جمعه, ۱ آذر , ۱۳۹۸
   

Comments

اسلام سنی شیعی و خلفای خامنه ای، اردوغانی و البغدادی اش / بهنام چنگائی — 10 دیدگاه

  1. حمله ترکیه به کوردستان سوریه از قبل بر طبق قرار و مدارهای دولتهای منطقه بوده است و آمریکا هم اطلاع داشت. اگر ترکیه میخواست کوردستان سوریه را بگیرد اول به کوبانی و منبج حمله میکرد. بنظر می آید که عمدا کوبانی و منبج را دادند به سوریه و کلا کوردها مجبور خواهند شد که بروند زیر سلطه دولت سوریه. امپریالیستهای غربی هنوز در شمال شرق سوریه نیرو دارند و کمپانی های نفتی را محافظت میکنند. باز هم می بینیم که قرار و مدار است بین امپریالیستهای غربی و شرقی (اربابان سرمایه داری جهانی) و بازی با توده های برده مزدی. آنارکوسندیکالیست

  2. جناب شهریار سلام؛
    من به سوژه های مورد نظر شما دیدی دیگر و متفاوت دارم. برای نمونه در مورد اسلام سیاسی تنها می توانم بگویم که همه تلاش نوشتاریم روی جدائی دین از دولت و افشاگری سوء استفاده های دکانداران مذهبی از اسلام حکومتی شان متمرکز بوده، هست و پیگیرانه ادامه خواهدداشت.

    در مورد آزادی عقیده و وجدان یا داشتن تعهد وجدانی در جامعه رنگین اتنیک ما، ایده ها و دیدگاه های فراوانی وجوددارد تا هرکدام از نگرش بتواند رهتار، کردار و پندار آنان را در بیرون از نظارت و کنترل بورکراتیک امنیتی ـ دولتی معطوف به حفظ ارزش های سالم و مفید اجتماعی کند.
    در هر کشوری از جهان قوانین قضائی مجرمان را با کنترل پلیس علنی و مخفی، و محاکمه و مجازات خلافکاران آنان را مجبور به پذیرفتن و رعایت حدود شناخته شده در قالب قوانین اساسی و… می کنند. همزمان اما هستند بسیاری از افراد که پنهانی روابط و قوانین حفظ ارزش های همزیستی مسالمتجویانه و سالم را زیر پا گذارده و …

    درست در همین نقطه خاص و نکته برجسته اجتماعی است که افراد بسیار دیگری هم هستند که منش و کنش عقلانی خویش را بر پایه ارزش های انسانی، و فراملی و فرامذهبی و بیشتر از روی دریافت خردورزانه خویش، آگاهانه و بی نیاز از تأیید و تشویق و ترس از محاکمه و مجازات درست انجام می دهند.
    و حالا در یک جامعه متناقض و نابرابر طبقاتی همچون ایران و در پهنه ی جهان، و با نبود چنین شناخت درست از چگونی رفتار فردی در درون چامعه رنگین و گسترده است که پای مذهب هم می تواند به میدان تادیب و تربیت و تنبیه چنان افرادی پیش از وقوع جرم یاری رساندو آنانرا با ترساندن از عذاب و جهنم، و یا دادن پاداش آخرت و به اصطلاح بهشت تا حدودی مجبور به رعایت اصول زندگی قانونمند در جوامع کند.

    البته تجربه های زنده و تلخ ما و توده ها از تبهکاری ها و فسادها و جنایت های ضدبشری و چندش برانگیز مذهب دولتی و ولایت مطلق مافیائی آن و دیگر باندهای پلید هرکدام از جناح های مذهبی نقطه برابر همه ی آن گفتار، رفتار، کردار و پنداری ست که سرکردگان رژیم مدام بلغور می کنند و خود اسلام هم دین کینه پروری . دشمن افکنی بوده و هست و اینک و امروزه ما بیش از همه می بینیم که مذهبی ها بیش از دیگران در عملکرد خود و سران جوامع را آلوده به همه ی فسادها غیر قابل باور ساخته اند و درین میدان کوس رسوائی شان در سراسر چهان بلند زده شده است و خلاصه اینکه مذهب نتوانسته نقاط ضعف مومنان را که نه، بل خود سران دیمدار را پاکیزه نگهدارد و…

