دوشنبه, ۲۶ آذر , ۱۳۹۷
   

Comments

دلیلی برای تحمیل تحریم‌ها علیه ایران وجود ندارد
ترجمه: سامان
— 12 دیدگاه

  1. کمونیستهای ایران باید بدانند که بعد از سرنگونی رژیم نحس جمهوری اسلامی، اولین اقدام جریانات دولت سکولار سرمایه دار، سرکوب بردگان مزدی کمونیست و یا غیر کمونیست اما معترض خواهد بود. سرمایه داران سکولار مثل بقایای سلطنت و جمهوریخواهان و اسلامیون دموکرات و جمهوریخواه شده مثل مجاهدین خلق، باید کمونیستها و کارگران را سرکوب کنند تا مورد تائید سرمایه داری امپریالیستی جهانی قرار بگیرند و راه سرمایهگذاری در ایران باز شود. امپریالیستها حاضر نیستند تحت فرهنگ کمونیستی یک جامعه سرمایه صادر کنند. برای همین اینکه چه نیروی اجتماعی ی رژیم را سرنگون کند از همین امروز اهمیت دارد. و، برای همین، تعجیلی برای سرنگونی وجود ندارد و وقتش فقط وقتی هست که بخش بزرگی از بردگان مزدی ایران کمونیست شده اند. سرنگونی رژیم قبل از پرورش فرهنگ کمونیستی در میان بردگان مزدی ، با هزینه های جانی و مالی عظیمی برای کارگران همراه خواهد بود و ما باید در این مسئله کاملا مسئولانه برخورد کرده و به شعارهای توخالی سرنگونی طلبان توجهی نکنیم و با آنها در این زمینه مسابقه ندهیم. پرورش کمونیستی-شورائی جامعه بعلت وجود انواع و اقسام انگلهای اجتماعی نظام بردگی مزدی، کاری طولانی ست. این انگلها اجازه نمیدهند که بردگان مزدی به وضعیت طبقاتی و اجتماعی خود کاملا پی برده و جامعه را فقط محصول نیروی کار و زحمت خود ببینند. آنها سرنگونی و دموکراسی را مطرح میکنند بدون اینکه از استثمار نیروی کار چیزی بگویند. دلیلش این است که میخواهند بردگان مزدی همیشه مشکلات خودشان را نتیجه مفلوک بودن و بی استعداد بودن خود بدانند و خود را نیازمند استثمارگران ببینند در حالیکه قضیه کاملا برعکس است. اقشار طبقه حاکم از مذهبی تا سکولار اصلا منطق و بحثی ندارند و وقتی بردگان مزدی متحد شده و اعتراض و اعتصاب میکنند و میخواهند سرنوشت اجتماعی خود را خودشان مدیریت کنند، چاره ای جز سرکوب کردن آنها ندارند. درست مثل دوست و آشنائی که وقتی از منطق تهی شد، داد و فریاد راه می اندازد، فقط در بعد وسیعتر و حیاتی تر و با توانائی تعرض.
    —-
    حال جناب احمد الف، تو از دموکراسی ات بگو تا ببینیم که در کدام طرف جنگ طبقاتی قرار داری!
    —-
    ***

  2. آنهائی که مثلا اهل “تئوری” هستند فهمیدند که من چه میگویم و دیدند که در مقام ارباب کارکر هستند. ولی بنظر من تو حتی سئوالی را که خودت از جناب سامان کرده ای را نمیتوانی جواب بدهی. حال یا خودت در همینجا آن سئوال را جواب بده و آماده گفت و شنود باش و یا از من سئوال کن و یا دیگر دروغ نگو.

  3. به ناشناس. توده ای ها و منجمله سامان هم سالهاست همین حرفهای تورا با ادبیات ِ متفاوت از ادبیات لومپنی تو زده و میزنند. تمام حرف ها و ایده های تو به غیر از« جاکشی» تکرار ِهزارباره ی گفتار و کردار آنها و در راستای حراست از ایدئولوژی و فرهنگ اسلامی آخوندی حاکم است.

