظام کثرتگرا و آزادی احزاب و اجتماعات هستیم. در ایران فردا ما به کلیه آزادی‌های فردی احترام می‌گذاریم و بر آزادی بیان و آزادی کامل رسانه‌ها و دسترسی بی‌قید و شرط همگان به فضای مجازی تأکید داریم.
    ۳- ما در ایران آزاد شده فردا، از لغو حکم اعدام دفاع می‌کنیم و نسبت به آن متعهدیم.
    ۴- مقاومت ایران از جدایی دین و دولت، دفاع خواهد کرد. هرگونه تبعیض در مورد پیروان کلیه ادیان و مذاهب، ممنوع خواهد بود.
    ۵- ما به برابری کامل زنان و مردان در کلیه حقوق‌سیاسی، اجتماعی و مشارکت برابر زنان در رهبری‌سیاسی، معتقدیم و هر گونه اَشکال تبعیض علیه زنان، ملغی خواهد شد و آنان از حق انتخاب آزادانه پوشش، ازدواج، طلاق، تحصیل و اشتغال، برخوردار خواهند بود.
    ۶- ایران فردا، کشور عدالت و قانون است. ما خواهان ایجاد یک نظام قضایی مدرن، مبتنی بر احترام به اصل برائت، حق دفاع، حق دادخواهی، حق برخورداری از محاکمه علنی و استقلال کامل قضات هستیم. هم‌چنین قانون شریعت آخوندی، در ایران فردا جایی نخواهد داشت.
    ۷- ایران فردا کشور احترام به حقوق بشر است. ما متعهد به «بیانیه جهانی حقوق بشر» و میثاق ها و کنوانسیون‌های بین‌المللی از جمله: «میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی»، «کنوانسیون علیه شکنجه» و «کنوانسیون حذف کلیه اشکال تبعیض علیه زنان» می‌باشیم.
    ایران فردا، کشورِ برابری همه ملیت‌هاست. ما بر خودمختاری کردستان ایران که طرح آن را شورای ملی مقاومت تصویب کرده، تأکید داریم. زبان و فرهنگ هموطنان ما از هر ملیتی که هستند، در زمره سرمایه‌های انسانی تمام مردم این کشور است که باید در ایران فردا ترویج شود و گسترش پیدا کند.
    ۸- ما مالکیت شخصی، سرمایه‌گذاری خصوصی و بازار آزاد را به‌رسمیت می‌شناسیم و این اصل را پیشاروی خود داریم که چه در اشتغال و چه در کسب و کار، تمام مردم ایران باید از فرصت‌های برابر برخوردار باشند.
    از نظر ما ایران فردا کشور حفاظت از محیط زیست و احیای آن خواهد بود.
    ۹- سیاست خارجی ما مبتنی بر همزیستی مسالمت‌آمیز، صلح و همکاری‌های بین‌المللی و منطقه‌ای و احترام به منشور ملل‌متحد خواهد بود.
    ۱۰- ایران آزاد فردا یک کشور غیراتمی و عاری از سلاح‌های کشتار جمعی خواهد بود.
    (سخنرانی در اجتماع بزرگ ایرانیان، اول تیرماه۱۳۹۲، پاریس)
    .
    در مورد سایت روشنگری که در پائین در مورد آن مطلبی گفتید،
    .
    با ارزیابی من سایت روشنگری هم دقیقا همان مواضع ده ماده ای را دارد اما اسلامی نیست. برای همین است که مقالات نویسندگانی چون آقای جنگائی و فولادی و دادور در راس همه مقالات مندرج در این سایت می بینید.
    .
    ………………
    خب، جناب شهریار،
    .
    مسئله شما با جناب چنگائی و مریم رجوی در چیست؟
    .
    در پائین گفتید به حکومت کارگری شورائی علاقه دارید، ولی منتظرم ببینیم الکی و بخاطر خالی بودن عریضه نگفتید و یا اینکه واقعا جدی است و عکس العمل در مقابل تبلیغ ضد شاهی نیست. البته من به حکومت کارگری شورائی اعتقاد ندارم چون با حکومت کردن مخالفم و معتقدم که محلات زندگی و محلهای شغلی باید توسط خود کارکنان و اهالی محلات مدیریت شود و چیزی بصورت دولت و حکومت مرکزی در ایران و جهان وجود نداشته باشد.
    .
    جناب شهریار،
    .
    ولی ، من فکر کنم که دشمنی شما با مجاهدین و آقای چنگائی بخاطر ضدیت آنها با شاه است. این را در لابلای کامنتهای شما میتوان دید. برگشت شاه و شاهنشاهی به ایران مثل برگشت شاه افغانستان خواهد بود و به همان سرنوشت دچار خواهد شد و دقیقا هم با همان ابزار و وسایل خواهد برگشت: آمریکا راه را باز کند.
    .
    آنارکوسندیکالیست

