چهارشنبه, ۲۱ آذر , ۱۳۹۷
   

Comments

خدامراد فولادی : از ناآگاهی استبداد برمی خیزد — 47 دیدگاه

  1. توضیح بهتر و مجدد یکی از کامنتهایم.
    آزادی یعنی همزمانی نفی اقتدارگرائی و بردگی مزدی.
    اگر آنارشیستی دومی را مرکز ثقل فعالیتش قرار ندهد، هوادار واقعی آزادی نیست.

  2. جناب فولادی، درست است، بعنوان نتیجه جانبی بحث، جمهوری اسلامی و داعش و القاعده و طالبان یک طرف سکه و تولید کنندگانشان که نه بلشویک بودند و نه آنارشیست ، بلکه دقیقا همان کشورهای دموکراتیک پارلمانی غربی، طرف دیگر سکه. همگی لازم و ملزوم یکدیگر و غده سرطانی در بدن طبقه ما هستند و وجه اشتراک همه شان را ذکر کردم. این حرف امثال من است. اما بلشویسم را راه حل نمیدانم، سوسیال دموکراسی را هم خیر چون خودش بقا بخش ارتجاع غربی بوده است. راه حلش تشکلات شورائی ضد سرمایه داری کارگری است. راه حل پیشنهادی من آنارکوسندیکالیستی است نه حزبی. معتقد هم نیستم با پیدایش هر رابطه شورائی باید شعار تسخیر محل کار داد. مثل شعار سرنگونی، پیش شرط آن سراسری بودن و غلبه فرهنگ شورائی بر جنبش و زندگی کارگران ، لااقل آن بخش فعال شده، اش، است. در غیر اینصورت کار به خودکشی می کشد که اصلا معقول و علمی نیست.

  3. ناشناس:« بحث تو دراین است که بگویی احزاب دموکراتیک غربی بهترازبلشویک های ایرانی و اروپایی هستند. بحث من هم این است که نه بهترنیستندکه هیچ،استدلال توسرمایه داری- امپریالیستی است».نه جناب ناشناس! تمام بحرطویل های تکراری و نفس گیر تو فقط و فقط برای این است که استبداد ولایتی خلافتی وحاکمیت نظامی پادگانی ِ جمهوری اسلامی را یک حکومت به هنگام تاریخی دورانی نظیر اروپای غربی معرفی کنی و دیگر هیچ.

  4. این بحث را من قبلا با آقای چنگائی کرده ام. ما کمونیستها اگر کارگران نآآگاه را دنبال سرنگونی بفرستیم، حال چه برای حاکمیت مارکسیستها در دولت و یا برای انقلاب سرمایه داری، به جنایتکار تبدیل شده ایم و من فکر میکنم شعار سرنگونی امروز جنایتکارانه است.
    ###
    در اولی، میدانیم که مارکسیستها از سرمایه داری دولتی فراتر نخواهند رفت حتی آنها که مثلا اعتقاد به حاکمیت شورائی دارند چون ول کن مقوله حزب نیستند و حزب هم یعنی حاکمیت مارکسیستهای روشنفکر بر کارگران ناآگاه که نتیجه اش سرمایه داری دولتی خواهد بود.
    ###
    در دومی، ما کارگران را به لشکر و شهید استثمارگران سکولار دموکرات خود تبدیل کرده ایم.
    ###
    هر دوی اینها دعوت به جنایت است. البته نه اینکه خود رژیم جانی نیست، خود رژیم جانی تر از همه است.
    ###
    ما بردگان مزدی آگاه فقط وقتی میتوانیم شعار سرنگونی بدهیم که مطمئن هستیم توده های کارگر (لااقل بخش بزرگ و فعال شده آن) میدانند که دارند چکار میکنند، در این شرایط هم ما نیستیم که شعار سرنگونی میدهیم، ما در آنها هستیم، نه بیرون و حاکم و مرجع تقلید آنها، آنها خودشان تصمیم خواهند گرفت.
    ###
    باید این هضم شود، بعلت جنایتهای رژیم هضم ش سخت است. ولی کار درست را نمیتوان نادیده گرفت.انقلاب درست و حسابی در ایران طول میکشد و کاری دراز مدت است. رژیمها می آیند و میروند و ما باید سنت انقلاب واقعا کمونیستی که انقلابی از طریق تشکل یابی شورائی ضد سرمایه داری هست را حفظ کرده و تداوم بخشیم. گوش شنوا ممکن است وجود نداشته باشد. عیبی ندارد، امیدوارم که واقعیات درس بدهد. غیر از این، افغانستان و عراق خواهیم داشت.
    ***
    ***

  5. بر طبق این گزارش اتحادیه اروپا، در کشورهای عضو، تعداد زنهای سرمایه دار (کوچک و بزرگ، از بقال گرفته تا سهامدار) در سال ۲۰۱۲ بود ۳۰ درصد است. همین آمار در مورد زنهای آلمان بود ۳۲ درصد و در انگلیس ۲۸ درصد.
    https://eige.europa.eu/resources/statistical%20data%20on%20women%20entrepreneurship%20in%20europe.pdf
    ###
    این مقاله نشان میدهد که از ۱۰ میلیاردر بزرگ اروپا فقط یکی از آنها زن است، یعنی ۱۰ درصد. تازه آن زنی که در لیست است در کاسبی لوازم آرایش است که در خدمت کالائی کردن سکس زنهاست، یعنی شریک اشاعه مردسالاری.
    https://successstory.com/lists/top-10-richest-people-in-europe
    ###
    خیلی خیلی بیشتر میتوان روی این موضوع کار کرد و من تازه به مقالات و تحقیقات فمنیستهای کمونیست مراجعه نکردم. مطمئنن آنها بیشتر از حاکمیت مردسالاری در اروپا میتوانند بگویند، حتی اینکه همین وارد جامعه شدن برای کالا شدن و کسب حقوق در این چهارچوب هم نه محصول لطف سرمایه داران دموکرات بلکه محصول فعالیتهای تاریخی زنهای کمونیست بوده است.
    ###
    ###
    کلا ربط این کامنتهای آخر مربوط به زنان به مقاله فولادی این است که مقاله او میخواهد بگوید که جنبش کارگری موفق و شورائی در ایران تنها بعد از اجرائی شدن دموکراسی غربی ها ممکن است و مخالفان این دموکراسی سرمایه داری در مردسالاری با رژیم شریک هستند. بحث من این است که دموکراسی اروپائی ی که فولادی پیشنهاد میکند خودش مردسالاری است و فقط زنان را کالائی میکند. مرد ها کاملا بر سرمایه های غربی تسلط دارند و سیاستمداران زن در واقع کلفت آنهایند. نظر من این است که جنبش زنان ایران را باید کمونیستی کرد نه بورژوا لیبرالی، اکثر زنان ایران برده مزدی هستند و آزادی واقعی آنها آزادی از شر بردگی مزدی از طریق بوجود آوردن تشکلات شورائی ضد سرمایه داری است. زن ستیزی و اسلامگرائی در ایران در خدمت حاکمیت طبقاتی می باشد. بعنوان کمونیست ما نمی توانیم بگوئیم که بردگان مزدی زن باید دنبال ارباب سکولار راه بیافتند.

  6. پرسیدی:

    “پس آن موجودات زنده که انسان محصول ِ تکامل آنهاست خود چگونه پدیدآمدند؟ ازهیچ، یاباخلقت ِ خدا؟”

    پاسخ:
    از تغییر و تحولات شیمائی روی کره زمین.

    توضیح بیشتر:

    تو میخواهی استدلال کنی که پیدایش موجودات زنده از مواد شیمیائی روی کره زمین در واقع نتیجه تکامل کل موجودات غیر زنده به زنده است. مشکلی که در آن گیر افتادهای این است که داری در علم از یک لغت برای دو چیز مختلف استفاده میکنی. در علم چنین کاری نمیکنند چون در علم همیشه به یک موضوع مشخص قابل آزمایش کار دارند. علم فلسفه بافی نیست.

    فرض کنیم قوانین حاکم بر تبدیل مواد شیمیائی غیر زنده به زنده را الف بنامیم. نمیتوانیم روند تکثیر و تطبیق موجودات زنده را که دارای ژن و دی ان ای قابل تغییر در طول زماه هستند را الف بنامیم، باید مثلا ب بنامیم. موجودات غیر زنده نه ژن دارند و نه دی ان ان. در علم زیست شناسی، ب را میگویند تکامل انواع. حال تو میخواهی تکامل انواع را تعمیم بدهی به موجودات غیر زنده، که نمیتوانی. ممکن است سعی کنی بگوئی که چه موجودات غیر زنده و چه موجودات زنده از یک سری قوانین مشترک تبعیت میکنند که ما آن را تکامل نام میگذاریم. نمیتوانی آنها را تکامل بدانی. جائی دیدم که درکت از تکامل تکمیل شدن است. در زیست شناسی تکامل به مفهوم تکمیل شدن نیست. اصلا چیزی در موجودات زنده تکمیل نمی شود، انسان میتواند کاملا از صحنه روزگار محو شود آنهم توسط موجودات غیر زنده. این بحثهای تو بدرد انقلاب نمی خورد.

