دوشنبه, ۱ مهر , ۱۳۹۸
   

Comments

آیا باید در انتظار«سیل» سیاسی هم باشیم؟!
تقی روزبه
— 5 دیدگاه

  1. بردگان مزدی کمونیست دنبال حزب سازی و حزب سازان نروند. حزب فقط و فقط برای دولت سازی است. دولت سازی انقلابی فقط به دولت ارباب کارگران ختم می شود و به سرکوب و تروریسم و بوروکراسی علیه کارگر ختم می شود.
    میگویند ببینید که حزب سازی چطور چین پر قدرت درست کرد. احمقانی که چنین استدلالی میکنند نمی بینند که برای ساختن دیو دولت چین چقدر دهقان و کارگر و زحمتکش کشته شد و آخرش هم چین شد کارخانه بزرگ نیروی کار ارزان سرمایه داران جهان. خاک بر سر این نوع مارکسیستها. مارکسیستها در قرن گذشته فقط ایده متین کمونیسم را به کثافت کشاندند. بدبختانه هنوز هم از رو نمی روند و همان فاجعه را میخواهند تکرار کنند.

  2. میگویند عملیات امپریالیستهای دموکراتیک غربی در سوریه ناموفق بود. این حرف بخشا درست و بخشا غلط است. درست تا آنجائی است که به سرنگونی اسد منجر نشد. غلط تا آنجائی است که درس ادبی شد برای سوریه و حزب الله لبنان تا نوکر دموکراتهای غربی و اسرائیل بنام حریری را که سرمایه دار بزرگی بود ترور نکنند. حالا تروریستهای حزب الله و دولت اسد بفرمایند سالها در خرابه خود با وحشت حکومت کنند. خاک بر سر همان اسد که با آمریکا برای سرنگونی صدام همکاری کرد. رژیم احمق ما هم برای دم تکون دادن برای آمریکا چنین کرد.
    جامعه طبقاتی و دولتها ما بردگان مزدی را به جان هم می اندازند تا در بازی های شطرنج خود ببرند. احمق آن بردگان مزدی که یا دنبال سیاستمدار شدن دموکرات برای آنها هستند و یا نوکر و آدمکش جیره خوارشان. بردگان مزدی کمونیست نباید دنبال دولت سازی باشند. باید اتحادیه های انقلابی ضد سرمایه داری خود را برای تسخیر سرمایه و سرنگونی دولتها سازمان دهند.

  3. نامگذاری کردن سپاه پاسداران توسط آمریکا در حقیقت نام درست گذاشتن بروی این دستگاه خونخوار رژیم است. البته این کار توسط کشوری امپریالیستی انجام شده که سازمان سیا خودش که مسئول امنیت آمریکاست خودش تروریست است.
    ولی حقیقت عمیق تر این است که اصولا نهاد دولت ، چه مثلا انقلابی، بشریت دولت انقلابی هرگز نداشته است، و چه غیر انقلابی، بدون اعمال تروریستی ممکن نیست. این اعمال وقتی بخوبی آشکار می شود که دولت زیر ضرب و خطر سرنگونی قرار بگیرد. صدها مثال در مورد دولتهای دموکراتیک غرب وجود دارد و همه میدانند و حتی خودشان فیلم سینمائی می سازند. جیمز باند مثلا خودش یک تروریست قهرمان است. واضح ترین نمونه تروریسم دولت مثلا انقلابی بقتل رساندن تروتسکی توسط استالین است. در چین زمان مائو هم چنین اتفاقاتی افتاد که یادم نیست و در دوره انقلاب فرهنگی بود. ترورهای رژیم خودمان توسط سپاه هم که خیلی زیاد است از جمله ترور بختیار و یا فروهر.
    امیدورام روزی مارکسیستها دست از دولت سازی که منجر به تروریسم می شود دست بردارند و ایده کمونیسم را بیش از این گند نزنند. هر که نخوانده مارکس گفته “بهر وسیله” ، مارکس را نخوانده.

  4. Nashenas aziz, «Don Kishot Internetti» ! Harafi bas ast, beh andazeh kafi dar inja sokhanan bihodeh va bi mayeh zadehi. «Rahkar amali» eraeh bedeh, shayad karbari ya shakhsi beh farz (farz mahal, mahal nist) khast zir alamat sineh bezanad. Khob, ou bayad bedanad keh shoma beh gheir «harafi» chi dar chanteh dari. Man keh midanam keh hich «rahkar amali» dar «khorjinat» nist va faghat yek «ghahreman» Internetti hasti!!

  5. دولتهای سرمایه داری- غربی-امپریالیستی دنبال نوکر کردن رژیم هستند و روی جناح پرو غربی آن حساب میکنند. آنها برای این کار تزهای متناقضی دارند و دائم آنها را آزمایش میکنند. دولتهای سرمایه داری-شرقی- امپریالیستی روی جناح تند رو حساب میکنند و فعلا برنده هستند و جناح غربی مجبور شده است با تحریم اقتصادی دنبال نیت خود حرکت کند که بنظر من موفق نخواهد بود مگر اینکه کار را به جنگهای طولانی بکشد که این بحثی است که طرفدارانی در میان امپریایستهای غربی دارد.
    تکلیف اکثریت جمعیت مردم ایران یعنی بردگان مزدی با اربابان سرمایه دار و آخوند روشن است. رژیم آخوندی رژیمی است حامی بردگی مزدی و از این بردگی تغذیه میکند. اول باید این بردگی را فهمید و بعد رفت سراغ حامیانش نه برعکس. اگر برعکس برویم برده اربابی دیگر خواهیم بود. در واقع کثیری از بردگان مزدی ایران میدانند که رژیم پست فطرت است اما نمیدانند که واقعا چرا! برای همین است که تبلیغ ضد دیکتاتوری هیچ کمکی نمی کند. تبلیغ و ترویج باید علیه روابط سرمایه داری باشد. اکثر مارکسیستها این رویکرد را دوست ندارند چون در تناقض با ماتریالیسم تاریخی غیر علمی آنهاست و دائم مثل این نویسنده زبانشان را در مقابل بورژوازی سکولار نرم میکنند.
    در ارتباط با قلدری های رئیس سپاه روشن است که جناح تندروی علمی تر شده هم منتظر جنگ هستند تا از این مخمصه خلاص شوند اما فکر میکنم فعلا با چند تا سیلی مواجه شوند (مثل سیلی های اسرائیلی به آنها در سوریه) تا خود جنگ تا حساب و کتابهای استراتژیک غربی ها در ارتباط با رشد و نمو جناح شرقی تمام شود.
    در ارتباط با ایدئولوژی اسلام سرمایه داری شیعه حاکم بر ایران، امپریالیستهای غربی اصلا نگران نیستند چون میدانند ورشکسته است و نیروی سنی خونخوار لازم برای مواجه شدن با آن را زیاد دارند. سیاست آنها سیاست لیبرال کردن حاکمیت و از بین بردن جناح تندرو است. اگز جنگی بشود، محدود خواهد بود و فقط برای زدن دست و پای جناح تندرو.
    نگران توسعه طلبی رژیم و یا توسعه طلب شدن آن نباشید، موفقیت محدود و مخربی برای خود خواهد داشت. بدون نیروی هوائی روسیه اصلا توسعه ای در کار نخواهد بود و در جنگها شکست خواهند خورد و روسها هم وارد هر جنگی نخواهند شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

Page generated in 0٫778 seconds. Stats plugin by www.blog.ca
رفتن به نوارابزار