جمعه, ۲۶ مرداد , ۱۳۹۷

Comments

خامنه ای، آسمان فروریخته ی بلا
بهنام چنگائی
— 2 دیدگاه

  1. سلام جناب احمد.الف؛
    شایسته می دانم از شما قدردانی کنم که مقاله ی مرا خوانده و پانویسی بر آن نوشته اید.

    من پیش از پاسخ به پرسش های شما می خواهم بگویم که هدف همه ی جریان های چپ و کمونیست با همه پراکندگی دیدگاه های آنها در استراتژی “راهبرد” یکی ست ولی راه حل “راهکار” های شان برای رسیدن به یک ساختار ضد بهره کشی انسان از انسان، زدودن هرگونه روابط بهره کشانه و کار مزدی، اجتماعی کردن ابزار تولید و ایجاد یک جامعه ی برابر و آزاد و… متفاوت است.

    پاسخ ۱ ـ
    دوست گرامی! شما بی گمان بهتر می دانید که تلاش همه نیروهای چپ پیش از همه در راستای روشنگری، افشاگری و آگاهیرسانی های اجتماعی ـ طبقاتی برای سازماندهی توان نیروی کار و ایجاد یک بلوک و قدرت طبقاتی مستقل از نیروی کار ” یدی ـ فکری” در برابر سرمایه است.
    این تلاس سخت و بلند در راستای مبارزه کارگران بر علیه سرمایه داران می باشد تا مگر توده های کار و رنج “خود” بتوانند با قدرت مستقل خویش در برابر هجوم و اهداف سرمایه سالاری انگل داخلی و جهانی بایستند و از حقوق خود دفاع کنند. و تنها در آنصورت است که می توانند با همبستگی، یکپارچگی و دانش اجتماعی طبقاتی ایکه دقیقا ابزار مبارزه اش می باشد جسورانه، و خردورزانه در برابر ترفندهای دشمنان خود با استواری مقاومت کرده فریب نخورند و آگاهانه مبارزه رهائی بخش بسوی حکومت کارکری را مدیریت کنند.

    زیرا من و ما باورداریم که انقلاب و دگرگون کردن تنها کار خود کارگران و توده هاست و همچنین نگهداری دستآوردهای انقلابی اش نیز از عهده طبقه ی کار برمی آید که خود محصول روابط عصر سرمایه سالاری ست و همو هم باید گورکن سرمایه شود.

    برای رسیدن به چنین توانی طبقانی و انسانمدار و سپس دستیابی به گستره ی همبستگی ها و هماهنگی های سراسری، خود او می باید دست به تشکیل سازمان های فرهنگی، حقوق بشری و صنفی و سندیکائی و شورائی خود زده و در تشکل های مستقل خود سازمان یابد و با آموزش یابی سیستماتیک خود و ژرفش آن در بدنه ی توده ای، به رشد دانش و بینش جوامع چنان یاری رساند که همگان پی به حقوق انسانی و سیاسی و اقتصادی خود ببرند و توانائی ایجاد حکومت مردمی کارگری را فراهم و زمینه ساختن جامعه ی سوسیالیستی را بدست آورند.

    و این توان سازندگی میسر نیست مگر با بالابردن سقف زندگی نیروی کار دانش و آگاهی ها این طبقه از حقوق نوع انسانی که به درک لزوم برابریخواهی ارزش ها بی گمان می انجامد و نه برتریجوئی ها چندش انگیز! تا امثال خمینی ها و پهلوی ها و ناسیونالیست ها و… نتوانند دوباره فرصت تبهکاری و جنایت و چپاول بیابند.

