چهارشنبه, ۲۸ آذر , ۱۳۹۷
   

Comments

تحولات نوین در ایران:
از کجا حرکت کنیم
سامان
— 5 دیدگاه

  1. جناب سامان. کسی که خودش هم نمیداند چه می خواهد و خواستش چگونه عملی میشود چرابرای دیگران معمایی طرح میکند که خودش هم پاسخ آنرا نمیداند؟

  2. سئوال ازسامان: نقطه حرکت والگوی راهبردی تمام آن سازمانهاکه نام برده ای جنگ مسلحانه بودیاکودتا، والگوی عملی شان یاشوروی بود یاچین یاآلبانی. حال توبگو الگوی راهبردی و عملی ات کدام است، و چه تفاوتی با رویکردنظری وعملی آنهادارد؟ صداقت افراد از پاسخ به سئوالهایی که در ذهن خواننده ایجادمیکنند معلوم میشود ونه درکلی گوییها و ادعاهای بی پشتوانه عینی وغیر مستند به واقعیات.چرابه پرسشها پاسخ نمیدهی؟ جزاین است که حرفهایت پشتوانه علمی و عینی ندارد؟

  3. سامان۳دسته سیاسی کاررادرمقابل رژیم قرار میدهدو نظرات وعملکردهای هر۳رابادلایل ذهنی خودو نه با گفتاوردمشخص ازآنهاردمیکند.درنهایت هم راه حلی که برای برون رفت ازوضعیت موجودارائه میدهدچیزی جزمنتجه ی نظرات همان۳دسته ای که آنهارافاقدصلاحیت کارشناسی سیاسی جامعه میداندنیست: انقلاب ازپایین ورهبری ازبالا باهدف برقراری آزادی،دموکراسی و عدالت اجتماعی.مگرآن دیگران غیرازاین رامیگویند؟ به سایت هاوبرنامه های تلویزیونی آنهامراجعه کنیدتاهمین کلی گویی های سامان رااززبان و قلم آنان هم بشنویدوبخوانید. سامان حرف های تکراری آنهارابازنویسی وبازپخش کرده وتحویل خودشان داده.آنهاهم سالهاست ازهمان نقطه ای حرکت میکنند که حالاتازه سامان شروع به حرکت کرده که نتیجه ای غیراز به دورخودچرخیدن وحرف های هزاربارگفته ونوشته رامدام تکرارکردن ندارد. که هیچ ربطی به مطالبات واقعی« این جامعه» ندارند.

  4. اما در پاسخ به این سئوال: از کجا حرکت کنیم؟

    ۱ – در محل کار و زندگی، علیه هر ایده ای که محدود کننده تفکر استدلالی و منطقی و علمی است، چه در ابعاد ساده و چه پیچیده. بحث این است که استدلال و منطق و علم باید حاکم باشد نه ایدئولوژی و آتوریته.
    ۲ – در محل کار و زندگی، علیه وجود و نفوذ و نقش سرمایه داری (بردگی مزدی).
    ۳ – در محل کار و زندگی، علیه هرایده ای که محدود کننده الغای بردگی مزدی است.
    ***

  5. نویسنده درک روشنی از واقعیات جامعه ندارد و تازه به کمونیستها انتقاد هم میکند. مثلا در این جمله:

    طبعابخش اساسی عملکرد هر دولت و رژیمی هدایت و توزیع ثروت عمومی بصورتی نسبتا عادلانه بوده و از این دیدگاه به طور مسنمر با جامعه مدنی یعنی مردم، کسبه و خدمتگزاران و تولید کنندگان ثروت اجتماعی برای‌تداوم حیات ملی در حین تعامل عینی دچار مشکل و تعارض و تصادم می‌گردد. ”

    اول به مسئله دولت بپردازیم بعد به مسئله خدمتگذاران.

    در نقش دولت،
    خیر، اساس عملکرد هر دولتی خدمت به چپاولگران نیروی کار است. رژیم جمهوری اسلامی هم منطبق با ایدئولوژی سرمایه داران اسلامی نوع خودش مشغول چنین کاری بوده است. بعلاوه، اساس عملکرد دولت دموکراتیک سکولاری که بردگی مزدی را الغا نمیکند و سرمایه داری خصوصی و دولتی را نفی نمیکند، یعنی یک رژیم بورژوا دموکراتیک، خدمت به استثمارگری اربابان سرمایه دار است. کلا دولت ارگانی جدا و حاکم بر اهالی جامعه است. مدیریت روابط اجتماعی باید توسط کسانیکه در این روابط، مخصوصا روابط تولیدی، فعالیت های مشخص دارند صورت پذیرد نه توسط ارگانی مجرد و حاکم شده بر جامعه – کلیت جامعه معلم و مبصر لازم ندارد. نمیتوان ارگانی “کلی” و “غیر مشخص” را بر جامعه حاکم کرد. دلیل وجودی چنین ارگانی در جوامع امروزی، وجود روابط استثمارگرانه در جامعه است.