  7. جناب فولادی دست از توجیهات امپریالیستی بر نمیداری، نوشتی:
    ###
    “ناشناس عمدن خودرابه نادانی می زند که دراسلام اولن مردرهبری رادرجامعه داردونه زن، ثانیین این رهبرمردحتاوقتی بمیردبازرهبراصلی اوست. بنابراین همسرمسعودرجوی زیرسایه و به اعتبار شوهر مرده اش شده است رییس جمهور- ونه رهبر-. هنوز وتاهرزمانی که مجاهدین خلق هستند مسعودرجوی بنابر مرد بودن او و اسلامیت ِ مجاهدین رهبر اصلی مجاهدین است و نه زنی که زیر سایه ی «مردش» شده است رییس جمهوری دارو دسته ی مجاهدین.”
    ###
    اما بحث بر سر این نیست و نبود که اسلام مردسالاری هست یا نیست ، که همه میدانند که هست. بحث تو این است که بلشویکها و بلشویکهای ایرانی مرد سالار بودند و هستند اما احزاب اروپائی غربی که تو معتقدی ما باید مثل آنها دموکراسی خواه طرفدار سرمایه داری باشیم، و از آنها تقلید کنیم، چنین نیستند.
    ###
    بلشویکها از خودشان دفاع کنند، احتمالا میگویند اولین کشوری بودند که به زنها حق رای دادن و کاندید شدن دادند.
    ###
    اما تمام بحث تو برای این است که بگوئی احزاب دموکراتیک غربی بهتر از بلشویکهای ایرانی هستند، بحث من هم این است که نه، بهتر نیستند که هیچ، استدلال تو سرمایه داری-امپریالیستی است.

    جناب، سازمان مجاهدین هم کاملا دموکراسی خواه سکولار است و دولتهای غربی کاملا از آن حمایت میکنند. برای همین خود تو جواب خودت را داده ای. وحدت دموکراسی خواهی غربی با مردسالاری اسلامی ی که زن را می اندازد جلو تا دموکرات باشد و رهبری کند، از چه کجاست؟ در اینجا داری علیه استدلال خودت حرف میزنی چون تابع موج دموکراسی خواهی فمنیستی غربی هستی و خودت ذات ایرانی اش را توضیح دادی: سیاست مداران امپریالیست غربی، دموکراسی خواهی را برای فشار بر جمهوری اسلامی علم کرده اند و ماهیت این دموکراسی خواهی امپریالیستی است. فکر میکنند این فشار کار میکند چون جمهوری اسلامی کاملا ضد زن است.

    آیا آزادی خواهی زنان ایرانی سرمایه داری-امپریالیستی است؟ میتواند باشد و میتواند نباشد. ماهیت آن بستگی به این دارد که با الغای بردگی مزدی پیوند پیدا میکند یا خیر. اگر نمیکند، چون سرمایه داری جهانی جهان را میگرداند، آزادی زنان در محدوده نیازهای سیاستمداران سرمایه داری جهانی قرار میگیرد که مردسالارند و زنان را کالائی میکنند.

    بعلاوه، این دولتهای غربی هستند که همیشه حامی رژیم ضد زن عربستان بوده اند. رژیم اسد هم که سکولار است و زن اسد هم که اصلا چادر و چهارقدی نیست، چرا آمریکا و فرانسه دنبال سرنگونی او و درست کردن نظام اسلامی در سوریه اند؟

    جالب اینجاست که در سه چهار دهه گذشته، دموکراتهای غربی عمدتا دنبال اسلامی تر کردن کشورهای خاورمیانه بوده اند تا سکولار کردن آنها. یک نمونه افغانستان زمان طالبان.

    این آمار هم جالب است. در کشورهای غربی دموکراتیک سرمایه داری که نخست وزیر زن دارند، مثل آلمان و انگلیس، برای شغل یکسان، زنان حدود ۲۲ درصد دستمزد کمتری دارند:
    https://www.ft.com/content/88d32ac8-21f5-11e8-9a70-08f715791301
    و، این دو کشور، از میان حدود سی کشور اروپائی، در این تبعیض، مقام سوم و چهارم دارند.

    جز این که این زنها در واقع مثل مریم رجوی کلفت سرمایه داران مرد هستند و زنان کارگر را فریب میدهند؟!!

    درضمن، فکر نمی کنم کسی پیدا شود و ادعا کند که در هندوستان و فیلیپین و برمه، که رهبران دولت زن داشته اند و دارند، مردسالاری غوغا نمی کند، و میدانیم که خیلی از آنها اصلا اسلامی هم نیستند، اما همه سرمایه داری هستند. در انگلیس قدیم (پانصد سال پیش)، ملکه بودن الیزابت اول دلیل بر ازادی زن ها در انگلیس بود؟
    ###
    بهتر نیست که مارکسیست بهتری باشی و برای آزادی زنها از استدلالهای امپریالیستی سرمایه داران دموکرات غربی استفاده نکنی؟! تازه اگر از مارکسیسم استفاده کنی باید درگیر زنان مارکسیستی شوی که میگویند مارکس خودش شونیست بود.
    ###
    پس:
    تمام بحث تو در این مسئله مربوط به زنان این است که بگوئی احزاب دموکراتیک غربی بهتر از بلشویکهای ایرانی و اروپائی هستند، بحث من هم این است که نه بهتر نیستند که هیچ، استدلال تو سرمایه داری-امپریالیستی است.
    ***

  8. ناشناس عمدن خودرابه نادانی می زندکه دراسلام اولن مردرهبری رادرجامعه داردونه زن، ثانیین این رهبرمردحتاوقتی بمیردبازرهبراصلی اوست. بنابراین همسرمسعودرجوی زیرسایه و به اعتبار شوهر مرده اش شده است رییس جمهور- ونه رهبر-. هنوز وتاهرزمانی که مجاهدین خلق هستند مسعودرجوی بنابر مرد بودن او و اسلامیت ِ مجاهدین رهبر اصلی مجاهدین است و نه زنی که زیر سایه ی «مردش» شده است رییس جمهوری دارو دسته ی مجاهدین.

  9. ناشناس دربحرطویل ۱۹:۳۷- ۸/۹ نوشته«من معتقدم انسان هامحصول تکامل موجودات زنده بر روی کره زمین هستندوخدایی هم درکارنیست». درادامه همان بحرطویل می نویسد« اعتقاد ندارم که تغییرات وتحولات موجودات غیرزنده رادرچهارچوب مقوله تکامل می توان توضیح داد». سوآل: پس آن موجودات زنده که انسان محصول ِ تکامل آنهاست خود چگونه پدیدآمدند؟ ازهیچ، یاباخلقت ِ خدا؟

  10. در کامنت های پائین ذکر کردم که چرا اینها همه یکی هستند:
    ###
    توده ای لنینیستها = خمینی = بلشویکها = سوسیال دموکراتها = خدا مراد فولادی ها = دموکراسی های غربی و شرقی. ذکر کردم دلیلش این است که همه اینها آتوریته چی هستند و از انسانها در تشکلات هرمی سوء استفاده کرده، استثمار میکنند.
    ###
    رهائی و آزادی یعنی دو چیر:
    نفی اقتدارگرائی
    نفی بهره کشی (نفی بردگی مزدی)
    ***

  11. از مقاله آقای رحمانی:
    ###
    “در تاریخ دیده‌ایم که کارگران و خلق‌های محروم و اقشار ستم‌دیده با جان‌فشانی‌های زیادی با انقلاب خود سیستم دولت را سرنگون کرده‌اند، اما نهایت دولت دیگری را به‌قدرت رسانده‌اند. این چرخه تاکنون نه تنها از سوی احزاب و سازمان‌های بورژوایی، بلکه هم‌چنان از سوی نیروهای ضدسرمایه‌داری، انقلابیون، سوسیالیست‌ها و کمونیست‌ها نیز تکرار شده است.

    جنبش دموکراتیک خودمدیریت شورایی، به این دلیل مطرح است که از قدرت‌طلبی‌ها، کشمکش‌ها و رقابت‌ها و آسیب دیدن اتحادها و همبستگی‌های طبقاتی و انسانی جلوگیری می‌کند. باید فضایی به وجود آورد تا افراد و نهادها و نیروهای آزادی‌خواه و برابری‌طلب و عدالت‌جو مجال بروز خلاقیت‌ها و استعدادهایشان را پیدا کنند؛ همه به فکر خروج از وضع موجود باشند؛ همه به آفرینش بپردازند، همه از آزادی اندیشه و قلم و تشکل برخوردار گردند تا بر این اساس، انرژی نیروهای اجتماعی به‌طوری آزاد شود که امکان رشد و گسترش کافی داشته باشند. انسان‌ها، باید ارگان‌ها و نهادهای دل‌خواه خود را به‌وجود آورند و میدان عمل فرهنگی، اجتماعی و سیاسی آزادانه‌ای پیدا کنند. چنین انسان‌هایی هرگز زیر بار زور و قدرت، سانسور و سرکوب نمی‌روند و خواهان دخالت مستقیم در مدیریت و اداره جامعه خویش و عدالت اجتماعی می‌شوند.”
    ###
    لینک مقاله آقای رحمانی در کامنتی دیگر در پائین در دسترس است.

