پنج شنبه, ۵ اردیبهشت , ۱۳۹۸
   

Comments

سپاه پاسداران با چهل سال تروردرصدر فهرستسازمانهای تروریستی خارجی آمریکا ! / عباس رحمتی — 20 دیدگاه

  1. به خواننده آتی این کامنتها، در ارنباط با این گفته فریبا:
    “حال٫ میپردازم به اعتراف تو در کامنت ات! بدون هیچگونه فشار روحی و جسمی (شکنجه) از طرف من یا کس دیگری اعتراف کرده ای که افکار و مواضع طبقاتی تو ریشه در افکار و مواضع طبقاتی توده ای – اکثریتی ها دارد. البته اشتباه نشود منظورم به هیچ عنوان این نیست که تو از آنها هستی بلکه صحبت از ریشه مواضع و افکار تو است. ”
    .
    در پائین به تناقضات منطقی و علمی نظریه وابستگی او برخورد کرده ام و لازم نیست خودم را تکرار کنم. لطفا آن کامنتها رامطالعه فرمائید.

  2. روشنگری حدود هفت هشت مقاله در هفته درج میکند. هر کدام از این مقالات برای من حدود پنج تا ده دقیقه طول می کشد.پس حداکثر حدود هشتاد دقیقه در هفته وقت من را میکیرد. در مجموع کامنتهای من هم حدود چهل دقیقه بشود، هفته ای دوساعت از وقتم می رود برای خواندن و نوشتن در روشنگری. این هست معادل یک سینما رفتن و حتی کمتر. پس با یک فیلم کمتر، میلیونها برابر بیشتر یاد گرفته ام. برای همین همینجا هستم و جائی نمی روم چون برایم بسیار مفید است. فقط هفته ای دو ساعت. البته بشرطی که مزاحمان عربده نکشند که یکی دو ساعتی با آنها گذارندن هم مفید است.

  3. توده ای و اکثریتی بودن من هم نمی چسبد چون من هم همیشه علیه نظام سرمایه داری بودم و خواهم بود. مشکل من با رهبران حزب توده و اکثریتی ها این است که آنها مخالف سرمایه داری نبودند، یعنی هوادار سرمایه داری دولتی بودند. آنها هم دنبال ارباب بودن بودند. گفتم که باور کن وگرنه به غلط و غلوط بودن خود ادامه میدهی. من آنارکوسندیکالیست هستم. به من میتونی بعنوان آنارکوسندیکالیست برخورد کنی. اگر اینکار را کنی از گیچی بیرون می آئی. گیچی تو از آنجاست که غرق تضادهای استثمارگران با هم هستی.

  4. حال٫ میپردازم به اعتراف تو در کامنت ات! بدون هیچگونه فشار روحی و جسمی (شکنجه) از طرف من یا کس دیگری اعتراف کرده ای که افکار و مواضع طبقاتی تو ریشه در افکار و مواضع طبقاتی توده ای – اکثریتی ها دارد. البته اشتباه نشود منظورم به هیچ عنوان این نیست که تو از آنها هستی بلکه صحبت از ریشه مواضع و افکار تو است. اصرار و پا فشاری و شور و حرارت تو در مستقل وانمود کردن رژیم ایران و اینکه آنها نوکر هیچ کشوری نیستند من را بیاد کیانوری “خدا بیامرز” و فرخ نگهدار لندن نشین انداخت. اگر آن دو نفر بر اساس دستورات و سیاست بازی های شوروی سابق “استقلال” رژیم کودتایی بعد از ۲۲بهمن را تبلیغ می‌کردند و تا آنجا پیش رفتند که تبدیل شدند به عوامل اطلاعاتی بی جیره و مواجب محافل و شبکه های اطلاعاتی- امنیتی رژیم اما٫ تو چی؟ اگر فرخ نگهدار به رژیم امریکایی پس از ۲۲ بهمن التماس می‌کرد که “سپاه پاسداران را به سلاح سنگین مجهز کنید” اما تو چرا از وابسته ترین نهاد رژیم به CIA و ارتش NATO چهره یک نهاد مستقل را ارایه می‌دهی؟ من در این مورد هیچگونه شک و تردیدی ندارم که تو بر خلاف فرخ نگهدار هیچگونه منفعت مالی و مادی در این موضع گیری نداری٫ فقط آماتور هستی! پس از ۴۰ سال که طشت رسوایی مزدوری و دست نشانده گی رژیم ایران از چهار طرف بام سازمان CIA و ارتش NATO در ایران و خاورمیانه به زمین فرو افتاده حال٫ تو همان دیدگاه های توده ای- اکثریتی ها را باز گو میکنی و این اصلا به نفع تو نیست! اما کمی هم راجع به خامنه ای بگویم که تو معتقد هستی کسی/ امریکا به او دستور نمیدهد :
    علی خامنه ای یکی از بی مایه ترین ٫مزدورترین٫ بز دل ترین و تو سری خورترین عناصر رژیم امریکایی ایران هست که هر کسی از راه می‌رسد با زدن یک تو سری باو خواسته و منافع خود و دارودسته اش را از زبان او بیرون میکشد – خارجی و داخلی فرقی هم نمیکند. اربابان غربی اش دقیقا بنا به همان صفاتی که گفتم او را “رهبر” قدر قدرت حکومت نامگذاری کرده اند که یک تنه برای ۸۰ میلیون ایرانی تصمیم می‌گیرد در صورتی که او بدون اجازه اربابانش آب هم نمیتواند بنوشد! شاد باشی

