پنج شنبه, ۳۰ فروردین , ۱۳۹۷

Comments

دروغپردازی رهبر شیعی
بهنام چنگائی
— 2 دیدگاه

  1. جناب ناشناس سلام؛

    من و شما بارها پیرامون چهارچوب های تکراری مورد نظر شما گفت و شنودهائی داشته ایم که می تواند بیانگر دیدگاه های روشن هرکدام از ما حول محورهای مورد تأکید شما باشد. بنابرین من نیاز به بازگوئی دوباره ی آنها ندارم.

    با اینوجود چالش نظری ما در قالب جنبش و خیزش مستقل ” چپ کارگری” نمی تواند بیش از آموخته ها و تصورهای پیشن مان نسبت بیک جامعه ی در حال دگرگونی بلندپروازی آرمانی زهنی صرف کند؛ تاکتیک ما از دل شرایط درمی آید. اما می توانیم ایده آل های فکری و آرمانی مان را اینجا و آنجا بازتاب انگیزه مندانه دهیم و مایه ی شور و شوق خیزش توده ای کارگری توده ای باشیم؛ بی انکه گرافگوئی کرده باشیم! بویژه با اوج و فرود مبارزه کارگری ادبیات ما هم می باید پاسخ متناسب خود را بیابد و بدهد. برای نمونه اینک تنور جنبش نان و کار و آزادی گرم است و ای بسا بشود پیرامون اراده ی شورائی در کارخانه ها و دیگر مراکز کارگری زمینه هائی را یافت و از چند و چون ضرورت شوراها گفت و نوشت. اگرچه پیدائی اراده ی شورائی و دانش اجرائی آن یکراست وابسته به بحران حاکمیت از یکسو، و وجود قطب قدرت متقابل طبقاتی کارگری از دیگر سو اجتناب ناپذیر است؛ که کارگران ما تا ایجادش فاصله زیادی دارند.

    همچنانکه همیشه گفته ام ما در بخش های فراوان و برجسته ای از سیاست مارکسیستی و بنام کمونیست باهم وجوه مشترک داریم، همانگونه که اختلاف هائی هم میان مان هست.

    اما در این حقیقت که سرمایه توانسته است ادیان و مذاهب را اهلی کرده و بخدمت خویش درآورند، تتردیدی نیست. همه ی ما می دانیم که دارائی های واتیکان و پروتستان ها، و ای بسا نچندان دور ارتدکس های شرق اروپا هم بتوانند، هریک بسهم خود بسان امپراتوری ” کلیسائی مالی پاپ”رقم نجومی سرمایه های شان را که تسخیر و تصاحب کرده کافی ندانند و ادعای خدائی کنند. همین حالا هم آنها دومین سازمان کارفرمانی جهان غرب را بدست گرفته اند و تا می توانند می چاپند.

    یا اینکه ما می دانیم و در چشم توده ها هم روشن شده است که ولایات خمینی خامنه ای و زن و بچه های این دو غارتگرِ تبهکار و دیگر سران و مافیاها و باندهای هرکدام، با چپاول های ۴۰ ساله شان، توانسته اند اینک به غول های سرمایه سالاری فرارویند و رسما شده اند.
    بنابرین هردوی ما یک دید مشترک داریم و جای تردید هم ندارد که سرمایه جهانی و داخلی اگر بتوانند ترجیح داده، می دهند و خواهندداد که پیوند مذاهب اسلامی با سرمایه گلوبال همچنان محکم در هم تنیده بماند.
    با سپاس از پانویس تان

  2. فکر نمی کنم بورژواها خواستار شوراهای کارگری و آزادی اندیشه و اجتماعات آزاد برای همه باشند. تصور غلطی از خواسته های بورژوائی دارید. خواسته های بورژوائی در اصل و بنیاد خود در خلع مالکیت از دیگران و تبدیل کردن آنها به برده مزدی خلاصه می شود. حال چه از طریق لیبرالیسم و یا فاشیسم مذهبی. می بینیم که اسلامیون شیعه و سنی همگی به اندازه شاهان و سکولارهای دموکرات و محافظه کار، سرمایه دار هستند، حتی در حد انحصاری و امپراطوری آن. مثلا به سرمایه های جهانی واتیکان فکر کنید. بعلاوه حق رشد و شکوفائی برای همه از خواسته های بورژواها نیست بلکه از خواسته های بردگان مزدی ست. بورژواها فقط خواستار حق شکوفائی استثمارگری خودند و برای آن هم دانشگاه درست میکنند و هم مسجد و هر دو در عمل محدود کننده هستند نه آزاد کننده. خوبه که ادیان معتقد به دروغ نیستند اما همیشه دروغ میگویند. بورژواهای سکولار اساسا با دروغگوئی مخالفتی ندارند و آنرا چیزی مصلحتی میدانند و اگر کار درست کند و کاسبی را سر و سامان دهد موجه است. جز اینکه مزد کارگر دروغکی معرف مقدار نیروی کار فروش رفته اوست؟ چی شد این دروغ فراموش شد؟ امید به اتحاد با بورژواهای سکولار دموکرات نداشته باشید. آنها همانهائی هستند که اگر لازم باشد به مذهبیون پروبال میدهند تا بساط سرمایه داری برچیده نشود. از فاکت و تئوری گذشته، آیا علت پیدایش حزب الله و داعش و حماس، حس خطر سرنگونی در اذهان حاکمین سکولار دموکرات جهان نبوده؟ خودتان میدانید که بوده، شاید هم ندانید، نمیدانم!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Page generated in 3٫049 seconds. Stats plugin by www.blog.ca
رفتن به نوارابزار