    بنابرین اگر مذهب می توانست چنین نقش سالمسازی ای را در جوامع بازی کند بهتر می بود، با اینوجود ما نباید و نمی توانیم به هیچ دلیلی مانع انتخاب آزادانه عقیده و باور افراد باشیم، چون به اختلاف میان آنها دامن می زنیم و ارامش را با دستان خود سرمی بریم و تین درست نیست. اینکه این مذهب عرب هاست یا آن دین ایرانی مال خودمان است، در نتیجه گیری پایانی انتخاب با آدم های آگاه و ناآگاه هردو سوست و ما به هر دلیلی هم که هرچند مهم باشد نباید از برگزاری مراسم های اتنیک و و مسالک اعتقادی جوامع با زور آنها را محدود منویات حتی مفید و مثبت خویش کنیم.

    من از مخالفان سرسخت سوء استفاده های غیراخلاقی ادیان ابراهیمی بوده و هستم. و حتی ماتریالیسم دیالکتیک و مارکسیسم مورد مطلوب خودمرا، من هیچگاه در قالب وجودی ـ عینی خودش که آنرا با توان علمی اش می شناسم و می ستایم، این اهرم شناخت دنای بیرون از ذهنم را هرگز با رنگ اندکی از ایدئولوژیک باور برایم ندارد، نداشته و چنین برداشتی را بهمان صورت که ادیان ابراهیمی و … را منفی و محکوم کرده ام این دید ایدئولوژیک را در خودم و هریک از چپ ها و کمونیست هم که باشد بشدت مرودمی کنم.

    تلاش اخلاقی، آرمانی و انسانی همه ی ما می باید بیش از همه سمتگیری فراملی فرامذهبی، و هرچه بهتر جهانی داشته باشد، شما می بینید که سرمایه دار ملیت را نمی پذیرد و همیشه بفکر سود خویش می باشد و وطن برایش موضوعیت و مفهوم اندکی هم با وجود ظاهرسازی هایش ندارد و هرکجا بیشتر درآمدداشته باشد همانجا وطن اوست. برای مبارزه کار علیه سرمایه هم می باید مبارزه از چارچوب آسیب پذیر ملی درآید و در همبسگی جهانی با دیگر همدردان طبقاتی اش مبارزه کند.
    و تنها زمانی ما می توانیم وجود ادیان مافیائی و آسیب های بیکران سران آنها و دکاندارانش را کنار زنیم که انسان بیکار، بی سواد و گرسنه در عرصه ملی و جهانی بسان امروز ایران و جهان نداشته باشیم؛ بی گمان شما می دانید که همینک ۸۰ میلیون آواره ی گرسنه و بی پناه داریم که سر از اروپا و …درآورده اند و بسیاری از آنها ایرانی ها می باشند و بخشی هم در گذر از مدیترانه خوراک آبزیان می شوند و چرا؟
    پوزش که نمی توانم نوشته ام را دوباره خوانی کنم.
    باسپاس