  5. این را قرار بود اول بنویسم اما دائم فراموش شد.
    .
    فریبا مثل بقیه فاشیستها کار را با برچسب زدن شروع کرد: در اینجا دون کیشوت خطاب کردن من. منظور او این است که من انقلابی خیالی هستم.
    .
    در پائین ذکر کردم که من هیچ وقت انقلابی نبودم و نخواهم بود. من فقط یک برده مزدی (کارگر) هستم و خواهم بود. افکار من کاملا مطابقت دارد با وضعیت بردگی ام. دلیل اینکه مقالات روشنگری را میخوانم این است که یاد بگیرم. دلیل اینکه کامنت می نویسم این است که فکر میکنم خوب است کامنت بنویسم.
    .
    افکار من آنارشیستی-کمونیستی-سندیکالیستی است. من فکر نمیکنم این افکار انقلابی است. علت اینکه آنارکوسندیکالیسم انقلابی نیست این است که جدا از زندگی روزمره کارگری نیست. کارگران نباید انقلابی بشوند، کارگران باید جهان بردگی را از بین ببرند. برای این کار نباید به انسانهای ویژه تبدیل شوند. برعکس باید حقیقت ویژه نبودن خودشان را درک کنند و بدانند که این ویژه بودن هاست که امتیازها و طبقات را بوجود می آورد. ممتازها همه راه ارباب شدن را می روند.
    .
    برعکس افکار دون کیشونی، افکار امثال من بیان زندگی روزمره من و امثال من است. من حقایق هستی خودم و راههای آزادی از وضعیت ام را بیان میکنم. وقتی انتقاد میکنم، انتقاد به افکاری میکنم که فکر میکنم مانع درک امثال من از واقعیات است. بهمین سادگی. من “ما” ئی ندارم جز چند بیلیون برده مزدی مثل خودم. هیچ ننگی ندارم بی سواد خطاب شوم، در حقیقت بی سوادم و کسی اجباری ندارد که کامنتهای من را بخواند. “بی سواد” خواندن من شاید مایع افنخار من هم باشد چون لااقل به این معنی است که نخواسته ام با سواد باشم تا ارباب بشوم.
    .
    کامنت اولم کاملا درست است و خر “باسوادها” نشدم، بخوانیم:
    .
    “دشمنی و جنگ بین رژیمهای ضد کارگری مثل ایران و آمریکا جنگ ما کارگران نیست. جنگ ما کارگران الغای بردگی مزدی است و اینکه این بردگی مزدی بکمک چه نوع دولتی اعمال شود برای ما مهم نیست. همه دولتها از جمله دولت ایران و آمریکا تروریست هستند و به اندازه کافی برای این ادعا سند و مدرک وجود دارد.”

  6. کامنت قبل آخرین برخورد من به کامنتهای بی محتوای فریبا بود. چون برخورد او را فاشیستی ارزیابی کردم گفتم تا حدودی به آنها برخورد کنم تا فکر نکند که در قسمت کامنت نویسی میتواند قلدری کند.
    .
    ولی دیگر این مشاجره را ادامه نمیدهم چون کاملا می بینم که به هیچ سئوالی جواب نمیدهد و وارد هیچ بحث سازنده ای نمی شود و برای مثلا “افشا” من آمده است.
    .
    البته اگر در صفحات دیگر هم مجددا چنین کاری را تکرار کند باز هم بطور محدود به او پاسخ خواهم داد و همین کامنت را بعد از آن خواهم نوشت و یا کپی خواهم کرد.

  7. نوشتی که “ما” که معلوم نیست کدام “ما”، از چریکها نیستی.
    .
    مهم نیست باشی و یا نباشی، نظرت در مورد وابستگی سیاسی جمهوری اسلامی به آمریکا، نظر آنها هم هست. اعتراف میکنم که اشتباه میکردم اما به ضرر من نیست، بضرر خود توست چون نظر آنها اقلا یک نیمچه منطقی داره، اما نظر تو یکسری عبارات بی ارتباط است. مثلا فکر میکنی خیلی استادی که نوشتی رژیم وابستگی سیاسی دارد چون وابستگی اقتصادی دارد.
    بقیه نظراتت را هم نمیدانم، چون نگفتی. سازمان و تشکیلات تو (“ما”) هم برای من اصلا مهم نیست چون اصلا مهم نیستید و با این نظریه وابستگی کاذب هم که اصلا شانس مهم بودن نخواهید داشت.

    نوشتی:
    “من گمان نمیکنم که تو تا آخر عمرت تفاوت محتوایی تجزیه و تحلیل ما و چریکها را درک کنی به همین خاطر است که نظر آنها مبنی بر “سرمایه داری وابسته به امپریالیسم” را با تحلیل ما یعنی “کودتای CIA در ۲۲ بهمن ۵۷” قاطی کرده ای.”
    .
    اینجا فکر کنم من هستم که باید به افکار تو بخندم، کودتا؟ درس علوم سیاسی ات را از کدام دبستان گرفته ای؟!! جالبه، هر چه بیشتر مثلا نظریه میدهی، بیشتر و بیشتر گیج و ویج بودن خودت را نشان میدهی. حالا فکر کنم خیلی باید زحمت بکشی که بیان کنی “راهکار” عملی مورد نظر تو چیست. مثل خودت حرف بزنم، امیدی ندارم که بتوانی یک فرضیه درست و حسابی سر هم کنی.

