چهارشنبه, ۲ خرداد , ۱۳۹۷

Comments

به‌مناسبت هفتادمین سالگرد اشغال فلسطین: دو مقاله از تونی کلیف (به همراه پیشگفتار) — ۱ دیدگاه

  1. مقاله بسیار آموزنده ای است. اما چند نکته را ذکر می کنم.
    – ترتسکی درک درستی از کمونیسم نداشت. درک او از سرمایه داری دولتی روسیه، حتی در زمان استالین، این بود که دولتی بودن وسایل تولید و رهبری حزب مارکسیستی و برنامه ریزی دولتی ، سوسیالیسم است. باورنکردنی ست که کمونیسم را حاکمیت خودگردانی های انسانهای حامل نیروی کار ندانیم ، چیزی که در شوروی وجود نداشت، و در عوض آن را حکومت تک حزبی مارکسیستها و یا چند حزبی با مالکیت دولت بر وسایل تولید ، بدانیم. امروز باید روشن باشد که مارکسیست بودن الزاما کمونیست بودن نیست.
    – بنظر من گرچه یافته های مارکس برای بردگان مزدی بسیار آموزنده است، بنظر من فقط آموزشهای اقتصادی او، اما ما در دوران افول کمونیسم مارکسیستی و بلشویکی و ترتسکیستی و سوسیال دموکراتیک هستیم. دیگر حزب مارکسیستی و دولت مارکسیستی نمیتواند عمومیت پیدا کند چون تضادهای درونی خودش مانع رشدش می شود. تنها راه مارکسیست بودن و پایه های توده ای پیدا کردن نقد گذشته است اما این نقد گذشته مارکسیست بودن را منتفی میکند. بنظر من از لحاظ تاریخی، علی رغم تمام کاستی ها و ضعفهای موجود در آن، دیدگاه کمونیسم آنارشیستی معقول تر و انسانی تر و علمی و منطقی تر است. مهمترین ویژگی کمونیسم آنارشیستی این است که علیه استثمار نیروی کار است و بجای دولت و دولت سازی باور به اصالت و ابتکار صاحبان نیروی کار در تعیین سرنوشت خود دارد. البته کمونیسم آنارشیستی بیشتر از این است اما بصورت بسیار باز و نامحدود.
    – تونی کلیف را زیاد نمی شناسم و در نوجوانی از او کتابی در مورد اقتصاد سرمایه داری خواندم و بس. از این مقاله متعجب شدم. باید او انسان بسیار شریفی می بود چون کمتر میتوان کسی را یافت که استدلال و علم و انسانیت را بر منافع خانوادگی و قومی ترجیح دهد. او در این مقاله چنین کرده است. گرچه من از چیزهائی که او نوشته با اطلاع هستم، اما خواندن شرح مشاهدات یک یهودی اسرائیلی از این لحاظ برایم خیلی با ارزش و اطمینان بخش است.
    – برای حل مسئله فلسطین که در واقع امروز شده است مسئله خاورمیانه، نمی توانم با راه حل او موافق باشم اما نظرم هم چندان هم با او متفاوت نیست. علی رغم تعلیمات صهیونیستی کودکان اسرائیلی، مذهب و ایدئولوژی استثمارشوندگان ثانوی است. ما به جنبش بردگان مزدی علیه نظام بردگی و بردگی مزدی نیازمندیم. برای این کار باید به پاسازی ذهنها پرداخت. جنبش بردگان و بردگان مزدی باید کمونیستی آنارشیستی باشد تا تضمین بدهد که به مذهب و ایدئولوژی کاری ندارد و مانع تبعیضات می شود. مثلا نمی خواهیم مارکسیست و غیر مارکسیست داشته باشیم. فراموش نکنیم که کمونیسم آنارشیستی نه نخبه دارد و نه اصول دگم و نه به عقیده شخصی معین وصل است. این کمونیسم علیه استثمار نیروی کار و تمرکز قدرت است. این کمونیسم مخالف برنامه ریزی اجتماعی و اقتصادی نیست و فقط خواستار مشارکت مستقیم همه حاملین نیروی کار در چنین اقدامی است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Page generated in 3٫209 seconds. Stats plugin by www.blog.ca
رفتن به نوارابزار