یکشنبه, ۲۸ مهر , ۱۳۹۸
   

Comments

نسبت عرصه خصوصی و عمومی و معنای جدال های پشت آن!
تقی روزبه
— ۱ دیدگاه

  1. چند نکته،
    – اقتدار، یعنی قدرت در مقاله،،خودش هم نوعی از انواع سوء استفاده است. ‘سوء استفاده از قدرت’ مقوله ای در چهارچوب نظری حاکمین استثمارگر می باشد. مسئله ما وجود خود قدرت و یا اقتدار است و محدود به سوء استفاده از آن نباید باشد. قدرت خودش سوء استفاده است و یا از سوء استفاده بوجود آمده.
    – اقتداری وجود ندارد که حق ورود به عرصه خصوصی در آن تضمین نشده باشد، به شکل حقوقی آن کاری نداریم چون بعلت وجود اقتدار، حقوق عمدتا علیه استثمارشونده بکار برده می شود و از طریق استثمار کننده خریداری می گردد. اقتدار شکل سلسله مراتب دارد و از این طریق راه تعرض به پائین دستی باز است.
    – در نظامهای اجتماعی ی که استثمار نیروی کار قرار دارد، افشاء تجاوزات صاحب قدرت به حریم خصوصی الزاما انقلابی نیست و برخی از مثالهای نویسنده مواردی بوده که در چهارچوب رقابتهای میان صاحبان قدرت قابل توضیح هستند. مثلا قاضی های دولتها همه مرتجعند و در کار حفظ سیستم بردگی مزدی هستند. افشا یکی از آنها الزاما انقلابی نیست و لی به ما کمک میکند که نتایج وجود اقتدار در جامعه را بهتر بیان کنیم.
    – تجاوز به حریم خصوصی در جوامع طبقاتی و در سیستم بردگی مزدی غیر قابل اجتناب است و فقط با کل سیستم برچیده می شود.
    – رفتارهای بد و زشت الزاما محدود به افراد طبقه حاکم نیست، در میان طبقه استثمارشونده نیز بعلت مهندسی شده بودن افکار آنها، رواج دارد.
    – کلا نویسنده نتوانسته خود را از فریبکاری های ایدئولوگهای اربابان بردگی مزدی، یعنی گنجی و مخالفانش، رها کند و کل مناظره را عمیقا محکوم کند.
    – در حکم آخر نویسنده یک ابهام و تردد وجود دارد و نقد اقتدار و سیستم استثمارگری و نتایج آن وجود ندارد.
    – درست این است که رقابتهای درونی ایدئولوگهای استثمارگران در زمینه رفتارها و اخلاق با وجود خود استثمارگری و اقتدار تضمین کننده آن نقد شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

Page generated in 1٫051 seconds. Stats plugin by www.blog.ca
رفتن به نوارابزار