دوشنبه, ۳۰ مهر , ۱۳۹۷

Comments

جامعه ایران بحران اقتصادی یا سیاسی؟
سامان
— 10 دیدگاه

  1. “همین امثال توهستند که زبان امثال ناشناس راسر ِ چپ هادراز کرده اند!”

    اگر پرونده مارکسیستها در جنبش کمونیستی خوب بود و از آنها استالین جنایتکار و سوسیال دموکرات سازشکار بیرون نمی زد، نقدی هم وجود نداشت.

  2. سامان جان. قراربودتناقضات وناهمسازیهای چپ سنتی و چپ مدرن رابارهنمودهایت اصلاح کنی وچپ یکپارچه ومتحدی راسرو«سامان» دهی. امامی بینیم که حتی حاضرنیستی تناقض گویی هاو ناسازنمایی های مقاله خودت راهم اصلاح کنی. پس چراسکوت کرده ای؟ همین امثال توهستند که زبان امثال ناشناس راسر ِ چپ هادراز کرده اند!

  3. جناب احمد الف، عصبانی نشوید، خامنه ای ها در میان اپوزیسیون فراوانند، فقط بجای ابا و عمامه، کراواتی اند. چرا میگوئیم خامنه ای، نه چون او دیکتاتور است، بلکه دیکتاتور است چون مقید به رعایت اصول منطق و استدلال و علم نیست. برای همین بین کراواتی بی منطق و یک آخوند بی منطق میتواند هیچ تفاوتی نباشد. حتی اگر توده های عادی را هم در مقام ریاست مملکت بگذاریم، ممکن است بعلت اینکه تحت تعلیم دولتیون و تحت شرایط رژیم استبدادی سرمایه داری در محیط کار قرار دارند، با منافع خود قضاوت کند نه با درک اهمیت انسانی مقید بودن به اصول علم و منطق و استدلال. در حاشیه، برای همین است که معتدقدم که اصلا نباید حکم اعدام برای هیچ کس وجود داشته باشد، حتی برای آدم کشهای رژیم.

  4. جناب سامان. کسی که به چپ«رهنمود» میدهد موظف است به پرسشهایی که درذهن این چپ به وجود می آورد پاسخ دهد. رهنمود دهنده ای که خودرامتعهد به پاسخگویی به مخاطبانش نداند یک فرد مستبدالرای است. دراین صورت پس فرق شما بارهبرجمهوری اسلامی چیست؟

  5. سامان هیچ تعریف ثابت ومشخصی برای یک موضوع حتی در«بازه زمانی معین»(به قول خودش) ندارد.دیدیم که ناهمزمانی رژیم بانظام سرمایه داری کمی بعد همزمانی درآمد!درجایی دیگر میگویدجمهوری اسلامی ازجانب امپریالیسم جهانی ماموریت داشته شکاف و خلایی راکه درنتیجه سقوط رژیم شاه ایجادشده پرکند.این میشودرفع بحران موجوددربخشی ازسیستم جهانی سرمایه داری که قاعدتآجنبه مثبت دارد، هم برای سیستم جهانی وهم درآن«بازه زمانی معین» برای ایران. اما چندسطرپایین تر درست خلاف آن رامیگوید.یعنی خودجمهوری اسلامی میشود عامل ایجادبحران درهمان بخش ازسیستم، هم برای نظام سرمایه داری وهم برای مردم ایران!ضدونقیض گویی آنهم به وضوح جناب سامان؟!دراینجاهم بحران زدایی وبحران سازی رژیم هم همزمان است وهم ناهمزمان!و این یعنی ناهمگونی وناهمزمانی واقعیت دراندیشه ی سامان.

  6. قدرت سیاسی در نظام سرمایه داری هم مثل نظامهای ماقبل آن در دست ارتش و پلیس و نیروی سرکوب است. جریان لیبرال در آن نقش سالوس و ریاکار را بازی میکند. کار آنها دفع و به تعویق انداختن شورش کمونیستی بردگان مزدی است. اما اصل نظام در دست نیروهای مسلح است که بخشی از سرمایه داران مقامات بالای آن هستند. سوسیال دموکراسی نوع مارکسیستی و غیر مارکسیستی هم این لیبرالیسم است. بلشویسم مارکسیستی شکل محافظه کار سرمایه داری است. شکل بلشویکی در پی دولتی کردن و متمرکز کردن دولت و ارتش و نیروهای نظامی است. رژیمهای اسلامی هم ، هم شکل لیبرال دارند و هم محافظه کار. حقیقت این است که همگی سیستمهای اربابی گری بر بردگان مزدی اند. همگی نیروهای مولده را از بردگان مزدی جدا میکنند و مدیریت آن را در اختیار عده ای محدود قرار میدهند. اینها همه هم شیادند و هم سرکوبگر. بردگان مزدی نباید فریب لیبرالها و محافظه کارها، سوسیال دموکراتها و بلشویکها و مذهبیون را بخورند. بردگان مزدی هم باید انتخاب کنند. میخواهند نوکر سیستم باشند و یا حاکم بر خود. اگر میخواهند نوکر سیستم باشند باید بدانند که با عقل و منطق و علم سروکار نخواهند داشت و همیشه بازنده اند. نوکری یعنی بازندگی.