  3. الغای بردگی مزدی سیمانی است که گرفته چون بر مبنائی منطقی و علمی مهندسی شده است. تفاوت بدی حزب توده با بدی رژیم شاه در این است که حزب توده از زاویه الغای بردگی مزدی وارد شد، یعنی سیمانی که گرفته. برای همین است که کسانیکه با حزب توده مخالفت میکند، اول باید بگویند که در مورد خود ضروت الغای بردگی مزدی چه فکر میکنند، وگرنه انتقاد آنها به حزب توده یک قرون ارزش ندارد و مطمئنن از زاویه ای ارتجاعی طرح شده.
    .
    کلی تر، نه فقط در مورد حزب توده، هر انتقادی به مارکسیسم (من مارکسیست نیستم، آنارشیستم) باید اول وضعیتش را با بردگی مزدی روشن کند تا بتوان شروع کرد، در غیراینصورت فقط باید افشا شود و در دسته بندی انتقادهای ارتجاعی قرار دارد. تعریف من از ارتجاعی، استثمارگری است و بس.
    .
    آنارکوسندیکالیست

  4. سئوال دیگری از جناب شهریار،
    .
    دشمنی شما با کاسترو و چاوز به چه دلیل است. آنها مثل شما ناسیونالیست بودند و مثل شاه مملکت فروش نبودند، در چهارچوب ناسیونالیسم ایرانی شما، شما باید قاعدتا برای آنها احترام قائل باشید. متوجه نمی شوم!
    .
    آنارکوسندیکالیست

  5. جناب شهریار،
    .
    چون گفته اید هوادار حکومت کارکری شورائی هستید، لطفا به سئوالات من جواب بدهید که کسی نگوید صداقت ندارید. متشکر.
    .
    آنارکوسندیکالیست

  6. سلام جناب شهریار؛

    نوشته اید:
    و این حزب را که بعلت حمایت کامل از امام خمینی خائن نامیده اید چگونه توانسته امام خمینی وخامنه ای وشیخ نصرالله و… را درکمونیستهای جهان تکثیرنماید؟.

    پیش از همه بدنیست بدانیم که دیدگاه سازمان ها، احزاب و جریان های چپ و کمونیست باهم بسیار متفاوتند و متضادند و مواضع سازمانی ـ حزبی بخش بزرگی از آنها درست در نقطه ی برابر دیدگاه های حزب توده بوده و هست. ازین روست که دوباره من بشما پیشنهادمی کنم چنانچه بخواهید بهتراست این تفاوت ها را بشناسید و پی به چرائی و چگونگی های آنها ببرید و سپس در برابرشان آگاهانه چالش سیاسی کنید.

    و اما اگر درست جمله ی بالائی شما را فهمیده باشم، از آن چنین برداشت می شود که حزب توده توانسته خمینی، خامنه ای و نصرالله را هم کمونیست کند! آیا چنین است؟ در حالیکه شما بخوبی از سرانجام اسارت رهبران حزب توده ( طبری و کیانوری و…) تا مرگشان چه نیروی بزرگی از کمونیست ها و چپ ها سلاخی شده و تیرباران شدند. اگر این پاسداران حماقت نه توده ای که اندکی وجدان بیدارمی داشتند، هرگز چنان کشتارگاه هائی از نوعی ما برپانمی ساختند که ساختند، و هنوز هم که هنوز هست آنها ازواژه ی چپ و کمونیست، همچون جن از بسم الله می ترسند و می هراسند و اگر جائی کمونیستی را غافلگیرکنند، خدا هم نمی تواند او را کینه شتری آخوند جماعت رهائی دهد و زندگی دوباره بخشد. چراکه آخوند و سرمایه دشمن خونی ما بوده و می باشند.

