جمعه, ۲۳ آذر , ۱۳۹۷
   

Comments

صدای فروریزش ِ استبداد
خدامراد فولادی
— 28 دیدگاه

  1. در این صفحه هر چه بود در مورد آشفته نظری های جناب فولادی گفته شد، جواب دیگر خاموشی ست.

  2. خوانندگان توجه کنندکه ناشناس در۱۵کامنتی که برمقاله ای نوشته که موضوع آن استبداد حاکم برایران است نه تنهاکلمه ای درباره اصل موضوع ننوشته بلکه باآسمان وریسمان بافی های بیربط تلاش کرده موضوع رابه حاشیه ببرد.حتاوقتی من ازاوپرسیدم تاکنون کدام تحلیل علمی رادرباره استبدادحاکم برایران نوشته ای موضوع رابه سین جیم بامن کشاند.توگوئی اووکیل مدافع رژیم است که درمقام دفاع ازآن متقابلن علیه من اقامه ی اتهام میکند.- بی دلیل نیست که اصرارداردناشناس بماندوباایجادمزاحمت جلوی فعالیت نظری مرابگیرد-.جالب است که او بی طرفی ِ دموکراتیک ِ روشنگری دردعوای مدافع دموکراسی ومدافع استبدادرازیرکانه به حساب حقانیت ِ استبدادمیگذارد!

  3. سئوال این بود:

    چه کسانی قرار است آزادی های بی قید و شرط را محافظت کنند؟

    پاسخ فولادی:

    “اگربازهم معناوضرورت آزادیهای فوری و بی قیدوشرط سیاسی درایران رامثل تمام کارگزاران رژیم نفهمیدی ونخواستی بفهمی دیگربه خودت ونقش وکارکردت درجامعه وحکومت مربوط میشود،من مسئول تونیستم.امادریک جمله:آزادی های بیقیدوشرط سیاسی همین آزادیهائی است که توداری وهرچه می دانی ومیخواهی بگوئی یا«دیگران ازقول توبگویند» علیه نظام سرمایه داری میگوئیدو می نویسید وشعارمیدهید وکسی هم بازخواست تان نمیکند.یا به بیان دیگر:همین آزادی هائیکه توداری امامخالفان فکری-عقیدتی ات مثل من راباایجاد مزاحمت وپارازیت اندازی ازداشتن شان محروم میکنی.مابرای این آزادیهاتلاش میکنیم.”

    از اینکه این پاسخی به سئوال نبود بگذریم! اما این پاسخ سئوال دیگری را مطرح میکند:

    من در روشنگری میتوانم کامنت بگذارم اما در وب سایتهای دولتی و شبه دولتی و شبیه به‌ خصوصی کشورهای غربی ای که تو فکر میکنی در آن‌ها آزادی های بی قید و شرط وجود دارد کامنت نمی‌گذارم (اگر امکان کامنت گذاشتن بدهند، مثلاً رادیوی فرانسه نمیگذارد و یا بی بی سی و یا سی ان ان) چون آن‌ها مثل جمهوری اسلامی سازمانهای امنیتی و رد یابی دارند. کودتای بیست و هشت مرداد را که انکار نمی کنی؟! کودتاچی ها قرار است حافظ آزادی های بی قید و شرط بیان و اجتماعات باشند؟ یا آنها که با هم متحد شدند و به عراق حمله کردند؟

    بعلاوه گند همکاری گوگول و فیس بوک و تویتر با سازمانهای امنیتی دولتی درآمده، احتمالاً خبر نداری.

    در انتها:

    مسأله تو اندازه کامنت نیست، خود کامنت است. اگر پنج صفحه کامنت در مدح و ستایش تو بیاورند اصلاً فریاد نمی‌ زنی. بعلاوه کی به تو اجازه داده که مقدار کامنت را تعیین کنی؟ روشن است که اگر رئیس تو باشی، از یک خط بیشتر اجازه کامنت نوشتن نمی دهی، تازه اگر بدهی!!

    یادمان هم نرود که کامنت پائین و اول این صفحه بسیار کوتاه بود.

    بهترین کار برای تو این است که نه کامنتها را بخوانی و نه جواب بدهی چون تحمل انتقاد دگراندیشان را نداری!

  4. به سایت ارجمند روشنگری-این شخص اگرقصدش ایجاد مزاحمت برای من واتلاف وقتم نیست موظف است آن مقالات رابخواند و پاسخ اش رابگیرد یااز توضیحی که درکامنت قبلی دادم فهمیده باشد.درغیراین صورت قصدش مزاحمت است وروشنگری نباید بیش ازاین فرصت پارازیت اندازی واتلاف وقت ِ مرابه اوبدهد.بیش از سواد ومعلومات اش حرف زده وهمه تکراری.

