شنبه, ۴ اسفند , ۱۳۹۷
   

Comments

کنکاشی پیرامون جنبش جلیقه زردها، ماهیت و پی آمدها
تقی روزبه
— 3 دیدگاه

  1. تجزیه و تحلیلهای آقای روزبه پیچیده کردن جنبش جلیقه زردهاست در حالیکه بنظر من مسئله پیچیده نیست.
    صفت مشخصه اصلی جنبش جلیقه زردها این است که ضد سرمایه داری نیست. چون ضد سرمایه داری نیست، رفرمیستی است. یعنی آگاهی حاکم بر این جنبش که در اصل آگاهی فعالین و مشوقین این جنبش است، کمونیستی و طبقاتی نیست. آگاهی آنها سرمایه داری است. مثل جنبش ضد تقلب انتخاباتی در سال ۸۸٫ جنبش عظیمی بود، اما بدرد نخور و رفرمیستی بود. این یکی هم جنبش عظیمی است اما بدرد نخور و گذرا.
    آیا این جنبش امکان تحول از وضع فعلی به وضع ضد سرمایه داری و سوسیالیستی شدن دارد؟
    بنظر من خیر. جنبش آگاهانه ضد سرمایه داری همیشه ضربه اصلی را نه در خیابانها بلکه در محلهای کار می زند. این جنبش رهبری دارد و رهبری اش دنبال کمونیسم و این چیزها نیست و وارد کحاهای کار نمی شود. رهبری آن دنبال رفرم است.
    اما چرا رفرمیست این جنبش مثل قبل نیست و از زاویه امکانات سیاسی موجود حرکت نمی کند؟
    چون رهبری آن میداند که برای اینکار باید در احزاب و اتحادیه هائی متشکل شود که تاکنون کاری از پیش نبرده اند.
    آیا به نتیجه خواهد رسید؟
    ممکن است اگر بتواند نیروی انسانی لازم را فراهم کند به نتیجه برسد. اما امکانات بسیار کمی دارد و شانس ش کم است. روند سرمایه داری جهانی فعلا در جهت مفید دانستن رفرمهای مورد نظر آنها نیست. رفرم در سرمایه داری وقتی موثر واقع می شود که سرمایه داران احساس کنند برای آنها هم مفید است. فعلا چنین وضعیتی وجود ندارد.
    آیا اگر به اهدافش برسد، تغییر مهمی در جامعه فرانسه خواهد بود؟
    خیر. تحولاتی که میخواهد در چهارچوب سرمایه داری ممکن است اما روند فعلی حاکمیت سرمایه داری در جهت رفرمهای آنها نیست.
    عاقبت این جنبش چه خواهد بود؟
    این جنبش فرسوده خواهد شد. حاکمیت دولت فرانسه میتواند وضعیت خود را بازتولید کند و سرکوب مستمر خود را تداوم بخشد. این جنبش چنین ضرفیتی ندارد.
    +++
    در مورد عقایدی که آقای روزبه نقدمیکند چه فکر میکنم؟
    بنظر من آقای روزبه علاقه ژورنالیستی به مسائل دارد نه علاقه انقلابی. اگر علاقه انقلابی به قضیه داشت متوجه می شد که هنوز هم که هنوزه ما با بردگی مزدی و ضرورت الغای کار مزدی روبرو هستیم و جامعه شناسی های آلترناتیو کاسبکارانه هستند. این جامعه شناسی ها بجای یافتن راهی برای الغای بردگی مزدی، دور زدن آنرا دنبال میکنند تا چیزی گفته باشند. آکادمیک ها باید چیزی بنویسند تا زندگی اشان بگذرد. مظزیات آنها گذراست. یکی می آید، کهنه می شود، یکی دیگر می اید. جناب پیکتی هم رفرمیست است.

  2. این کامنت باید زیر مقاله فولادی باشد. اشتباهی در زیر مقاله آقای روزبه گذاشتم. معذرت!

  3. به خوانندگان قول صد در صد میدهم که اگر یکی از دولتهای غربی مثل آلمان هیتلری دیکتاتوری نظامی شود، او به پیشرفت اقتصادی سیاسی آن کار نخواهد داشت و به کارگران آن کشور اروپائی خواهد گفت برای یک رژیم دموکراتیک پارلمانی مبارزه کنید. اقتصاد عقب افتاده و پیشرفته برای امثال فولادی بهانه گیری ست. مثلا، الان پیشنهاد فولادی برای جامعه روسیه چه می باشد؟ انقلاب سوسیالیستی کارگری؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

Page generated in 1٫946 seconds. Stats plugin by www.blog.ca
رفتن به نوارابزار