    با سپاس

  7. جناب بهنام
    با پوزش فراوان باید بعرض برسانم جنابعالی بار دیگربجای پاسخ به پرسش های مشخص ازنیات خیرکمونیستها وبهشتی که قرار است بر ویرانه های جهنمی که برپا کردند ساخته شود برایم گفته اید.
    درصورتیکه من در عرایض خود کوچکترین اعتراضی ویا جر وبحثی نه راجع به جهنمی که درسرزمین های گوناگون ساختند و در ایران ساختید ننموده ونه راجع به بهشتی که وعده میدهید ومیدهند نیز بهمچنین.
    بفرمائید این گوی ومیدان و این وعده های بهشتی شما و این گوش میلیونها میلیون کارگر. کور شود هرآنکه چشم دیدن باور کارگران به بهشتی که میفرمائید را نداشته باشد.
    جناب بهنام.
    در اینجااز خیر تکرار پرسش هایم در می گذرم بجزیکی ازآنها.
    شما حزب توده راخائن مینامید واین اتهام تضادی را در ذهن مخاطب شما بدین صورت ایجاد میکند که
    اگر حزب توده خائن است پس چگونه است که از این حزب،احزاب وسازمانها ومحافل وافراد چپی به گستردگی جهان زایش شده است ؟.
    انقلابیون چپ بمانند فیدل کاسترو وچاوز ازحزب توده تبعیت بکنند؟
    و این حزب را که بعلت حمایت کامل از امام خمینی خائن نامیده اید چگونه توانسته امام خمینی وخامنه ای وشیخ نصرالله و… را درکمونیستهای جهان تکثیرنماید؟.
    جناب بهنام.
    شما برای حل این تضاد در حالی مرادر کامنت خود به مطالعه و…راهنمائی کرده اید که با پوزش باید عرض کنم تضاد بین خیانت حزب توده ورشد جهانی آن از خائن نامیدن آن ازسوی جنابعالی ایجاد میشود و همانطور که ملاحظه میفرمائید حل این تضاد بر عهده جنابعالی میباشد که حزب توده را خائن اعلام نموده اید.
    به امید توضیحات روشنگر شما.
    شاد وتندرست باشید
    امیدوارم فرمایشات شما در چهارچوب این تضاد به حل آن کمک نماید.

  8. جناب شهریار،
    می پذیرم که سلطنت طلب نیستید و شاید ما اشتباه می کنیم. اما دارید سعی میکنید یک ناسیونالیسم ایرانی بوجود بیاورید و طرفدار نظام کارگری-شورائی هم هستید.
    چند سئوال دارم که کمک میکند که شاید با هم متحد شویم. بهرحال به تنهائی که نمیتوانید جامعه مورد نظر خودتان را داشته باشید.
    .
    در سیستم شورائی شما تکلیف سیستم تولیدی سرمایه داری چه می شود؟
    منظورتان از ایرانی چه می باشد، فارس زبانها؟
    کوردها ممکن است بخواهند تابع دولت مرکزی فارس زبان نباشند و کشوری مستقل داشته باشند، تکلیف آنها چه می شود؟ همانطور ترکهای فعلی ایران شاید بخواهند به آذربایجان شمالی بپیوندند، تکلیف آنها چه می شود؟
    کلا این “ایرانی” یعنی چه و چگونه قرار است کارگران را با زبانهای مختلف در دنیای عظیم سرمایه داری جهانی متحد کند تا “حکومت” کارگری-شورائی بوجود بیاورد؟
    .
    آنارکوسندیکالیست