    میخوانیم: “کسبه و خدمتگزاران و تولید کنندگان ثروت اجتماعی”!

    بسیار ناروشن است. خدمتگذار به جامعه وجود دارد، اما آنها فقط حاملین تولید ارزش هستند: مثل کارگران کشاورزی و کارخانجات، مهندسین و محققین و پرستاران، پزشکانی که سرمایه دار نیستند، کارگران شهرداری و رانندگان و غیره. سرمایه داران، چه کوچک و چه بزرگ، خدمتی به جامعه نمیکنند. بنظر می آید خدمت میکنند چون “خدمت” در چهارچوب روابط استثمارگرانه سرمایه داری تعریف شده است. استثمار را برداریم، آن نوع “خدمات” وجود نخواهد داشت. سرمایه داران باید خود را مفید برای جامعه اعلام کنند، اما ما بردگان مزدی میدانیم که چنین نیست.

    در اینجا تکلیف دموکراسی خواهی نویسنده نیز روشن نیست! دموکراسی استثمارگران سکولار بدرد ما بردگان مزدی نمیخورد. ما تنها تولید کنندگان محصولات مورد نیاز جامعه هستیم و روابط اجتماعی باید فقط و فقط توسط خود ما مدیریت شود و در خدمت خود ما باشد.

    آیا دموکراسی استثمارگران سکولار برای کارگران بهتر است از رژیم دیکتاتوری-فاشیستی سرمایه داری اسلامی فعلی؟

    بنظر من فرقی ندارد. اگر کارگران تحت رژیم دموکراسی استثمارگران سکولار بخواهند از بند سرمایه داری خلاص شوند، دموکراسی سکولارها تبدیل به فاشیسم سکولارهای امپریالیستی و یا وابسته به آن خواهد شد (به انحا گوناگون، نمونه کودتا علیه مصدق) و صورت مسئله بدینصورت طرح خواهد گردید: آیا رژیم فاشیستی سکولار بهتر است و یا رژیم فاشیستی غیر سکولار؟ در اینجا می بینیم که جواب روشن است: فرقی ندارد. بحث این است که تحت روابط بردگی مزدی، بردگان مزدی بهیچ وجه آزادی شرکت در تعیین سرنوشت اجتماعی خود را نخواهند داشت وگرنه اصلا سرمایه داری نمیتوانست تعریف داشته باشد. تعریف عمیق سرمایه داری در حقیقت شامل نقض آزادی است (آزادی در بکارگیری نیروی کار برای خود) نه بوجود آوردن آن.

    در ارتباط با چپ ایران، چپ ایران تحت تاثیر و الهام گیری از چپ مارکسیستی بوجود آمد و محدودیتهای آن را هم حمل میگرد. عملکرد چپ مارکسیستی ایران، خوشبختانه، بعلت نداشتن قدرت سیاسی، جنایتکارانه نشد. امروزه باید گفت که مارکسیسم (تفسیر از بخشهای ناروشن افکار مارکس و بصورت ایدئولوژی حزبی و دولتی) ورشکست شده است. کمونیسم امروز باید از مارکسیسم خلاص شود و این کار با نقد حزب گرائی، تشکلات سلسله مراتبی و دور از طبقه کارگر ممکن است. یاد گیری از آموزشهای مارکس سر جایش است. برخورد به بخشهای ناروشن دیدگاهای مارکس نیز به آگاهی کمونیستی طبقه کارگر کمک میکند و کرده است.

    نقد چپ مارکسیستی ایران به این سادگی ها نیست و باید نویسندگان به موضوع تسلط کافی داشته باشند. متاسفانه، بنظر نمی اید که نویسنده این مقاله درک روشنی از ایدئولوژی مارکسیستی دارد.
    ***

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

Page generated in 0٫763 seconds. Stats plugin by www.blog.ca
رفتن به نوارابزار