چهارشنبه, ۲۸ شهریور , ۱۳۹۷

Comments

شعار سال “حمایت ازکالای ایرانی” خامنه ای، یک دروغ و فریب بزرگ است
امیرجواهری لنگرودی
— 6 دیدگاه

  1. کوشش برای آزادی خارج از محیط کار و استثمار، محیطی که در آن وجود استثمارگران بازتولید می شود، فرار از واقعیت است. برای همین جایگزین کردن کوشش برای آزادی از استثمار با کوشش برای آزادی حزب و دولت دموکراتیک، هرگز اصل مسئله را حل نمی کند و فقط به استثمارگران کمک میکند که دستگاه بازتولید حاکمیت اشان از ضربه در امان باشد. در اینجا باید روشن باشد که سیاستمداری ،یعنی شغل سیاست، در واقع همیشه ارتجاعی بوده است ، حتی وقتیکه سیاستمدار خواستار انقلاب است. سیاستمدار انقلابی بعد از پیروزی فقط در خدمت حفظ موقعیت خود خواهد بود. سیاستمداری یعنی حل مسائل اجتماعی با پیش فرض کردن و یا دست نزدن به هرگونه بردگی. منشا حیات ارتجاع محیط کار است، استثمار در آنجا صورت میکیرد، آن است که تمام ابزار و آلات رفاه و بر طبق آن نفرت از برده مزدی و سرکوب آنرا تولید میکند.استثمارگران تاریخ سیاست و سیاستمداری را اختراع کردند تا محیط کار در امان باشد. بورژواها آنرا بصورت دموکراسی و انتخابات تکامل دادند. رای دادن و شرکت کردن در انتخابات یعنی فراموش کردن بردگی مزدی. بیخود نیست که بسیاری از مرتجعین امروزه هوادار رای گیری و انتخابات هستند.

    میگویند که اقتصاد ایران در ورشکستگی ست و کارگری نمانده که اعتصاب کند. این درست ، اما کردش تولید ، توزیع، صادرات و واردات آنقدر وجود دارد تا ثروتهای نجومی و تمرکز قدرت بوجود بیاورد. آن محیطها باید هدف کار انقلابی باشند. میدان جنگ را باید در محیط مناسبی انتخاب کرد، هر جائی برای جنگ طبقاتی مناسب نیست. در ایران، برای آزادی از بردگی مزدی، بدترین محیط جنگ با ارتجاع، خیابان و انتخابات است، نه محیط کار. محیط کار بهترین جا برای ضربه زدن و شکست دادن ارتجاع ست، حال چه این محیط، محیط تولید باشد، چه توزیع و چه خدمات.

    فرهنگ انقلابی در ایران باید از فرهنگ سیاسی و حزبی و دموکراتیک به فرهنگ شغلی ، تعاونی، مشارکتی و خودگردانی تبدیل شود. چطور میتوان فرهنگ رقابتی داشت اما حرف از آزادی زد. رقابت سیاسی همیشه یعنی سلب آزادی و پیروزی بر دیگری. انقلاب کمونیستی الغای سیاست و سیاست پیشگی ست. آنارکوکمونیستها مسئله را درست فهمیده بودند. دمشان گرم.

  2. – بردگان مزدی فعال ضد سرمایه، انقلابی هستند، انقلابیون حرفه ای خیر. وقتی انقلاب حرفه شود به ضد انقلاب تبدیل می شود ، همانطور که ارتجاع وقتی بوجود آمد که حل مسائل اجتماعی بصورت حرفه سیاست درآمد و از آن شاه و وزیر و رئیس جمهور و وزیر و آخوند و کشیش بوجود آمد.
    – انقلابیون حرفه ای همیشه توده ها را مدیون خود خواهند دانست و در انتظار پاداش هستند، این در تضاد با اصل خودگرانی برای آزادی از بردگی مزدی ست.

  3. – انقلاب برای زندگی کردن است نه زندگی کردن برای انقلاب. انقلاب وسیله است نه هدف. انقلابی حرفه ای از زندگی دور می شوند همانطور که سرمایه دار در سودآوری مقصود زنذگی را از دست میدهد. کمپ عظیم قیام بردگان مزدی فقط وقتی ممکن است که انقلاب فقط یک وسیله باشد نه هدف.

