یکشنبه, ۲۸ مهر , ۱۳۹۸
   

Comments

ده قدم تا آخرین نبرد
ضرورت آمادگی برای شرایط حمله ی احتمالی نظامی به ایران /محمد علی اصفهانی
— 2 دیدگاه

  1. من هیچ کاره ای نیستیم و یک خواننده ساده روشنگری هستم. شغلم هم در تمام عمر مزدبگیری بوده است بس. در پائین حرفهای خامنه ای را آورده ام. آنها را در گزارشهای خبری خواندم. پاسخ من به آنها بدین قرار است:
    .
    گفته:
    .
    “این رویارویی، نظامی نیست؛ چون بنا نیست جنگی انجام بگیرد. نه ما دنبال جنگ هستیم، نه آنها؛ که می‌دانند که به نفعشان نیست”.
    .
    ما کارگران کمونیست هم میدانیم که نه بنفع توست و نه بنفع آمریکا و غربی ها چون میدانیم تو و دولت تو از همان روز اول با سرکوب کارگران و سرکوب آزادی های تشکیلاتی و شورائی غیر اسلامی، شرایط سودآوری (مزد کار کم و ارزان) کمپانی های آنها و شریک شدن با آنها را فراهم می کرده ای. هر دو تای شماها برای استثمار طبقه کارگر ایران متحدید و اختلافات شماها بر سر دایره نفوذ تان است. رژیم تو دیکتاتوری میکند چون میخواهی نیروی کار را برای کمپانی های آنها و خودت ارزان نگه داری و آنها بر تو دیکتاتوری میکنند چون دستت را بروی منافع آنها می بری.
    .
    گفته:
    .
    “جنگی به وقوع نمی‌‌ پیوندد”. “ایران مقاومت خواهد کرد و در این رویارویی، آمریکا وادار به عقب‌ نشینی خواهد شد.”
    .
    این دولت توست که به آمریکا احتیاج دارد نه آنها به تو و برای همین این تو هستی که عقب نشینی خواهی کرد. برجام هم عقب نشینی تو بود. رفتار آمریکا مثل رفتاری ست که تو با کارگران ایران داری، دلش بخواهد عهد نامه امضا میکند دلش نخواهد نمیکند، چون مثل تو خودش را ارباب حساب میکند و در حوزه جهانی هم ارباب بزرگی است همانطور که در حوزه ایران هم خمینی و تو ارباب بزرگی از خود ساخته اید.
    .
    گفته:
    .
    “بعضی در داخل می‌گویند مذاکره چه عیبی دارد؟ مذاکره سم است، تا وقتی آمریکا این است که الان هست و مذاکره با دولت کنونی آمریکا یک سم مضاعف است”. “مذاکره یعنی معامله و داد و ستد اما آنچه در نظر آمریکاست، نقاط قوت ماست”.
    .
