جمعه, ۲۶ مهر , ۱۳۹۸
   

Comments

مذهبی ها و حزب اللهی های منطقه و حکومت ولائی آنها / بهنام چنگائی — 6 دیدگاه

  1. وقتی عمل ضمانت نمی کند هر ایده متناقضی را میتوان اشاعه داد و با همه ساخت. آنارکوسندیکالیست

  2. جناب شهریار سلام؛
    دوست گرامی؛
    از اینکه شما دوباره تلاش کرده و برایم نوشته اید، سپاسگزاری می کنم. با این همه هنوز هم نمی دانم که سمت و سوی سوژه ی پانویس شما چیست.

    من تنها می توانم بگویم که همینک یک ساختار مذهب دولتی خلافتی شیعی بر کشور ما ایران خودکامگی مطلق می کند و این اقلیت انگل بیشترین پشتوانه های چپاول ها، نسل کشی ها و سرکوب های ۴۰ ساله ی خویش را از همین توده های مذهبی گرسنه و کارگران بیکار و خیانت روشنفکران همه رنگ کاسه کاسه لیس می گیرد.

    من هم بنام خود و برای رفتار و کردار برابریخواهانه ی خویش همچون هرکسی یک دیدگاه و راهکار فرافردی، فراملی مذهبی و نوع انسانی دارم و کم و بیش سال هاست که در این راه دوستان، مخالفان و ای بسا دشمنانی داشته و دارم که با شیوه و روش مورد انتخابی من سازگاری ندارند و راه ویژه ی خود را می پیمایند؛ که بی گمان من به نگاه و همه ایده های انسانی آنها با وجود چالش های ناهمگونمان ارج می گذارم.

    همچنین باید بگویم که من به اصل نسبیت متکی بوده و با چگونگی ها و چرائی های علمی آن دمساز و همراه بوده و هستم و دانش نظری من با مطلقگرائی میانه ای اندکی هم ندارد.

    در پهنه مبارزه ی طبقاتی چه در ایران و یا جهان نیز شک ندارم که روند زدودن بهره کشی انسان از انسان بدرزاخواهدکشید؛ و دلیل اش هم بیشتر ناشی از پیوند ناگسستنی و حیاتی ( دین و سرمایه ) بوده و می باشد که کابوس پلید ادیان و چنبره ی قدر انباشت سرمایه بر سر آسیب پذیری توده ها بی شرمانه پهن هست و رهائی از آندو بخاطر سوء استفاده های ادیان ابراهیمی از واماندگی خرد و دانش و آگاهی مستقل فردی و اجتماعی در چنین جهان نابرابر و فریبکار هیولاواراست.

    درین راستا می توان فراوان گفت، شنید و نوشت و من آنجا و هرجائی که نگاه دگرگونساز بسوی منافع و موانع هستی انسان اجتماعی طبقاتی باشد نگاه و مخالفتم را پیرامون سوژه بازتاب می دهم؛ و جای تردیدندارد که دیدگاه های یاریرسان و دشمنی زا را هم می خوانم و از آنها می آموزم.
    نتیجه بگیرم که من و چشم اندازهای آرمانی ام فراسوی دیدگاه های فردی، ناسیونالیستی، فاشیستی راسیستی و… می باشد؛ من، درد نوع انسان کار و زحمت را یکی می دانم و از همینرو می بایست راه چاره ی جهانی برایش یافت! اگر چه خود شما می بینید که من و تلاش نوشتاریم همینک بیشتر متوجه روشنگری و افشاری از دین دولتی، با امید به خیزش و جنبش توده ای کارگری ست و راه رسیدن به فردای رهائی برای ما، در همینجا و در همین ایران آغاز می شود با گذر از رژیم ولائی.
    باسپاس

