یکشنبه, ۲۸ مهر , ۱۳۹۸
   

Comments

گردهمایی «مجاهدین خلق» در آلبانی، تأکیدی مجددبر وابستگی وسقوط به قهقرای اپورتونیسم!
بهزاد مالکی
— 6 دیدگاه

  1. با سلام به آقای بهزاد مالکی.
    من نمیخواهم زحمت روشنگری شما راجع به تاریخچه مجاهدین را انکارکنم اما باید بگویم تحلیل مشخصی ازشرایط مشخص مجاهدین بما می گوید اینها نتوانسته و نمیتوانند روی جنبش کارگری وحتی روی جنبش دموکراسی خواهی خرده بورژوازی سوارشوند وموج سواری کنند که دخیل بستن به جنگ طلبان از همین منظر عدم توان فریب دادن کارگران واقشار میانی وسوارشدن روی موج جنبش قابل تامل است وبهمین سبب است که منفعت استراتژیک خود رادرسرنگون نشدن جمهوری اسلامی میبینند تا بلکه تغاری بشکند ماستی بریزد وایران بنفع کاسه لیسان سوریه ولیبی و…شود.
    این واقعیات عینی خود بخود راه مقابله را نه مقابله با اپورتونیسم ضد انقلابی وضد کارگری مجاهدین بلکه درگرفتن حربه مجاهدین ازرژیم وباز کردن راه سرنگونی اعلام میکند.

  2. متاسفانه آقای نویسنده مقاله هنوز هم مجاهدین را یک جریان سیاسی اما وابسته واپورتونیست بحساب میاورد وبه نقد آن می پردازد اما غافل از آنکه اتفاقا مجاهدین بعنوان یک سکت فراموش شده درذهنیت اجتماعی وعقیم که سالیان سال است توان زایش نسل نو را ندارد و تنها در موارد خاصی مانند جاسوسی و بازجوئی و…از سوی امریکا بکارگرفته میشود ونه بیشتراحتیاج مبرمی به نقد شدن دارد تا بلکه بوسیله منتقدین اذهانی را بخود مشغول دارد.
    بهیچ عنوان نبایستی اسیر مجالس سخنرانان اجاره ای که مجاهدین برای نمایش اقتدار بین المللی!خود راه میاندازند شد که اتفاقا این مجالس نشان روشنی از سرخ کردن صورت با سیلی سکتی است بدون پایگاه اجتماعی ،بدون منطقه آزاد شده و بدون نیروی رزمنده که از ارکان اصلی مورد توجه دولتها واقع شدن میباشد.
    مردم ستم دیده ایران هیچگاه مجاهدین را بخاطر مجاهدت در راه بقدرت رسیدن خمینی نخواهند بخشید.

  3. ماهیت فرقه مجاهدین درست برخلاف ادا اتوارهای دموکراتیک!آنقدر تا بیخ وبن مذهبی است که از زمان دختران انقلاب تا امروز حتی یک خبر ازضرب و شتم زنان بدحجاب!و دستگیری وزندانی کردن آنان بعلت مغایرت بد حجابی! با شئونات اسلامی!در سایت های خود درج ننموده است.
    از سوی دیگر در سر خط ده ماده ای خانم رئیس جمهور این فرقه اسلامی برای فردای ایران دموکراتیک!آنچنان از ارباب دلبری شده است که حتی یک ماده از این ده ماده به کارگران وزحمتکشانی که اکثریت جمعیت ایران را تشکیل میدهند اختصاص نیافته است و با اینکه فرقه تا خرخره اسلامی مجاهدین تا آنجابه اردوگاه ضد خلقی سقوط نموده که در جریان دخالت بشر دوستانه! امپریالیستها در لیبی بطور رسمی از ناتو درخواست نمود تاآنان را بمانند ارتش آزادی بخش لیبی!یا همان مزدوران حرفه ای درخدمت ناتو برسمیت شناخته و برای آزاد کردن!ایران بکارگرفته شوند واین درخواست بی شرمانه را در مصوبات شورای خود نیز گنجاند.
    اما از آنجا که امپریالیستها بهتر از همه میدانند
    زندگی سخیف خائنانه انگلی این فرقه در ورای بادکنک بازی ها در گرو منفعت بردن آخوندها از بدنامی آنهامیباشد و گرنه که بیرون از دایره هیاهوئی که دستگاه تبلیغاتی آخوندهابرای این فرقه براه انداخته است ارتش! مستقر در خانه سالمندان آلبانی دارای کوچکترین ارزش مادی نمی باشد ونمیتواند در دنیای عینی گره ای از کار امپریالیستها باز کند لذا هیچ گاه از سوی امپریالیستهابجز جاسوسی و پادوئی دردایره رسمی به بازی گرفته نشده ونخواهد شد.