  4. – بخشی از بردگان مزدی همیشه به ارتجاع حاکم می پیوندند و ارتجاع صاحب سرمایه و ثروت بدون آنها امکان مدیریت جامعه و سرکوب اعتراضات و شورشها را ندارد. این را باید همیشه در نظر داشت ولی هرگز نباید این موضوع موجب نا امیدی شود. اکثریت عظیم جمعیت جهان برده مزدی هستند و اتحاد ما اتکا به تبلیغ و ترویج روشن و واضع و منطقی و علمی امکان پذیر و پیروزی با صبر و استقامت و خونسردی ممکن است.
    – انقلابی بودن مدل معینی ندارد و الگوئی نیست که باید دنبال گردد. از فقط سخن گفتن علیه بردگی مزدی تا شرکت در تظاهرات علیه جنبه های حاکمیت ارتجاع تا کار مستمر سازمانیابی ، همگی به سهم خود انقلابی اند.
    – همه کسانی که می فهمند بردگی مزدی اساس و بنیاد بدبختی اکثریت بشریت است انقلابی اند. آنها نباید برای این انقلابی بودن عمل و رفتار و اطوارهای خاصی انجام دهند. هر کس به سهم خود و بر اساس توانائی خود به امر الغای نظام بردگی مزدی میتواند کمک کند. انقلابی بودن امری ساده است. برای انقلابی بودن نباید غیر عادی بود. برعکس، ارتجاعیون و افکار ارتجاعی آدمها را غیر عادی و مریض میکند. درک بردگی مزدی و سیستم استثمار و سرکوب حاکم به سلامت فکری و جسمی کمک میکند حتی در زمان فقر و محدودیت.
    – اکثریت عظیمی از مشکلات روحی ریشه در روابط اجتماعی ای دارد که در آن بردگی مزدی نگه داشته می شود. این بردگی موجب حس کمبود و ضعف و عدم اعتماد به نفس میشود و کارگران را به رقابت و دشمنی با هم تشویق نموده زندگی ها را تخریب میکند. حاکمیت بدون مریض بودن ذهن بردگان مزدی و کشیدن آنها به جنایت و دشمنی با هم امکان بقا ندارد.

  5. – سیاست اتکا به یک ارتجاع داخلی و یا خارجی علیه ارتجاع دیگر فقط و فقط بقای بدگی مزدی را طولانی میکند. تنها ره رهائی بردگان مزدی اتحاد ملی و جهانی علیه سرمایه داری ست.
    – بردگان مزدی فقط از طریق تشکلهای خودگردان میتوانند بر سرنوشت زندگی اجتماعی خود حاکم باشند نه از طریق دولت سازی. قدرت مرکزی که همان دولت است بساط بردگی را مجددا راه میاندازد.
    – میگویند تا بوجود آمدن تشکلات خودگردان ملی و جهانی کارگری (بردگان مزدی) فاصله زیادی داریم، اما نمی گویند که نداشتن چنین فکری و عدم بیان چنین قصدی این فاصله را صد چندان میکند.
    – در تمام مباحث و مناظرات اجتماعی، اتکا به ضرورت الغای بردگی مزدی همیشه موجب پیروزی نظری می شود و نادیده گرفتن آن و وارد چهارچوب نظری ارتجاع مذهبی و سرمایه داری شدن، موجب شکست.

  6. نکاتی چند پیرامون وضعیت کنونی جهان و مخصوصا ایران:

    – زندگی با ثبات و همراه با رشد و توسعه دائم و طولانی برای میلیاردها برده مزدگی تحت سیستم سرمایه داری امکان پذیر نیست.
    – سیستم سرمایه داری زندگی همان سیستم های بردگی گذشته بصورت اصلاح شده است. اصلاح این سیستمها برای آزادی بردگان صورت نپذیرفته، بلکه برای چندین هزار بار زیاد کردن ثروت مالکین بوده است.
    – کشورهای از لحاظ اقتصادی کم توسعه یافته مثل ایران مجبورند در نهایت نوکری برای سرمایه داران جهانی را بپذیرند.
    – بردگی مزدی در یک کشور از بین نمی رود ولی آشکار است که ضرورتا از یک کشور آغاز می شود. انقلاب علیه بردگی مزدی اگر جهانی نشود همیشه شکست میخورد.
    – رفرم دموکراتیک سیاسی و اقتصادی فقط بحران زندگی بردگان مزدی را از یک کشور به کشوری دیگر منتقل میکند مثل رفرم در اقتصاد چین که موجب بدبختی بردگان مزدی کشورهای دیگر شد. رشد اقتصادی بر اساس بستن ورود کالا فقط بردگان مزدی کشورهای دیگر را بدبخت میکند.
    – مالکین ثروت و سرمایه با تمام قوا و از هر طریقی، مذهب، جنگ، مرد سالاری، ناسیونالیسم و غیره می کوشند تا بردگان مزدی جهان به فکر اتحاد و رهائی از بردگی خود نیافتند.
    – حاکمین کشورهای کم توسعه یافته ، مثل ایران، مجبورند لیاقت نوکری خود را برای سرمایه داران جهانی از طریق سرکوب شورش و فعالیتهای بردگان مزدی اثبات کنند.
    – حاکمین جمهوری اسلامی همیشه و همیشه ،از زمان خمینی گرفته تا امروز، قبل از مسلمان بودن، نیت و رفتار و کردار ارباب سرمایه دار را داشته اند. امروز آنها خوب میدانند که نمی توانند اسیر و نوکر سرمایه داری جهانی نباشند. سرمایه آنها برای گرفتن امتیاز از اربابان سرمایه داری جهانی از طریق استثمار نیروی کار بردگان مزدی ایران صورت میگیرد.
    – مقاومت جمهوری اسلامی در مقابل جناح غربی سرمایه داری جهانی فقط برای امتیاز گیری است نه آزادی بشریت از استثمار چون خود این حاکمین استثمارگرند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

Page generated in 2٫024 seconds. Stats plugin by www.blog.ca
رفتن به نوارابزار