    نوشته ای:
    “تو اصلا نمیدانی که ما کی هستیم”
    .
    این مشکل من نیست، این مشکل ناچیز بودن تو و “ما” توست.

    نوشته ای:
    “تو که در خارج کشور نشسته ای تصمیم به تشکیل یک تشکیلات ضد سرمایه داری و اتحادیه مخفی برای کارگران ساکن ایران گرفته ای؟”
    .
    من در خارج هم یک کارگرم و بر خلاف تو و امثال تو هر جای دنیا باشم هم به تشکل کارگری اعتقاد دارم. تو توانائی درک طبقاتی آنرا نداری چون برده مزدی نیستی و اگر هستی خود را وابسته به اربابت حس میکنی.

    نوشته ای:
    “آیا آنها ابتدا باید از ایران خارج و از یکی از کشورهای غربی تقاضای پناهنده گی کنند و پس از اخذ اجازه اقامت در غرب عضو اتحادیه تو شوند؟”
    .
    من پناهندگی ندارم. دلم خواسته بیایم غرب زندگی کنم و به آدمی مثل تو هم قرار نیست بگویم چرا. پس منتظر بشین.

    نوشته ای:
    “تو از راه دور و از خارج کشور برای کارگران ساکن ایران میخواهی اتحادیه مخفی و ضد سرمایه داری تشکیل دهی”
    .
    نه اصلا چنین نیست، من فقط به عنوان یک کارگر به کارگران ایران چنین پیشتهادی میکنم. من حتی خودم را انقلابی نمیدانم و نمی خواهم هم باشم. من فقط معتقدم که روابط سرمایه داری و دولتهای آن باید بروند و تشکلات ما کارگران باید بر جامعه حاکم شوند. بنظر من راهکار چنین است. ببین مسئله اجتماعی من، مسئله خود من هم هست. مسئله اجتماعی تو کدام مسئله توست؟

    نوشته ای:
    “سومین جوک ات هم این است که گفته ای من میخواهم ترا از سایت روشنگری بیرون بیاندازم. آخر٫ من چه کاره هستم که بتوانم ترا از این سایت بیرون کنم؟”
    .
    هنوز فکر میکنم برخورد فاشیستی و حزب اللهی تو (بحث منطق و علم را تبدیل کردن به جار و جنجال و دعوا و برخورد شخصی)در واقع برای بیرون انداختن من از روشنگری است وگرنه نمیگفتی که مسئله تو من هستم. حالا تف ات برگشته بروی خودت و میگوئی “آخر من چکاره هستم”. خب، منهم میدانم که هیچ کاره هستی. اگر بودی حتما جلوی کامتهای من را میگرفتی.

    خب حالا بگو راهکار عملی تو چیست؟ به بقیه سئوالات هم جواب بده تا بیشتر افشا شوی.

    همانطور که در پائین ذکر کردم، از دلایل مقاله نمیتوان این نتیجه را گرفت که رژیم جمهوری اسلامی از لحاظ سیاسی نوکر آمریکاست. و، مجددا، اصلا مهم نیست که طبقه سرمایه دار از چه نوعی است. از هر نوعی که هست، باید قدرتش گرفته شود.

  8. ناشناس عزیز٫ “ دون کیشوت” اینترنتی! سخنان ات فاقد هر گونه ارزشی بود مثل همیشه ! فقط قصه٫ حکایت و متل تعریف کرده ای اما٫ از انجایی که کامنت هایت حاوی چند “جوک و لطیفه” باضافه یک اعتراف بود جهت افشایت چند خطی مینویسم. ابتدا از لطیفه هایت شروع می‌کنم:
    ۱- خنده دار ترین جوکی که در این سال‌های اخیر شنیده بودم منتسب کردن من و ما به چریکهای فدایی بود که ناشی از بیسوادی و عدم آگاهی تو از پیرامونت است. بارها کفته ام که رژیم ایران مزدور و دست نشانده CIA و سازمان NATO و ثمره پیروزی کودتای آنها در ۲۲ بهمن ۵۷ است. خب٫ چریکها چه موقع ودر کجا همچین تحلیلی را کفته اند؟ آنها ٫ چریکها ٫ ۴۰ سال است که کفته و میگویند “قیام شکست خورده بهمن ۵۷”۰ من گمان نمیکنم که تو تا آخر عمرت تفاوت محتوایی تجزیه و تحلیل ما و چریکها را درک کنی به همین خاطر است که نظر آنها مبنی بر “سرمایه داری وابسته به امپریالیسم” را با تحلیل ما یعنی “کودتای CIA در ۲۲ بهمن ۵۷” قاطی کرده ای. اگر از من میشنوی طی نامه ایی مستقیم به آنها هر چه که دل تنگت میخواهد به آنها بگو٫ ما وکیل مدافع چریکها نیستیم . حتی میتوانی به چریکها بگویی “پاسبان کش” ( توده ای ها اولین کسانی بودند که به چریکها گفتند پاسبان کش – از روی دست توده ای ها انشایت را نوشته ای ٫ ای شیطون) . اما نقطه عطف لطیفه ات آنجا بود که با “اعتماد به نفس” خرده بورژوای ات کفته ای که تو همه تیوری های من و ما را میدانی. تو اصلا نمیدانی که ما کی هستیم به همین دلیل بوده که در رویاهایت ما را چریک و پاسبان کش دیده ای. اما٫ یک خبر ناگوار برایت دارم – گروه دیگری از ایرانی که به احتمال زیاد نامی از آنها نشنیده ای “ انقلاب شکوهمند” تو و توده‌ای ها را اولین انقلاب مخملی در جهان ارزیابی کرده اند.
    ۲- دومین لطیفه ات درک دبستانی ایت از “راهکار عملی” بود و هست. تو که در خارج کشور نشسته ای تصمیم به تشکیل یک تشکیلات ضد سرمایه داری و اتحادیه مخفی برای کارگران ساکن ایران گرفته ای ؟ و یا آن را تشکیل داده ای؟ در هر ۲صورت طبقه کارگر ایران (کارگران ساکن ایران) به چه شکل و روشی قرار است عضو اتحادیه مخفی٫ فرضی و خیالی تو در خارج کشور ( در کشور غربی محل سکونت تو) شوند؟ آیا آنها ابتدا باید از ایران خارج و از یکی از کشورهای غربی تقاضای پناهنده گی کنند و پس از اخذ اجازه اقامت در غرب عضو اتحادیه تو شوند؟ و یا اینکه تو با آن اتحادیه کذایی ات قرار است به ایران برگردی و طبقه کارگر را ترغیب به عضویت در آن بکنی؟ اتفاقا و دست بر قضا تو و چریکها یک ویژه گی مشترک دارید و آن هم همان حرافی و بیهوده گویتان است. تو از راه دور و از خارج کشور برای کارگران ساکن ایران میخواهی اتحادیه مخفی و ضد سرمایه داری تشکیل دهی٫ آنها هم از خارج کشور و از کانادا٫انگلستان و هلند شعار “ زنده باد مبارزه مسلحانه” سر میدهند!!
    ۳- سومین جوک ات هم این است که گفته ای من میخواهم ترا از سایت روشنگری بیرون بیاندازم. آخر٫ من چه کاره هستم که بتوانم ترا از این سایت بیرون کنم؟ تو به طور
    خودکار (اتوماتیک) خارج از محدوده هستی.

