جمعه, ۲۶ مرداد , ۱۳۹۷

Comments

بازگشت بازها ، صف آرایی جنگ طلبان
بیژن نیابتی
— 9 دیدگاه

  1. بر اساس دانسته های من هم نیابتی در حال حاضر کارگزار چراغ خاموش رجوی است. او زمانی هم علنی در دفاع از رجوی و سیاستهای توتالیتر وی کتاب «…کمی از درون اندکی از برون» را نوشته. نیابتی هرگز در مورد دفاعیات گذشته خود از رجوی هم انتقادی از خود نکرده تابتوانیم فرض کنیم خط عوض کرده باشد. پیشترها هم بهمراه کورش عرفانی و بهمن عفیف بعنوان سه تفنگدار رجوی (در تارسرای مستقلین، که دیگر وجود ندارد)، می گفتند هر ائتلافی که بخواهد رجوی را دور بزند فقل خواهند کرد….

  2. جناب ساسان خان وقتی میگویم شما غرض داری حق دارم همین فاکتی که اوردی معنیش را نفهمیدی یا فهمیدی و فقط قصد ضدیت داری اقای نیابتی میگوید که علیرغم ادعای مجاهدین که راه سومشان را تغییر توسط مردم میگفتند آنراه در اصل قرار بود بابمبهای آمریکا باز بشه من که اینرا میفهمم برو جانم این حرفها رابرای سایت اینترلینک وایران دیدبان بزن

  3. بد نیست با یکی مثلا از تئوریهای اقا ی نیابتی آشنا شوید که د رگذشته نوشته اند و از خط »را ه حل سوم دمکراتیک »رجوی دفاع میفرمودند مثلا ایشان در سایت دیدگاه مینویسد :
    « راه حل سوم چیست ؟ راه حل سوم آنگونه که مجاهدین تعریف می کنند یعنی تغییر دمکراتیک در ایران از طریق مردم و مقاومت ایران ! به عبارت بهتر در مقابل آلترناتیو تهاجم نظامی ( مثل مورد عراق ) و یا سیاست مماشات و تلاش بیهوده برای ” تغییر در رژیم ” ، بهتر است که جهان ذینفع ، راه مقاومت ایران را باز کرده و از حمایت رژیم جمهوری اسلامی دست بردارد ! ترجمه این سیاست به فارسی دری می شود : تسلیح دوباره ارتش آزادیبخش ملی و حرکت آن به قصد سرنگون کردن رژیم و صد البته با پوشش هوایی تعیین کننده آمریکاییها ! بی تعارف و شوخی ! این همان چیزی است که مجاهدین قویا بر روی آن حساب باز کرده اند ! اگر این امر صورت پذیرد به اعتقاد من پیروزی مجاهدین در یک انتخابات آزاد پس از سرنگونی نیز پیشاپیش امری است تضمین شده !»-منبع لینک http://www.didgah.net/maghalehMatnKamel.php?id=3909
    در این نظریه ونظریات مشابه آقای نیابتی شخصیت تئوریهای ایشان را مشخص میکند . در مورد اینکه شخصی بنام بهمن یک مشت حرفهایی متناقض زده است که بریده های مجاهد و سلطنت طلب و … اینها قابل جواب نیست چرا که نوشته های من نشان میدهد که من نه سلطنت طلب هستم ونه طرفدار اسراییل بلکه برعکس ولی راسیسم ضد یهودی را رد میکنم وتفاوت بین مردم عادی یهود با صهونیسم میشوم . همانطور که بین مسلمانها وداعش و رژیم اسلامی تفاوت میگذارم . چون اکثر مردم با هر دین ومذهب درجهت داشتن یک زندگی ساده وصلح ا میز هستند این قدرتمداران صهیونیسم و پان اسلامیست وپان ترکیسم وپان ایرانیسم و .انواع واقسام پانی های دیگر و همچنین قدرتهای بزر گ جهانی وامپریالیستی هستند که درجهت این است که با جنگ های حیدری ونعمتی به این مسائل دامن بزند و مردم با منافع مشترک را به دشمن هم مبدل کند. و این راسیسم ضد یهودی اقای نیابتی و بهمن که احتمالا خود ایشان هستند -ممکن است ..به نفع جریان صهیونیسم است چرا که دوباره با مظلوم نمایی درجهت پیشبرد خط خود میباشند. جریان ضد یهودی یک بار به هولوکاست وحشتناک مبدل شده است که متاسفانه امروز مورد سو استفاده رژیم صهیونیستی اسراییل و قدرتهای بزرگ قرا رمیگیرد که حمایت از اسراییل را توجیه کنند .