  3. جناب بهنام.
    فکر نمی کنم چندخط اول عرایظم نا مفهوم باشد ولی با اینحال آن را خلاصه می نمایم.
    جنابعالی در این مقاله از کلمات ایران وایرانی استفاده نموده اید.
    این ناچیزتوضیحی در مورد یک دست نبودن جمعیت ایران و گسسته شدن طبیعی هویتی جمعیت در این چهل ساله گذشته به ایرانی و مردمی که بهر دلیل هنوز باپرستش الله خدای اردوگاه دشمن و پرستش دشمن تاریخی وایدئولژیکی ایران وهویت ایرانی یا همان وحوش صدر اسلام، اجداد ژنتیکی وتاریخی وایدئولژیکی اشغالگران تازی حاکم بر ایران ودخترعموهاو پسرعموهای مجاهد و…آنهاسبب استواری پایه اجتماعی حاکمیت شده اند از اینکه جنابعالی واژه مردم و توده ها و…رابکارنبرده که با توجه به یک دست نبودن هویتی به هیچ عنوان آدرس عینی از جمعیت ایران نمیتواند باشد وبجای آن از کلمه ایرانی که بار هویتی خودش را دارد واز کلمه ایران استفاده نموده اید که هر دو جزء کلمات در تضاد بااندیشه انترناسیونالیستی وطبعا از کلمات ممنوعه چپ میباشد آن را بفال نیک گرفته ام.
    بعد هم چه اشتباه وچه درست عرض کرده ام که جر وبحث بورژوازی ومارکسیزم واسلام وایرانی بر سرشاه جر وبحث صوری میباشد چرا که هر چهاربه شاه باور دارند منتهی هر که زور میزند شاه خودش سلطه پیدا کند.
    شاه بورژوازی همین گرگ های همیشه گرسنه کمپانی های غول پیکری میباشند که اکنون بر زمین سلطه دارند وخط ومشی خود را حاکم نموده اند.
    شاه وفرمان روای چپ شخصیتهای بر جسته حزب مانند لنین واستالین ومائو و…میباشند.
    شاه اسلام خلفای آن میباشند.
    شاه ایرانی هم که بیش از یک هزار وپانصدسال تا تهاجم تازیان وپس از آن در مقاطع کوتاهی از تاریخ مانند دو شاه صفاری و…دوشاه پهلوی تعریف ومفهوم وبارهویتی عینی شاه ایرانی را از خود بجای گذاشته است.
    در این قسمت نیزعرض کرده ام، حال که شما با عقیده مند شدن به پلواریسم ودموکراسی ازدیکتاتوری وسرکوب وکشتارهای شاهان روسی وچینی وکامبوجی و…فاصله گرفته اید ابراز امیدواری نموده ام که از این مرحله خطرناک باور دموکراسی بورژائی وپلورالیزم آن که خود بخود ازقبول فرمان روائی شاه بورژوازی وبختک دموکراسی دیکتاتوری سرمایه سر درمیاورد باشتاب رد شده و به باورایران وایرانیت و استقلال آزادی حکومت ایرانی برسید.
    در پایانیه عرایضم راجع به تغذیه سرمایه داری جهانی از خرافات وجهل جوامع اسلام گزیده و چگونگی ریختن منغعت به جیب امپریالیستها توسط ضد امپریالیستهای چشم سیاه وچشم آبی با آتش بیاری معرکه وتعزیه چهل ساله ضد استکباربازی وتبدیل شدن چپ به زائده جریانات اسلامی وچرائی نیازتوپ باران اسلام ناب محمدی پایه اصلی تاریخی وایدئولژیکی وژنتیکی تازیان حاکم بر ایران ستون فقرات قطب اسلامی اپوزیسیون قلابی ودست ساز سرمایه داری جهانی که بدست همین شیطان بزرگ واستکبارساخته وپرداخته شد توضیح واضحاتی داده ام.
    با امید به نگاه عینی به دنیای واقعی.
    شاد وتندرست باشید.
    شاد وتندرست باشید.

  4. چناب شهریار گرامی سلام؛
    با پوزش، من ناگزیرم به شما بگویم که با همه تلاشی که بکاربردم نتوانستم منظور نوشته ی شما را پیرامون مقاله ام درک و کشف کنم.