  9. جناب شهریار سلام؛
    من به پرسش پیشین شما پاسخ دادم و تازه خود شما بهتر از من می دانید که کمونیست ها و چپ ها بدنبال چه هستند و از همینروست که نوشته اید: ( یا ترجیح میدهید به تکرارادبیات قرن گذشته چپ درباب نیات خیرآنها درساختن بهشت زمینی قناعت فرمائید. ))

    دوست گرامی؛ من از دانش مارکسیستی، علمی و برابریخواهی شما هیچگونه اطلاعی ندارم! آن دانش و دانسته های موجود جهان نابرابری که در گستره ی جهان بسیارانی برایش با همه ی توان مبارزه کرده و می کنند و چه جان هائی را که درین راه از دست نداده اند.

    خود شما بگوئید در برابر سرمایه سالاری درنده و تبهکار موجود چه ایده و واکنشی دارید؟ آیا این ساختار ضدبشری شما و خانواده ی تان را نیز چلیده است؟

    بدین دلیل من هیچگونه اطلاعی از زندگی گذشته و اکنون تان ندارم. ولی خودم و هموندانم می دانیم که چه می خواهیم و چرا باید در پی راه سوسیالیسم باشیم.

    همچنین می دانیم که درین شلم شوربای نئولیبرالیسم و عرصه یابی ترامپ ها و خامنه ای ها، آنهم با بمباران توان تأثیر ویرانگر رسانه های خرد کش و خودباوری بربادده آن، چرا نمی باید دانش تاریخی سیاسی اقتصادی ما با جنبش های اعماق و خودبخودی گرسنگان و توده های پاکباخته پیوند نخورد و دریغا چشم انداز کنونی همان باشد که شما به تحقیر و تمسخر آن نشسته اید.

    فراموش نکنید که با پیدائی ابزار تولید و امکان عرضه و به تبع آن سود و تلبار ثروت، بهره کشی انسان از انسان نیز زاده شده و درین تاریخ بلند دستکم پنح تا هفت هزارساله
    پیوسته خان و شاه و مغ و ملا و… هرکدام با زور، حیله و وسیله ای از تولید انسان کار بهره برده و اوی نوعی را برده ی خود ساخته اند.

    چپ جهانی تنها هفتاد سال بیشتر و کمتر تلاش کرد این روند خردستیز تاریخی را بسود همگان دگرگون کنند و نتوانستند و در تمام این روند بصورت دفاعی یا بقولی با سیلس صورتش را سرخ می کرد ولی زور دشمنانش بسیار زیادبود و در درون شکست و فروریخت.

    در حالیکه شاهان و ادیان ابراهیمی با سابقه بیش از ۳۰۰۰ تا ۵۰۰۰ سال، اشراف فئودال، سرمایه سالاران گذشته و حال با این همه زمان و فرصت، تنها دم خود را کلفت کرده و کلیسا در همین اروپا دومین سازمان کارفرائی ست.

    بگذریم دوست گرامی من بدنبال برابری و حکومت کارگری شورائی هستم. شما نیز اگر می خواهید پی به اهداف ما ببرید می توانید به منابع فراوانی که در دسترس می باشند مراجعه کنید. و در مورد پرسش تان از حزب توده! بشما پیشنهاد می کم از خود آنها بپرسید و چند و چون آنرا بازیابید؛ من خط سیاسی فکری ام را کوتاه برایتان نوشتم.
    باسپاس

