دوشنبه, ۵ فروردین , ۱۳۹۸
   

Comments

«هویت ایرانی» به مثابه برابرنهاد«هویت دینی» به چه معناست؟
تقی روزبه
— 3 دیدگاه

  1. تنزل از لغتنامه های کمونیستی به لغتنامه های بورژوائی هیچ کمکی نمی کند جز راضی کردن قشری از روشنفکران که علاقه ای به جنبش کارگری-کمونیستی ندارند و فقط مثلا دموکرات و یا احتمالا ضد رژیمی هستند و دوست دارند جای امنی در نردبان سلسله مراتب سیستم داشته باشند. این یکی هم تمام.

  2. مجددا، یک کم فرموله تر تا ببینیم چه می شود و آیا کار یکجا خرابه یا نه، بنظر خراب که نمی آید.
    در چهارچوب مفاهیمی چون “مردم”، “جامعه” و “دمکراسی” در مقاله، البته مفهوم “ایرانی” هم وجود دارد ولی پنهان چون نمیتوانی دولت دموکراتیک داشته باشی اما ملیت نداشته باشی، من میتوانم از بازگشت پادشاهی و سلطنت پسر شاه دفاع کنم و مقاله اصلا من را نفی نخواهد کرد.
    این دفاعیات من است:
    ۱ – پسر شاه آدم نکشته، باباش کشته، او میتواند شاه عادلی باشد.
    ۲ – سرمایه های پسر شاه قانونی است، لااقل به همان اندازه قانونی است که سرمایه های ملکه ها و پادشاهان دموکراسی های غربی و یا ژاپن هستند. الغای سلطنت توسط شاه فقط به اعتبار حاکمیت خود اسلامیون حاکم ممکن است اما از آنجا که خمینی از همان روز اول دموکرات نبود، الغای سلطنت توسط نسل قبل فریب خورده رژیم خمینی، اعتبار قانونی ندارد.
    ۳ – سرمایه های شاه ملی هستند لااقل به همان اندازه که سرمایه های ملکه ها و پادشاهان کشورهای غربی هستند.
    ۴ – دلیلی ندارد که ایران دوستان بعلت ظلم و زور شاهان قدیم مجددا پادشاهی نخواهند. ایران دوستان میتوانند ادعا کنند که چون آدم کشی های استعمارگران پادشاهی دموکراسی های غربی هنوز برای ملیت آنها افتخار محسوب می شود، چرا حالا وقتی نوبت ما میشود قرار است که برای ما نشود؟
    ۵ – حتی نازیهای هیتلری و فاشیستهای موسیلینی و بقیه انواع فاشیستها در کشورهای دمو کراتیک غربی دارند راست راست راه می روند و هر چند وقت یکبار آدم هم میکشند، چرا که نه ما، رضا پلوی هم که هرگز نگفته فاشیسته، دمو کراسیه دیگه!
    ۶ – بعلاوه، سرنگونی طلبها اگر دنبال اتحاد علیه رژیمند، با رعایت دموکراسی، مجبورند رضا پهلوی را هم بپذیرند. رضا پهلوی مثل سازمانهای چپ و راست هوادار دموکراسی دارد بخت خودش را امتحان میکند. شما علیه او تبعیض قائل می شود.
    ۷ – درسته، رضا پهلوی به جناح راست دولت آمریکا تکیه کرده اما دموکراسی همینطور است، مردم ترامپ را انتخاب کرده اند. در دموکراسی باید تحمل داشته باشید. رضا پهلوی را هم باید تحمل کنید.
    فکر نمیکنم راه کارگری ها ی هوادار دولت دموکراتیک و مردم و جامعه و ایران منطقی قانع کننده داشته باشند. مقاله بسیار ضعیف است و فقط در چهارچوب رقابت برای قدرت قابل درک است و از لحاظ تاکتیک وحدت برای سرنگونی حتی کوته فکرانه میتوان دیدش.
    اگر خود نویسنده و هواداران سازمان راه کارگر کامنتی در مورد نظر من دارند، لطفا بیان کنند. البته بحث باید فقط و فقط در چهارچوب مقاله فوق باشد.

  3. اگر فرض کنیم نویسنده اختیاری بر کلماتی که بکار می برد داشته باشد، باید بگوئیم عمدا ابهام میگوید. اگر اختیاری ندارد، حرفهای مهمی نزده است.
    دائم می خوانیم “مردم” و “جامعه”.
    حقیقت این است که مردم خمینی را خواستند، جامعه شد اسلامی، ممکن است مردم رضا پهلوی را بخواهند، جامعه می شود خدا-شاه-مینهی. مردم می شود شهروند و جامعه می شود دموکراتیک حال یا سلطنتی مشروطه و یا جمهوری دموکراتیک. در آخر مقاله می نویسد مردم ایران برای مناسبات دموکراتیک مبارزه میکنند؟ نمی دانم آمارش از کجا آمده!! بفرض درست بودن که بعید است، اگر هنوز مسلمان باشند میتوانند دموکراسی اسلامی درست کنند بجای دموکراسی ولایت فقیه. آنها دموکراسی خواه هستند، رضا پهلوی می تواند برای آنها مظهر ملیت باستانی ایرانی دموکراتیک باشد مثل سوئد و اسپانیا و انگلیس. سرمایه های رضا پهلوی در آمریکاست؟ چه ایرادی دارد، مگر سرمایه های ایلزابت و پادشاهان کشورهای دموکراتیک غرب اروپا فقط در کشور خودشان است؟ چرا قرار است رضا پهلوی کمتر دموکراتیک باشد تا آن ملکه ها و پادشاهان، جرم پدرش که جرم او نیست! بعلاوه چه ایرادی دارد که مردم ایران بتوانند دوباره اصلاح طلبی کنند و اینبار با رادیکالیسم بیشتر جناح تندرور را عقب زده و در قانون اساسی تغییرات دموکراتیک بوجود آورند و جمهوری اسلامی را تبدیل کنند به جمهوری دموکرتیک اسلامی. این هم میتواند کار مردم و جامعه باشد.
    می بینیم که کلماتی چون مردم، جامعه و شهروند همه را در بر میگیرد حتی اپوزیسیون ارتجاعی. می بینیم که بحث را در چهارچوب مردم و جامعه و دموکراسی میتوان ادامه داد، آنهم تا ابد بدون اینکه بردگان مزدی بدانند کجای کارند.
    آیا کلمه مردم در مقاله در مقابل دولت بکار برده شده؟ اینهم ابهام گوئی است. ۴۰ میلیون در انتخابات گذشته شرکت کردند. همه آنها با این کار سیستم را پذیرفته بودند. دولت و مردم شاید الان شاخ به شاخ باشند اما دو سه سال پیش و با امیدهای برجامی چنین نبود و مردم و دولت هنوز یکی بود. خمینی هم مدتها مردم بود، دولتش هم مردمی بود. ممکن است مردم جمهوری اسلامی را نخواهند و رژیم مشروطه سلطنتی بیاید و مردم در انتخابات شرکت کنند، رژیم مردمی خواهد بود. مردمی دیروز بود رژیم خمینی، مردمی می شودمشروطه سلطنتی.
    مقاله هیچ چیز نگفته است. نویسنده میتواند با کلمات مردم و جامعه و دموکراسی تا میتواند بازی کند و سرگرم بماند. اگر سرگرمی بیشتری میخواهد این را هم اضافه کند: جامعه جهانی.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

Page generated in 1٫750 seconds. Stats plugin by www.blog.ca
رفتن به نوارابزار