  5. جدا کردن بردگان مزدی از هم بصورت ایرانی و غیر ایرانی، مسلمان و غیر مسلمان، عرب و غیر عرب ، مارکسیست و غیر مارکسیست، آنارشیست و غیر آنارشیست، لیبرال و غیر لیبرال برای این است که اختلاف بیاندازند و حکومت کنند. منافع کارگران (بردگان مزدی) جهان در این است که همدیگر را هم نوع دیده، با هم متحد شوند و نظام بردگی مزدی را از بین ببرند. با جدا کردن بردگان مزدی از هم بصورت کارگر و معلم و پرستار و کارمند و این چیزها هم مخالفم چون واقعیت کارگری بودن این قشرها را پنهان میکند و وحدت طبقاتی را به حاشیه می کشاند. ما فقط داریم برده مزدی (مزد بگیران – فروشندگان نیروی کار) و اربابان سرمایه دارشان (استثمارکنندگان نیروی کار). نظامهای سیاسی بصورت سلطنتی و اسلامی و جمهوری و این چیزها هم فقط انواعی از نهادهای مدیریت ما برده های مدرن (کارگران = مزدبگیران) است و همراه با الغای بردگی مزدی باید از بین بروند تا رهائی ممکن شود. آنارکوسندیکالیست

  6. جناب چنگائی.
    اینکه در نوشته خود به ایران وایرانی اشاره داشته اید را بایستی بفال نیک گرفت.
    البته شاید ازبفال نیک گرفتن اشاره شما به ایران وایرانی تعجب بفرمائید.
    اما چنانچه اززاویه هویتی به جمعیت ایران نگاه شود آنگاه است که خواهیم دید همه آن جمعیت از امام و جانشین امام گرفته تاآخوندهاوخانم زاده ها و آقازاده ها وگله های نماز جمعه ای ها و…بچه تازی های مجاهد و چپ واسلامی ملی!ها وکلا همه آنها که بیگانه وبویژه دشمن اشغالگر وقاتلین نیاکان ایرانیان را می پرستند ایرانی شناسنامه ای میباشند ونه ایرانی هویتی.
    پس می بینید که اشاره کردن بریکی از این دو جمعیت نشانه برسمیت نشناختن فله ای مردم!درورای جایگاه هویتی آنان میباشد که جای بفال نیک گرفته شدن نیز دارد.
    چرا که همانطور که میدانید صفی واقعی که در دنیای واقعی ازجایگاه هویتی زاده میشود بنا بر هویتش در جمع بندی نهائی ودر پایان روز در برابر ویادر کناراشغالگران تازی حاکم بر ایران قرار گرفته ومی گیرد.
    جناب بهنام.
    آلمانی خواندن آنکه برای پیروزی تیم فوتبال حریف بر تیم آلمان هورا می کشد پیش از هرچیزبی انصافی وبی عدالتی درحق آن آلمانی است که با تمام وجودش برای پیروزی تیم آلمان هورا می کشد.
    جناب بهنام.
    من چگونه میتوانم سرکرده مفقود بچه تازی های مجاهد را ایرانی! بخوانم در حالیکه برای ویرانی طاق کسری هورا می کشد واز اینکه زندگی پدران ومادران ایرانیان ویران شد و…ککش هم نمی گزد.
    جناب چنگائی.
    خاله خانباجی های بچه تازی مجاهد تنها یک نمونه از ضدیت ودشمنی دشمن پرستان فارسی زبان دارای شناسنامه ایرانی با ایران وایرانی میباشد.
    جناب چنگائی.
    آناکه در خروارخروار کتاب وجزوه و… راجع به زنان ومردانی که در رکاب آریو برزن وخواهرش یوتاب و دررکاب جاوید وبابک و یعقوب لیث و…در دفاع از خاک ایران و مردمانش در برابر تهاجم بیگانگان شمشیر زدند یک واو حرفی نزدند اما تا دلتان بخواهد برای بیگانگان تازی وروس وچینی و…هوراکشیدند را چگونه میتوان ایرانی نامید؟.
