سه شنبه, ۲۶ شهریور , ۱۳۹۸
   

Comments

انتقاد به کم و کاستی های مقاومت یا تبدیل آن به یک ابتذال سیاسی؟! / تقی روزبه — 4 دیدگاه

  1. حرف خارج کشوری بودن را به میان آوردن و صحبت از شجاعت و مقاومت و زندانی شدن هم هیچ منطق درستی نیست چون خود رفسنجانی و خامنه ای هم در زمان شاه شجاعت میکردند و مقاومت می کردند و زندانی شدند و حالا میدانیم که چه بودند و چه شدند.
    .
    اصلا معلوم نیست این مقاله چه میخواهد بگوید. کدام چپ؟ اعتبار چپ بستگی به تعریف چپ دارد، تمام اینها مقوله های گنگ و بدرد نخورند. تمام اینها نشان میدهد که آقای روزبه بعد از این همه سالها هنوز نمیداند که بلاخره برده مزدی هست یا نیست.

  2. متن هر دو بیانیه را در بالا آوردم.
    .
    مواضع ضد دیکتاتوری هر دو بیانیه در چهارچوب رقابتهای درونی طبقه استثمارگر ارزیابی می شود و مواضع قابل دفاعی نیستند.
    .
    اعتراض به سرکوبگری رژیم هم باید در چهارچوب ضد استثمارگری باشد.
    .
    متاسفانه مقاله جناب روزبه هم چیزی نیست جز عبارت پردازیهای غیر طبقانی و نگفتن حقایق استثمارگری سرمایه داری.

  3. بیانیه ۱۴ کنشگر مدنی زن

    هموطنان همدرد؛ ما ۱۴ تن از زنان داخل کشور، از فعالان حوزه جنبش زنان ایران در اعتراض به این “آپارتاید جنسی” که حاصل نگاه مردسالارانه نظام فقاهتی است، علیه این نظام ضدزن که ارزش‌های انسانی ما را محو نموده است، به پاخاسته و خواستار گذار کامل از نظام جمهوری‌اسلامی و تدوین قانون اساسی جدیدی هستیم، نظام و قانونی که در آن کرامت و هویت و حقوق برابر زنان در تمامی عرصه‌ها برسمیت شناخته شود. با احترام به میثاق ۱۴ تن از مبارزان این کشور که با شجاعت پرچم اتحاد و همبستگی ملی ایرانیان داخل و خارج از کشور را برافراشته‌اند، ما فعالان جنبش زنان اعلام می‌داریم که طی ۴۰ سال حکومت جمهوری‌اسلامی، با زور و سرکوب و تصویب قوانین غیرانسانی و ضد زن از متن جامعه به حاشیه رانده شده‌ایم و ادامه این وضعیت برای ما قابل تحمل نیست.
    لذا با اعتقاد به تساوی حقوق زن و مرد در تمامی عرصه‌ها مبتنی بر اعلامیه جهانی حقوق بشر، خواستار حکومتی سکولار دموکرات با حفظ تمامیت ارضی ایران عزیز هستیم که بتواند تضمین کننده حقوق زنان جامعه باشد..
    ما ۱۴ تن از فعالان حوزه حقوق زنان مصمم هستیم با شیوه‌ای مدنی و بدون خشونت، مبارزه خود را همچون پیش‌قراولان آزادی وطن با گفتن “نه به جمهوری اسلامی” تا رسیدن به خواسته‌های کامل خود ادامه دهیم. خواسته‌های ما یک مطالبه ملی و حقوق بشری‌ست که با پیوستن شما هموطنان به ما و حمایت از خواسته‌های ما می‌تواند به جنبشی فراگیر و سراسری تبدیل شود.