  12. اصلاح:
    اعتقاد ندارم که تغییر و تحولات موجودات زنده را در چهارچوب مقوله تکامل میتوان توضیح داد
    باید باشد:
    اعتقاد ندارم که تغییر و تحولات موجودات غیر زنده را در چهارچوب مقوله تکامل میتوان توضیح داد

  13. نوشته:
    “شناخت شناسی وعقلانیت علمی فلسفی به مامیگوید:اینهمانی وانطباق پذیری ِ کامل ِمختصات سیاسی وایدئولوژیک ِشخصیتی ِناشناس- مانندخصومت ِهیستریک بادموکراسی تاریخی ودموکراسی خواهان وضدیت بافلسفه ی علمی وتکامل گرایی درطبیعت وجامعه- باهمین مختصات ِحاکمان ِ جمهوری اسلامی،بیانگر ِآن است که خود(اگوی)ناشناس درچارچوب ایدئولوژیک سیاسی ورفتاری ِ حاکمان ج.ا. قراردارد.نمی توان مختصات ِشخصیتی ونظری ِ کاملن انطباق یافته باحاکمان ج.ا. داشت اما وحدت ِ ارگانیک( سازمانی) ورفتاری با آنها نداشت.
    ###
    شناخت شناسی فولادی مدتهای زیادی است که در غرب دموکراتیک هم رد شده است و در متروکه ها در حال خاک خوردن است و امروزه کسی در غرب دموکراتیک هم دیگر دنبال ماتریالیسم دیالکتیک و یا ماتریالیسم تاریخی او نیست. در هیچ یک از کشورهای غربی ماتریالیسم دیالکتیک و یا ماتریالیسم تاریخی فولادی را درس نمی دهند. مسیر فلسفه و روانشناسی در غرب کاملا مسیری دیگر است. فولادی طرفدار دموکراسی سرمایه داری غربی هاست ولی خبر ندارد که در همین دموکراسی ها عقاید فلسفی او را عمیقا قبر کرده اند.
    ###
    فولادی معتقد به دموکراسی سرمایه داری است. من مخالف دموکراسی سرمایه داری هستم. دلیل اینکه من مخالف دموکراسی سرمایه داری هستم این است که در چهارچوب حقوقی این دموکراسی، بردگی مزدی که همان استثمار نیروی کار است برسمیت شناخته می شود. این اصلا هیستریک نیست، این مخالفت با بردگی مزدی است.
    ###
    میگوید که من مخالف تکامل هستم. من مخالف تکامل نیستم. برعکس معتقدم که انسانها محصول تکامل موجودات زنده بروی کره زمین هستند و خدائی هم در کار نیست که انسان را بوجود آورده باشد. من مخالف تز ماتریالیسم تاریخی مارکسیستها (تکامل اجتماعی آنها) هستم چون در آن پیشرفت بصورت استثمارگری تعریف می شود و نقش اراده در آن به صفر می رسد. بنظر من پیشرفت تکنولوژی پیشرفت اجتماعی نیست و میتواند کاملا پس رفت هم باشد. پیشرفت تکنولوژی در یک جامعه سالم، نه جامعه سرمایه داری، پیشرفت بشریت است. پس من مخالف تکامل اجتماعی نیستم. در مورد تکامل طبیعت غیر زنده، اعتقاد ندارم که تغییر و تحولات موجودات زنده را در چهارچوب مقوله تکامل میتوان توضیح داد.
    ###
    جمهوری اسلامی بر اساس تز ولایت فقیه خمینی درست شده است، من مذهبی نیستم، آنارکوسندیکالیست هستم و نه به مذهب اعتقاد دارم، نه به دولت، نه به رئیس و نه به ارباب و نه به تشکلهای هرمی. فقط آدمهای نادان تز ولایت فقیه را با آنارکوسندیکالیسم یکی میدانند.
    ###
    در مورد مختصات شخصیتی ی که ذکر کرده، فکر میکنم که مختصات شخصیتی خود خدا مراد فولادی فولادی شبیه خمینی است و من کاملا برعکس خمینی هستم. فولادی مثل خمینی آتوریته چی است وگرنه به خاتمی رای نمیداد. دموکراسی خواهی او هم از زاویه آتوریته چی بودن است، چون دموکراسی های او سلسله مراتبی و کاملا بر اساس سوء استفاده بالائی ها از پائینی ها بنا شده. اگر دقت کنیم، در مقطع جنبش اعتراضی سال ۸۸، سازمان مجاهدین به دفاع از اطلاح طلبان برخواست و حتی از موسوی هم حمایت کرد. پیوندی که بین خمینی و اطلاح طلبان و موسوی و خدا مراد فولادی و مریم رجوی وجود دارد آتوریته چی بودن آنها، ریاست طلبی و سوء استفاده از انسانها در سازماندهی هرمی جامعه است.
    ###
    فکر کنم هوچی گری های فولادی بخوبی اثبات شد.
    ###

  14. جناب فولادی مجاهد پرو امپریالیست،
    ###
    اگر زن هم باشند باز هم میتوانند ارتجاعی باشند، مثل رهبر انقلاب دموکراتیک تو مریم رجوی.
    ###
    اتفاقا چون جناب رحمانی در این مقاله اش موضع گیری هائی کرده که با حزبش متفاوت است برای من جالب بود. تو هم که خیلی طرفدار تکامل هستی چطور این تغییر نظر را نفهمیدی؟! مارکس خودت بعد از کمون پاریس مواضع مانیفست کمونیست خودش را پس گرفت و به آنارکوکمونیسم تا حدودی نزدیک شد. سواد داری برو بخون، اگر بفهمی.
    ###
    اگر مارکس مواضع آنارکوکمونیستها را کاملا قبول میکرد از افکارش سوسیال دموکراتیسم پرو جنگ و پرو امپریالیسم و بلشویسم دیکتاتور بیرون نمی آمد. افسوس که تکبر روشنفکران تحصیل کرده و بوروکرات را داشت و کماکان دنبال ریاست در انترناسیونال بود.
    ###
    تشکل خودگردان بدون رهبری برای امثال تو وحشت آور است چون در تمام زندگی ات به این فکر کردی که رئیس و مرجع باشی. فرصت داری خودت را اصلاح کنی و یا همان توده ای لنینیستی که خودت میگوئی بمانی.
    +++

  15. فرق ِناشناس باتوده ای لنینیست هایی مانندبهرام رحمانی-که ازاونقل کرده- دراین است که:توده ای لنینیست هامخالف ِسیاسی ِجمهوری اسلامی انداما مخالف ایدئولوژیک آن نیستندو نمی توانندباشند. چراکه هم ج.ا. وهم توده ای لنینیست هابنابرماهیت واپس گرای ضد دورانی وضد پیشرفت گرایانه شان مروج ِایدئولولوژی پدرسالار و مردسالار ِ پیشاسرمایه داری و خصوصن تحقیرکننده ی زن هستند.جمهوری اسلامی به دلیل ِ اسلامیت و توده ای لنینیست ها به دلیل ِبلشویسم ِمردسالارشان. دارو دسته ی همین آقای رحمانی یعنی «حزب کمونیست» ازبدو تاسیس اش رهبر ِمرد داشته و بنابرخصلت ِمردسالار وانگیزه ی مردسالارانه واقتدارگرایانه اش هرگز به رهبری زنان تن نخواهدداد.درست مانند حکومت اسلامی.اما ناشناس ازهیچ جهتی اپوزیسیون ج.ا. نیست. نه به لحاظ سیاسی ونه به ویژه به لحاظ ایدئولوژیک. که درکامنت قبلی توضیح دادم.

  16. شناخت شناسی وعقلانیت علمی فلسفی به مامیگوید:اینهمانی وانطباق پذیری ِ کامل ِمختصات سیاسی وایدئولوژیک ِشخصیتی ِناشناس- مانندخصومت ِهیستریک بادموکراسی تاریخی ودموکراسی خواهان وضدیت بافلسفه ی علمی وتکامل گرایی درطبیعت وجامعه- باهمین مختصات ِحاکمان ِ جمهوری اسلامی،بیانگر ِآن است که خود(اگوی)ناشناس درچارچوب ایدئولوژیک سیاسی ورفتاری ِ حاکمان ج.ا. قراردارد.نمی توان مختصات ِشخصیتی ونظری ِ کاملن انطباق یافته باحاکمان ج.ا. داشت اما وحدت ِ ارگانیک( سازمانی) ورفتاری با آنها نداشت.

