چهارشنبه, ۲۵ مهر , ۱۳۹۷

Comments

گذار: از استبداد به استبداد یا به دموکراسی؟
خدامراد فولادی
— 6 دیدگاه

  1. خوانندگان عاقل و منطقی به این کار ندارند که ناشناس کیست، فقط به این کار دارند که کامنتهای او حاوی چه نظریاتی ست. کامنتهای زیر مقالات نویسنده را حتما بخوانید و به بی منطق بودن او پی ببرید.

  2. خوانندگان برای آنکه بدانند این خانم/آقای ناشناس که اصرارداردناشناس بماند کیست وحرف حسابش چیست وکامنت های سریالی وتکراری اش دردفاع ازکدام حاکمیتی است کامنت های مقاله ی «صدای فروریزش ِ استبداد» مراکه درصفحه نخست روشنگری موجود است بخوانند.

  3. به عبارت دیگر،

    ما بردگان همیشه با انواع و اقسام استبداد مبارزه کرده ایم، حتی با شکل سکولار دموکرات ناسیونالیستی آن در زمان جنگهای بین ملت ها. حال ما دیگران نمی خواهیم که مبارزه ما با استبداد به تحکیم بردگی مزدی ما کمک کند. برای همین ما مجبوریم که بطور مستقیم علیه نظام بردگی مزدی و دولت سازی های گوناگون و چند رنگ آن مبارزه کنیم. مدیریت اجتماعی متناسب با منافع ما ، مدیریت جامعه از طریق خودگردانی ها در وضعیتی ست که وسایل تولید کاملا اجتماعی شده و در اختیار نهاد معینی نیست.

  4. ما کارگران نباید بگذاریم جنگ و جدل حول نوع دولت ما را از اصل قضیه که بردگی مزدی ماست دور کند. اصل و بنیاد دولت جمهوری اسلامی استبداد و یا استبداد اسلامی نیست، بلکه تائید و تحکیم محرومیت اکثر انسانهای جامعه از مالکیت بر وسایل تولید و تبدیل آنها به برده مزدی است. دموکراسی ای که در آن بردگی مزدی بلاواسطه نفی نشود، یک کلاه برداری بزرگ است که سر کارگران غرب رفته است ، دموکراسی ای که نویسنده آنرا تجویز میکند.

    اینکه سرمایه داران سکولار دموکرات با رژیم اسلامی مبارزه کنند ، اصلا تعجب آور نیست ، چون برای حاکمیت با اسلام به پول کلان احتیاج است و سرمایه داران اسلامی توانستند سرمایه های کلیدی را از چنگ سکولارها درآورده و در انحصار خود درآورند. اسلامیون سرمایه دار برای این کار از اسلامی بودن کارگران استفاده کردند. حال اگر ما جهان بینی غیر اسلامی را بدون ضدیت با اربابی گری سرمایه داران اشاعه دهیم، فقط سرمایه داران سکولار دموکرات را جای رژیم میگذاریم.

    در اصل نویسنده دارد به ما کارگران میگوید که از سکولار دموکراتهای سرمایه دار دفاع کنید. سکولار دموکراتهای سرمایه دار نیز به پول کلان احتیاج دارند و برای آن باید سرمایه های کلیدی را از دست اسلامیون درآورند. برای این کار آنها هم به کارگران احتیاج دارند اما نه با اتکا به اسلامی بودن آنها ، بلکه با اتکا به ناسیونالیست بودن آنها. هیچ قانون تکاملی اجتماعی ای وجود ندارد که به ما بگوید ناسیونالیسم سرمایه داری از مذهب اسلامی به کمونیسم نزدیک تر است، بر عکس، سیر وقایع تاریخی نشان میدهد که هر دو ما را از کمونیسم و جامعه کمونیستی دور میکنند.

    مسیر فکری امثال نویسنده روشن است. اگر رژیم سکولار دموکرات به قدرت برسد، باز هم انقلاب کارگری آخر کار و وعده سر خرمن است. آن موقع امثال نویسنده خواهند گفت حرف از سوسیالیسم و کمونیسم نزنید چون ناسیونالیستهای افراطی دموکراسی خواه نیستند و تضاد اصلی مجددا تضاد بین استبداد و دموکراسی است. با این شیادی، حفظ و بقای حاکمیت اربابی گری سرمایه و بردگی مزدی جاودانه خواهد شد. این همان دوچرخه ای ست که بابای من هرگز برایم نخرید!

  5. معنی گذار به دموکراسی بورژوازی را بگو، چرا کتمان میکنی. بگو دموکراسی بورژوازی در اصل و بنیاد خود دیکتاتوری سرمایه داری ست. یعنی اینکه کارگران باید مثل سابق به سر کار بروند و سرمایه داران تصمیم بگیرند که تا چه اندازه استثمار شده م برای این منظور چقدر بخورند و بخوابند. عوام فریبی کتمان حقایق است.

  6. با این مقاله می بینیم که چطور مارکسیسم به وسیله شستشوی مغزی کارگران تبدیل می شود. بلشویکها گفتند که ضرورت تاریخی کشف شده توسط مارکس حکم میکند که طبقه کارگر از طریق حزبش سرمایه داری دولتی درست کند که چیزی نیست جز استثمار نیروی کار کارکران از طریق مارکسیستهای حزبی، این نویسنده میگوید ضرورت تاریخی کشف شده توسط مارکس حکم میکند که طبقه کارگر از طریق احزاب اربابان متعدد و گوناگون اش، که معمولا در اصل دو سه تا بیشتر نیستند، سرمایه داری غیر دولتی و یا مخلوط درست کند که چیزی نیست جز استثمار نیروی کار از طریق غیر مارکسیستها. هر دو در حقیقت میگویند : بردگان مزدی جهان، بردگی خود را بپذیرید و منتظر بشوید تا ضرورت تاریخی وعده داده شده توسط مارکس شرایط آزادی شما را فراهم کند. نتیجه مارکسیسم بلشویکی را دیدیم، نتیجه مارکسیسم نویسنده را هم در اروپای غربی داریم مشاهده میکنیم. در اروپای غربی بیشتر از یک قرن است که دموکراسی بورژوائی یعنی دیکتاتوری غیر مارکسیستی اربابان سرمایه دار وجود دارد، اما آب از آب تکان نخورده است و نه تنها هیچ کمونیسمی نمی بینیم بلکه برعکس وحدت برده مزدی با اربابش به امپریالیسم جهانی تبدیل شده.

    خیر، اصلا چنین نیست که نویسنده می گوید. گول قشر سیاسی کار مارکسیست را نباید خورد و فقط و فقط باید برای رهائی از بردگی مزدی فعالیت کرد وگرنه وقتی رژیم اسلامی فعلی که در خدمت اربابان سرمایه دار است سرنگون شد ، با دست خود رژیم اربابان سکولار دموکراتی خواهیم ساخت که در خدمت همان اربابان است اما با حقه ای دیگر.

    رهائی از بردگی و یک شکل آن بردگی مزدی کار ساده ای نیست چون اربابان دستگاهی بنام دولت درست میکنند که کارش گوش فرا ندادن به منطق و استدلال و اتکا به خشونت فیزیکی و شستشوی مغزی و شیادی ست. نویسنده ای نباشیم که در خدمت این اربابان و دولت سازی های آن باشیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

Page generated in 1٫312 seconds. Stats plugin by www.blog.ca
رفتن به نوارابزار