    ۱۴ مرداد ۱۳۸۹
    ۵ اگوست ۲۰۱۹

    ۱- شهلا انتصاری (فعال سیاسی، کارگری و حقوق زنان)
    ۲- نصرت بهشتی (معلم بازنششته و فعال حقوق زنان)
    ۳- فرشته تصویبی (فعال حقوق زنان)
    ۴- پروا (سکینه) پاچیده (نویسنده و شاعر و فعال حقوق زنان)
    ۵- گیتی پورفاضل (وکیل دادگستری و عضو کانون نویسندگان و فعال حقوق زنان)
    ۶- عزت جوادی‌حصار (فعال حقوق زنان)
    ۷- زهرا جمالی (فعال حقوق زنان)
    ۸- شهلا جهان‌بین (حامی حقوق زندانیان بیگناه سیاسی و فعال حقوق زنان)
    ۹- فاطمه سپهری (همسر شهید و فعال مدنی و حقوق زنان)
    ۱۰- مریم سلیمانی (فعال مدنی و حقوق زنان)
    ۱۱- سوسن طاهرخانی (دبیر بازنشسته و فعال مدنی و حقوق زنان)
    ۱۲- فرنگیسِ مظلوم (فعال مدنی و حقوق زنان، زندانی سیاسی و مادر سهیل عربی)
    ۱۳- نرگس منصوری (فعال مدنی و کارگری [عضو سندیکای شرکت واحد] و مدافع حقوق زنان، فرزند جانباز شهید)
    ۱۴- کیمیا نوروزی‌صابر (فعال مدنی و حقوق زنان)

  4. بیانیه ۱۴ نفر:

    *************

    *************

    *************

    هموطن عزیز:
    سال‌هاست که بسیاری از نخبگان اجتماعی و فرهنگی و فعالان مدنی با نقدهای دلسوزانه، در پی اصلاح و تغییرات ساختاری و بنیادین در نظام اجتماعی و سیاسی، جمهوری اسلامی بوده‌اند.
    این دلسوزان و وطن دوستان، با سخنرانی ها و تحلیل های خردمندانه و نوگرایانه، ضمن هشدار به مسئولان نظام ، بارها از آنان خواسته اند با احترام به رأی مردم و رعایت حقوق شهروندی، نسبت به تغییر روش هائی که فرسنگ ها با خواست عموم مردم ایران فاصله دارد بپردازند.
    آگاهان ایرانی پیوسته از نظام خواستند به پاکسازی بسترهای سخیف و ناکارآمد جمهوری اسلامی اقدام کنند و با اتخاذ و بهره برداری از الگوهای دموکراتیک، از واپسگرائی و سقوط کشور به دام ویرانگری های سیدعلی خامنه ای و سردارانش بپرهیزند. اما دریغ!

    ایران دوستان کشورمان، در این سالهای پر خسارت، بارها تلاش کرده اند با مشفقانه ترین شیوه های مدنی، سران جمهوری اسلامی و بویژه سیدعلی خامنه ای را از کج دستی ها و کجروی های ویرانگرانه شان باز بدارند اما شوربختا که با رویه های تلخ و وقیحانه، به زندان برده شده اند، و در زندان یا کشته شده یا بسختی آسیبها دیده اند!

    تاریخ دهشتناک چهل سال گذشته نشان می دهد که نه تنها عزمی برای پاسخگوئی به مردم ایران وجود ندارد، بلکه نظام حاکم، هم بر اصلاح ناپذیری و کجروی هایش اصرار می ورزد و هم بر استبداد فردی اش!
    تغییر و بسط اصل ۱۱۰، و گسترش حدود اختیارات رهبری درمواد ۱۱۲ ؛ ۱۱۳ ؛و حتی ممانعت از درخواست بازنگری آن قوانین طبق اصول۱۷۶ و ۱۷۷ قانون اساسی گواه این مدعاست.

    از باب مثال، آنجا که قرار است دو قوه مجریه و مقننه به رأی و نظر مردم انتخاب شوند، بر اساس همین اختیارات بی در و پیکر رهبر، و با انتصاب شورای نگهبانی خمیرگون، انتخاب مجلسیان را نیز مقید به فرامین رهبری می کنند و کلیه اعضاء و ساختار این شورا می شوند نگهبانان حریم و حفظ قدرت رهبر!
    چنانکه در یک قلم، رئیس جمهور خواستار افزایش اختیارات خود می شود، و نمایندگان مجلس به صراحت اذعان می کنند:
    « این فقط رئیس جمهور نیست که اختیار ندارد؛ آنانهم کاره ای نیستند».