    اول اینکه دم و دستگاه مخفی و پشت صحنه داری (ثروت را بگذاریم بکنار، از آخوندهای بیلیونر هستید و پول نفت را توی جیب خودتان و فک و فامیلها و دوستانتان می ریزید) و کارگران ایران از چند و چون آن مطلع نیستند، برای همین ما نمیدانیم واقعا مذاکره میکنی یا نه. یک کارگر را که دستگیر میکنی تا مدتی معلوم نیست چه بلائی بر سرش می آوری و معلوم نیست که اصلا کجا برده ای – همه رژیمها در مواقع حساس همینطور هستند و رژیم تو با آنها فرقی ندارد و فقط موقعیت تو متفاوت است. دم و دستگاه دولتی اینطوریه. در ثانی اگر هم مذاکره کنی برای ما نیست برای این است که جائی که صدام و قذافی رفته نروی.
    .
    گفته:
    .
    “مذاکره کنیم درباره‌ی سلاح دفاعی شما که چرا موشکی با فلان برد می‌سازید؛ این برد را کم کنید که اگر شما را زدیم نتوانید پایگاه ما را بزنید و جواب بدهید. یا مثلاً می‌گویند درباره‌ی عمق راهبردی‌تان در منطقه صحبت کنیم؛ یعنی این را از دست بدهید”.
    .
    بله درست است همین را میگویند و چرا که نگویند؟ مثل خود تو که میگوئی چرا با کارگران مذاکره کنیم آنها میخواهند جلوی استثمار نیروی کار ما را بگیرند و نگذارند اراذل و اوباش ما بجون کارگران و زنها و دانشجویان سراسر کشور بیافتند. سن و سالی از ما گذشته و با چشمان خودمان دیده ایم که چه بلائی بر سر کارگران فعال، زنان و دختران جوان و دانشجویان و وکیلها و متفکران و هنرمندان در خیابان و زندان در آورده ای. حال آمریکا هم بی منطقی تو را دارد و لیاقت تو همان بی منطقی است. خواهی دید که یا حکومت تو را بر میدارند و یا مجبور خواهی شد که در یوزگی بیافتی و امتیاز بدهی که به احتمال زیاد از صدام و قذافی ترسو تر هستی و امتیاز خواهی داد.
    .
    اما ما کارگران کمونیست و هوادار حاکمیت شورائی (نه مثل دولتهای سوسیالیستی سابق که سرمایه داری دولتی بودند و مثل خود ت زورگو) با منطق هستیم و میدانیم که سرمایه داری استثمار ماست اما تو و آمریکا و امثال آمریکا مثل سرمایه داران غربی و چینی و روسی و غیره همگی بی منطق اید و وقتی آخر کار بحث به منافع بشریت می رسد، کاملا بازنده هستید و دست به خشونت میزنید و یا با پول و چماق سعی میکنید دهان ما را ببندید.
    .
    بعلل فوق، پیشنهاد من به کارگران کشورهای درگیر در این اختلافات و جنگهای ارتجاعی عدم شرکت در آنها و مخالفت با تمام آن دولتها و مخالفت سرمایه داری و استثمارگری آن است که منشا اصلی قضیه می باشد.
    .
    آیا واقعیت غیر از این است؟
    .
    اگر خوانندگان و نویسندگان روشنگری فکر میکنند که اینطور نیست، من را نقد کنند.