  7. چرا همه دنیای غرب علیه جمهوری اسلامی بسیج شده؟
    چون جمهوری اسلامی ارتجاعی تر از اسرائیل و عربستان است؟ همه میدانیم که چنین نیست. علت اش این است که جمهوری اسلامی مدیر بخشی کوچکی از سرمایه داری جهانی است و در این مدیریت هنوز نتوانسته اربابی برای خود انتخاب کند. مسئله غرب ثبات بخشیدن به این مدیریت در خدمت خود است. عربستان و اسرائیل اربابشان غرب و آمریکاست و ثبات دارند. بعضی از کشورهای اروپای غربی، اربابشان روسیه است و ثبات دارند. سوریه ، اربابش روسیه است و بعلت جنبش خطرناک مردم فلسطین علیه اسرائیل و قدرت گیری حزب الله لبنان، باید ، بعد از سرنگونی حزب کمونیست روسیه ، سمتگیری میکرد. سوریه سمت روسیه را گرفت و امپریالیسم غربی در آن جنگ راه انداخت تا دولتش را عوض کند. احتمالا این تز خانم کلینتون زمان اوباما بود که موجب “بهار عربی” هم شد که چیزی نبود جز همان رژیم بورژوا دموکراتیک سازی گانگستری وابسته به غرب. او میخواست بگوید که بدون جنگ هم میشود توسعه یافت اما موفق نبود.
    نوکری اسد برای روسیه به او کمک کرد رژیمش را تا امروز نجات دهد اما تمام نشده. جمهوری اسلامی ما هم در این وضع است. بحران اقتصادی آن هم ناشی از بحران طبیعی سرمایه داری جهانی است و هم محصول سیاستهای دولتهای غربی. این رژیم دو جناح دارد. یکی میداند که باید نوکری غرب را بپذیرد وگرنه نمیتواند حاکمیتش را نگه دارد و دیگری فهمیده که باید نوکر روسیه باشد. جناح هوادار روسی قوی تر است چون کنترل نیروهای نظامی و بخش بزرگی از اقتصاد را دارد.
    علت اینکه بعضی از کشورها باید نوکر باشند وابستگی علمی و اقتصادی است. در نظام بردگی مزدی، علم به اقتصاد و اقتصاد به نیروی نظامی منجر می شود. هرچه علم و تکنولوژی ضعیف تر، نیروهای نظامی ضعیف تر و نوکری حتمی تر. حتی ونزوئلا هم که کشوری سکولار دموکراتیک است بعلت نوکرغرب نبودن تحت فشار است و باید نوکر انتخاب کند چون توانائی علمی و نظامی و اقتصادی کافی ندارد. برای همین بود که خود را با کوبا و ایران همدرد احساس میکرد.
    این موضوع اپوزیسیون های ضد رژیمها را چند دسته کرده است. یک عده هوادار نوکری برای غرب هستند ، یک عده هوادار نوکری برای روسیه و یک عده مثل رهبران اوایل حکومت جمهوری اسلامی خوش خیال و ساده لوح و عده ای آگاه به اوضاع. ساده لوحی نه شرقی و نه غربی خمینی و رژیم اش به هم شرقی و هم غربی و جنایت علیه بردگان مزدی ایران منجر شد.
    آگاه به اوضاع آنهائی هستند که میدانند دنیای ما دنیای نظام بردگی مزدی است. دولت سازی های دموکراتیک و غیر دموکراتیک ، این نظام را از بین نمی برد. باید از همین الان و بدون هیچ قید و شرطی علیه نظام بردگی مزدی بود و رهبری خود را به مدیران آینده استثمار نیروی کار نداد و وارد جنگهای جناحی درونی و بیرونی نشد. رهبری ما بردگان مزدی باید با خود عقل فرد ما باشد. باید دنیای خودمان را بشناسیم و تغییرش دهیم. تمام وسائل تولید و تجارت و مصرف توسط ما بردگان مزدی بوجود آمده و متعلق به ماست. ما باید این وسایل تولید را اجتماعی کرده و توسط شوراهای خود مدیریت کنیم. نفی نظام بردگی مزدی، یعنی نفی سرمایه داری، همان بوجود آوردن روابط کمونیستی است. روابط کمونیستی روابطی است که در آن نیروهای مولده جامعه در مالکیت کل جامعه است و مدیریت تولید و روابط وابسته به آن بر اساس روابط شورائی کارکنان صورت میگیرد. در این روابط رئیس و رهبر و سیاستمدار وجود ندارد.
    ما نباید فریب سیاستمداران را بخوریم. کار آنها دولت سازی است. دولت سازی چیزی نیست جز ساختن تشکلاتی که کارشان مدیریت بحران شورشیان ضد نظام بردگی مزدی است. بردگان مزدی همیشه علیه نظام سرمایه داری هستند حتی وقتیکه هیچ فعالیتی علیه نظام نمیکنند و فقط یک صنار تقاضای اضافه حقوق دارند. دولتهای دموکراتیک و غیر دموکراتیک برای مدیریت این تقاضا ها و شکل حاد تر و رادیکال تر آن است. دولت نمیتواند بنای آزادی باشد. هر نوع دولتی، فقط ارگان مدیریت شورشهاست. حال چه این دولت مارکسیستی باشد و چه لیبرال.