  4. آنچه که رژیم اسلامی درپی آن است پرداختن به پسرعموهای مجاهد شان از زوای گوناگون میباشد تا به مراد بزرگ کردن مجاهدین برسد.
    آنچه که باید در برابر این ترفند انجام شود پرداختن به توطئه رژیم اسلامی وگرفتن ابزارمجاهدین از دست وی میباشد.
    توطئه آلوده کردن بسترمبارزه طبقه کارگر وهم پیمانان طبقاتی آنان به پادوهای امپریالیزم میباستی درسطح ملی افشاء وتاخراب کردن این توطئه بر سرحاکمیت ادامه یابد.

  5. عمیق تر شدن ترک یا شکاف هویتی دربین جمعیت ایران با جنبش سال نود وشش به دو قطبی شدن جامعه راه برد و تیر خلاص را بر “همه با هم”چهل ساله واصلاحات بازی واصول گرا بازی وصف بندی های کاذب ومجازی شلیک نمود.
    هشدارهائی که برای چانه زنی در بالا ازسوی اصلاح طلبان درمورد آفات دوقطبی شدن و عدم شرکت توده ها در نمایش آتی انتخابات رسانه ای شد خود اعترافی بردو قطبی شدن بسیارعبان شده درجامعه میباشد.
    در این میان گرچه جمهوری اسلامی در مقاطعی مانند قیام دانشجوئی و اعتراضات سال هشتادوهشت با انگشت اتهام دراز کردن بسوی مجاهدین تا جائی کیهان با تیتر درشت صاحب تظاهرات بیست ودوم خرداد را صاحب تظاهرات سی خرداد سال شصت اعلام نمود وگرچه ارکستری از سران نظامی وسیاسی ومذهبی رژیم نت واحد فتنه منافقین!را زد و تا آنجا آش را شور کرد که موسوی مجبورشد طی اعلامیه ای این ارکستر را افشاء وزهرا رهنورد نیز جداگانه به بیت رهبری هشداردهد که از بزرگ کردن مجاهدین کل رژیم زیان خواهد کرد اماهیچگاه نعل وارونه زدن حاکمیت در مورد مجاهدین در راستای کشتن انگیزه براندازی ودر راستای آماده کردن ذهنیت جامعه برای سرکوب خونین منافقین! درصورت اتفاق دو باره جنبش دیماه بمانند این دوسال گذشته تا بدانجا نبوده است که رژیم در حالیکه دختران وزنان ایرانی را برای بد حجابی ودر برابر دوربینها کتک میزند وآن بلا را بر سر کارگران پیشرو میاورد و… یکباره تا به دشمن خونی خود که میرسد آنچنان دموکرات شود که فردی بنام هاشم خواستار بعنوان نماینده! معلمان آزاده ایران!با خیال راحت درخراسان راست راست راه برود و در حمایت تام تمام خود از ارتش آزادی بخش هر دور یک بار اعلامیه بدهد ومجاهدین نیر آن را در تمامی سایتهای خود چاپ کنند و نماینده معلمان آزاده ایران! مدعی شود مامورین اطلاعات بدو گفته اند خط قرمز ما مقام معظم رهبری نیست!بلکه مجاهدین است و در همان حال نیز بیانیه استعفای خامنه ای را امضاء کند.
    در اینجا سوال ازمجاهدین اینجاست که اگر این تائترمشمئز کنندتوهین به شعور انسانی چنانچه پاسکاری بین وزارت اطلاعات ومجاهدین درراستای سرکوب جنبش اجتماعی نیست؟ واگر واقعاباچنین رژیم دموکراتی طرف میباشید که اجازه میدهد فردی از جبهه دشمن خونی خود اولا نماینده معلمان آزاده ایران!شود که حالا بگذریم معنی این عنوان آن است که هر معلمی که مجاهدین را در ایران نمایندگی نکند آزادی خواه نمیباشد وطبعا مزدور رژیم است وبعد هم همین نماینده آزادانه وبدون ترس دروصف نیکوئی وآزادی خواهی دشمن خونی رژیم ودر وصف سفاکی و استبداد رژیم اعلامیه بدهد وهمچنین بیانیه استعفای خامنه ای را نیز امضاء کند وکسی بدو نگوید بالای چشمت ابروست پس دیگراتهام خفقان وسرکوب به چنین رژیم دموکراتی که تاریخ بشریت بخود ندیده است از برای چیست؟و اصلا چراارتش آزادیبخش ملی ایران باید زحمت بکشد از آلبانی راه بیافتد بیاید تهران رژیم را سرنگون کند؟.
