شنبه, ۳۱ شهریور , ۱۳۹۷

Comments

نه، اسرائیل یک دموکراسی نیست – قسمت اخر
ایلان پاپه
ترجمه: شاهین شعبانیان
— 5 دیدگاه

  1. ترور و اعدامهای جمهوری اسلامی بیان ورود جامعه ایران به صحنه جدیدی است. حاکمیت این اربابان صاحب سرمایه سخت شکننده شده است و آنها را هارتر از گذشته کرده است. اگر وابستگی به امپریالیستهای روسی نبود، جناح غربی از طریق مزدورانش کار رژیم را یکسره کرده بودند. البته به پایان تاریخ نرسیده ایم و هیچ کس کوتاه نیامده است. فعلا از لحاظ ذهنی و نظری تاریخی، دنیای اسلام و آخوند در ایران تمام شده است. باید قاعدتا، بزودی شاهد تحقق عینی اش هم باشیم.

  2. اگر وضعیت بردگی مزدی خود را درست و کافی درک کرده باشیم، هم علیه امپریالیسم و صهیونیسم غربی و هم علیه رژیم اسلامی و امپریالیسم شرقی خواهیم بود. برده مزدی نمیتواند چشم به جنایتهای یکی بسته و به دیگری انتقاد کند. مسئله ما بردگان مزدی کل نظام اجتماعی و سیاسی ملی و جهانی بردگی مزدی است و نه برتری یکی نسبت به دیگری.

  3. جنگها و اعتراضات موجود در خاورمیانه که در آن ایران و روسیه و اسرائیل و آمریکا و کشورهای غربی دخالت دارند، جنگهائی ارتجاعی هستند، گرچه ابتکار و تعرض اصلی توسط غربی ها صورت میگیرد.

    اگر روسیه و ایران و سوریه قوی تر از اسرائیل و آمریکا و غرب بودند، آنها هم ابتکار تعرض را در دست داشتند. بردگان مزدی در این جنگها هیچ منفعتی ندارند و منفعت آنها در این است که این جنگها را به انقلاب علیه نظام بردگی مزدی موجود در ایران، منطقه و در جهان تبدیل کنند.

    از هیچ طرف در این جنگها نباید دفاع کرد و باید نوک پیکان آموزش انقلابی واعتراض و انقلاب را علیه نظام اجتماعی سرمایه داری و دولتهای موجود گرفت: دولت ایران و اسرائیل و نوکران دیگر آمریکا و غرب و روس.

    اعتراضات توده ای فقط زمانی انقلابی هستند که بطور روشن و مشخصی نشان میدهند که در جهت از بین بردن نظام بردگی مزدی (سرمایه داری) حرکت میکنند. در غیر اینصورت این جنبشها یا مشکوک هستند و یا آینده ای ارتجاعی خواهند داشت. ما بردگان مزدی نباید فریب خورده و در توطئه های مرتجعین سرمایه دار شرکت کنیم.

    شرط انقلابی بودن، ضد بردگی مزدی بودن و هوادار حاکمیت شورائی کارگری بودن است. حتی جنبشهای زنان باید ماهیت ضد سرمایه داری بودن و ضد امپریالیست بودن خود را عیان کنند وگرنه جنبش زنان سرمایه دار هستند. غیر از این، ما با کشمکشهای بی فایده و یا درونی سیاستمداران گوناگون نظام سرمایه داری روبروئیم. جنبشهای توده ای را باید بطور مشخص بررسی کرد و دید آیا بطور آگاهانه ضد بردگی مزدی هستند یا خیر. اگر نیستند باید با آنها با احتیاط و وسواس و دقت برخورد کرد تا فعالین الغای بردگی مزدی بیخود آسیب نبینند و سطح آگاهی فعالین آن جنبشها به آگاهی ضد نظام بردگی مزدی ارتقا یابد.

    مبارزه ضد بردگی مزدی باید بصورت یک سنت جا بیافتد و سالها دوام بیاورد چون کار طولانی است. باید دراز مدت فکر و عمل کرد. ارتجاعیون مختلف می آیند و می روند. ما نمیخواهیم در این آمدن و رفتنهائی که اصلا بنفع طبقه کارگر نیست، آسیب ببینیم. ما باید سنت ضد بردگی (کمونیسم) را حفظ کنیم و بتدریج اشاعه و گسترش دهیم. جنگهای مرتجعین جنگهای ما نیست. باید بطور سیستماتیکی با تعصبهای قومی و ملی و سایر انواع تعصب از جمله ارتجاع مردسالاری که چیزی جز بهرکشی از تن و نیروی کار زنان نیست، جنگید.

    ***

  4. سرمایه داری خصوصی و دولتی هم چون بر پایه استثمار نیروی کار است هرگز نمیتواند دموکراتیک باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

Page generated in 1٫804 seconds. Stats plugin by www.blog.ca
رفتن به نوارابزار