  4. بردگان مزدی کشورهای اسکاندیناوی و دیگر کشورهای اروپائی و غربی هرگز نتوانسته اند خود را از ارباب سرمایه دار خلاص کنند. احزاب سوسیال دموکرات آنها فقط توانسته اند که امتیازاتی بگیرند که آنهم تابع سودآوری نظام سرمایه داری آن کشورها و ارتباطش با کل سرمایه داری جهانی بوده است. احزاب سوسیال دموکرات آنها رفاهی ناسیونالیستی بوجود آوردند که بردگان مزدی اسکاندیناوی فکر نکنند برده مزدی هستند. حال که دوره طلائی بازسازی تخریب نیروهای مولده جنگ دوم سپری شده و تقسیم کشورهای جهان بین خود نیز پایان یافته و خودش به بحران تبدیل گشته، و نظام سودآوری بردگی مزدی اشباح شده، نقش دلالی (جاکشی) احزاب سوسیال دموکرات هم تمام شده و سرمایه داری دیگر با چهره انسان دوستی سوسیال دموکراتیک و یا دولت رفاهی فوق ایبرال نمیتواند ادامه یابد و تمام آن گند برتری طلبی و ناسیونالیستی و نژادپرستی آشکار شده است.
    —-
    بردگان مزدی کشورهای اروپای شرقی خلاص شده از استالینیسم هم در ابتدا فکر کردند که سرمایه داری غیر دولتی غربی بهشت برین است. بعد از دوره ای کوتاه دیدند که اصلا چنین نیست و فقر و فحشا و بیکاری و خواری برده مزدی بودن از بین نرفته و کاملا علنی شده است. پاسخ اربابان آنها هم به آنها نه دیگر دموکراسی بیشتر بلکه مثل اربابان اسلامی خود ما، دیکتاتوری و اشاعه نژاد پرستی و ناسیونلیسم و حتی نوکری برای غربی ها و ناتو شد.
    —-
    امروز کل چهان بنوعی به دوران ماقبل انقلاب بلشویکی برگشته است. یک قرن رفرم سرمایه داری دولتی غرب و شرق اروپا در حفظ نظام بردگی و قابل تحمل کردنش بی نتیجه مانده است. انقلاب کمونیستی – شورائی ضد بردگی مزدی کماکان راه نجات می باشد و بس. هر نوع رفرمی به قیمت نوکری و تبلیغ و ترویج خود فروشی چیز دیگری نیست. این است وضعیت بشریت متمدن، شامل بشریت متمدن غربی.
    ***

  5. بردگان مزدی ایرانی باید بدانند که برای اینکه مثل برده مزدی سوئدی باشند باید مسیحی بدنیا آمده باشند و در جامعه مسیحی نوع اروپائی بزرگ شده باشند و آن جامعه باید تاریخ خاص رشد سرمایه داری امپریالیستی اروپائی داشته باشد. سرنگون کردن رژیم فاشیستی جمهوری اسلامی گرچه چیز بدی نیست اما بطور اتوماتیک اصلا چنین جامعه ای بوجود نخواهد آورد مخصوصا کشوری که بروی دریائی از نفت و گاز زیست میکند و تمام کشورهای سرمایه داری جهانی نیازمند آن نفت و گاز هستند و حاضرند دست به هر نوع جنایتی برای صدور بی وقفه آن به کمپانی هایشان بزنند. بجای برده مزدی نوع اروپائی شدن و اربابان سرمایه داری مثل سرمایه داران اروپائی داشتن، بهتر نیست که برای خود عزت و احترامی قائل بود و به منافع طبقاتی و موقعیت خویش اندیشید و آنرا علیه روابط بردگی مزدی تعریف کرد نه بصورت بنده ارباب غربی و یا ارباب وابسته غرب؟ چرا باید خود را مثل برده مزدی اروپائی فهمید نه انسانی مستقل و رها از ارباب.

  6. جناب احمد الف نوشته:

    “ایرانیهارا چه تصور کرده ای؟”

    جناب احمد الف، تو فکر کردی همه بردگان مزدی ناآگاهند و نمیدانند که دموکراسی امپریالیستی باتلاقهائی مثل فلسطین و لیبی و عراق و افغانستان و سوریه و مصر نمی آورد؟ قبل از اینکه آن کشورها به گند گشیده شوند امثال تو تبلیغ میکردند که دموکراسی غربی می آوریم و کشورمان میشود مثل سوئد. اما ما خوب میدانستیم که برای سوئد شدن تاریخ خاصی لازم است و باید در همجوار کشورهای سرمایه داری امپریالیستی بود ، مسیحی بود و پیشینه تاریخی معینی داشت. نه تنها ایران سوئد نمی شود بلکه اگر قرار بود که بشود میگذاشتند که زمان شاه سوئد شود نه اینکه مصدق هوادار فلسفه سیاسی اشان را بردارند و بعدا تا بردگان مزدی شورش کردند به آنها خمینی تحویل دهند. طالبان و القاعده هم همان خمینی ها هستند که دموکراسی های غرب تحویل میدهند. دست از فریب کاری بردار. دست از نوکری برای سرمایه داری جهانی بردار.

