یکشنبه, ۲۹ اردیبهشت , ۱۳۹۸
   

Comments

اختلالات روحی – روانی بازتاب بیگانگی از کار
آناهیتا اردوان
— 2 دیدگاه

  1. اینرا هم اضافه کنم که افراد طبقه حاکم بعلت استثمارگری شان و آدم کشی هایشان همیشه از ما بردگان مزدی روانی تر هستند و فرهنگ منحط تری دارند.

  2. نظریه بیگانگی مارکس در دستنوشته های اولیه اش موجود است و مارکس مبحث بیگانگی کار را وسط کار رها کرده آنجا که خواسته مسئله را از زاویه طبقه سرمایه دار توضیح دهد. بنظر من اگر ادامه میداد میدید که نگاه کردن به قضیه از زاویه بیگانگی کار چندان هم جالب نیست و احتمالا برای همین آنرا رها کرده و بعد فقط در یکی دو جا از این عبارت استفاده کرده.
    بهترین کار این است که قضیه را از زاویه بیگانگی کار توضیح ندهیم و وضعیت روحی-روانی بردگان مزدی را از زاویه قربانی آتوریته بودن در تمام جنبه های اجتماعی زندگیی، برده مزدی بودن و محکوم بودن و اختیاری در سرنوشت زندگی خود نداشتن توضیح بدهیم. رعیتهای دوران فئودالی بیگانگی کار نداشتند و نمیتوان گفت آنها مشکلات روحی-روانی نداشتند و آلوده به هزاران نوع خرافت ترویج شده توسط طبقه حاکم نبودند و وارد آدم کشی و جنگ و نفرت از آدم دیگر نمی شدند.
    ما کارگران برده مزدی هستیم، وابسته به سرمایه داران هستیم، سرمایه داران از وضعیت ضعیف ما سوء استفاده میکنند و دائم در مغز ما آشغال های خرافی و ایدئولوژیک وارد میکنند. درست فکر کردن، درست استدلال کردن، آگاهی از وضعیت بردگی خود پیداکردن و برای آزادی از بردگی مزدی فعالیت کردن به سلامت فکری و روحی و روانی ما کمک میکند. لازم نیست نظریات پیچیده و تکمیل نشده و جنجال آفرین را بعنوان تشخیص مرضها اشاعه داد، این کار را خراب تر میکند و مشتی ریاکار روشنفکر و آتوریته چی بوجود می آورد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

Page generated in 1٫121 seconds. Stats plugin by www.blog.ca
رفتن به نوارابزار