جمعه, ۲۸ تیر , ۱۳۹۸
   

Comments

ملاحظاتی در باره کتاب خاطرات بهمن بازرگانی
علی رضا ثقفی
— 2 دیدگاه

  1. توضیح بیشتر برای اینکه آگاهی بنظر من درست درک شود و با آگاهی بلشویکی و سوسیال دموکراتیک یکی فهمیده نشود. کنه آگاهی و عمل کمونیستی در این است که روابط مولدین ارزشها و توضیع محصول این ارزشها باید از طریق خود مولدین تعیین شود نه هر چیزی دیگری از جمله وجود مالک و یا مالکیت افراد و یا گروههای خاص و ممتاز و رئیس و رهبر جامعه. این تضمین میکند که هر فرد سهمی در موجودیت جامعه دارد و جامعه در خدمت هر فرد است. وضعیت سرمایه داری چنین نیست و سرمایه داری از طریق ممتاز کردن و نقش آنها بقا پیدا میکند چون اینکار اعتماد بنفس افراد طبقه را از بین می برد و از آنها انسانهای دنباله رو و مطیع می سازد، البته تا حد ممکن چون این ریاکاری نامحدود نیست. در تاریخ همیشه دو ایده در مورد آزادی وجود داشته. یکی آزادی به معنای تعین مستقیم سرنوشت و دخالت داشتن و دیگری به مثابه حق داشتن و حقوق داده شده. اولی انسجام منطقی و علمی دارد، دومی متناقض است. اولی تضمین میکند روابط کمونیستی استوار بماند، دومی روابط کمونیستی را درگیر روندهای قانونی بوروکراتیک و دولت و متخصصین حق و غیره میکند و کاملا شرایط فساد را می پروراند.

  2. شهوت به قدرت در مقاله میتواند توضیح دهد که چرا مثلا توده های کارگر و زحمتکش دیگر دنبال سازمانهای سیاسی گذشته نیستند. مارکس معتقد بود که مارکسیستها و کارگران باید قدرت سیاسی بوجود آورند و دولت کارگری بوجود بیاید تا اصلاحات لیست شده در مانیفست و کمی عمیقتر اما کماکان مرکزی شده در کمون پاریس انجام شود. در ذهن او شهوتی نبود و خودش زندگی ساده ای داشت و آنرا همانطور نگه میداشت. اما قرار نیست این دیدگاه، مرکزی شدن قدرت سیاسی، کسانی را که شهوت قدرت دارند را به رهبری ها نرساند و حاکم بر احزاب نکند و جنبش کمونیستی کارگران را به فساد نکشاند.
    ذکر کنم که با جمله اول خودم کاملا موافق نیستم. کارگران هنوز دنبال کسانیکه شهوت قدرت دارند می روند. دلیل این قضیه این است که طبقه سرمایه دار در ایران و جهان مانع آگاهی ضد سرمایه داری و در نتیجه آگاهی طبقاتی کارگران می شود. آگاهی خوب و اصیل کارگری-کمونیستی علیه شهوت قدرت است. چون چنین آگاهی ی وجود ندارد، کسانیکه دنبال شهوت قدرت هستند موفق می شوند تا اینکه روزی گند کار درآید.
    در مقاله آمده سرمایهداری جهانی رژیم را ساخته. این درک درستی نیست. سرمایه داری جهانی رژیم را نگه داشته اما سازنده آن نبوده. رژیم جمهوری اسلامی ساخت کارگران و زحمتکشان ناآگاه و فریب خورده توسط مذهبیون تندرو جامعه زمان دیکتاتوری شاه است. به نیروی توده ها باور داشته باشید حتی در اعمال ارتجاعی. این توده ها بودند که رژیم هیتلر را بوجود آوردند. کارگر ناآگاه دست به اعمال بسیار شنیعی می زند چون زیر رهبری اربابان و اربابان سرمایه می رود. اگر چنین نبود در جنگهای هولناک گذشته و حال شرکت نمیکردند. هدف فعالیت کمونیستی بوجود آوردن آگاهی کمونیستی در کارگران است. با بوجود آوردن این آگاهی جامعه تغییر میکند. بوجود آوردن این آگاهی همانقدر نظری است که عملی است. هیچ علمی ، یعنی هیچ آگاهی ی ، بدون نظر و عمل بوجود نمی آید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

Page generated in 0٫737 seconds. Stats plugin by www.blog.ca
رفتن به نوارابزار