  10. جناب بهنام
    با پوزش بسیار باید عرض کنم که از نوشته شمابر می آید تمایلی به پاسخ مشخص در برابر پرسش مشخص را ندارید و ترجیح میدهید به تکرارادبیات قرن گذشته چپ درباب نیات خیرآنها درساختن بهشت زمینی قناعت فرمائید.
    اماازآنجاکه حزب توده و اکثریت چریک های فدائی خلق راخائن مینمائید اقلا محبت کرده این ناچیز راآگاه بفرمائید که اگر حزب توده خائن بود اولا چگونه توانست زایش داشته باشد و خود را دراکثریت افراد سازمان چریک های فدائی خلق ایران تکثیر کند؟و دوما وبسیار مهمتر اینکه توانست در این حجم خیره کننده در آلمان وفرانسه وبلژیک وایطالیاو انگیس وفنلاند ودانمارک و…کل اروپا ودر استرالیا وکانادا وامریکا وهندوستان و… زایش داشته باشد بطوری که اکنون از سوی صدها حزب وسازمان چپ بعنوان “مادر” وراهنمای عمل والگوی چپ برسمیت شناخته بشود؟.
    اماآن چپ که شما میفرمائید خائن نبوده است بعلت عدم زایش طوری تحلیل رفته که تبدیل به محفل کوچک دوستانه شده است؟
    امیدوارم جنابعالی گره ذهنی این ناچیز را در مورد اینکه چگونه یک حزب که میفرمائید خیانت کرده است نه تنها در اثر خیانت کمر شکن نشده است بلکه از چنین رشد براستی خیره کننده واحترام جهانی بر خوردارشده است؟.

  11. جناب خسرو.
    ایکاش جناب چنگائی نیزبمانند شما منت گذاشته وپاسخی به عرایض مشخص این ناچیز میدادند.
    اما اینکه مسئله سرپوش گذاشتن را بمیان کشیده اید باید عرض کنم من در هیج جای عرایظم از شاه دفاع نکرده ام وبه دو دلیل.
    یکم اینکه من سلطنت طلب به مفهوم سیاسی رایج آن نیستم بلکه چون انترناسیونالیزم سرمایه مرابه پاد زهرخود راهنمائی کرده است لذا مرابه باور بنیاد گرائی ایرانی هل داده است.
    بنابراین نمی توان از یک سو بدنبال پاد زهر انترناسیونالیزم سرمایه بود واز سوی دیگرهواخواه جمهوری ویا…
    این است که باور به نظام پادشاهی اقتدار گرا به مثابه نگهبان و حافظ بنیاد گرائی ایرانی نه یک انتخاب سیاسی بلکه جبرپادزهردیکتاتوری سرمایه میباشد.
    جناب خسرو.
    اما علت دوم عدم دفاع از شاهان پهلوی اینکه اگر ازشعارهای اپوزیسیون بگذریم کارنامه همه جانبه ایدئولژیک وسیاسی و…اپوزیسیون خود به تنهائی بزرگترین دفاعیه از شاه وبویژه در زمینه سرکوب میباشد.
    هیچ کس به اندازه اپوزیسیون شاه از امام خمینی گرفته تا خامنه ای ورفسنجانی وخلخالی وطالقانی و مطهری و حنیف نژاد ورجوی و حاج طیب وچاقو کش های زیر دستش و علی شریعتی و لاجوردی وهادی غفاری وبازرگان و ابراهیم یزدی ومابقی مصدقی ها و تا ایرج گل سرخی وسران توده وفدائی وکلا نویسندگان وشعرای چپ و… مشروعیت سرکوب از سوی شاه را به اثبات نرسانده است.
    همانطور که هیچکس به اندازه اپوزیسیون شاه عوارض خانمان سوز ضعف وکم کاری وعقب نشینی شاه از سرکوب را در شرایط مشخص اواخر سال پنجاه وپنج اسلامی واوائل سال پنجاه وشش اسلامی به اثبات نرسانده است.
    جناب خسرو.
    نزدن سر انگشتان سیاسی وایدئولژیک امام خمینی از توده تا فدائی وتا مجاهد وتا مصدقی های جبهه ملی! ونهضت آزادی! و تا طالقانی ها ومنتظری ها وخامنه ای ها … که در آن مقطع زمانی به هزار نفر هم نمی رسیدند روی دگرش ویرانی ایران وفلاکت مردمی روبرویمان نمیباشد؟.
    آیاترحم برآزادی خواهان تیز دندانی بمانند رجوی ولاجوردی و خامنه ای و رفسنجانی و محمد عموئی و……ستم کاری برمیهن ما وستم کاری بر نسل به نسل پس از فاجعه پنجاه وهفت نشد؟.

  12. سلام جناب شهریار گرامی؛

    دوست عزیز!