  17. از مقاله آقای بهرام رحمانی:
    ###
    تا آن‌جا که به جنبش خودمدیریت دموکراتیک شورایی ایران برمی‌گردد این جنبش، یک جنبش کاملا مستقل است و به‌هیچ نیروی داخلی و خارجی وابسته نیست. این جنبش و نیروهای آن، خود را رقیب هیچ سازمان و حزبی نمی‌داند. سیاست‌ها و اهداف این جنبش، جدی است و حرف تازه برای گفتن دارد. این جنبش، علیه هرگونه تبعیض و ستم و نابرابری و علیه کاپیتالیسم است. این جنبش، آمادگی دارد که حتی با منتقدان و مخالفان خود گفتگو کند و از نیروهایی که خواهان پیوستن فردی و جمعی و سازمانی به این جنبش هستند استقبال می‌کند. نهایت این جنبش، برای ساختن جامعه نوینی مبارزه می‌کند که در آن همه شهروندان بدون توجه به جنسیت، ملیت، رنگ، اختلافات سیاسی و مذهبی، دور هم جمع می‌شوند و در جهت تاسیس و تثبیت یک جامعه دموکراتیک، آزاد و برابر بحث و گفتگو و تصمیم‌گیری می‌کنند و خودشان نیز مستقیما مجری تصمیمات مجامع عمومی خود می‌شوند.”
    ###
    جائی دیگر در مقاله:

    “ز سوی دیگر با بحرانی‌تر شدن اقتصاد ایران و تاثیر تحریم های اخیر، توان خرید خانواده‌های کارگران و محرومان جامعه به‌شدت پایین آمده است. فقر و گرانی و بیکاری به‌ویژه در کلان شهرها غوغا می‌کند. حتی برخی مقامات حکومتی نیز گاهی به این مسئله اقرار می‌کنند. برای نمونه، رسول خضری عضو کمیسیون اجتماعی مجلس حکومت به وب‌سایت شفقنا گفته است: خط فقر الان با این وضعیت گرانی باید تغییر پیدا کند و من فکر می‌کنم خط فقر به ۵ میلیون در شهرستان‌ها و در تهران به ۱۰ میلیون تومان نزدیک می‌شود و این واقعیت را باید بپذیریم. او در مورد بسته‌های حمایتی دولت گفت: دولت به ۱۱ میلیون نفر از اقشار کم درآمد داده شده است در حالی که کمیسیون ۲۰ تا ۴۰ میلیون نفر را پیش‌بینی کرده است.

    به این ترتیب، جنبش کارگری ایران با قدرت پیش می‌رود و دیر نیست که اعتصاب عمومی و سراسری کارگران و مدافعین جنبش کارگری در ایران برگزار گردد و حکومت اسلامی را به لبه پرتگاه براند.

    در حقیقت پروژه‌ خودمدیریت دموکراتیک شورایی در پروسه ساختن زیربنای فکری و عملی خود موظف است به‌طور جدی به مسئله طبقاتی کارگران، زنان، جوانان، بازنشستگان، خلق‌های ستم‌دیده ایران و به‌مسئله زیست محیطی توجه کند و دست به‌ریشه مناسبات سرمایه‌داری ببرد. در غیر این صورت آسیب‌پذیر خواهد شد. به‌خصوص باید توجه کنیم که این الگو دشمنان زیادی در سطح منطقه و جهان دارد.

    یک ویژه‌گی مهم و برجستگی جنبش خودمدیریت دموکراتیک شورایی، این است که بیان شکل‌های هویتی نه از قبیل هویت‌های ملی، جنسیتی، نژادی و مذهبی، بلکه به‌واسطه‌ شوراها و نمایندگان ‌اجرایی آن به‌شیوه دمکراتیک و انسانی و برابری‌طلبانه تضمین می‌شود و از شکل‌گیری کانون‌های خصمانه سیاسی و نابرابر ثروت و قدرت در کنار هم ممانعت به‌عمل می‌آورد.”
    ###
    گفته های آقای رحمانی تا حدودی آرزوهای خودش است اما آرزوی درستی است و در دل تمام کارگران و زحمتکشان و ستمدیدگان ایرانی می نشیند و از ذهن کارگران هفت تپه بیرون آمده و انعکاس خواست تمام کارگران جهان است که او به آن اشاره کرده است.
    ###
    اصل مقاله:
    زنده باد جنبش شورائی
    http://www.azadi-b.com/M/2018/11/post_395.html

  18. آقای فولادی، پیشنهاد ما بردگان مزدی به جناب این است که از ما یاد بگیر و شوائی فکر کن. تو سعی میکنی نقش مرجع تقلید ما را بازی کنی. چنین نقشهائی از مد افتاده و نتایج بدی ببار آورده. بگذار ما خودمان فکر کنیم. اشتباه خواهیم کرد اما کی جرات دارد بگوید که سیاستمداران آتوریته چی مارکسیست اشتباه نکرده اند؟! قبل از اینکه تو به ما کارگران آنارکوسندیکالیست خطر لنینیسم را یاد بدی، وقتی کودک بودی، ما میدانستیم.

  19. مارکسیستهای ضد حزبی و ضد اقتدارگرائی که بتدریج به نقطه نظرهای آنارکوسندیکالیستها نزدیک شدند:
    council communists
    situationists
    Autonomists
    میان ایرانیها:
    فعالین لغو کار مزدی

  20. کلا همیشه بحث با خدا مراد فولادی این است که چون او ادعای مارکسیست بودن دارد باید قاعدتا از کارگران دفاع کند نه سرمایه داران، اما او چون دنبال حکومت دموکراتیک پارلمانی سرمایه داران سکولار است، همیشه از سرمایه داران دفاع میکند.

  21. احساس حقارت فولادی در مقابل کارگران باعث شده است که بجای استدلال کردن دنبال غلطهای دیکته ای و انشائی بگردد آنهم تازه به غلط.

  22. فولادی نوشته:
    “پیام ِ کارگران ِ ماههاحقوق نگرفته ی ایران به ناشناس: ازاینکه شماهم مانندخداوند «نادیدنی وناشناختنی» کارگروبرده ی مزدی هستی مایه ی خوشحالی ماست. اماای کاش ماهم مانند«خدا»وشماشکم پر ودل ِ خوش وآزادی ِ بیان داشتیم که بتوانیم به جای بردگی وکار بی مزد شب وروز سرمان توی روشنگری بودو۲۴ساعت ِ شبانه روز روی مقالات ِمخالفان ِاستبداد بحرهای طویل می نوشتیم. ولی چه کنیم که ماههاست حقوق نگرفته ایم وخودوخانواده مانگرسنه ایم و نای خواندن و نوشتن بحرطویل نداریم!”
    ###
    قبلا گفتم که هر وقت کارگران ایران سرمایه داری مثل تو را نماینده کردند ، آنوقت از قول آنها پیام بفرست. شاید احمد الف کارگر پیام داده؟

  23. فولادی نوشته ای:
    “درضمن جناب ِ «برده ی مزدی»!وقتی جمله یامطلبی را توی گیومه می نویسند یعنی اینکه واقعیت وحقیقت ندارد. مانند ناشناس که« برده ی مزدی»است، وشوروی که «دموکراسی شورایی» داشت. مطمئن نیستم فهمیده باشی. مثل همین مقاله ی حاضر و تمام ِ بحث های تئوریک ِ من.”
    ###
    بحثهای تئوریک تو خیلی ساده و پیش پا افتاده هستند و من تمام آنها را یکی پس از دیگری نقد کرده ام و پای مقالاتت در روشنگری هست. فکر کنم این تو هستی که هنوز نمی فهمی ما آنارشیستهای کمونیست چه میگوئیم چون در لاک ایدئولوژی ات قفل شده ای. یادت رفته که در کتاب خونی هم از تو جلوترم و برایت از مارکس نقل قول آوردم که فلسفه را به استمنا تشبیه کرده بود و تو باور نداشتی؟ یادته که ترجمه مرتصوی را آوردم که مارکس گفته که دهقانان روسیه نباید الزاما راه سرمایه داری غرب را بروند و تو گفتی جعلی و تحریف است؟
    ###
    عصبانی نشو. ما بیسوادان کارگر چون دنبال آزادی از بردگی مزدی هستیم سوادمان از امثال تو بیشتر است. در ضمن، دیدی اصطلاح بردگی مزدی از مارکس است؟ برو به “احمد الف “ات بگو.
    ###
    ###

  24. عمر افشای سیاستهای ضد کارگری بلشویکها صد سال پیس توسط خود مارکسیستها و مارکسیستهای شورائی و مخصوصا و بهتر از همه توسط آنارشیستهای کمونیست انجام شد مثل اما گولدمن و الساندر برگمن. آنها به روسیه رفتند و از نزدیک حاکمیت بلشویکها را مشاهده کردند و به این نتیجه درست رسیدند که راه بلشویکها به حاکمیت سرمایه داری منجر می شود. سی چهل سال قبل از آن آنارشیستی بنام باکونین پیش بینی کرده بود که مارکسیستها تمایلات اقتدارگرایانه و اربابی دارند و اگر دولت درست کنند میشوند ارباب کارگران. درکش کاملا درست بود. چه بلشویکها و چه حزب کمونیست چین به ارباب کارگران تبدیل شدند. احزاب پرو دموکراسی مارکسیستی سوسیال دموکراتیک هم به ارباب سیاسی کارگران در دولتهای دموکراتیک تبدیل شدند. اینها حقایق هستند. تمایل شورائی در میان کارگران یک تمایل خوب و پاک و اصیل وانسانی است. همین تمایل به صد حزب می ارزد.