  9. و بلاخره فعلا اتمام کار کامنت نویسی امروز تا اینکه خانم فریبا از سفر یک هفته اش تشریف بیاورند:
    این سئوال مهمی است. اخیرا مشاور خامنه ای آقای ولایتی گفت که روسیه به رژیم کمکهای زیادی کرده است و البته همه میدانند. چرا امثال خانم فریبا رژیم جمهوری اسلامی را نوکر سر سپرده روسیه امپریالیست نمیدانند؟
    همه بمبهای ضد داعشی و ضد القاعده در سوریه که از آسمان ریخته شد برای نجات اسد و نیروی های حزب الله و سپاه پاسداران بود و اینکار توسط روسیه انجام شد. دولت امریکا رفت بخش کردستان را گرفت. چرا آمریکا به نجات سپاه پاسداران و حزب الله لبنان نیامد؟ اگر قرار است تئوری وابستگی بدهیم آیا وجه غالب رژیم که وجه تندرو اش هست نوکر امپریالیست روسیه و چین نیست؟
    واقعیت این است که رژیم جمهوری اسلامی نوکر هیچ کشوری نیست و از لحاظ سیاسی مستقل است. این دلیل نمی شود که در آینده مجبور به نوکری کردن نشود. به احتمال خیلی زیاد چنین خواهد شد چون وابستگی اقتصادی در نهایت به مهره عوض کردن و تغییر سیاست منجر خواهد شد. اما حرف امثال فریبا این نیست. حرف آنها این است که تاریخ مصرف شاه تمام شد آمریکا خمینی را آورد، حرفشان این نیست که وابستگی اقتصادی بتدریج به نوکری می انجامد.
    در انتها، مجددا، همانطور که ذکر کردم، این مسئله هم اصلا مهم نیست چون مسئله ما بردگان مزدی روابط سرمایه داری است نه نوع ارباب سرمایه دار.

  10. فریبا نوشته که تاریخ مصرف سپاه پاسداران تمام شده است و برای همین میخواهند آنها را از بین ببرند.
    خوب حالا سپاه پاسداران شدند مستقل و غیر وابسته و غیر نوکر چون می بینید که مثلا اربابش شده است ضد او؟
    از منطق فریبا و هم نظران مقاله نویس ش میتوان نتیجه گرفت که حالا که سپاه پاسداران دیگر نوکر نیست، چون اربابش علیه اش شوریده،دیگر نوکر نیست، انقلابی است ویا غیر ارتجاعی است و باید از آنها دفاع کرد؟ حالا که مستقل است، چون اربابش دشمن ش شده است، وضعیت ارتجاعی بودن و یا نبودنش در کجاست؟
    یک پاسخ این است که در سرکوب گری اش است. درست، اما سرکوب گری برای حفظ چه چیزی؟ پاسخ منطقی و علمی این است که سرکوبگری اش برای حفظ نظام بردگی مزدی است. حال این هم همان است که من همیشه می نویسم و اینهمه جار و جنجال راه انداختن برای چیست؟
    پائین نوشتم، دوباره بگویم، حال بفرض اینکه سپاه پاسداران نوکر امپریالیستهاست، در اصل قضیه اینکه محافظ نظام بردگی مزدی است فرقی نمیکند و تکلیف ما بردگان مزدی با آنها روشن است.
    پس می بینید که سیستم نظری من استحکام دارد اما سیستم نظری فریبا و مقاله نویس های هم نظرش انسجام ندارد و با یک فوت واژگون میشود.