  3. تنها راه رهائی کارگران ایران و جهان پاک کردن ذهن خود از تحجر ناسیونالیسم و مذهب و الغای بردگی مزدی است.
    .
    ناسیونالیسم نوعی خرافات است چون برای چیزی ارزش قائل می شود که در واقع هیچ ارزش واقعی برای استثمارشوندگان ندارد، یعنی کمکی نمیکند تا از استثمار شدن رها شوند. با ناسیونالیسم، بردگان مزدی اربابان را دوست هم وطن می بینند. اگر ناسیونالیسم موجب آزادی از بردگی مزدی می شد، بردگی مزدی در زمان شاهان پهلوی از بین می رفت و یا قوم گرائی شاهان باستان ایران به جامعه کمونیستی تبدیل می شد که نشد.
    .
    ناسیونالیسم معمولا مذهب نیست اما همان نقش و تاثیر مخرب و ضد بشری مذهب را دارد و برای فریب دادن بردگان مزدی اختراع شده است. قوم گرائی باستان ایرانیان مذهبی هم بود و بر مبنای خرافات دین زرتشت بنا شده بود. ایرانی های استثمارشونده همیشه از طریق قوم گرائی و مذهب بدبخت بوده اند.
    .
    طبقات استثمارگر ایرانی، استثمارشوندگان ایرانی را همیشه از طریق قوم گرائی و یا مذهب فریب داده اند تا واقعیات را ندیده و برده بودن خود را فراموش کنند.
    .
    همین الان حمله ترکیه به شمال سوریه از طریق ناسیونالیسم ترک ممکن شده است. تمام فجایع قرن بیستم و در دهه اخیر در جهان به خرافهپناسیونالیسم ربط دارد. حتی استثمارشوندگان کورد سوریه نیز فریب قومگرائی را خورده بودند و فکر میکردند که درست کردن دولت کوردی در شمال سوریه به آنها کمک میکند. قوم گرائی همان،،قوم قلدر تر هم همان. فردا هم ملیتهای قلدر تری مثل روسیه و آمریکا و کشورهای دیگر بر سر ترک و سوری و کورد و عرب خراب خواهند شد چون مثلا قوم برترند. ادامه تفکر قومی و ملی همان، بدبختی هم همان. حتی بردگان مزدی کشورهای غربی هم انسانهائی مطیح و سوء استفاده شده هستند که آنها را با ناسیونالیسم سرگرم میکنند و به ریش شان می خندند و استثمار میکنند.
    .
    اگر بردگان مزدی کشور ایران هم فریب ناسیونالیسم را بخورند به بازیچه استثمارگران تبدیل شده و بازیجه خواهند بود و ضجه های آنها خریداری نخواهد داشت.
    .
    هر نوع مذهب و هر نوع قوم گرائی و ملی گرائی ارتجاعی و ضد بشری است چون استثمارشوندگان را به جای اتحاد علیه استثمار و استثمارگران به جان هم انداخته و این جنگ درونی طبقه استثمارشونده همیشه بنفع استثمارگران تمام می شود.
    .
    آنارکوسندیکالیست