    سر خط اخباری که خود مجاهدین در مورد گفته ها ونوشته هائی که از سوی وزارت اطلاعات وسپاه پاسداران وفلان مسئول وامامان جمعه در مورد خطر!مجاهدین و چگونگی راه انداختن اعتراضات اجتماعی! و تسخیر قلب! خانواده هااز سوی مجاهدین ودر مورد خط گرفتن! شیطان بزرگ ازآنان و… هرزگاهی در سایتهای رسمی خود مجاهدین منتشر می شود تا به استناد این نوشتارها وگفتارها و… کابوس و ترس رژیم از تنها آلترناتیو مشروع دموکراتیک! را انعکاس دهند براستی که تعجب برانگیز است.
    تعجب بر انگیز که چگونه ممکن است جمهوری اسلامی اینهمه راجع به مجاهدین حرف بزند واز کابوس سرنگونی! وتسخیر قلب خانواده ها از سوی آنان شب خوابش نبرد اما خود مردم از قلب هایشان خبر نداشته باشند؟!
    چند روز پیش رژیم یکی ازاعضاء سابق!اطلاعات را بمیدان آورد تا در قالب مصاحبه به این پرسش ساده وبی اهمیت!پاسخ گوید.
    ایشان در پاسخ این پرسش که آیامجاهدین تظاهرات دی ماه در بیش از صد شهر را راه انداختند؟ فرمودند بله.
    مصاحبه کننده پرسید آخرهیچ کدام از شعارها نشانی از مجاهدین نداشت.
    ایشان با ژستی که گویا وی در زمان طرح شعارهادر کنار خانم رئیس جمهور برگزیده نشسته بودند فرمودند خیر اینطور نبود شعار اصلاح طلب اصول گرا از مجاهدین بود اما چون دیدند شعارهای دیگر بر وفق مرادشان نبود واحساس کردند ممکن است اعتراضاتی که آنها زحمت کشیده بودند بنفع بچه شاه شود ادامه تظاهرات ها را بنفع خود ندیدند!
    البته گویا ایشان کمی هم با کلمه شرم آشنائی داشتند یا بهر دلیل دیگر نفرمودند وگرنه مجاهدین تظاهرات ها را ادامه و رژیم را انداخته بودند!
    حال بگذریم که طرف اطلاعاتی در همین مصاحبه کلی به ارتش آزادی بخش ملی ایران مستقردر آلبانی قوت قلب میدهد که بله رجوی زنده ودر اروپا میباشد ولی بیشتر وقتش را در پاریس می گذراند!
    مجاهدین خود بهترازهمه دیگر میدانند چنانچه رژیم در یک جنبش اجتماعی سرنگون شود نه تنها درحاکمیت بعدی نمیتواند کوچکترین نقشی داشته باشد بلکه در درجه یکم با تقاضای محاکمه از سوی طیف وسیعی از سوی خانواده کسانیکه فریب مواضع غلیظ ضد امپریالیستی رهبری مجاهدیدن را خورده و به قتلگاه رژیم رفتند مواجه خواهند شد که تازه اول کارمیباشد.
    تقاضای تحریم و اختراع کانون های شورشی!و آب از لب ولوچه راه افتادن برای تجاوز امپریالیستی در همین راستای سوریه وعراق و…کردن ایران بیانگراشراف کامل مجاهدین به ورشکستگی کامل در میان توده ها و همچنین بیانگر تلاش آنها برای به شکست کشاندن جنبش اجتماعی کارگران وفرودستان در یک پاسکاری براستی ضد خلقی وضد کارگری باوزارت اطلاعات وسپاه میباشد.
    بایستی دسیسه وزارت اطلاعات در نامشروع کردن جنبش بوسیله چسباندنش به استکبارجهانی باحلقه مجاهدین دروسیعترین شکل ممکن افشاء شود.