    من در پاسخ به شما چنین می نماید که می باید یک نسخه بنویسم که او توان درمان دردهای ناشی از بیمارهای مسری خودمحوری های شاهان و شیخان باشد و بشود بیاری آن راه فردا را هموارکرد!
    چنین انتظار از من و اصولا دیدگاه نیروهای چپ و کمونیست بیشتر آب در هاون کوبیدن است؛ چراکه اگر قرارباشد برای فردای ایران چاره ای یافته و بکاربرده شود، آن راهکار و اهرم اش جز اراده و اداره همبسته و آگاه توده ای کارگری بیش نیست. چراکه دگرگونسازی و ساختن تنها کار توده هاست.

    بنابرین تلاش ما می باید جمعی و بویژه طبقاتی باشد، و هچنین بکارگرفتن خرد اجتماعی در همه عرصه ها و از همه مهمتر ایجاد صف و تشکل های پایه و همیشگی رنگین صنفی، حقوقی، فرهنگی، اتنیکی و… در راستای همبستگی اجتماعی و سرراست تر بگویم: شناخت و بکارگیری شیوه ی دخالت مستقیم و بهترین آنها اندیشه ورزی شورائی ست.

    اهرم شورا براستی ابزار خوب فراگیری چگونگی دریافت قدرت سیاسی اقتصادی اجتماعی و پی بردن به توان اداره مستقیم حکومتی و حفظ دستآوردهای انقلاب توده ای ست؛ که تنها همو خودباوری را در نهاد خشک و فلکزده و شاهزده گذشته و حال را آبیاری کرده و جنگل سبز انسانی را بارورمی سازد.

    از همین رو، من روشن می گویم که شاه و شیخ در چنین دیدگاه، هدف و مسیری مردمی و اجتماعی و طبقاتی هیچگونه جای حضور نداشته و هرگز هم نخواهندداشت؛ چون شاه و شیخ دعاوی فردی و الهی و فوق انسانی دارند و دیدگاه ما کمونیست ها پشتوانه و اهرم پیشبردش جز خود مردم نیستند و ما هم در کنار آنها خشی از مردم هستیم و منافع جدا و برتریجویانه ای از توده ها نداریم.

    در ایران چپ هرگز بصورت غیر مستقیم هم نه در حکومت و نه در ائتلاف با این و آن بوده و سیاستمداری ایران تاکنونی، هیچگونه فرصتی و یا تجربه ای از توان سازمانگرانه ی چپ و کمونیست نداشته و ندارد. اگرچه شما درست می گوئید که حزب توده و اکثریت بخش فدائی به پشتیبانی از خمینی درآمده و به اهداف خانواده ی چپ خیانت جبران ناپذیری کرده اند.

    کوتاه بگویم: تا زمانیکه اراده ی آگاه توده ای بپا نخیزد و چگونگی سرنوشت خود را خود رقم نزند، ما همچنان در دور و تسلسل بی هوده اسیر و ویران و نابود خواهیم شد.

    پس شایسته است همه ی ما بیش از همه علیه بهره کشی نسان از انسان، خودمحوری های رنگین فردی، فرقه ای و ویرانگر (( توان و خرداجتماعی)) تلاش روشنگرانه کنیم و برای بالا بردن هرچه بیشتر دانش اجتماعی تاریخی توده ای فضای سرزنده ای را با کارهای مان فراهم کنیم تا خودباوری آنها بالا و بالا برده شود؛ باقی کار، آگاهانه و توسط خود آنها به بهترین وجهی هدایت و مدیریت خواهدشد. برای رسیدن به چنین پیشفرضی زدودن توهم به شاه شیخ پیشاهنگ راه فرداست.
    باسپاس