  25. جناب فولادی، درست فهمیدی، آلمان و سوئد و فرانسه و آمریکا و انگلیس و روسیه و جمهوری اسلامی و هندوستان و چین و همه و همه جوامعی هستند که ماهیت یکسانی دارند و ماهیت آنها سرمایه داری بودن آنهاست و سرمایه داری بودن آنها به این معنی است که کارگران در آن کشورها استثمار می شوند.
    ###
    اگر دولت و حاکمیت طبقاتی همه این کشورها یکی نیستند چرا همه این کشورها خصوصی سازی کردند؟ یک نمونه دولت سوئد و خصوصی سازی آن است که توسط خود سوسیال دموکراتها شروع شد. یعنی تقریبا همزمان با ریاست جمهوری رفسنجانی و برنامه های تعدیل اقتصادی او. چرا یک دولت اسلامی است و استبدادی و دولت دیگر دموکراتیک اما هر دو تابع سیاست تعدیل اقتصادی هستند؟ زنجیر دست و پای کارگران میتواند از نوع طلا باشد و یا از نوع مس، و حتی اخیرا پلاستیکی. زنجیر زنجیر است، دولت دولت است. دولت برای حفظ نظام بردگی مزدی ابداع شده و بنا به سنن مبارزاتی کارگران ، فرهنگ به فرهنگ متفاوت است. اینکه چرا در یک کشور سرمایه داری کارگران یک کشور از کشور دیگر در رفاه اقتصادی بسر می برند فقط مربوط به مبارزات آنها نیست بلکه به امپریالیست بودن و درجه نزدیکی و در آمیختگی سرمایه آنها با هم هم بستگی دارد. چرا وضع اقتصادی کارگران بعد از کودتای ۲۸ مرداد و رفرمهای کشاورزی شاه بهتر شد؟ چون دولت دموکراتیک بود؟ چرا صنایع روسیه و چین بعد از انقلابشان رشد کرد؟ چون دموکراتیک بودند؟
    ###
    مقالات ضد لنینی و بی فایده جناب خیلی خسته کننده شده است. سئوالات ما کارگران را جواب بده.
    ***

  26. تمام بحرطویل نویسی هاوسفسطه گری های تکراری وملال آورناشناس یک هدف بیشترندارد: جمهوری اسلامی یک حکومت بورژوالیبرال مانند آلمان وسوئدونروژ است و جامعه ایران مانند جوامع آن کشورهاازتمام حقوق وآزادی های سیاسی واجتماعی ِ بورژوایی بهره منداست.فقط مانده که به حرف امثال ناشناس عمل کند وبه خیروخوشی دموکراسی شورایی رادرایران برقرارنمایند.باکدام پیش زمینه ی مادی و آگاهی سوسیالیستی؟ معلوم نیست. این آگاهی دروغین ونعل وارونه زدن وبه دنبال ِ نخودسیاه فرستادن ِ جامعه هم هدفی جز طولانی کردن ِ استبداد نظامی پادگانی و حاکمیت ِ ولایتی خلافتی ِ ج.ا. ندارد.

  27. درضمن جناب ِ «برده ی مزدی»!وقتی جمله یامطلبی را توی گیومه می نویسند یعنی اینکه واقعیت وحقیقت ندارد. مانند ناشناس که« برده ی مزدی»است، وشوروی که «دموکراسی شورایی» داشت. مطمئن نیستم فهمیده باشی. مثل همین مقاله ی حاضر و تمام ِ بحث های تئوریک ِ من.

  28. پیام ِ کارگران ِ ماههاحقوق نگرفته ی ایران به ناشناس: ازاینکه شماهم مانندخداوند «نادیدنی وناشناختنی» کارگروبرده ی مزدی هستی مایه ی خوشحالی ماست. اماای کاش ماهم مانند«خدا»وشماشکم پر ودل ِ خوش وآزادی ِ بیان داشتیم که بتوانیم به جای بردگی وکار بی مزد شب وروز سرمان توی روشنگری بودو۲۴ساعت ِ شبانه روز روی مقالات ِمخالفان ِاستبداد بحرهای طویل می نوشتیم. ولی چه کنیم که ماههاست حقوق نگرفته ایم وخودوخانواده مانگرسنه ایم و نای خواندن و نوشتن بحرطویل نداریم!

  29. فعلا تمام مبارزات صنفی کارگری در ایران مفید هستند و من اصلا آنها را نقد نمی کنم، تمام مبارزات زنان علیه محدودیتهای اسلامی و مردسالاری هم مفید هستند و من آنها را هم نقد نمی کنم. هر نوع اعتراض و اعتصاب و تظاهرات علیه دزدی از مردم و زورگوئی و دیکتاتوری و ممنوع کردن بیان و قلم و هنر هم مفید است، . اما یک چیز مهم و کلیدی وجود دارد که نمیتوان انکار کرد و آن این است که اگر این مبارزات بطور روشنی در جهت الغای بردگی مزدی قرار نگیرند، ارتجاعی خواهند بود.

  30. شورا
    ###
    چندین درک و برداشت و نحوه برخورد به آن وجود دارد.
    ###
    رابطه حزب بلشویکی و شورا که صد سال است نقد می شود و امروز معلوم نیست که چطور قرار است هم حزب بلشویک داشت و هم شورا، ایندو بیشتر شبیه آب و آتش هستند.
    ###
    شوراهای کارگری اداره کننده همراه با مالکیت سرمایه داری هم غیر ممکن است.
    ###
    شورا سازی را بصورت وسیله سرنگونی و درست کردن دولت شورائی بدون حزب در تحت محاصره دولتهای وابسته به امپریالیستهای غرب و شرق دیدن هم (اگر خیال گسترش و سرنگونی اش مثلا واقعی باشد)که تکلیف ش روشن است: جنگ و شکست حتمی آن.
    ###
    دید من از “تشکل یابی شورائی” فرق میکند. من شورا را بصورت معنی لغوی آن مهم میدانم نه معنی سیاسی اش. بنظر من باید اینطور درک شود که حرکتی است از وضع فعلی جنبش کمونیستی اقتدارگرایانه تئوریسینهای مارکسیستی به وضعی که در آن فعالین کارگری به خود باور داشته باشند و بالا دست و رهبر تئوری پرداز نداشته باشند. دلیل این قضیه روشن است، روابط کمونیستی احتیاجی به تئوری پرداز و مرجع تقلید ندارد. نفی نظری سرمایه داری و ایدئولوگهایش به اندازه کافی وجود دارد و ضرورتی برای برنامه ریزی اقتصادی-اجتماعی از طریق آتوریته مرکزی وجود ندارد.
    ###
    برای همین من شیو های شورائی تصمیم گیری کارگری را کاملا مفید می بینم. بنظر من تعجیل در تعرض به سرمایه داری کار درستی نیست و روند ضد اقتداگرائی اخیر بسیار مفید بوده است و تقاضا برای دولتی کردن مثلا شرکت هفت تپه را چیز مهمی نمیدانم.
    ###
    اگر روند اخیر تمایل به روابط شورائی ادامه پیدا کند و جنبه های فرهنگی اش تشویق شود، جنبش کارگری-کمونیستی ایران بلاخره در راه درستی قدم گذاشته است. بنظر من گرفتن امتیازات صنفی و محدود کردن خواسته ها بر اساس وضعیت کل جنبش کارگری و عقب نشینی در یکجا و پیشروی در جائی دیگر اصلا غلط نیست. تعجیل در تعرض شورائی به سرمایه داری همان سم سرنگونی طلبی فعلی ست.
    ###
    کارهای تغییر واقعیات عینی یکدست و خالصا درست نیستند. مهم، ارج گذاشتن بر تصمیم گیری های شورائی و برخورد ضد اقتدارگرایانه و حفظ تشکیلات است. تمرین این ابتکار میتواند برای مدت زیادی فقط صنفی باشد.
    ###
    رژیمها می آیند و می روند، به تاریخ گذشته نگاه کنید، ممکن است فولادی ها و امپریالیستها دموکراسی درست کنند و یا بلشویکها دیکتاتوری و یا اصلا رژیم نرود و یا شاید اصلاح طلبان مجددا قدرت بگیرند و یا هزاران اتفاق دیگر ممکن است بیافتد. ولی باید بدانیم که در حقیقت تغییری اساسی در وضع بردگی مزدی ما کارگران حاصل نخواهد شد. این فرهنگ شورائی و ضد اقتدارگرائی ست که تغییر است و باید دوام پیدا کند و رواج یابد.
    ###
    سیاستمداران، از بلشویکها گرفته تا فولادی ها، از سیاستمداران مذهبی گرفته تا سکولار، همگی دشمن فرهنگ ضد اقتداگرائی و ضدیت با بردگی مزدی در محل کار هستند. اینها حتی هیپی های پاسیو سالهای ۶۰ و ۷۰ را هم تحمل نمی کردند. مغز اینها در پیشرفت بمثابه راندمان بالای تولید ، یعنی پیشرفت از طریق افزایش بردگی مزدی، افزایش نرخ ارزش اضافی، قفل شده است. پیشرفت تکنولوژی تولید قرار است معجزه کند، اما فعلا به تخریب محیط زیست کشیده شده است!!! گرایشات اخیر شورائی مفید است چون علیه این قفل است، بنفع انسان محوری ست نه تولید محوری و سود محوری. امیدوارم اول کار باشد نه انتهای آن. به اسماعیل بخشی انتقاد نکنید، نمیتوانید او را بفهمید. به او آزادی بدهید.
    ***