    جناب بهنام.
    جر وبحث ایرانی با چپ واسلامی ها و دموکراسی خواهان بر سر شاه نیست که هر سه بطور عقیدتی وجود شاه در بالای سرملت وخاک را قبول دارند.
    جر وبحث سراین است که ایرانی به شاه ایرانی باور دارد چپ به شاه روسی یا چینی و…اسلامی به شاه تازی و دموکراسی خواهان به پادشاهی جمعی گوکل و ماکرو سافت وآمازون و شل واوبر…اعتقاد دارند.
    تجربه هرچهار نوع شاه نشان داده است شاه ایرانی از شاه روسی وچینی و…یا شاه تازی ویا جمع شاهان دموکراسی خواهان کمتر دیکتاتور وکمترخون ریز وکمتر…میباشد.
    جناب چنگائی.
    اینکه عرض کردم می بایستی اشاره شما به ایران وایرانی را بفال نیک گرفت از این بابت بود که میفرمائید به دموکراسی و پلولاریسم آن عقیده مند میباشید که خود بخود نشان دهنده دور شدن ازدیکتاتوری حزب شاه مارکس و دیکتاتوری حزب شاه روسی وچینی و…نزدیک شدن به شاه مشروطه میباشد.
    این بود که اشاره به ایران وایرانی از سوی جناب محترمی که بدرستی ازکشتار وسرکوب شاهان روسی وچینی وکوبائی وکامبوجی و…دورشده است را می بایستی بفال نیک نزدیک شدن وجود عالی به پادشاهی ایرانی از میان پادشاهی روسی وعربی وبورژائی گرفت منتهی به شرط احترام شاه ایرانی به پلولاریسم.
    جناب بهنام.
    از آنجا که نظام اهریمنی سرمایه داری جهانی با اینکه همواره از جهل وخرافات اقشارعقب مانده جوامع اسلام گزیده سود برده است اما اینک و در مرحله جهانی سازی،اسلام واسلامیون در نقش اپوزیسیون استکبارجهانی منافع واهداف استراتژیکی را برای جهانی سازی ونظم نوین آن دیکتاتوری سرمایه رقم زده است که بدون وجود این اپوزیسیون یا دشمن وجنگ قلابی، سرمایه داری یک قدم هم نمی توانست در راه جهانی سازی پیش برود.
    این چنین است که تک تک کسانیکه در این مرحله به نام احترام به عقاید مذهبی!و تقسیم مجازی وقلابی اسلام به اسلام بنیاد گرا وسیاسی واسلام گوگولی مگولی، توپ باران کردن اسلام ناب محمدی وتوپ باران کردن این معرکه استکباربازی خانه خراب کن بین ارباب ونوکر را حرام اعلام کرده اند وتک تک کسانیکه مبارزه ضد امپریالیستی آنها درآتش بیاری معرکه استکبار بازی استعمار ونوکر اسلامیش خلاصه میشود وعملا تبدیل به پشت جبهه حزب الله چه تهران چه لبنان گردیده اند ودر اوج وقاحت با در دست داشتن عکس خامنه ای وشیخ نصرالله سر چهار راه ها بر علیه جنگ وبر علیه مردمان یهودی شلنگ تخته ضد امپریالیستی وضد صهیونیستی می اندازند در معنی کسی بجزهمین آخوندها وپاسدارها وبسیجی ها و…نیستند وبا این تفاوت که اسدالله لاجوردی ها بخاطر پنهان نکردن خویش درپشت پرولتاریا و…در مقایسه با اینان بسیاربسیارقابل احترام تر میباشند.
    جناب بهنام.
    با امید دورتر ودورتر شدن جناب عالی از تاریکی شاهان بورژوازی و شاهان روسی وچینی وکامبوجی و… نزدیک ترشدن جنابعالی به نور ایرانی وایران وپادشاه ایرانی.
    شاد وتندرست باشید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

Page generated in 0٫611 seconds. Stats plugin by www.blog.ca
رفتن به نوارابزار