شنبه, ۳۱ شهریور , ۱۳۹۷

Comments

سمیرامین: نامی آشنا؛ اقتصاددانی توانا!
امید بهرنگ
— 2 دیدگاه

  1. حقیقت مکانیسم های گوناگون کسب ارزش اضافی و یا سوپر ارزش اضافی، در ماهیت سرمایه داری و امپریالیستی حاکمیتها تغییر حاصل نمی کند و در سیاستگذاری ضد بردگی مزدی نباید تغییر حاصل کند. این ماتریالیسم تاریخی موجود در ذهن مارکسیستهاست که آنها را به گمراهه حفط دولت و دولت ملی و بازی های دیپلماتیک و بازی کردن با ذهن کارگران می کشاند. در ذهن تمام مارکسیستهائی که به دیپلماسی و هواداری از بورژوازی ملی و وطن و دولت تمایل دارند، ماتریالیسم تاریخی (چیزی ناروشن و گمراه کننده) غلبه دارد، نه نظریه استثمار نیروی کار مارکس. ماتریالیسم تاریخی و رشد نیروی های مولده اش یک فتیشیسم است که خود مارکسیستها با آن جهان را عوضی می بینند.

    ***

  2. هم عقیده امین غلط است و هم عقیده نویسنده. هر دو این اشتراک نظر را دارند که سوسیالیسم چیزی دولتی است نه وجود حاکمیت شوراهای کارگری بر جامعه، جامعه ای که اکثرا از خود کارگران تشکیل شده. امین دیدی بورکراتیک به سوسیالیسم داشت. امین و نویسنده میخواهند از طریق آتوریته دولتی طبقه کارگر را به کمونیسم برسانند، در حالیکه تکلیف خود اعمال کننده آتوریته روشن نیست. بردگان مزدی نمی توانند صرفا با اعتماد به پشت میز نشینها منتظر بمانند تا تدابیر آنها جامعه را سوسیالیستی کند. بعلاوه تاریخ نشان داده که خود این پشت میز نشینها همدیگر را به قتل می رسانند: بهترین نمونه آدم کشی های استالین از اعضای حزب بلشویک است.

    چین و روسیه هیچ دستاوردی نداشته اند جز بوجود آوردن دیکتاتوری سرمایه داری دولتی. برای همین دستاوردهائی فقط ارتجاعی و استثمارگرانه داشته اند و نتیجه آن هم وضع کارگران فعلی آن کشورهاست که هنوز هم بهتر از کارگران استعماگر غرب نیست. آنها هنوز در نرخ استثمار کردن کارگران جهان نسبت به غربی ها عقب هستند.

    ***

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

Page generated in 2٫032 seconds. Stats plugin by www.blog.ca
رفتن به نوارابزار