  11. نوشته ای:
    ” با نشستن پشت کیبورد و در خانه گرم و نرم که نمی‌شود “مشت دندان شکن” به دهان سرمایه داری زد!”
    کاملا حرف درستی است، اما بدون نوشتن هم نمی شود بی منطق و آتوریته طلب بودن و هوادار استثمارگری بودن “روشنفکران” را، چه مارکسیست و چه غیر آن را، نشان داد. همانطور که گفتم، مقاله میخوانم و سایت روشنگری میخواهد بخوانم وگرنه مقالات را درج نمی کرد و کامنت می نویسم و روشنگری هم میخواهد بنویسم وگرنه آنه را هم درج نمی کرد.
    پس از حد خودت فرا تر نرو به آزادی ها احترام بگذار و سعی نکن کسی را از نوشتن کامنت زیر مقاله اربابان مثلا نظری ات دور کنی.
    ***
    بعلاوه ذکر کردم که نتیجه ای که نویسنده میخواهد از آوردن فاکت در وابستگی سیاسی و نوکر بودن رژیم بیاورد برای اثبات نظری او کافی نیست. برای اینکه اثبات کند که رژیم ایران نوکر آمریکا مثل مثلا رژیم شاه است باید خیلی بیشتر از اینها کار کند، در واقع دارد در مورد ادعای خود تنبلی میکند. مثلا باید نشان دهد که خامنه ای برای رهبری سیاسی از آمریکا مثل شاه کمک میگیرد و یا نشان دهد که با هم سر و سری دارند و مثلا سپاه تقلبی حزب الله لبنان را حمایت میکند و حزب الله لبنان تقلبی اسرائیل را شکست داد و یا از لبنان بیرون انداخت، از اینجور چیزها که واقعا کار باشد نه سمبل کردن و سرهم بندی.
    ***
    با زبان خودت بگویم، خود تو خیلی مونده اینجور چیزها را بفهمی، آنقدر بخودت اطمینان نداشته باش.

  12. نوشته ای:
    “تا آنجایی که خودت٫ خودت را در سایت روشنگری افشا کرده ای تو از طرفداران انقلاب اسلامی (کودتای ۲۲ بهمن ۵۷) هستی٫ چونکه رژیم برآمده از آن کودتا را مستقل معرفی کرده و میکنی”
    ***
    مستقل بودن و یا نبودن یک دولت اصلا یک رژیم را ارتجاعی و یا غیر ارتجاعی نمیکند. حال که دولت آمریکا یک رژیم مستقل است، غیر ارتجاعی است؟ برای همین ایده و عبارت ذکر شده تو کاملا در یک تناقض درونی قرار دارد، چون احتمالا آمریکا را ارتجاعی میدانی اما با معیار استقلال باید آنرا غیر ارتجاعی بدانی. برای من همه دولتها ارتجاعی اند، از جمله جمهوری اسلامی و دلیل بسیار روشن و عیانی برای آن دارم که ذکر میکنم.
    آنچه که هر دولتی را ارتجاعی میکند مدیریتش و کمک ش در حفظ روابط بردگی در جامعه است که در عصر ما این بردگی بصورت بردگی مزدی وجود دارد. حال اصلا مهم نیست این رژیم بلشویکی است، امپرالیستی دموکراتیک است، امپریالیتسی فاشیستی است و یا سوسیال دموکراتیک است. آنچه را که باید دنبال ش رفت این است که نیروی کار در جامعه به چه شکلی سازمان داد شده است و محصول آن عاید چه کسانی می شود.

  13. نوشته ای:
    “- از “شر” افشاگری های من تا یک هفته خلاص خواهی بود . امشب عازم سفر هستم.”

    سفر خوش، هیچ شری نیستی و خوب بود روشنگری کامنتهایت را دقیقا همانطور که شخصیت تو را نشان میدهد درج می کرد و من هرگز آدمی نیستم که به روشنگری ایراد بگیرم که چرا درج کرده. این شما ها هستید که من را شر می بینید چون بساط آتوریته طلبی شما را بهم می زنم.

    خوانندگان بدانند که مشکل من با مارکسیستها با اکثر آنها هست نه با مارکسیستهای معروف به شورائی که بخشا نتیجه بعضی از افکار درست پانه کوک است ولی مهم تر وفاداری به جنبش غیر روشنفکری و اصیل کارگری-شورائی علیه مالکین و حاکمین می باشد. دیدگاه من دیدگاه کمونیستی آنارشیستی سندیکالیستی است که مارکسیستهای بلشویک قدرت طلب و دیکتاتور و مارکسیستهای سوسیال دموکرات، از آن متنفرند. ولی تاریخا حرفهای ما درست درآمده و دیدگاهها و راهکارهای آنها تماما شکست خورده است. احزاب کمونیست و گروهای چریکی و مارکسیستی همگی شکست خوردند.

  14. واقعیت این است که همه “بی سواند”، مخصوصا ما بردگان مزدی. همین بی سوادی ما باعث می شوند که امثال خانم فریبا بپرند وسط و سعی کنند رئیس ما بشوند و ما را به گمراهه خود بکشند. مشکل ما با سوادها این است که از نیروی ما استفاده میکنند و سرمایه دار و رئیس و دولت درست میکند و بعد علیه ما مرتکب اعمال ضد بشری می شوند از جمله همه سیاستمداران طبقه سرمایه دار غرب و شرق و از جمله رهبران حزب کمونیست موجود و منحل شده، از جمله همان لنین که جنبش شورائی و دهقانی اوکراین (به رهبری ماخنو) سرکوب کرد.