  4. جناب بهنام.
    راستش متوجه ربط احترام جنابعالی به آزادی عقیده ووجدان به نوشته جنابعالی و یا آنچه در کامنت پیشین خدمتتان عرض کردم نشدم.
    چنانچه محبت کرده آدرس عینی اجتماعی ازمنظورتان بدهید وبفرمائید در این “شرایط مشخص “از میان دو قطب عمده هویتی اسلامیت وایرانیت که برسر”دشمن پرستی” درتضاد بنیادین هویتی و عقیدتی با یک دیگربسرمیبرند مشخصاعقیده کدامین قطب را شایسته احترام میدانید؟ سپاس گذارخواهم شد.
    همچنین اگر ممکن است بفرمائید منظورتان از”وجدان” وآزادی آن چیست؟.
    جناب بهنام.
    شما بهتر میدانید که همه موازی ها، وحدتها و… در شرایط مشخص میتواند متقاطع ومتضاد و… شود ویا بر عکس.
    بعنوان نمونه من وشما با اینکه دشمن و یا در تضاد عقیدتی با یک دیگر بسر میبریم اما در “شرایط مشخصی” که قرارداریم با هم گفتگو وبحث میکنیم.
    حتی کارمندان سازمان امنیت ایران و برخی از افراد چپ و مجاهدین که تا پیش از پیروزی انقلاب شکوه مند اسلامی ایران برهبری جیمی کارتر خون یک دیگررا میخوردند در این شرایط مشخصی که قرار داریم باهم روبروی دوربین به بحث وگفتگو نشستند.
    جناب بهنام.
    حال اگر شرایط مشخصی که درآن قرارداریم به شرایط مشخص مرحله براندازی تبدیل شود آیا آن شرایط مشخص به اردوگاه هویتی وعقیدتی من و اردوگاه اسلامی ها و هر کس دیگر که بر علیه پس گرفتن ایران و بر پائی حکومت ایرانی در برابرمن وما قرار گیرد رد وبدل گلوله وسنگ وکوکتل و… را بجای گپ دوستانه کنونی تحمیل نخواهد کرد؟.
    جناب بهنام.
    اگر حتی آنی بیاندیشید که در بحبوحه آن شرایط مشخص باروت و دود ،من وشمابر اساس احترام به آزادی عقیده و وجدان از سر راه یک دیگربکنارخواهیم رفت با پوزش باید بگویم که سخت در اشتباهید.
    اگر این چنین بود احترام به آزادی عقیده در دنیای واقعی آنگاه “چپ” و…دربرابر یک گرد هم آئی ساده ایرانیان در پاسارگارد صف آرائی نوشتاری نمی کرد.
    جناب بهنام.
    باز هم چنانچه یک آن فکر کنید در آن شرایط مشخص چنانچه اربابان استعماری بچه تازی های مجاهد خریت کرده وآنان را بسوی ایران روانه کنند و من ومای ایرانی بر اساس احترام به آزادی عقیده از سر راه بچه تازی ها رد خواهیم شد وباهمه توان وبا هر چه دم دست داریم بچه تازی ها را قیمه قیمه نخواهیم کرد وآرزوی باقی ماندن ایران در اسارت تازی هارا بدل آنها نخواهیم گذاشت ویا آنان اینکاررا برای حفظ سلطه وآقائی وبرتری معنوی نژاد تازی برایران و ایرانی نخواهند کرد با پوزش سخت در اشتباهید.
    جناب بهنام.
    همانطور که میدانید در پشت احترام به حقوق بشر واحترام به آزادی عقیده و…نمی تواندخط سیاسی وجود نداشته باشد وبهمین سبب استدعا نمودم چنانچه موافقت داشته باشید آدرس عقاید وصاحبان آن رادر چهارچوب ایران که بنظر شما واجد احترام می باشند رابیان فرمائید.
    چرا که بدون شک احترام فرد دلسوزی بمانند شما نمیتواند شامل احترام به عقیده جانشین امام وکلا شامل احترام به عقاید جنایت کارانه وغارت گرانه اسلامی امام خمینی وآل ایشان شود.
    جناب چنگائی.
    در پایان وبا پوزش از شمابعلت بدرازا کشیدن عرایض وسپاس گذاری از روشنگری برای زحمت چنین محیطی را بدوش کشیدن پرسشی داشتم که امیدوارم مرا روشن بفرمائید.
    تا آنجا که من میدانم مارکسیزم ومارکسیستها در تضاد با دموکراسی بورژائی ومعتقد به مبارزه با آن میباشند.
    خواستم بپرسم که عقیده جنابعالی به دموکراسی بورژائی و پلولاریسم آن در تضاد باعقیده به دیکتاتوری پرولتاریا وکلا در تضاد باعقیده به انقلاب کارگری وعقیده به چرخاندن مملکت بوسیله حزب طبقه کارگر وکلا در تضاد با مبارزه با بورژوازی نمیباشد؟.
    در معنی خواستم جسارتا بپرسم عقیده به دموکراسی بورژائی وپلولاریسم آن در کجای مارکسیزم و مبارزه با بورژوازی قرار میگیرد؟.
    و چرارهبرانی بمانند لنین واستالین ومائو وفیدل و سران خمر های سرخ و…حضورنمایندگان سیاسی سرمایه داری در نهادهای گوناگون و آزادی ابراز عقیده هواداران سرمایه داری را قبول نداشتند
    چرا که اگرقرارباشد بر علیه روابط ومناسبات سرمایه داری وساختار سیاسی آن انقلاب کارگری برهبری حزب طبقه کارگررخ دهد متوجه انگیزه راه دادن افرادی که به سرمایه داری باورمند میباشند وبرای آن تبلیغ مینمایند به درون نهاد هائی بمانند حزب طبقه کارگر ویاپارلمان و…نمی شوم.
    جناب بهنام.
    همانطور که در بالا گفتم کم آگاهی من از مارکسیزم سبب شکل گیری تضاد عقیده به دموکراسی بورژائی با عقیده به مارکسیزم وانقلاب کارگری و… در ذهنم گردیده و برایم اینطورتصویر شده که اگر روزی روزگاری ایرانیان از هفت خوان استکبار وشیطان بزرگ رد شده و حکومت اشغالگران تازی را سرنگون نمایند چرا وبه چه دلیلی میبایستی آنان را در اداره ایران سهیم نمایند؟
    چرا که اگرآنان خوب واهورائی وایرانی بودند که چراسرنگونی ؟واگربد واهریمنی بودند که چرا باید گذاشت اهریمن پرستان پس از اینهمه کشتار وسرکوب وچپاول وانقلابی که علیه آنان بهمان دلایل صورت گرفته دوباره روز از نو وروزی از نو برای هدایت بندگان!الله منبر روند؟.
    شاد وتندرست باشید.

