سه شنبه, ۳۱ اردیبهشت , ۱۳۹۸
   

Comments

ملاحظاتی در باره وابستگی ایران به امپریالیسم
بخش چهارم و پایانی/فریبرز سنجری
— ۱ دیدگاه

  1. استدلالات این مقاله درست نیست و عامیانه است. هیچ کمونیستی انکار نمیکند که اقتصاد ایران چه در زمان شاه و چه در زمان جمهوری اسلامی اقتصادی ضعیف و ناچیز و تک محصولی و محصور و وابسته به کمپانیهای چند ملیتی سرمایه داری جهانی بوده است که این سرمایه داری جهانی خودش تا حدود زیادی در دست سهامداران آمریکائی می باشد. اما اینکه جمهوری اسلامی بدستور آمریکا از حزب الله دفاع میکند و به آنها کمک میکند و وارد سوریه می شود تا هم پیمانش را از دست اسرائیل و کشورهای عربی کمک کننده به دشمنان اسد نجات دهد، قابل هضم نیست و کاملا شبیه تئوری توطئه از نوع همان “کار انگلیسهای” سلطنت طلبان عامی است. بسیاری از سلطنت طلبان عامی مدرن تر شده میگویند آمریکا شاه را برداشت چون شاه خیلی میخواست مستقل باشد و اقتصاد ایران رو به بهبود می رفت و از این نوع مزخرفات.
    کلا فاکتهای مقاله با نتیجه گیری خوانائی ندارد. قبل از علوم مدرن هم میگفتند که خورشید دور زمین میگردد و اگر میگفتی چرا میگفتند خورشید از شرق می آید و می رود غرب و این قابل مشاهده است. اما بحث این است که این مشاهده میتواند از طریق گردش زمین هم صورت پذیرد.
    جمهوری اسلامی یک رژیم هوادار استثمارگری سرمایه داری است. سرمایه داران جهان همگی هم با هم در رقابت و تضاد هستند و هم با هم برای سرکوب طبقه کارگر همکاری میکنند. مذاکرات و روابط جمهوری اسلامی با اروپا و آمریکا را میتوان در این چهارچوب توضیح داد. جمهوری اسلامی تا وقتیکه توانائی جلوگیری از تبدیل شدن جنبشهای کارگری به جنبش ضد سرمایه داری را دارد، از لحاظ سرمایه داران جهانی خطری محسوب نمی شود. اگر جمهوری اسلامی منافع منطقه ای بخشی از آنها را بخطر بیاندازد، به جمهوری اسلامی برخورد میکنند و اخطار میدهند که پایش را از حدش فراتر نگذارد. این بهتر وضعیت فعلی را توضیح میدهد.
    جمهوری اسلامی و رهبری اش خامنه ای اصلا بنظر نمی آید که از آمریکا دستور میگیرد. سیاستهای اقتصادی کلان ایران شبیه کشورهای در حال رشد است و مثل بقیه در چهارچوب نظام نئولیبرالیستی فرموله شده سرمایه داری جهانی فعلی عمل میکند که کاملا در خدمت سهامداران بزرگ شرکتهای چند ملیتی حاکم بر جهان است. همانطور که گفته شد وابستگی اقتصادی ایران به سرمایه داری جهانی غیر قابل انکار است.
    در انتها میخوانیم که سرسپرده امپریالیسم آمریکا دانستن خامنه ای که فعلا همه کاره ایران است به مبارزه ضد امپریالیستی کمک میکند. بنظر من چون این ایده عامیانه و بچگانه است نتیجه برعکس میدهد چون کارگران فعلا خلاف آنرا دارند تجربه میکنند. بهترین نوع توضیح وضعیت حاکمیت در ایران این است که آنرا حامی نظام بردگی مزدی دانسته و تمام نیروی خود را در خدمت ارتقا آگاهی و تشکل یابی ضد سرمایه داری طبقه کارگر بگذاریم. مبارزه ضد امپریالیستی با تئوری های توطئه قابل هضم نیستند و شک و تردید به دانش و معقولیت مروجانش را افزایش میدهد و نتیجه عکس میدهد. تجربه روزمره طبقه کارگر با سرمایه داری و استثمارگری سیستم حاکم در ایران در تطابق است و بهترین مرجع عمل می باشند.
    اگر روزی نویسنده توانست سندی نشان دهد که خمینی و یا خامنه ای در مذاکراتش با آمریکا دستور گرفته که به حزب الله لبنان و اسد کمک کند، من در اعتقادم تجدید نظر میکنم. سرکوب ملیون و کمونیستها و مجاهدین خلق توسط رژیم از طریق تز ولایت فقیه خمینی و ضدیت نداشتن این تز با بردگی مزدی، قابل توجیه است.
    ناگفته نماند که در دراز مدت همه سیاستمداران سعی میکنند برای خودشان مهره های نوکر و وابسته درست کنند، حتی استالین و استالینیستها. برای همین نوکر سر سپرده شدن سران جمهوری اسلامی اصلا بعید نیست، مخصوصا بعد از مرگ سران فعلی و با بوجود آمدن شرایط خاصی. اما حتی همین هم در سیاستهای کلی ضد سرمایه داری فعالین آزادی طبقه کارگر نباید تغییری حاصل کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

Page generated in 2٫897 seconds. Stats plugin by www.blog.ca
رفتن به نوارابزار