    ماخنو در ویکی پدیای فارسی:

    نستور ماخنو (انگلیسی: Nestor Makhno؛ ۲۶ اکتبر۱۸۸۸–۶ ژوئیه ۱۹۳۴) یک انقلابی آنارشیست اوکراینی و از شخصیت‌های تاریخ انقلاب‌های آنارشیستی است.

    در پی انقلاب اکتبر در امپراتوری روسیه دهقانان اوکراینی به ویژه در جنوب، با خودداری از پذیرش شرایط پیمان برست ـ لیتووسک (Brest-Litovsk منعقده در مارس ۱۹۱۸) که طی آن مقامات جوان بلشویک اوکراین را به امپراتوری اتریش-آلمان واگذار کردند، در قالب یک ارتش پارتیزانی گرد هم آمدند و ماخنو را از میان خودشان به فرماندهی ارتش برگزیدند.

    نستور ماخنو توانست نظام تقسیم اراضی و قانون اساسی شوراها را به اجرا بگذارد. در این قانون، شوراها از جایگاه مجامع آزاد فدرال برخوردار بودند. به همین دلیل، پس از پیمان صلح ۱۱ نوامبر، ۱۹۱۸ او با نیروهای ملی‌گرای سیمون پتلیورا (Simon Petlioura) و سپس با روس‌های سفید به فرماندهی آنتون دنیکین (Anton Denikine) که تحت حمایت نیروهای متفق فرانسوی و بریتانیایی قرار داشت به جنگ پرداخت؛ نیروهای متفق درصدد بودند که به هر قیمتی شده از گسترش جنبش انقلابی به سوی اروپای شرقی جلوگیری کنند.

    ارتش پارتیزانی ماخنو ضمن حفظ استقلال خود پیمانی با ارتش سرخ در مقابل این دشمن مشترک به امضا رساند، اما بعدها به این ارتش پارتیزانی خیانت شد و جنبش از هم فروپاشید. از نظر تروتسکی، این ارتش فقط «شورشی با عناوین پوششی بود که تلاش می‌کرد حکومتی بورژوازی را به نفع کولاکها به قدرت برساند.» اما در واقع، مدافعین حکومت تک‌حزبی بلشویکی نمی‌توانستند تحقق عملی شعارهای استقلال و دموکراسی مستقیم را تحمل نمایند. ماخنو که تحت تعقیب قرار گرفته بود مجبور شد در اوت ۱۹۲۱ میدان نبرد را ترک کند و به کشور رومانی پناهنده شود. او سرانجام در سال ۱۹۲۵ به پاریس رسید، مدتی در شرکت رنو مشغول به کار شد و سرانجام در حالی که تقریباً از سوی همه به فراموشی سپرده شده بود در ژوئیه ۱۹۳۴ در اثر بیماری سل در گذشت.”

    حال امیدوارم سر جایت بشینی و بحثها را شخصی نکنی.

    در مورد بی سوادی، ببینیم خود تو کجای کاری. نوشته ای:
    “کامنت من در مورد نقشه مشترک ارباب و مزدور (امریکا و سپاه پاسداران ) که البته تنها یک گمانه زنی می‌باشد چکیده ای از یک تحلیل مشخص از شرایط مشخص ایران است که ۴۰ سال سند و مدرک و شواهد و قراین افشا شده پشتیبان اش است. با کلمات دبستانی ات مثل “ من در آوردی “ و ……. لوث نخواهد شد.”

    ولی از یک طرف میگوئی “گمانه زنی” است و از طرف دیگر میگوئی “سند و مدرک و شواهد و قراین افشا شده پشتیبان اش است” این هم شد علم و منطق باسوادی مثل تو.
    ***

  15. وضعیت این ورشکستگان سیاسی ضد رژیمی خیلی اسفناک است:
    خانم فریبا نوشته:
    ” ۱- هدف من از برخورد با تو فقط افشا تو است و نه٫ سوال و جواب از تو”
    پاسخ:
    تو که راهکار عملی علیه رژیم داری، حالا چرا میخواهی یک کامنت نویس ساده و دبستانی را افشا کنی؟ برو سران رژیم را افشا کن و خانه تیمی مسلحانه درست کن. احتمالا خهودت میدانی که همه تئوری هایت را میدانم و میخواهی من را مثل کار فولادی از روشنگری بیرون کنی و تو هم مثل او شکست خواهی خورد و نویسندگان مطلوبت کامنت خواهند گرفت و بدتر.
    ادامه دارد …