  6. با سپاس ازروشنگری آقای بهزاد مالکی وهمچنین با سپاس ازمسئولین سایت روشنگری برای چاپ.
    چنانچه جناب بهزادبه بیانیه تاسیس مجاهدین در سال چهل وچهار وهمچنین اعلامیه های سازمان در پیش از انقلاب بویژه اعلامیه هائی که مجاهدین بمناسبت پانزده خردادسال چهل دو صادر کرده انددسترسی پیدا کنندآن وقت خواهند دید که مجاهدین درسرفصل انقلاب با امام خمینی بیعت ننموده اند بلکه به استناد بیانیه واعلامیه های رسمی خودشان از سال تاسیس خود در سال چهل وچهار با امام خمینی بیعت نموده اند و ایشان را تبلورشرف خلق وتبلورتشیع سرخ علوی و…نامیده و حتی تولد مجاهدین وایدئولژی خود از درون روز پانزدهم خرداد سال چهل دو رابزرگ ترین افتخارسازمان نامیده اند.
    اززمان خیزش سال نود وشش که بجز سران نظامی وسیاسی ومذهبی و…رژیم،حتی خود خامنه ای به صحنه آمد تا با کوبیدن مُهرمجاهدین بر خیزش اولا مشروعیت مردمی آن را باطل و آن را محصول دسیسه استکبار معرفی نماید ودوماانگیزه ادامه مبارزه و ذهنیت سرنگونی را در توده هااز بین ببرد.
    اماازآن زمان به بعد شاهد باد کردن مجاهدین از سوی رژیم میباشیم که این باد کردن امروزه و در این شرایط مشخص رژیم اسلامی به باد کردن سیستماتیک وتقریبا هرروزه مجاهدین ارتقاء یافته است.
    اگرنگاهی به دلیل اصلی حمایت از مجاهدین که ازسوی امپریالیستهاارائه میشود نظری بیافکنیم خواهیم دید که آنهاهیچ فاکت مادی وعینی از کف خیابانها که بیانگر تمایل توده ها به مجاهدین باشد نمی توانند ارائه دهند چون وجود ندارد بلکه تنها فاکت آنها وتنها آدرسی که از پایگاه وسیع توده ای ! مجاهدین ارائه میکنند نه شعارها و…توده ها بلکه حرفهای سران خرد وکلان رژیم دراین مورد میباشد.
    حتی خود مجاهدین آنجا که نوبت به منم منم زدن درمورد پایگاه اجتماعی اشان میرسد درست بمانند حامیان امپریالیستی خود به حرفهای رژیم استناد میکنند و حتی نمیتوانند یک آدرس از صد ها اعتصاب و اعتراض خیابانی وخیزش های عمومی و…بدهند که در آن اعتصاب واعتراض و…نامی بطور مستقیم یا غیر مستقیم از مجاهدین برده شده باشد ویا حتی دریغ ازاشاره مجاهدین به یک شعار در اینهمه اعتراض و…که بیان کننده تمایل مردمی به مجاهدین باشد.
    عجبا که رژیمی که نزدیک به چهل سال است ازسوی خود مجاهدین دروغ گو وغیر قابل استناد معرفی شده است آنجا که نوبت به باد کردن مجاهدین میشود رژیمی راست گو وقابل استناد واعتماد تبدیل میشود.
    افشای پاس کاری مجاهدین ورژیم درسرکوب ذهنی توده ها وظیفه طبقاتی وملی ومیهنی هر وفادار به طبقه کارگرمیباشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

Page generated in 0٫647 seconds. Stats plugin by www.blog.ca
رفتن به نوارابزار