    به باور ما، کلیه ی شواهد نشان دهنده ی این است که رئیس جمهور و نمایندگان مجلس،« تدارکاتچی»ای بیش نیستند و گویا مردم، بی آنکه امکانی برای انتخاب مفاخر کشورشان داشته باشند، تنها به انتخاب مسئولانی که خمیر دست رهبرند، دست می برند!

    با این توصیف و بر خلاف تعریف نخستین قانون اساسی، نه از «جمهوریت» خبری ست و نه از آزادی!
    چرا که مردم نه فقط در انتخاب سران قوا و نمایندگان مجلس و سایر نهادهای کلیدی کشور نقشی ندارند، که چانه زنی فعالان مدنی نیز بدون استعفای سیدعلی خامنه ای و تغییر قانون اساسی – خاصه اصل ۱۷۷ – راه بجایی نخواهد برد!
    اینگونه است که کلیه اصول و فصول بظاهر مردم پسند قانون اساسی، مثل فصل سوم که حاصلش حقوق ملت است، در جوف جیب بی توجهی حاکمان مانده و به فراموشی سپرده شده است.

    ما در کشوری زندگی می کنیم که سرشار از منابع طبیعی و ثروت های انسانی است که همه ی این سرمایه ها در حال نابودی ست.
    به باور ما امضا کنندگان بیانیه، وقت آن رسیده که مردم، فعالان،و اندیشمندان دلسوز با کنار گذاردن تمایلات مصلحت جویانه ای که اسباب نابودی فرهنگ و تمدن و ثروت کشور را فراهم آورده، با صراحت تمام پای به میدان گذارده و با درخواست تغییر بنیادین قانون اساسی و استعفای رهبری که هر روز بر حدود اختیارات به ناحق خود می افزاید، پیشقراول این حرکت ملی باشند.

    ای بسا با این خواست مصرانه، بتوانیم کشوری:
    بی نیاز به رأی و نظر مستبدانه ی اشخاص،
    بی نیاز به مجلسی فرمایشی،
    بی نیاز به دولتی بی اختیار،
    بی نیاز به قوه ی قضائیه ای بی استقلال، را برای ملت ایران فراهم کنیم.

    این یک حرکت ملی و فراجناحی ست و انتظارمان از هموطنان ایراندوست و آزادیخواه مان این است که با نگاه به ضرورت های تاریخی و عصری، و فارغ از منفعت جویی و یا اختلافات سیاسی و گروهی یاورمان باشند.

    ما امضاکنندگان بیانیه، این کنش و خواست ملی را به پیشگاه مردمان ایران تقدیم می داریم‌و امیدواریم تا همه با هم ،با خیزش و مطالبه گری آگاهانه از مسلخ این استبداد سیستماتیک و غیر مسئول گذر نماییم.
    به امید رهایی و سرفرازی مردم ایران

    امضا کنندگان به ترتیب حروف الفبا:
    ۱-زرتشت احمدی راغب
    ۲-محمد رضا بیات
    ۳-کمال جعفری یزدی
    ۴-سید هاشم خواستار
    ۵-محمد حسین سپهری
    ۶- گوهر عشقی
    ۷-حوریه فرج زاده( خواهر شهرام از شهدای ۸۸)
    ۸-محمد کریم بیگی( پدر مصطفی از شهدای ۸۸)
    ۹-جواد لعل محمدی
    ۱۰- محمد ملکی
    ۱۱-محمد مهدویفر
    ۱۲-رضا مهرگان
    ۱۳-محمد نوریزاد
    ۱۴-عباس واحدیان شاهرودی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

Page generated in 0٫774 seconds. Stats plugin by www.blog.ca
رفتن به نوارابزار