  16. دلیل اینکه جواب سئوالات من را نمی دهی این است که ماهیت افکار سرمایه داری ات افشا می شود. احتمالا سرمایه داری دولتی استالینیستی ات. فولادی ، برخلاف تو سوسیال دموکرات، هم وقتی در بحث بازنده شد مجبور شد من را محکوم به هوادار رژیم بودن کند. اینکار همه مارکسیستهای آتوریته طلب است. همیشه در عمل کارشان به حاکمیت و توطئه و دسیسه و جنایت می کشد چون دنبال حاکمیت اقلیتی مثلا انقلابی بر کارکران هستند. خوشبختانه در بخش کامنت نویسی روشنگری امکان حاکمیت کردن وجود ندارد.
    اما من ترسی از پاسخ دادن به سئوال تو ندارم.
    گفتی راهکار عملی بدهم، راهکار عملی من خیلی روشن و در انطباق با نظرم است: تشکل یابی علیه هر نوع سرمایه داری (اسلامی، سکولار، دولتی) در محیط کار و زندگی علیه بردگی مزدی، که هست بوجود آوردن اتحادیه های ضد سرمایه داری مخفی در شرایط دیکتاتوری و نیمه علنی در شرایطی که امکان حقوقی آنها وجود دارد بدون اینکه به وضعیت حقوقی بهائی داده شود. این تشکلات فقط برای گرفتن امتیاز نیستند بلکه فرمهای روابط کمونیستی جامعه آتی هستند. برای درست کردن دولت نیستند برای سرنگون کردن آنها و حاکمیت بر خود است. بعضی از مارکسیستهای انقلابی و درست حسابی که اقلیتی کوچکی هستند به این تشکلات میگویند تشکلات شورائی اما بدلایلی من میگویم اتحادیه های انقلابی.
    ******
    در مورد کامنت نوشتن،
    همانطور که قبلا جائی دیگر ذکر کردم من مقالات را میخوانم و در مورد ضعف آنها کامنت کوتاهی میگذارم. در اینکار بهتر است پایت را از حد خودت فرا تر نگذاری و برخورد شخصی نکنی و فقط به مضمون بحث برخورد کنی. افشاگری کن اما شخصی نکن، به بحث برخورد کن.
    *******
    در مورد بی سواد بودن من، میتوانی امتحان کنی و خواهی دید که خودت بی سوادی. بزرگتر از تو ها بازنده شده اند.
    *******
    در مورد مقاله و کسانیکه میخواهند جمهوری اسلامی را از روز اول نوکر امپریالیست بدانند، احتمالا آنها تز سرمایه داری وابسته چریکها را بصورت عامیانه با تز ماتریالیسم تاریخی مارکس میخواهند انطباق بدهند به این صورت که گوئی هر پدیده اقتصادی بی واسطه جنبه سیاسی دارد. مثلا هر وابستگی اقتصادی، بلافاصله وابستگی و نوکری سیاسی است. این برخورد عامیانه و کودکانه و شبهه علمی بسیار غلط و مزخرف است که فقط از خانه های تیمی اسلحه بدستهائی که وقت فکر کردن ندارند و ماشه بدست هستند و پاسبان می کشتند بیرون می زند. تمام تزهای فدائی های اولیه هم در راهکارهای عملی اش شکست خوردند و امروز چهار پنج نفر پیر و پاتال هستند. فدائی ها در زمان شاه هم ایزوله بودند. بعد از شورش ۵۷ بعلت جو شهید پرستی طرفدار پیدا کردند اما بعلت مسائل روزمره و ایدهای توخالی چریکی متوجه شکست خوردن آن شدند و کار فپائی ها به انشعاب کشید
    —-
    هر چه بیشتر افشا کنی، خودت بیشتر افشا میشوی. هارت و پورت نکن، بازنده ای. شخصی نکن که شخصی اش میکنم همانطور که دیدی.
    —-
    کلا حمله شخصی کردن بجای بحث و فرار از بحث و پاسخ به سئوال ندادن، نشانه بی منطق و ارتجاعی بودن است. چریکهای فدائی خلق هوادار مشی چریکی و اسلحه بدست استالینیست بودند و روی دولت حزب کمونیست سرنگون شده شوروی مرده برای کمکهای نظامی و بعدا بعد از گرفتن قدرت سیاسی حساب میکرند. با داغون شدن آن حزب تمام تزها فرو ریخت. نمیگفتند آن حزب ارتجاعی است میگفتند رویزیونیست است، احتمالا استالین جنایتکارشان انقلابی بود.
    —-
    گفته های بالا به این علت است که شباهتی بین مقاله و افکار فریبا با اشرف و هوادارانش وجود دارد.
    ****
    حال سئوالی دیگر. نوکرهای امپریالیسم روسیه چه کسانی هستند؟ جناح تند رژیم رو چرا نوکر امپریالیست روسی نیست؟