  13. بخش هایی از اظهاران شهریار شاید درست باشد. اما جناب شهریار،قرار نیست که “جنایات ” کمونیست ها در صد سال اخیر نتیجه اش سرپوش گذاشتن جنایان صدها سال شاهان که اتفاقا همیشه با توجیه مغ ها، کشیشان و ملاهای درباری صورت میگرفت باشد. تاریخ بشریت شاه خوبی سراغ ندارد (به استثنا در قصه های کودکان و فیلم های دیسنی و …).اگر هم شاه “خوب” در چند کشور اروپایی هست، شاهانی اند که مردم اروپا با مبارزه پرهایشان را قیچی کرده و دیگه شاه شاه هم نیستند. خشونت و بربریت رژیم جمهوری اسلامی که نباید توجیه کننده ناخن کشیدن و بطری فروکردن به …. و شکنجه های دیگر ساواک باشد.دست بردار از دفاع از بربریت شاهانه آن هم در قرن ۲۱٫ آرزوی سعادت مردم ایران را دارید لازم نیست به گذشته خونبار دوران پادشاهان متوسل شوید.

  14. جناب بهنام.
    جنابعالی که حاکمیت شاه وحاکمیت شیخ را مردود اعلام میفرمائید ممکن است محبت بفرمائید یک آدرس عینی از جامعه ای تحت حاکمیت مارکسیستی بدهید تابدانیم جنابعالی مارا به چه دعوت میفرمائید؟.
    البته با پوزش پیشاپیش باید بگویم ما یک باربدنبال نخود سیاهی بنام حکومت سوسیالیستی که توده وفدائی و چه گوارا ولنین…درروی کاغذ تصویرمینمودند و نخود سیاهی بنام حکومت عدل!علی که مجاهد وعلی شریعتی و مصدقی و…برایمان ترسیم کرده بودند راه افتادیم ونتیجه راه افتادن دنبال کلمات زیبا ودر معنی نتیجه فلاکت بار راه افتادن دنبال تصاویری زیبا از جامعه ای بدون بیداد که در ذهن ما کاشته بودند اما هرگزوجود خارجی نداشتند را دیدیم و کامبوجی ها وروسهاو چینی هاویتنامی هاو…دیدند.
    بخاطرقیمت سنگینی که در ازاء راه افتادن دنبال تصاویرذهنی پرداخت نموده ایم میباشد که خواهش دارم وقتی میفرمائید نه شاه ونه شیخ از آری که در ذهن خود بعنوان یک مارکسیست دارید آدرس عینی بدهید.
    اگر جسارت نباشد باید عرض کنم هر کس که از مجاهدین بپرسد تو که میگوئی نه شاه نه شیخ اقلا یک آدرس عینی ازجمهوری دموکراتیک! اسلامی بمابده تا ببینیم در کجای این یک هزاروچهارصد سال حاکمیتی که جمع اضداد باشد یعنی هم دموکراتیک باشد وهم اسلامی در جواب می گویند مزدوران رژیم از این گونه پرسشها میکنند.
    البته به هیچ عنوان منظورم جنابعالی نیستید بلکه منظور اینکه همانطور که ملاحظه میفرمائید دوران از ایدال سخن گفتن بدون پشتوانه عینی گذشته است وای به اینکه انسان دلسوزی مانند جنابعالی تلاش نماید کارگران را دعوت نه به شاه وآری به تصویرزیبائی بفرماید که غم انگیزی این تصویرزیبا در دنیای واقعی پیشاپیش وبا فلاکت وکشتار وسرکوب میلیونها میلیون انسان به اثبات رسیده باشد.
    امیدوارم سروران روشنگری عرایض این ناچیز را منعکس تا چناچه آدرس عینی ازتصویر زیبائی که میفرمائید می بایستی بجای شاه وشیخ بنشیند وجود دارد مخاطبین خود را از آن آگاه سازید که در آن صورت من یکمین نفری خواهم بود که از ناسیونالیزم بنیاد گرای ایرانی دست خواهم کشید.
    تندرست وشاد باشید.