    باور من بر آن است که آسیب پذیری گذشته های ما در برابر دشمنان مان ناشی از ناآگاهی و استعداد فریبخوری ماست. بنابرین اگر دانش مردمی ستون فقرات و جزو اهداف آغازین و انجامین سیاسی ما باشد و دریافت علمی و خرد اجتماعی چنان عمیق و پهنا و سترگ باشد و بروی پای خود آینده را بجوید و بیابد؛ آنگاه است که همزمان به کنه حرکت تاریخی، علل پیدایش انواع ساختارها و چگونگی روابط اقتصادی سیاسی جوامع انسانی هم پی خواهدبرد و چگونگی رشد ابزار ابزارهای کار و تولید را هم می تواند کشف کند.

    پاسخ ـ ۲

    پس من با دیدگاه کوتاهی که برایتان برشمردم، هرگز جایز نمی دانم و نمی خواهم و نمی توانم از دیدگاه کمونیستی خود حرکت کرده و برای کارگران و توده های ستم سهم و زیر آوار استبدادمذهبی نسخه بپیچم. چراکه آنها گرسنه، ستمزده و جان بلب شده اند و نفس زیبائی شناسی انسان امری نسبی و در بخشی هم عریضی ست، و همو با توجه به تجربه های خونین و سیاه شیخ و شاه به کارگران و توده ها یاری خواهدکرد که راهکار یافتن نان و کار و آزادی را بیابند و برای خود و دیگران همنوع، نه تنها بقای نان و کار و..، که هرچه بیشتر و بهتر شدنش آنرا به یاری حکومت خود تضمین کنند. وظیفه ی ما این نیست که با چماق مردم را به حقوق شان برسانیم و هرکه کوش نکرد تنبیه کنیم. خط مشی سیاسی من این است که حزب و سازمان های کارگران و چپ ها و کمونیست ها می باید مستقل از هم باشد و حزب کمونیست حق نداردف وظایف طبقاتی کارگران را بنام آنها مصاده کند! همان خیانت و گمرامی هولناکی که احزاب برابر پیشین مرتکب آن شدند و تاوانش را به آن سنگینی دادند.

    پاسخ ـ ۳

    در مورد دیدگاه های مختلف و متناقض خانواده ی چپ و کمونیست نمی توان بسادگی وارد دیالوگ شد و به نتیجه ی دلخواه و مطلوب رشید. زیراکه تاکنون هزارها کتاب، تفسیر و نقد پیرامون تک تک شان گرایش های جهانی آنان نگارش شده و در دسترس وجوددارد.

    بنابرین من از شما درخواست دارم پیرامون پاسخ کلی به پرسش سوم تان پوزش مرا بپذیرید. چون پاسخم بیشتر به دهان کجی گرایش خواهدداشت تا یک گفتمان روشنگرانه!

    همزمان اما بدانید که من باور به ضرورت گفتمان آزاد، و وجود تنوع در دیدگاه های موجود در خانواده ی چپ ـ کمونیست در جنبش کشور خود و همچنین در گستره جهانی دارم. و اهرم سازنده اش هم جز پلورالیسم سیاسی ” چنددستگرائی دیدگاهی” نیست! که می تواند به شفافیت مواضع برابریخواهانه بینجامد.
    باسپاس از شما

  2. باسلام.چندسئوآل ازآقای چنگائی.۱-اگرزمانی به ایران تشریف آوردیدکه احتمالآ به همین زودیها خواهد بود، میخواهید چه نوع حکومتی رابه مردم پیشنهادکنید واگرمردم حکومت پیشنهادی شما رانپذیرفتندآیا به خواست آنهاگردن میگذارید؟۲-نسبت حکومت موردنظرشماازلحاظ سیاسی واقتصادی باحکومتهای معروف به سوسیالیستی چه وچگونه خواهدبود؟آیا حکومت مورد نظرتان باآن حکومتها شباهتی خواهدداشت؟۳-اگراحیانآ باآن حکومتهااختلاف نظری یاعملی داریدتفاوت شماباآنها درکدام نظرها یا عملکردها ودرکدام مقاطع تاریخی ازحیات سیاسی آنهاست وچرا؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

Page generated in 1٫632 seconds. Stats plugin by www.blog.ca
رفتن به نوارابزار