  4. لطفا در ارائه نظرتان توهین نکنید. مثل “این آدم” و یا بی شعور و یا مشکوک دانستن یک شخص. استفاده از این کلمات موجب تفرقه و تضادهای درونی اپوزیسیون می شود.

  5. درباره تفاوت براندازی و سرنگونی، بنظر من بین ایندو تفاوتی وجود ندارد. بنظر من ما فقط تا بحال یک انقلاب در طول تاریخ داشته ایم و آن تبدیل جوامع کلکتیو و اشتراکی به جامعه ای بوده است که در آن یک عده نیروی کار عده دیگر را استثمار کرده و بر آنها تاکنون حکومت کرده اند. امروز مثل همیشه مسئله ما انقلاب کردن است که یعنی انقلاب علیه استثمار کردن. اینکه دولتها چگونه سرنگون شوند اصلا مهم نیست. اصل مطلب الغای نظام بردگی مزدی است. دیدیم که انقلاب کمونیستی کردند اما نظام بردگی مزدی را از بین نبردند. پس: ۱ – تا بحال فقط یک انقلاب وجود داشته، انقلاب علیه کمونیسم، ۲ – در آینده فقط یک انقلاب قابل تصور است، انقلاب کمونیستی.

  6. من که نفهمیدم ربط مقاله اقای نیابتی به مجاهدین جیست. حرفهای ساسان مشکوک به نظرم امد. حرفهای این ادم به حرفهای بریده های مجاهدین شبیه است که فقط دنبال خالی کردن عقده های خودشان هستند. باهمان فرهنگی که از مجاهدین یاد گرفته اند این جناب اگر غرض مرضی نداشت اسمان را به ریسمان نمیچسباندتا ثابت کند مقاله بدنبال تبلیغ محاهدین است. کمی شعور لازم است تاادم بفهمد که اتفاقا نویسنده میخواهد بگوید کسی که همخط با اسرائیل و امریکا و جنگ طلبان است برانداز میتواندباشد ولی نمی تواند سرنگونی طلب باشد. از ان گذشته برای ما جپها یهودیت ارتجاعی فرقی با صهیونیسم ندارد.هر دینی افیون است بخصوص دین یهود. فکر میکنم ناراحتی جناب ساسان بیشتر ازمورد حمله واقع شدن اسرائیل است منتها رویش نمیشودبگوید واینجوری اقای نیابتی را به مجاهدین وصل میکندضمنا به غیر از جند روشنفکر یهودی و یک اقلیت خیلی کوجک در اسرائیل من که هیچ جمعیت یهودی را نمیشناسم که طرفدار اسرائیل نباشد خودمان را گول نزنیم اقای ساسان این حرفها را برو در سایتهای ضدمجاهد یا سلطنت طلب بزن و از سایت روشنگری سوء استفاده نکن