  5. اگر ناسیونالیسم حاکم باشد،،یعنی فراموش کردن استثمار و حاکمیت طبقاتی در یک کشور، ملت برتر ملتی است که قدرت نظامی و بی رحمی بیشتری دارد. برای همین بازندگی یک قوم و یا ملیت در رقابتهای ملی ، نتیجه اندیشه غلط به زندگی و جامعه است. حاکمیت مذهب هم همینطور است، آن مذهبی که بیشتر جمع میکند و بیشتر آدم می کشد، مذهب برتر می شود. برای همین بهترین و آزادی بخش ترین ایده این است که برای از بین بردن استثمار (بردگی مزدی) حرکت کرد نه چیز دیگری. این تضمین میکند که افکار غلط ناسیونالیستی و مذهبی موجب پیدایش اختلافات و تضادهای درونی کارگران نشود و اتحاد جهانی طبقه کارگر ممکن شده و بشریت از زالوهای استثمارگر و حاکم خود رها شود. آنارکوسندیکالیست

  6. تمام فجایع اجتماعی دیروز و امروز جهان از جمله در سوریه و ایران و عراق وقتی ممکن می شود که کارگران (بردگان مزدی) آزادی را نه در رهائی از بردگی مزدی و ایجاد جامعه کمونیستی، بلکه در مثلا آزادی از دیکتاتوری و یا آزادی ملی و یا رهائی از مذهب و یاد حتی مردسالاری و یا حتی نژاد پرستی ببینند. همین کسانیکه الان در ارتش متجاوز ترکیه هستند و یا در گروههای تروریستی حامی ترکیه در کردستان سوریه، بردگان مزدی فریب خورده، فریب مذهب و قوم و ملیت را خورده ، هستند. آنارکوسندیکالیست

  7. جناب شهریار سلام؛

    من نقدهای شما به دولت مذهبی را خواندم و با بخش های زیادی از دیدگاه های درست شما پیرامون بهره بری از اعتقاد و باور مذهبی توده های ساده دل که پیوسته توسط تبهکاران و چپاولگران ضدزن سران رژیم قرارگرفته و می گیسرند موافق هستم.

    دوست گرامی!
    همچنین بهتراست شما بدانید که من به ” آزادی عقیده و وجدان ” بی هیچ بهانه و دلیلی که بخواهد مانع این امر و اصل باشد باوردارم و حق داشتن و نداشتن آنرا جزو حقوق پایه نوع بشر و اراده ی آزاد همگانی آنها دانسته و می دانم.

    البته از دید من “باور و بی باوری” که بی باوری نیز خود یک نوع باوراست؛ بی گمان بن و دامنه های بسیار گسترده و پهنائی دارد و خود آن هم شامل هرنو جهان بینی اصالت مادی ـ ماتریالیستی و یا هرکدام از عقاید اصالت وحدتی ـ ایده آلیستی می شود.

    من درین مورد بدنمی دانم که همچنین چرائی همراهی ام با آزادی عقیده و وجدان را هم برایتان کوتاه بازگویم و آن اینکه: پدیده باورِ انسانی یا فراانسانی به جهان بینی ها و آنهم رنگینی فراوانش، بیشتر با پیدایش ابزارتولید از یکسو، و از دیگرسو با وابستگی انسان به چگونگی دوری و نزدیکی از بهره وری او از آنها و همزمان درک و شناخت از آنها منشأاغازین وابستگی با ستیز و ناهمحوانی با هریک بوده است و ریشه ی همه ی آنها نیز در عصر توتم باوری و توتم های جهان پیرامون انسان ها داشته و هنوز دارد. پدیده ها و یا خلاقیت های انسانی ایکه به مرور قطب بندی یافته و در ۴ و ۵ هزارسال پیشین سر از ادیان ابراهیمی و دیدگاه های جهان بینی ماتریالیسم دیالکتیک مای کمونیست و دیگر گرایش های ماتریالیستی رنگین دارد.