  2. ظاهرا جنگ و یا جنگی که برای سرنگونی رژیم باشد، در دستور کار آنها نیست. گفتم ظاهرا چون وضعیتی که هم رژیم و هم دولت آمریکا بوجود آورده با گذشته متفاوت است و میتوان امکان لااقل بمباران ایران و نه جن” وجود دارد. حال اگر جنگ هم داشته باشیم، گفتن اینها بنظرم ضروری ست:
    .
    اکثریت اهالی مردم ایران کارگران هستند و آنها تحت نظام سرمایه داری استثمار می شوند. نهاد رهبری اجتماعی ی (در ارتباط با مقاله فوق و پیشنهاد مقاله) بهتر از فدراسیون شوراهای کارگری محلهای شغلی و زندگی مثل کارخانجات، ادارت و انبارها و کوچه و محله ها و غیره وجود ندارد. دولت سازی از طریق سرمایه داری و سرمایه دارانش (دولتی و خصوصی)و رهبر سازی، همگی ریاکاری برای حفظ استثمار طبقه کارگر می باشد.
    .
    با عدم همکاری با رژیم علیه امپریالیستها و با عدم همکاری با امپریالیستهای در حمله به ایران، کاملا موافقم. این یعنی کناره گیری از ادامه سیاست بصورت جنگ. با کناره گیری و محکوم کردن دو طرف کاملا موافقم.
    .
    اما چرا حاکمیت تشکلات کارگری بعنوان نهاد رهبری؟ چند نکته:
    .
    ۱ – امکان تجزیه و جنگ داخلی هم وجود دارد. این دیگر در دست ما نیست. خوب است که کارگران قومهای ایرانی با هم علیه اربابیگری سرمایه داری متحد باشند و دنبال استثمارگران خود نرفته و جدائی طلب نشوند. اما اگر شدند، بعلت دیکتاتوری و سرکوبگری رژیم نمیتوان آنها را سرزنش کرد. چاره ای نیست، یا آگاهی سوسیالیستی طبقه کارگر است که متحد کننده بصورت “ایران” خواهد بود و یا یک رژیم قلدر مرکزی و ضد هر نوع قومگرائی ای، حتی اگر غیر مذهبی باشد.
    .
    ۲ – حکومت سکولار دموکراتیک چطور؟ متاسفانه چنین چیزی دو ایراد خواهد داشت: ۱ – روابط استثماری سرمایه داری را حفظ میکند و از خودش پلوتوکراسی می ساز، ۲ – پلوتوکراسی در ایران همیشه نوکری برای یکی از امپریالیتسها و یا گروهی از آنهاست، یعنی تمامیت ارضی به قیمت وابستگی حفظ می شود. حکومت دموکراتیک سکولار سرمایه داری در واقع حکومت دیکتاتوری سرمایه داران بر کارگران است و در ایران بعلت ضعف اقتصادی آن در بازار جهانی اشتباه شده از سرمایه، همیشه وابستگی خواهد بود. یعنی امیدی به سرمایه داری مستقل و ملی و دموکراتیک ایران نداشته باشید، جاهای بازار پر است و با بمبهای اتمی و باهوش و ارتشهای مخوف حفظ می شود.
    .
    ۳ – راه ناسیونالیستی مثل ایرانگرائی در چهارچوب ملیگرائی است و در این چهاچوب کورد ها هم میتوانند دولت ملی خود را درست کنند، بلوج ها هم همینطور و ترکها هم همینطور و دلیلی برای وفاداری به ملیت قبلی وجود ندارد. نمونه آن در گذشته و حال زیاد است. البته همه آنها به نوکرهای امپریالیستها خواهند شد. در انتخاب ارباب به کسی نمیتوان ایراد گرفت.
    .
    ۴ – ببینید نمیتوان خلق ملیت را از طریق قومها در چهارچوب اربابیگری سرمایه داری سرزنش کرد. پیدایش ملیتها از طریق قومی اش محصول دیکتاتوری حکومت مرکزی می باشد، نمونه کاملا واضح آن اتحاد جماهیر شوروری و تجزیه آن است – بخوان سرمایه داری دولتی تک حزبی شوروری.
    .
    ۵ – درست است که اکثریت بزرگی از اهالی ایران شیعه هستند و این آنها را متحد میکند، اما با علم کردن ناسیونالیسم در مقابل شیعه گری هم میتوان مثلا وحدت ملی بوجود آورد ولی این مسئله قومی را حل نمیکند قومها هم میتوانند مسئله ملی خود را طرح کنند و تجزیه طلب بشوند که نمیتوان در چهارچوب روابط سرمایه داری (ضدیت با انترناسیونالیسم کارگری و کمونیستی) آنرا سرزنش کرد.
    .
    و بلاخره این:
    .
    ۶ – شرایط ویژه الان نشان میدهد که ما کمونیستهای هوادار حاکمیت اتحادیه های انقلابی ضد سرمایه داری بصورت شورائی، قضیه را درست میدیدم، گرچه نظر ما هم حالت تکاملی داشت. کلا برای اینکه دروغگو و شیاد نباشی باید حرفت را تا آخر قضیه بزنی و یا تحمل ذهنی و روحی و روانی قبول کنه قضیه را داشته باشی! کوبیدن دیگران روی ملیگرائی، دیکتاتوری رژیم، نقض حقوق بشر، مذهبی بودن رژیم و غیره اما نپرداختن به سرمایه داری بودن و بردگی مزدی بودن سیستم حاکم در ایران مصیبتهای فعلی را برای اپوزیسیون پرو سرمایه داری و پرو دموکراسی بوجود آورده و آنها را در تناقض انداخته است اما ما از آن در امان هستیم چون به آزادی بشریت از بردگی معتقدیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

Page generated in 0٫968 seconds. Stats plugin by www.blog.ca
رفتن به نوارابزار