  7. یادمان نرود که آقای نیابتی کیست ؟او از وابستگان به مجاهدین خلق است که روزی «راه سوم دمکراتیک «مریم رجوی را با «حمایت هوایی نیروهای آمریکایی»تئوریزه میکرد و به خورد مردم میداد. او نه یک تحلیل طبقاتی دارد تحلیل های او عموما روبه مجاهدین دارد در این رابطه هم دوباره رو به مجاهدین دارد ولی طفره میرود ، موضع نمیگیرد که نکند مجاهدین را زیر سوال ببرد وگرنه بخوبی میداند که چه کسی است که برای ترامپ و آنچه که آقای نیابتی اینجا بیان میکند دم تکان میدهد و کلمه ای نمیگوید که مجاهدین خلق درکنار بولتن که میایستد به چه معنی است ؟ آقای نیابتی هنوز امید دارد که «تاکتیک «مجاهدین این بار با استفاده از نقشه های ترامپ به گل بنشییند که یک «نیروی سرنگونی خواه » است ونه یک نیروی «برانداز »چرا که از نظر او بین این دو «تفاوت »وجود دارد . البته این تبیین یک تبیین دلبخواهی از این دو مقوله است . بهرروی این دورا هم گوناگون معنی میکند تا بتواند از زیر بار این قضیه طفره برود و مجاهدین را «سرنگونی خواه»ونه »برانداز »معرفی کند . میبنید که دم خروز اقای نیابتی دقیقا همین جا بیرون میزند چون او نمیخواهده اسم مجاهدین را بیاورد چون میداند دچار تناقض میشود . آقای نیابتی بهتر است از دست ازین دو دوزه بازی یا بهتر بگوییم چند دوزه بازیهای سیاسی به نفع مجاهدین بردارد وبقولی آلمانی ها بچه را با نامش بگویید این قدر چپ وراست نزنید وبالا بیاورید با زبان راست و رک که هدفتان از ین تئوری بافی ها چیست جز اینکه باز هم خط مجاهدین خلق را در پوشش تبلیغ کنید شایددر ابتدا به نظر برسد که شما دارید درواقع خط ترامپ را محکوم میکنید -ولی این طور نیست شما دارید زیر پوشش متفاوت «براندازی و سرنگونی «دو مقوله متفاوت را تعیین میکنید که علی رغم هماهنگی کامل مجاهدین خلق با تیم صهیونیستی ترامپ باز هم بین نیروهای «برانداز «و «سرنگونی خواه«تفاوت گذاشته وروضه مجاهدین خلق را پوشش دهید. گذشته شما نشان داده است که چگونه توجیه گر خط سیاسی مجاهدین هستید این جا هم همین را پیش برده اید البته با پوشش ، کافی است که کسی پدیده ای مثل شما را تبیین کند و گذشته وحال مقالات شما را دنبال کرده باشد متواند بفهمد که علی رغم حمله به خط ترامپ ونگرانی از فروپاشی ایران …. دارید یک خط مجاهدی را به عنوان «سرنگونی خواه» که باید با «برانداز «متفاوت باشد جا میاندازید. البته یادتان نرود که از لابلای تمامی کلمات شما ضد سامی و ضد یهودی گری به چشم میخورد نه به خاطر اینکه اسراییل یک رژیم ظالم نیست ، یا بخاطر اینکه حق با فلسطینی ها نیست و یا این جمله غلط باشد که راه حل یک کشور دمکراتیک غیر مذهبی است که این درست ، نه ! به خاطر اینکه تفاوتی بین صهیونیسم و یهودیت نمیگذارید وعملا در چاهی می افتید که خط صهیونیستی میخواهد یعنی ضد سیاست های صهیونیسم بودن وضد اسراییل بودن را مساوی ضد یهودیت نشان دادن واین کاری ااست که شما در این نوشته تان انجام داده اید و هیچ تفاوتی بین این دو قائل نشده اید . بهر روی این مقاله شما بیشتر مثل مقالات قبلی تان زیاده نویسی شده است ولی چند پیام لب کلمه است :مجاهد سرنگونی خواه است علی رغم اینکه در کنار جان بولتن نشسته است ولی برانداز خواه نیست وتنها امید است اگر بخواهیم نیروهای به نظر شما برانداز که مساوی با فروپاشی کل ایران است نیانجامد…بعد حقوق ملل در ایران را به قومیت مبدل میکنید به سبک شوینیست های ایران پرست و انها را عامل فروپاشی ایران ونفوذی های کشورهای منطقه معرفی میکنیدکه باید اپوزیسیون ایرانی علیه آنها مبارزه کند احتما ل هم دارد که شما هم مثل احمدی نژآد یاد کورش هم افتاده اید واحتمالا دنبال یک رضا خان قلدر هم هستید که از فروپاشی ایران شما جلوگیری کند ! که بهتر از فروپاشی ایران است ! در اخر هم ضد یهودی بودن خود را با تنفر پاشی علیه مردم یهود برملا کردید چرا که بین صهیونیسم بین المللی که با سرمایه داری گره خورده است با مرد م یهود تفاوت نمیگذارید وبین رژیم اسراییل و مردم یهود . این ها چکیده مقاله شماست .

  8. استفاده نویسنده از کلمه خلق با تمرکز او بروی اختلاف میان دولتها و سیاستهای مرتجعین جهانی ارتباط مستقیم دارد. او تضاد روزمره بردگان مزدی با اربابانشان را امر مهمی نمی داند. مبارزه طبقاتی جایش را به مبارزات دروننی ارتجاعیون داده است. منطق انتقال نفی روزمره اربابان به جنگ و جدلهای مابین مرتجعین، غایب است.

  9. “خلق” کلمه مبهی است و برای این اختراع شده که نتوانیم فرق بین استثمارگر و استثمار شونده را تشخیص دهیم، “مردم” و یا “شهروند” هم همینطور. در دنیای امروز کارگر داریم و سرمایه دار که هست برده مزدی و ارباب سرمایه دار. سیستم سرمایه داری هم دقیقا هست نظام بردگی مزدی. بخشی کوچکی از مزدبگیران نوکر سیستم هستند و حاضرند برای آن بمیرند، بخشی بسیار کوچکی از بردگان مزدی هم بعلت شناخت و آگاهی اشان علیه سیستم می شوند. اینها اصل قضیه را تغییر نمی دهند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

Page generated in 1٫891 seconds. Stats plugin by www.blog.ca
رفتن به نوارابزار