  7. نه جناب احمد، من یک برده مزدی هستم و نظراتم شباهت هائی به آنارکوسندیکالیسم دارد. دیدگاه امثال من هیچ شباهتی با نظرات حزب توده ندارد.

  8. ناشناس هم همان حرف سامان را به طرز دیگری بازگو کرده است.با این تفاوت که سامان توده ای است( نظرات توده ای ها را تبلیغ می کند) و ناشناس خواهان استمرار وضعیت موجود است. وجه مشترک هر دو باهم وبا توده ای ها در ضدیت شان با غرب و «غرب زده ها» است.

  9. واقعا هم، کسانی که در غرب دموکراسی زندگی میکند دیگر چرا در ایران دموکراسی می خواهند. در همان غرب بمانند و چاپلوسی سرمایه داران غربی را بکنند و استثمار شوند و از نعمات دموکراسی لذت ببرند. اما ما بردگان مزدی کمونیست طرفدار دموکراسی نیستیم. طرفدار حکومت شورائی خودمان هستیم. برای همین در همه جای دنیا برای آزادی خودمان می جنگیم، از جمله ایران. هواداری ما از بردگان مزدی ایران هم در چهارچوب انترناسیونالیسم کارگری است. دموکراسی خواهی مردم ایران هم همان دموکراسی خواهی استثمارگران اپوزیسیون است و مسئله برده مزدی بودن کارگران را حل نمیکند.

  10. نام سامان گواهی میدهدکه ایرانی است.آدرس پایین مطلبش گواهی میدهدساکن هلنداست. واقعیت تاریخی شهادت میدهدکه اوازاستبدادرژیم ایران فرارکرده و به دموکراسی هلند پناه برده است. حقیقت امربه مامیگوید دموکراسی هلند اوراازمرگ نجات داده است. اما سامان این حقیقت روشن ترازروزراکتمان میکندو به ایرانیهای مانده درایران میگویدبرای این دموکراسی تلاش نکنید.پیف است و بو میدهد. جناب سامان. میدانی به کسی که حقیقت را کتمان میکندچه می گویند؟اگراصراربر پیف بودن و بی خاصیت بودن دموکراسی غرب و هلند داری برگرد ودر ایران زندگی کن و اگرتوانستی همینطور آزادانه بنویس و منتشرکن. ایرانیهارا چه تصور کرده ای؟

  11. حتی اگر دولت ایران برنامه درست کردن سلاح کشتار جمعی داشته باشد، در ارتجاعی و ضد بشری بودنش با سایر دولتهای سرمایه داری تفاوتی ندارد. کلا نظامهای طبقاتی جامعه بعلت مقاومت طبیعی بردگان، امروزه بردگان مزدی، بی ثبات هستند و حاکمین برای بوجود آوردن ثبات نسبی به جنگ (اشاعه نفرت و تحقیر و کشتن هم طبقه خود توسط بردگان مزدی) روی می آورند. اثر جنگ رشد کمتر و محدود تر کمونیسم در میان بردگان مزدی است. تمام وقایع مربوط به پروژه های هسته ای ایران از این زاویه قابل درک است. این اختلافات، در چهارچوب تضادهای دورنی مرتجعین و تضاد بین این مرتجعین و بردگان مزدی قابل درک هستند. جنگ بین آنها نباید موجب جنگ بین بردگان مزدی شود. آمریکا و غرب ، اسرائیل را بعنوان یک پایگاه نظامی در مقابل رقبای خود بوجود آوردند. هر تهدیدی علیه اسرائیل تهدید آن کشورها محسوب میشود. تنها راه برون رفت از باتلاق خاورمیانه، اتحاد ضد سرمایه داری بردگان مزدی است. برای این منظور ، خروج از ایدئولوژی های تحمیلی طبقات حاکم منطقه و ایدئولوژی دموکراسی امپریالیستی، ضروری است.

  12. ۱-جناب سامان. میشود یکبارهم شده لطف فرموده آزادی،دموکراسی وعدالت اجتماعی مورد نظرتان را که ترجیع بندتمام مقالات ات است برای مامعنی کنی و بگویی چه فرقی با آزادی، دموکراسی وعدالت اجتماعی موردنظر حزب توده دارد؟۲- نویسنده تلویحآ ازرژیم تادندان مسلحی دفاع میکندکه اگربمب اتمی داشته باشد زمانی که ازداخل مورد تهدید انقلاب قرار گیرد ازبه کارگیری آن علیه مردمش خودداری نخواهدکرد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

Page generated in 0٫684 seconds. Stats plugin by www.blog.ca
رفتن به نوارابزار