  17. ناشناس عزیز٫ “دون کیشوت” اینترنتی! دیروز ۲ کامنت خطاب به تو نوشتم که فکر می‌کنم از نظر روشنگری “تند و تیز” بوده و به همین خاطر (شاید به این دلیل) منتشر نشد٫ که البته هیچ گله و شکایتی ندارم. آنها بطور قطع برای خودشان ضوابطی دارند. حال٫ کمی ملایمتر فهرست وار نظرم را میگیم:
    ۱- هدف من از برخورد با تو فقط افشا تو است و نه٫ سوال و جواب از تو
    ۲- سواد و درک نازل تو از سیاست های کلان منطقه ای و بین المللی “دبستانی “ است بهمین دلیل از بیخ و بن هم از مرحله پرتی و هم از تاریخ کشورت (حداقل یک عقب ماندگی ۴۰ ساله را حمل می‌کنی). هیچ کس مسئول بی سوادی تو نیست در نتیجه از اظهار نظر در مسایلی که در حیطه فهم و درک دبستانی ات نیست بپرهیز و اظهار نظردر مسایل تیوریک و ایدیولوژیک را به اهلش بسپار شاید از این راه خودت را رشد بدهی.
    ۳- تا آنجایی که خودت٫ خودت را در سایت روشنگری افشا کرده ای تو از طرفداران انقلاب اسلامی (کودتای ۲۲ بهمن ۵۷) هستی٫ چونکه رژیم برآمده از آن کودتا را مستقل معرفی کرده و میکنی۰ دلیلش هم این است که تو هنوز نمیدانی “ قدرت سیاسی انعکاس قدرت اقتصادی است” . در حقیقت این اربابان رژیم ها هستند که قدرت سیاسی در ایران را در اختیار دارند ٫ زمانی با تاج و تخت و زمانی با عبا و عمامه و الاخر……
    ۴- کامنت من در مورد نقشه مشترک ارباب و مزدور (امریکا و سپاه پاسداران ) که البته تنها یک گمانه زنی می‌باشد چکیده ای از یک تحلیل مشخص از شرایط مشخص ایران است که ۴۰ سال سند و مدرک و شواهد و قراین افشا شده پشتیبان اش است. با کلمات دبستانی ات مثل “ من در آوردی “ و ……. لوث نخواهد شد.
    ۵-افشا ی تو را بر اساس کفته هایت در کامنت هایت که همه آنها را ذخیره کرده ام را به مرور زمان ادامه خواهم داد!
    ۶- برای حرافی هایت “راهکار عملی” ارایه بده شاید کاربری یا شخصی تصمیم گرفت زیر علم ات سینه بزند خب٫ او نباید بداند که تو با کدام روش عملی و “علمی” میخواهی بردگی مزدی را لغو کنی؟ با نشستن پشت کیبورد و در خانه گرم و نرم که نمی‌شود “مشت دندان شکن” به دهان سرمایه داری زد!
    ۷- همان طور که در بالا گفتم هیچ بحث و یا سوال و جوابی با تو نخواهم داشت مگر اینکه٫ بشرط اینکه “راهکار عملی” ات را برای همه کاربران سایت روشنگری ارایه بدهی.
    ۸- از “شر” افشاگری های من تا یک هفته خلاص خواهی بود . امشب عازم سفر هستم.

  18. حال حتی اگر فرض کتیم که آمریکا و سپاه پاسداران با هم هستند،یکی از فرضیات من درآوردیی مثل مثلا کار انگلیسهاست، و یا سپاه پاسداران و دولت ایران نوکر آمریکائی ها، باز در اصل قضیه که هر دو سرمایه داری و استثمارگرند و باید توسط وحدت کارگران ایران و آمریکا بزیر کشیده شوند تغییری حاصل نمیکند. راهکار قضیه مبارزه با سرمایه داری است نه دنبال سندهای مخفی سازمانهای امنیتی رفتن و دخالت کردن در امور سیاسی سرمایه داران و سیاستمدارانشان، ما که سرمایه دار نیستیم که دنبال سیاست بهتر برای مدیریت بردگان مزدی باشیم. ما بسادگی و براحتی می توانیم بفهمیم که استثمار می شویم و آلت دست هستیم.

  19. سپاه پاسداران به عنوان وابسته ترین نهاد رژیم ایران به CIA و سازمان NATO که تقریبا همزمان با تروریست های القاعده و لشکر محمد در پاکستان جهت کمونیست کشی در ایران و خاورمیانه تشکیل و سازماندهی شد اکنون توسط اربابانشان در لیست تروریستی قرار گرفته اند٫ اما چرا؟ برنامه چی هست؟ سال‌های سال است که وقتی تاریخ مصرف رژیم های مزدور و دست نشانده غرب و بویژه امریکا تمام می‌شود یا به زبان “خوش” آنها را تعویض می‌کردند یا با کودتا و یا با جنگ. سرنوشت رژیم محمد رضا شاه در ایران٫ بن علی در تونس٫ حسنی مبارک در مصر٫ قذافی در لیبی٫ صدام حسین در عراق و…و جلوی چشمان ما است. اما٫ حال سیاست های کلان منطقه ای و بین المللی (روسیه و چین + هند) دست امریکا را از پشت بسته و آنها نمیتوانند با خیال راحت این تعویض ها را “بخوبی و خوشی” انجام دهند. یک فرضیه این هست که امریکا با این بهانه و با همکاری سپاه پاسداران ( حال در نظام رسانه ای نانخور غرب ٫امریکا و پاسداران “دشمن” همدیگر هستند) کشور و مردم ایران را بخاک و خون بکشند و ایران را بویژه به لیبی یا سوریه به یک مخروبه تبدیل کنند. بویژه اینکه امروز اعلام شد که چندین گردان از نیرو های تروریستی حشد الشعبی و یک نیروی تروریستی دیگر عراقی به بهانه کمک به سیلزدگان وارد ایران شده اند. امریکا می‌خواد بر اساس آن ضرب المثل ایرانی که می‌گوید “ دیگی که برای من نمیجوشد سر سگ در آن باشد” در ایران عمل کند! اما٫ به اعتقاد من این نقشه امریکا و سپاه پاسداران در ایران موفق نخواهد شد

  20. دشمنی و جنگ بین رژیمهای ضد کارگری مثل ایران و آمریکا جنگ ما کارگران نیست. جنگ ما کارگران الغای بردگی مزدی است و اینکه این بردگی مزدی بکمک چه نوع دولتی اعمال شود برای ما مهم نیست. همه دولتها از جمله دولت ایران و آمریکا تروریست هستند و به اندازه کافی برای این ادعا سند و مدرک وجود دارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

Page generated in 0٫623 seconds. Stats plugin by www.blog.ca
رفتن به نوارابزار