  15. سلام دوست گرامی؛
    این دو سوژه ی مورد نظر من شاه پیشین و شیخ کنونی، هریک در جایگاه ویژه ی خود سمبول و نمونه ای از ۲۴۰۰ سال سرکشی و خودکامگی شاهنشاهی و ۱۳۹۸ سال تاریخ خونین ضدبشری، نگاه فراانسانی و بازمانده ای از فرسودگی ها و بیماری های اسلامی بوده و هستند که هریک به دنیای شناخته شده ی دیروز و امروز تا توانسته اند لگام دینی و شاهی بر خرد انسان جوینده و پویا زده اند و شگفتا با همه ی جنایت ها و تبهکاری های بیشمارشان، هنوز هم پایگاه اجتماعی دارند و این تأسف بار می باسشد. بی گمان در درون هریک از این جریان های خودکامه تفاوت هائی وجوددارد که جای گفتمانش اینجا نیست.

    و تلاش شخصی من بیشتر بسوی اهداف روشنگری و افشاگری مواضع روز یا جاری این دو دشمن دیرینه است. چراکه هردو با تفاوت هائی هنوز هم مسئله و گره پیچیده ی کنونی سیاست و اقتصاد ما می باشند.

    من همچنین می خواهم افشاگر اراده ی خودمحورشان باشم که هردو خودباوری انسانی و خردجمعی طبقاتی را تا توانسته پیوسته کشته اند و اگر بتوانند در آینده خواهندکشت.

    بنابرین نقد و رد کلیت و هویت بنیادی دیروزین و امروزین هریک، بی گمان در یک راستاست و هر تلاشی درین راهبرد، کمکی شایان به زدودن ترفندها و دستآویزهای پوچ دینی و شاهی در ضمیر ناخودآگاه توده ها خواهدکرد و دیدگاه اجتماعی امروزی آنان نسبت به تبهکاری و دکانداری آنان بیدار و هوشیار خواهدساخت و عملا هم می بینیم که قریب به اتفاق جوامع رنگین فرهنگ ما با شیخ و شاه مرزبنبدی سازش ناپذیردارند و این مایه ی سرورست.

    جای تردیدندارد که رزم ما با هردو ادامه دارد و تداوم آنها بایسته می باشد و شخصا امیددارم مردمان شاه و شیخ زده ی ما پی به این ضرورت مبارزه ی پیگیر ببرند و علیه هردو و همزمان دست در دست هم برزمند.

    باسپاس

  16. جناب چنگائی، منظور من زمان رژیم شاه نبود بلکه قبل از اسلام در ایران بود و منظور شهریار هم اسلام بطور کلی بعد از ساسانیان است. نه کامنت شهریار را خوب خواندید و نه کامنت من را.

  17. دوستان گرامی؛

    بله درست است که در دوران پهلوی ها نیز کشور درب و داغانی داشتیم و کلی نیز سرکوب شده و فرصت های آموزش فرهنگ فراملی مذهبی و انسانمدار را بمیل شاه شاهان باختیم و در آن میدان ابلهانه خودبزرگ بینی شاهی، خرد تاریخی و دانش آگاه اجتماعی را هم که موجود نبود، نداشته و نشناختیم.

    بوِیژه در عصر پهلوی دوم درآمد نفت و خودبزرگ بینی همایونی درهم آمیختند و آسیب های فراوانی بر خودباوری مردم ما زد؛ و همو ” شاه” جوامع شکننده و واپسگرای ما را با دعاوی کمربستگی اش به امامرضا فریب داد، و مستعد ساختار خمینی خردکش و خونخوار کرد و جامعه نادان و ساده دل ما و منطقه داعش خیز را پذیرا پاسداران حماقت و سرمایه پرست چنان مهیا ساخت تا همچون اینک بدبختیهای امروز سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، قضائی و… را بی پایان داشته باشیم، و هم همزمان شکرگزار نظام اسلامی در حمکت الهی باشیم و …،

    با این وجود هیچگاه نباید فراموش کرد که در خودکامگی ساختار مذهبی، مردم و کشور ما بیش از پیش داغان شده و باخت و تاکنون نیز روی خوش ندیده است. تبهکاری چون شاه، تنها می توانست راه آدمخواری همچون خمینی و سربازان غیبی او را هموارسازد و بخوبی ساخت.

    با سپاس

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

Page generated in 0٫758 seconds. Stats plugin by www.blog.ca
رفتن به نوارابزار