  31. میخوانیم:
    “تقسیم ِ این حاکمیت به بخش ِ دولتی و بخش ِ خصوصی نیز مصداق ِ همان خواجه علی و علی خواجه و اشتباه ِ تاریخی ِ بزرگی است که خود یک عامل ِ مهم در بقای استبداد و باز تولید ِ آن در ایران است. به این دلیل که همسان انگاری و همتراز پنداری ِ استبداد ِ فردی با دیکتاتوری ِ طبقاتی راه ِ برون رفت از استبداد را با راه ِ رهایی از دیکتاتوری یکی می داند و برای هردو نسخه ی واحدی تجویز می کند، در حالی که جایگزین ِ استبداد ِ فردی و سرباز خانه ای برقراری ِ دموکراسی و آزادی های سیاسی، و جایگزین ِ دیکتاتوری ِ طبقاتی ِ بورژوایی دولت ِ پرولتاریایی است. این همسان و همتراز پنداری ِ نادرست و نسخه ی غلط بود که موجب شد در ۱۳۵۷ استبداد ِ تازه نفس با سوء استفاده از خلاء شناخت و آگاهی ِ درست و مارکسیستی جایگزین ِ استبداد ِ خلع ِ قدرت شده گردد.”
    ###
    وقتی رژیم استبدادی فردی است، راه حل کارگران این است که حاکمیت بورژوازی چند حزبی (نه یک نفره) را بقدرت برسانند چون برقراری دموکراسی و آزادی سیاسی است. بعد این بورژوازی چند حزبی میشود دیکتاتوری طبقاتی که آنرا میتوان با دولت پرولتاریائی جایگزین کرد. البته نمی گوید که این دولت پرولتاریائی، برطبق گفتارهای روشن و واضح مارکس همان دیکتاتوری پرولتاریا است. یعنی دیکتاتوری طبقاتی بورژوازی را با دیکتاتوری طبقه پرولتاریا جایگزین کرد.
    ###
    اینجا سئوال این است که اگر فرض کنیم که دموکراسی بورژوازی سرکوب گر کارگران نیست و فقط استبداد فردی است که سرکوب گر است، چه نیروهای اجتماعی ی قرار است استبداد فردی را سرنگون گنند؟
    کارگران و یا سرمایه داران؟
    تعداد سرمایه داران که بسیار کم است و بیشتر آنها هم که اصلا اهل جنگ و دعوا و کتک کاری و اسلحه گرفتن و شورش کردن نیستند و همین الان هم دولت و سپاه پاسداران را برای سرکوب کارگران دعوت میکنند و خودشان عقب می ایستند.
    پس این کارگران هستند که باید رژیم را سرنگون کنند و دموکراسی سرمایه داری بیاورند. خب حالا، چه فرقی میکند که میلیونها کارگر با شعار زنده باد دولت شورائی رژیم را سرنگون کنند و یا با شعار دموکراسی استثمارگران سرمایه دار؟ با استدلال تو در هر دو حالت سرکوب میشوند چون رژیم مستبد است. اگر کارگران با شعار زنده باد دموکراسی بورژوائی بخواهند رژیم را سرنگون کنند، استبداد به آنها اجازه خواهد داد؟ اما اگر با شعار ضد کمونیستی خیر؟
    معمای سیاست بازی ضد کارگری فولادی همیجاست،
    ###
    توجه توجه
    ###
    بورژواهای امپریالیستی غرب فقط و فقط اگر افکار دموکراتیک بورژائی بر اذهان سرنگونی طلبها حاکمیت کند حاضرند از سرنگونی طلبی حمایت نمایند.
    ###
    جز این نمی شود دلیل دیگری آورد که چرا بهتر است وقتی که میلیونها کارگر برای سرنگونی به خیابان می ریزند، بجای دموکراسی شورائی خودشان، دموکراسی استثمارگران بورژوازی را انتخاب کنند.
    ###
    کار درک ضرورت رهائی از بردگی مزدی (سرمایه داری) با کار درک انقلاب کمونیستی نکردن و انقلاب بورژوائی کردن نه تنها فرق ندارد بلکه دومی در واقع پیچیده تر و برهانی تر و شامورتی بازی بیشتری دارد و درکش برای کارگرانی که به وضعیت خود عکس العمل نشان میدهند سخت تر است.
    ###
    اما ممکن است استدلال بیاورند که نه، آسان تر است. آسان تر است چون بی بی سی و دویچه وله و بقیه نهادهای تبلیغ و ترویج امپریالیستی دارند صبح تا شب کار فولادی را راحت تر میکنند.
    ###
    خب، اگر اینطور است پس: ۱ – در واقع دموکراسی طلبی تبلیغات امپریالیستی است و فولادی تا بحال از آن فاصله نگرفته است، گرچه برخی بورژواهای دیگر فاصله گرفته اند، ۲ – دیگر چرا از تبلیغات محدود و کم صدا و خفه شده سرنگونی طلبی شورائی بلشویکها و “فرقه ها” شکایت دارد، خودش هم بکمک امپریالیستها دارد تبلیغات میکند.
    ###
    مجددا گفته فولادی را بخوانیم:
    “این همسان و همتراز پنداری ِ نادرست و نسخه ی غلط بود که موجب شد در ۱۳۵۷ استبداد ِ تازه نفس با سوء استفاده از خلاء شناخت و آگاهی ِ درست و مارکسیستی جایگزین ِ استبداد ِ خلع ِ قدرت شده گردد.”
    ###
    یعنی اگر مارکسیتهای زمان شاه بجای حرکت برای انقلاب شورائی و سوسیالیستی دنبال حکومت چند حزبی سرمایه داری بودند، اسلامیون از ناآگاهی مردم استفاده نمی کردند.
    ###
    این دروغ بزرگی است چون اکثر چپی های مارکسیست و حتی حزب توده هم دنبال رژیم چند حزبی دموکراتیک سرمایه داری بودند. حاکمیت شورائی کارگری تازگی دارد و بیشتر مارکسیستها از طریق کمینترن و استالین، شورا و این چیزها را فراموش کرده بودند، حتی استالین و دولت شوروی بعد از او هم دنبال شورا سازی نبودند و میخواستند احزاب مارکسیستی دنبال دموکراسی باشند تا بتوانند کودتا کنند.
    ###
    علت روی کار آمدن رژیم اسلامی اصلا مارکسیستها نبودند، بلکه در حقیقت همانهائی بودند که علیه مصدق کودتا کردند. یعنی آمریکای دموکراتیک و مگس های دورش که دولتهای دموکراسی های غربی هستند که خیلی هاشون مشروطه سلطنتی اند. آنها در ایران دیکتاتوری راه انداختند، فرهنگ غربی را ترویج کردند و این باعث میشد که کار و کاسبی آخوندها خراب شود و شورشی شوند. اسلامیون دنبال حکومت آخوندها بودند نه از بین بردن بردگی مزدی. نفت افتاد دستشون همشون شدند ثروتمند و استثمارگر. آمریکا و مگس های دورورش یعنی دولتهای دموکراتیک غربی گفتند یا شاه و یا این دیکتاتوری مذهبی. چون شاه رفتنی بود، گفتند خمینی را سوار هواپیما کنید و بفرستید به ایران. همان کار را کردند. هواپیمایش هم سقوط نکرد در حالیکه هواپیماهای بعضی ها را سقوط میدهند. خیلی خوشحال بودند چون خمینی به ما وعده بلیط اتوبوس مجانی میداد به آنها وعده صدور نفت و ورود سرمایه. به دولی خوب عمل کرد، اولی را جایش باد هوا داد. گفتند تا وقتی که طرفدار سرمایه داری است دیگر مهم نیست که چقدر شورش میکند و غیره، کنترلش خواهیم کرد و بطور موفقیت آمیزی چنین کردند تا امروز.
    ###
    پس جناب فولادی، به بلشویکهای ایرانی انتقاد نکن، به همان دولتهای دموکراتیک غربی انتقاد کن، چون مرض خاص ما از آنهاست و مرض استالینیسم فعلا خیلی خیلی دور است و واکسنی هم احتیاج ندارد چون حزب کمونیست شوروری سقوط کرد و حزب کمونیسم چین تا استخوان سرمایه دار شد.