    در ساختار طبقاتی ـ جهانی بورژوازی نئولیبرال و گلوبال کنونی و با بهره کشی انسان از انسان و در دریافت و شناخت درست و نادرست آدم ها از این روابط و ساختار حاکم و درنده و خودکامانه ی آن، تفاوت های عینی و ذهنی بیشماری وجوددارد و به تبع آن، کشف و درک چونگی پیدائی این نابرابری ها که بر زندگی و هستی نوع انسان حاکم هست، شما بهتر از من می دانید که داستان های رومانتیک و فرانسانی زیاد و یا در شناخت علمی آن، همچنین تشریح تاریخی و تئوریکی ارزنده ای وجوددارد که به “آگاهی تاریخی” موصوف است و پی بردن به این زنجیره تاریخی بی کم و کاست حیاتی ست. و گستردگی این شناخت و دامنه ی آن بسوی رهائی، به چالش آگاهانه نوع انسان وابستگی سرراست دارد و فردای زندگی بهتر انسان و تغییر بنیادین اش به این فرایند ضروری در راستای شناخت از گذشته و حال روابط اقتصادی تاریخی گره خورده است که دگرگون کردن آن شناخت کهنه و فرسوده؛ بی امکان نان کار و آزادی و کسب همه شمول شان چندان آسان نبوده و نیست. و از همینروی تلخ و سخت و به گمان من، وابستگی مذهبی را با چوب و چماق نمی شود دگرگونی انسانمدارانه و نوع بشرانه داد و به شناخت انسانی یاری بی تاوان بخشید.
    چرا؟ چون: درست در همینجاست که روابط و ساختار سرمایه جهانی ـ داخلی، سران حکومت های راست و چنبره ی ریاکاران ادیان همچون درندگان اندیشه ورزی همینجا و در همین نقطه در کمین کشتار دانش هدفمند و طبقاتی، با همه ی ابزارها و اهرم های رسانه ای و الهی شان ماهرانه و فریبکارانه نشسته اند و از سادگی آسیب پذیری توده ها برای منافع طبقاتی و بهره کشی خود سودبرده و می برند؛ و در زندگی بی هیچ امکان تأثیر بر تولید مفید و اجتماعی راحت می چرند و بسان انگل خودباوری و استقلال خردورزی انسان ها را می جوند و نداشته و ندارند و آسوده بال می خورند و می … وظیفه ی ما پاره کرده این زنجیر نادانی و بالابردن دانش اجتماعی و…علیه ساختار سرمایه و هموندان دینی انهاست تا انسان کار خود بتواند بر زندگی و چگونگی هستی اش با اراده و اداره اجتماعی طبقاتی حاکم شود.
    باسپاس