  8. دموکراتیسم انقلابی اگر علیه بردگی مزدی نباشد حقیقی نیست و فقط دموکراسی ضد انقلابی و سرمایه داری (استثمار نیروی کار) است. درست می فرمائید، جمهوری اسلامی رژیم بحران است. اما درست نمی گوئید،که جمهوری اسلامی رژیم سرمایه داری و استثماری نیست. مبارزه با جمهوری اسلامی اگر علیه نظام بردگی مزدی نباشد به آزادی از بردگی مزدی منجر نمی شود.. وضعیت امروز وضعیت مناسبی هست تا بردگان مزدی به ماهیت سرمایه داری و بردگی خود پی ببرند. ببینند که سرمایه داری آخوند را هم سرمایه دار میکند. اما نویسندگانی مثل شما که هوادار سرمایه داری در ایران هستند این خصوصیت روابط استثماری سرمایه داری را از بردگان مزدی پنهان میکنید. آقا جان حاکمیت پاپ و واتیکان هم سرمایه داری است. سرمایه دار که نباید سکولار و فکول کراواتی باشد. مگر در دوره فئودالی، مگر آخوند و کشیش و ربای فئودال نبود. این دیگر چه دگماتیسم و تاریکفکری ی است که خود را جای روشنفکری جا میزند. فلسفه تاریخ شما با واقعیت در تناقض است.
    اگر کارگر هستیم، برده مزدی هستیم. اگر برده مزدی هستیم برده نظام سیاسی و دولتی امروز دنیا هستیم. اگر میخواهیم انقلاب و شورش کنیم، فقط و فقط به عقل جور در می آید که علیه این استثمار و بردگی شورش کنیم نه علیه اربابی که اربابی دیگر دوستش ندارد. وگرنه نوکر سیاسی اربابی دیگر خواهیم بود. از این روشن تر برای این تاریکفکران می توان گفت یا خیر؟

  9. جناب سامان.۱-باکلی گویی وضدونقیض گویی هیچ مشکلی حل نمیشود.ازیکطرف میگویی رژیم ایران ناهمزمان بانظم ونظام سرمایه داری جهانی است وازطرف دیگر راه رهایی ازآنراانقلاب ضد سرمایه داری میدانی. چگونه میشودرژیم بانظام تاریخی ناهمزمان باشدیعنی تضادهایش تضادهای این دوران نباشد،اماراه برون رفت ازآن تاریخی وانقلاب ضدسرمایه داری باشد؟این که میشود همزمانی کامل اقتصادی اجتماعی این رژیم بانظام سرمایه داری جهانی.۲-چپ مورد نظرشماچه ویژگی هایی دارد که چپ سنتی ندارد،و اگر چپ مورد نظرشما«متحدویکپارچه»شدوظیفه وکارکردش چیست؟کسب قدرت سیاسی یاکنارگودنشستن وامرونهی کردن به جامعه که این کاررابکن وآن کاررانکن؟ فعلآ به این سئوالهاکه درذهن ماایجادکرده ای جواب بده تاسئوالهای بعدی.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

Page generated in 1٫582 seconds. Stats plugin by www.blog.ca
رفتن به نوارابزار