  32. نوشته:

    “اما کارگران و رهبران شان اگر نمی دانند باید بدانند سرمایه داری ِ حاکم بر ایران نه یک سرمایه داری ِ نرمال ِ تاریخی دورانی نظیر ِ سوئد و نروژ و آلمان و حتا هندوستان، بلکه سرمایه داری ِ دولتی است که قباله ی ششدانگ ِ سیاست و اقتصاد به نام ِ و در مالکیت ِ نظامیان و یک فرمانده ِ کل ِ قواست که بر این نظامیگری ِ تمامیت خواه فرمانفرمایی میکند وهیچ کسی را در رهبری و فرمانفرمایی ِ بلامنازع ِ خود شریک نمی داند و تا درقدرت است شریک نخواهد کرد. ”
    ###
    فولادی فکر میکند که دولتهای سوئد (مشروطه سلطنتی) و آلمان و نروژ و هندوستان، کارگران را در حکومت کردن شریک کرده اند. اگر آنها کارگران را در حکومت شریک کرده اند، چرا کارگران، که میدانیم اکثریت جامعه هستند، کلا بساط سرمایه داری را در همان کشورها جمع نمی کنند؟ جز اینکه شراکتی در کار نبوده و مشتی خود فروخته تحت نام هوادار کارگر ، مثل خود فولادی، با خود استثمارگران در پارلمانها می خورند و می خوابند و به ریش کارگرانشان می خندند؟
    ###
    فولادی “بدرستی” (نیمه درست) بلشویکها را دیکتاتور می نامد و نتیجه کارشان چنین شد، اما ریاکارانه نیت های لاس زنی خودش را با سیاستمداران سرمایه داری “آینده” دموکراتیک ایران پنهان میکند. خودش میخواهد کارگران را فریب بدهد و بشود رئیس جمهور و رئیس مجلس، مثل چپهای نوکر و چاکر همان سوئد و آلمان و هندوستان در پارلمانها.
    ###
    لحن دهن فولادی علیه بلشویکها به من و همه جواز میدهد که نیات خودش را هم با همان لحن بیان کنم. از ماست که بر ماست، نه؟

  33. خیلی جالبه که مارکسیستها در تناقض افتاده اند. از یک طرف مثل بلشویکها سرمایه داری دولتی را سوسیالیسم می بینند، از طرف دیگر، مخالفان هوادار دموکراسی سرمایه داری بلشویکها، وجود دو قرن جنایت و استثمار و استعمار را مفید بحال کارگران میدانند. آیا این به علت وجود تناقض در افکار خود مارکس نیست که در آن مقوله “پیشرفت” میتواند “بهره کشی” را هم در خود جای دهد؟ بنظر من چنین است.

  34. نمونه این کجاست:
    “یا حکومت ِ انتخابی ِ برآمده از اراده ی آگاهانه ی میلیون ها انسان ِ متعهد به برقراری ِ فوری و بی قید و شرط ِ آزادی های های سیاسی را”
    ###
    به من نشان بده، من رای میدهم.
    ###
    در ثانی، اگر میلیونها انسان متعهد به برقراری بی قید و شرط آزادی های سیاسی وجود داشته باشد، چرا حکومت استثمارگران خودشان را بوجود بیاورند و از این آگاهی و خرد استفاده نکنند که بلافاصله حاکمیت سرمایه داری را بر جامعه از بین ببرند؟ جز اینکه تصور فولادی از شهروندان آگاه همان کارگران ناآگاه و مطیع و سربزیر و دنباله روی سیاستمداران سرمایه داران است؟ صد درصد.

  35. گیچ سری های فولادی:
    شهروندان می فهمند که تئوری های حقوق سیاسی دموکراسی سرمایه داری چیست و برای همین در رای گیری های جمهوری اسلامی شرکت میکنند، اما نمی فهمند که روابط شورائی چیست و باید منتظر اربابان سرمایه دار سکولار باشند تا دموکراسی پارلمانی بیاورند. نمی فهمم فرق شناخت از یکی با دیگری چیست؟ هیچ چیز، جز اینکه فولادی میخواهد مغز کارگران را از افکار سیاسی سیاستمداران سرمایه داری پر کند.

    فکر کنم هر چه بود گفته شد، تا ببینیم بعد چه میشه.

  36. در ضمن،
    روابط شورائی و شورا سازی در میان کارگران از بلشویکها نیست و اصلا ربطی هم به دموکراسی سرمایه داران ندارد و قبل از دموکراسی استثماری سرمایه داری وجود داشته است. حتی دهقانان هم تحت رژیم فئودالها شورا میساختند. فولادی آنقدر ضد کارگر است که نمیتواند باور کند کارگرها میتوانند شورا درست کنند. شورا سازی میتواند برای سرنگونی سیاسی و غیره نباشد و فقط روابطی باشد میان کارگران که در آن سلسله مراتب و رئیس و نخبه وجود ندارد. دشمنی فولادی با شورا سازی از این است که خودش جز نوکری ابرای بالا دستانش و تو سرسر پائینی ها زدن چیزی نمیداند و خوب هم میدانیم چنین رابطه ای پایه و اساس روابط دموکراتیک غربی است و جمهوری اسلامی هم مثل همانهاست.

  37. ما کارگران کمونیست چه میدانیم؟
    میدانیم:
    – دموکراسی کشورهای غربی هرگز استثمارگری سرمایه داری را نفی نمی کند و نخواهد کرد چون بر پایه استثمار بنا شده است.
    – رژیم مستضعفین خمینی (رژیم جمهوی اسلامی) رژیم استثمار گر سرمایه داران از آب درآمد.
    – رژیم بلشویکی مارکسیستی شد سرمایه داری دولتی دیکتاتوری تک حزبی.
    – سوسیال دموکراسی مارکسیستی شد پرو جنگ و پرو امپریالیست و نوکر سرمایه داران در پارلمانها.
    – اصلاح طلبان هوادار استثمارگری سرمایه داری اند و پرو امپریالیست هم هستند و از غرب منت کشی میکنند.
    – ضد امپریالیست بودن جناح تند رو و نظامی و حاکم ایران از زاویه رقابت است نه از زاویه ازادی از استثمارگری سرمایه داری چون خود آنها استثمارگر اند. اینها از امپریالیستها و سرمایه داران ضد غرب هواداری میکنند و حاضرند بروند پای نوکری و همکاری با آنها و بخشا رفته اند و روندش ادامه دارد.
    – ملی – مذهبی ها هم مثل اصلاح طلبان هوادار رژیم اند.
    – سکولار دموکراتها و جمهوری خواهان و تمام طیف سکولار و جمهوری خواه از جمله سازمان مجاهدین مدرن همه هوادار سرمایه داری و استثمارگری اند و حاضرند پای وحدت و همکاری با امپریالیستهای غرب و شرق بیایند.
    ###
    تنها راه خلاصی؟
    تشکل خودگردان ضد سرمایه داری،
    تشکل با هدف وحدت کل طبقه کارگر جهان
    برخورد دراز مدت به مبارزه با طبقه سرمایه دار، مهم نبودن نوع دولت: دیکتاتوری، تک حزبی، چند حزبی و دموکراتیک و هر چه.
    تلفیق کار علنی با مخفی
    ###

  38. چرا دموکراسی خواهی فولادی ارتجاعی است؟
    اگر دموکراسی به معنی شرکت انسانها در تصمیم گیری های اجتماهی مربوط به زندگی شان باشد، سرمایه داری هرگز دموکراتیک نبوده و نیست و نخواهد بود چون دموکراسی اقتصادی کارگران را باید نقض کنند تا وجود خارجی داشته باشد. بعبارت دیگر دموکراسی خواهی او و امثال او ضد سرمایه داری یعنی ضد استثمار نیروی کار و بردگی مزدی نیست.
    دموکراسی اگر به معنی رای دادن و رفتن پای صندوق رای باشد، باید گفت که هواداران هیتلر هم رای دادند، مردم ایران هم رای میدهند و رای دادن ها هرگز خدشه ای به استثمار نیروی کار وارد نکرده و نخواهد کرد.
    هر تعریفی دیگر از دموکراسی دارید اینجا بیان کنید، تا بحث ادامه پیدا کند و بفهمیم که چرا دموکراسی خواهی فولادی ارتجاعی و یا بعبارت دیگر استثماری است.

  39. دروغگوئی در مورد خودش:

    “هدف ِ من از بیان ِ این مطالب این نیست که به کارگران ِ ایران بگویم نظام ِ بورژوایی نظام ِ ایده آل ِ بشریت و کارگران است. هدف ِ من به عنوان ِ مارکسیست این است که دو مطلب را به کارگران گوشزد نمایم: یکی این که فریب ِ تبلیغات ِ سراپا جعل و دروغ ِ توده ای لنینیست ها خصوصن درمورد ِ دموکراسی بعداز این ِ آنها را نخورند، و دوم این که حقایقی را بگویم و مارکسیسمی را ترویج نمایم که ده ها سال است ازسوی توده ای لنینیست ها کتمان و یا تحریف شده و به انواع ِ نظرات غیر ِ مارکسیستی آلوده شده و به عنوان ِ مارکسیسم به علاقه مندان ِ این جهان بینی و جهان شناسی خورانده شده است.
    ###
    نمیگوید که نظام بورژوائی ایده ال است اما میگوید نظام ایده ال فعلی در شرایط فعلی در ایران است و دموکراسی های امپریالیستی و بمب انداز را ایده ال کارگران غرب میداند. هرگز نمیتواند بیان کند که چطور دمکراسی غربی انقدر نظامی و کودتاچی و جنگ طلب و استعماری بوده اند، چون با آنها همدردی احساس میکند و یک هدف دارد. اینها را پنهان میکند اما بعضی وقتها دم خروش میزند بیرون. گفت کارگران برده مزدی نیستند، اما میگوید مارکسیست است، درحالیکه اصطلاح بردگی مزدی از خود مارکس است. و یا در جائی دیگر گفته که کارگران باید مدیون سرمایه دارها باشند.
    ###
    کارگران ایران خودشان دموکراسی غربی را در ایران تجربه میکنند:
    ۱ – کودتای ۲۸ مرداد
    ۲ – بزرگ کردن خمینی و کمک به او به آمدن به ایران
    ۳ – کمک های دائم اقتصادی به رژیم بعد از جنگ
    ۴ – تحریم کشورهای غربی
    ۵ – کارگران عراقی و یمنی و سوریه ای و افغانی و لیبی همه دارند دموکراسی غربی را بصورت بمب و ترور و سرسپرده و القاعده و داعش تجربه میکنند.
    ###
    دروغهای فولادی تمامی ندارد.
    ###
    در مورد لنینیسم و نتایجش چطور؟ به مطالب درستی اشاره میکند اما آنرا از متن تاریخی اش درآورده و برای دفاع از خاتمی و اصلاح طلبان پرو امپریالیست استفاده میکند و اسمش را میگذارد دموکراسی خواهی.
    ###
    افکار خدامراد فولادی چه نوع مارکسیستی است؟ مارکسیسم سوسیال دموکراتیک.
    بعضی از ویژگی های سوسیال دموکراسی مربوط به مسائل ما ایرانی ها:
    ۱ – پنهان کردن ماهیت امپریالیستی و دیکتاتوری نظامی آن و جا زدن دموکراسی پولدارها بعنوان دموکراسی برای مردم و شهروندان.
    ۲ – دشمنی با هر نوع تشکل کارگری مستقل از احزاب و نخبه های حزبی.
    ۳ – عاشق لاس زدن و معامله گری با سیاستمداران لیبرال سرمایه داری.
    ###
    بدرستی از نتایج شکست خورده لنینیسم صحبت میکند اما از موکراسی خواهی سوسیال دموکراتیک و همدستی آنها با دولت های استعماری و سرمایه داری و پارلمان و رای دادن به جنگ و همکاری برای سرکوب مارکسیستهای دیگر و بلاخره شکست تاریخی آنها چیزی نمی گوید، گوئی خطری که کارگران ایران را تهدید میکند فقط لنینیستها هستند نه خود فروشان سوسیال دموکرات.
    ###
    افکار خدا مراد فولادی فاقد هر گونه ایده کمونیستی و سوسیالیستی است. او میخواهد دموکراسی پارلمانی در ایران بوجود بیاد و سرمایه داری را مفید برای کارگران میداند و خودش در کامنتی گفت که ما کارگران مدیون سرمایه دارها هستیم. دموکراسی تخیلی او همان دموکراسی سرمایه داری مالی جهانی در ایران است. او اصلا در سرمایه داری و افکارشان دیکتاتوری نمی بیند اما هر کارگری دیکتاتوری سرمایه داران و نظام سرمایه داری را در محل کار تجربه میکند، حال چه در غرب و چه در شرق.
    ###
    مخالفت او با رژیم:
    با رژیم مخالف نیست، با جناح حاکم آن که امنیتی و تندرو است مخالف است. خودش بارها از خاتمی و اطلاحطلبان دفاع کرده و حتی از لغت نامه آنها استفاده میکند.
    ###
    این بود افشای نصیحتهای فولادی به ما کارگران.
    ###
    ###
    ###
    ما کارگران به حرف چه کسی گوش بدهیم؟
    هیچ کس،
    خود ما در محل کار روابط سرمایه داری را تجربه میکنیم. می بینیم که سلسله مراتبی است. می بینیم مثل خر کار میکنیم اما درامدی نداریم و مفت خوره های سرمایه دار و مدیرانشان بهتر زندگی میکنند، می بینیم که دولت از سرمایه دار مان دفاع میکند و اگر اعتصاب و اعتراض کنیم سرکوبمان میکند، می بینیم که اخراج مان میکنند و هزاران حیله دیگر بکار می برند. پس اینها بد است و باید از بین برود. حال سئوال مهم این است:
    آیا بدون اتحاد و بدون تشکل مستقل از سیاستمداران و بدون نفی سرمایه داری و دولتش میتوانیم آزاد شویم یا خیر. حرکت از این آغاز میشود. امثال فولادی میگویند خیر. حرکت از دموکراسی سرمایه داران لیبرال و غیر مذهبی شروع میشود. یعنی استثمارگر ما آزاد کننده ماست. انتخاب داریم بین ذلت و آزادی.

  40. دروغگوئی دیگر:

    “حاکمان ِ مستبد وقتی پایه های حاکمیت شان را لرزان و در معرض ِ خیزش ِ عمومی و فرو ریزش می بینند به انواع ِ روش های سرکوب ِ پلیسی و کنترل ِ علنی و غیر ِ علنی روی می آورند. یکی از این روش ها گماشتن ِ جاسوس و خبرچین از خود ِ« توده ها» در میان ِ توده هاست.”

    جاسوسی و ترور فقط کار دیکتاتورها نیست، کشورهای دموکراتیک غربی هم پر است از دم و دستگاهای امنیتی و تروریستی و جاسوسی از مردم خودشان. آنها حتی فیلم هم میسازند مثل جیمز باند و افتخار هم میکنند.

  41. دروغگو خودش خودش را لو میدهد:

    “توده ای لنینیست ها به کارگران ِ ایران می گویند: دموکراسی ِ شورایی ِ آنها از دموکراسی ِ انتخاباتی ِ چهارسال یک بار ِ بورژوایی عالی تر است. یعنی اگر در جامعه های بورژوایی اهالی هر چهار سال یک بار پای صندوق های رای می روند و نمایندگان ِ خود راانتخاب کرده و به پارلمان می فرستند، در حکومت ِ بلشویکی نوع ِ عالی تر و کامل تری از دموکراسی هست که این نقیصه یعنی هر چهار سال یکبار را ندارد و نمایندگان و برگزیدگان ِ شوراها از صدر تا ذیل هروقت اهالی اراده کنند برکنار می شوند و افراد ِ گزین تری را جایگزین ِ آنها خواهند کرد. اما، لنین یعنی پیشوا و رهبر ِ فکری و آموزگار ِ توده ای لنینیست ها نه از سوی شوراها انتخاب شده بود، نه به انتخاب کردن و انتخاب شدن به هیچ شکل و شیوه ای اعتقاد داشت و نه تا پایان ِ عمر به هیچ انتخابی گردن گذاشت. ”

    گفته بود دموکراسی شورائی در شوروی تجربه شد حالا دارد میگوید تجربه نشد.

  42. دروغهای “تاریخ” نویسان دموکراسی های امپریالیستی و دوستان اصلاح طلبان دولتی شان:

    “… آگاهی های دروغین ِ توده ای لنینیست ها را اگر جامعه ی ما هنوز در حاکمیت تجربه نکرده و تنها در وعده و شعارها می شنود و می خواند، در شوروی هم حاکمیت ِ دولتی و هم « دموکراسی ِ شورایی» به تجربه درآمده که خواندن وشنیدن و مقایسه ی آن با روش ِ حکومت ِ ملاها خصوصن که مستند به نظرات ِ مکتوب ِ لنین باشد بسیار آموزنده خواهد بود.”

    در شوروی سابق هرگز دموکراسی شورائی وجود نداشت و حتی خود لنینیستها هم این را میگویند و هرگز ادعا نکردند که دموکراسی شورائی داشتند.

    دست از دروغگوئی بر نمیدارد.

  43. هوادار خاتمی:

    “طبقه ی کارگر ِ ایران امروز بیش و پیش از هرچیز به فضای باز و آزادی های فوری و بی قید و شرط ِ سیاسی نیازمند است تا در آن فضا بتواند خود را هم به آگاهی ِ عام ِ سیاسی- اجتماعی و تاریخی، وهم به خودآگاهی ِ طبقاتی مجهز نماید تا فرقه سازان و فرقه گرایان ِ بوی کباب ِ قدرت به مشام خورده نتوانند آنان را نربان ِ قدرت ِ خود کنند و چون از نردبان بالا رفتند همان برسر ِ کارگر و زحمتکش و کل ِ جامعه بیاورند که همفکران شان در دیگر کشورها آوردند.”

    امثال خاتمی و دوستان واشنگتن ش بیایند به کارگران آزادی بدهد تا کارگران انقلاب شورائی کنند!

  44. توصیه رژیم:

    “آیا کارگران هنوز نفهمیده اند هرگاه مطالبه ای را مطرح کرده و حقی را خواسته اند با رژیمی یکدست و یک پارچه سرکوبگر رو دررو هستند و سرکوب می شوند.”

    پس بهتر است اصلا مطالبه ای را مطرح نکنند.

  45. مشاور رژیم:
    “آیا جز این است که این آگاهی ِ نابه جا و نابه هنگام و اساسن فاقد اعتبار ِ تاریخی را فرد یا افراد ِ فرقه گرا به ذهن و زبان ِ کارگران القا کرده تا مقاصد ِ خود را بیان کنند؟

  46. مشاور رژیم:
    “در یک رژیم ِ استبدادی و نظامی پادگانی که نه آزادی ِ تشکل یابی و نه آزادی ِ بیان و گردش ِ آزاد ِ اطلاعات و آگاهی ها وجود ندارد، چرا باید باور کرد که کارگران ِ هفت تپه یا فولاد ِ اهواز از چنان شناخت و آگاهی یی برخوردارند که این شعار را خود آگاهانه برگزیده و تحت ِ تاثیر فرد یا افراد ِ فرقه گرا نبوده اند.”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

Page generated in 0٫803 seconds. Stats plugin by www.blog.ca
رفتن به نوارابزار