  8. جناب بهنام.
    تقسیم اسلام به اسلام سیاسی یا دولتی و اسلام غیر سیاسی پیش از آنکه یک تقسیم بندی به زیان ذوب شدن جهل وخرافات در توده های فرودست وبسود تغذیه اشغالگران تازی حاکم بر ایران باشد یک تقسیم بندی صوری یا مجازی برخلاف اصل جهاد ومسلمان سازی و…امت واحده ونظم وخلافت واحده در اسلام وتاریخ ماتریالیستی آن وبرخلاف واقعیت های عینی غیرقابل انکاری بمانند شکل گیری انقلاب شکوه مند اسلامی و جمهوری اسلامی از درون اسلام به اصطلاح غیرسیاسی جامعه میباشد.
    تاریخ ماتریالیستی اسلام از زمان تشکیل یکمین دولت اسلامی بدست سرکرده آن وتا امروز جای کوچکترین چانه زنی در مورد وجود دو نوع اسلام باقی نمیگذارد.
    جناب بهنام.
    امیدوارم جنابعالی با خرد خود متوجه دامی که استعمار وپادوهایش بمانند بچه تازی های مجاهد و روشنفکران!اسلامی ودگراندیشان! اسلامی برای اقشاراسلام گزیده با تقسیم اسلام به اسلام دولتی یا سیاسی واسلام غیرسیاسی گذاشته اند شده وبجای بکارگیری واژه دولتی در کنار اسلام در نوشته هایتان که چه بخواهید وچه نخواهید تولید توهم وجود داشتن اسلام غیر دولتی مینماید به افشای تقسیم بندی بورژائی ضد عینی وضد حقیقی وضد تاریخی وضد ایدئولژیکی اسلام غیر سیاسی همت بگمارید.
    این دام چیزی بجزحفظ روابط ومناسبات بیداد گرانه استعماری -استثماری بوسیله حفظ ارتجاعی بنام اسلام در اقشار عقب افتاده نمی باشد.
    جناب بهنام.
    حال که ذهنیت ایرانیان پس از چهل سال توانسته است از زیرشدید ترین وبی سابقه ترین بمباران تبلیغاتی-سیاسی استعماری -اسلامی آزاد شود و دریابد ستون اصلی حاکمیت تازیان نه امپریالیستها بلکه همین اشتراک مرام ومقدسات!با اقشارعقب مانده اجتماعی میباشد که یکی آن دیگری را باز سازی مینماید وبهمین جهت با پیشتازی بانوان ودختران شجاع ایرانی ستون ایدئولژیکی حاکمیت را نشانه رفته است امید است آن بخش از چپ که رگ غیرت اسلامیش در برابر تهاجم ایرانیان آنقدربیرون نمیزند که در اوج دریدگی وبی شرمی دختران انقلاب و…را مزدور رژیم خطاب کند وبازهم در کمال دریدگی برای شعارهای اسلامی(اسلام رو پله کردید مردم رو ذله کردید) آنچنان آب از لب ولوچه اش راه بیافتد که مقاله نویسی وکارگران را تشویق به دادن شعارهای تازی پسند نماید برای یک بار هم که شده بخود آمده وبجای ایستادن در کنار اسلام در کنارایرانیان وعالی ترین منافع فرودستان که رهاشدن از جهل وخرافات میباشد بایستد.

  9. باید کاملا آشکار شده باشد که تنها راه رهائی از دیکتاتورها و فاشیستهای منطقه (دولت ایران و ترکیه و عربستان و …) اتحاد بردگان مزدی منطقه علیه سرمایه داری است نه درست کردن دولتهای دموکراتیک توخالی و فریبنده که همیشه ناسیونالیستی هستند. فقط کارگران ترکیه و منطقه هستند که میتوانند جلوی تجاوزات دولتها و جنگهای احمقانه آنها را بگیرند. آنارکوسندیکالیست

  10. تعجب میگنم که نویسنده و برخی دیگر به اتکای کوردهای شمال سوریه به ارتش آمریکا توجه نمیکنند و اینطور جلوه میدهند که این کوردها بودند که داعش را شکست دادند. اصلا اینطور نیست. داعش هم بکمک امپریالیسم روسی شکست خورد و هم بکمک امپریالیسم آمریکا. بدون دخالت این امپریالیستها، داعش (همان ترکیه و عربستان و دولتهای خلیج فارس) سوریه را گرفته بود. روسیه بود که تاسیسات و کاروانهای نفتی داعش به ترکیه را بمباران کرد و آمریکا بود که کوردها را تعلیم میداد و شهر رغا را گرفت. واقعیات را بنویسید، خودباوری کاذب بوجود نیاورید. خودباوری کاذب بسیار بحال انقلاب خطرناک است. باید ارزیابی واقعی از توانائی های خود داشت تا بتوان بقا یافت و مبارزه طبقاتی را ادامه داد. وضعیت کوردها نمونه دیگری از فلاکت وابستگی به امپریالیستها برای دموکراسی سازی است. آنارکوسندیکالیست

پاسخ دادن به ناشناس لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

Page generated in 0٫667 seconds. Stats plugin by www.blog.ca
رفتن به نوارابزار