  5. ادامه توضیح به ناشناس: ۱-لنینیسم ولیبرلیسم،یک مقایسه تاریخی.۲-جبردیالکتیکی وجبر بلشویکی۳-یک راهبرددوراهکار۴-بیچاره تحلیلگری که فرق استبدادودیکتاتوری رانمیداند. این مقالات رابخوان اگربازهم معناوضرورت آزادیهای فوری و بی قیدوشرط سیاسی درایران رامثل تمام کارگزاران رژیم نفهمیدی ونخواستی بفهمی دیگربه خودت ونقش وکارکردت درجامعه وحکومت مربوط میشود،من مسئول تونیستم.امادریک جمله:آزادی های بیقیدوشرط سیاسی همین آزادیهائی است که توداری وهرچه می دانی ومیخواهی بگوئی یا«دیگران ازقول توبگویند» علیه نظام سرمایه داری میگوئیدو می نویسید وشعارمیدهید وکسی هم بازخواست تان نمیکند.یا به بیان دیگر:همین آزادی هائیکه توداری امامخالفان فکری-عقیدتی ات مثل من راباایجاد مزاحمت وپارازیت اندازی ازداشتن شان محروم میکنی.مابرای این آزادیهاتلاش میکنیم.

  6. خانم/آقای ناشناس ِ بی هویت-اولن تئوری خمره رنگرزی نیست که هروقت شاگرد تنبلی مانندتو اراده کرد من خارج ازکلاس عمومی ِ یک مقاله به اودرس خصوصی بدهم.آنهم دریک کامنت که چنین وظیفه ای ندارد.تئوری بیان قوانین عام برای توضیح وتبیین یک جزء خاص ازکلیتی همبسته است.مانندتوضیح وتعلیل استبدادپدرشاهی وخدایگان بندگی حاکم برایران که یک ناهمخوانی ِ تاریخی دورانی بانظام سرمایه داری است.ثانین،باآنکه میدانم ومطمئن ام بحث های تئوریک وارتباط شان با همدیگر وباتحلیل های سیاسی اجتماعی رانمی فهمی وباآنکه کمترین تمایلی به هم سخنی باآدم مزاحم وپارازیت اندازی چون توندارم امابرای آنکه شرت راازسر اوقات ارزشمندم کم کنی،فعلن نشانی چندمقاله ام رابه تومیدهم تابخوانی ومعناومفهوم آزادی های بی قیدو شرط سیاسی وضرورت این آزادی هادرجامعه ی استبدادزده ی ایران رابفهمی. ادامه درکامنت بعدی

  7. نیت اصلی جریانات گوناگون اپوزیسیون رژیم ایران و سایر دولتها را در نحوه برخورد آنها به بردگی مزدی باید جست. ادعاهای دموکراسی خواهانه و آزادی خواهانه آنها بدون مراجعه به این موضوع را نمیتوان باور داشت. اگر آنها این بردگی را انکار کنند، نادیده بگیرند و یا از بین بردن آنرا به تعویق بیاندازند، اپوزیسیون ارتجاعی رژیم هستند. اگر در مورد افکار این اپوزیسیون ارتجاعی، مارکسیست و یا غیر مارکسیست، فکر کنیم، حتما و بدون استثنا کمبود انسجام و کمبود استحکام منطقی و علمی خواهیم یافت چون جایگاه نیروی کار جز جدا ناپذیر از کلیت افکار ماست. وقتی آنها قدرت و دولت درست کنند، مرتجع و استثمارگر خواهند بود. استثمارگران شاید هزاران سال حکومت کنند اما هرگز جوامع آرام و بی ثباتی نخواهند داشت چون در دراز مدت توده ها به اصل قضیه یعنی نحوه برخورد به بردگی بر میگردند. برای همین آنارکوکمونیسم تنها راه حل آزادی است.

  8. فولادی، از آزادی های مزد بگیران “بی سواد” خیلی در عذابی نه؟ راه حلی هم نداری جز دولت سازی، درست؟ آزادی بی قید و شرط چه شد؟ یادته به خوانندگان منتقد میگفتی بی سواد و لجن پراکنی های بیشمار دیگری میکردی. شروع کردی به روشنگری پیشنهاد سانسور دادن که در واقع هست تبدیل روشنگری به دولت؟ خیلی اندوهناک است که قرار بود که مرجع تقلید مارکسیستها بشوی اما نشدی چون یک بی سواد اینترنتی نگذاشت؟ ۷ بیلیون بیسواد در جهان وجود دارد، با آنها میخواهی چکار کنی؟

    اما، سئوال اصلی را جواب ندادی، رد گم نکن. با تاکتیکهای فرار از بحث آشنایم.

    میتوانی مقاله در موردش بنویسی. در مقاله توضیح بده چه طبقه ای قرار است از آزادی های بی قید و شرط بیان و اجتماعات محافظت کنند، طبقه کارگر و یا طبقه سرمایه دار. پاسخ به این سئوال تناقضات درونی افکارت را بتو نشان داد، نه؟. حال می بینی که لنین ها با چه مسائلی روبرو بودند. حال می بینی معنی “دیکتاتور” در دیکتاتوری طبقه کارگر مارکس چیست. شاید یک روز هم فهمیدی آلترناتیو آنارکوکمونیستی از کجا آمده. فکر کنم پاسخ به مقاله آینده ات در کامنتهای من در این صفحه موجود است: در وضعیتی که روابط طبقاتی و استثمار نیروی کار وجود دارد، آزادی های بی قید و شرط وجود ندارد و یک طبقه طبقه دیگر را محدود میکند. میتوانی به ترویج فلسفه سیاسی استثمارگران سرمایه دار تحت نام مارکسیست ادامه دهی ولی کار افشای این حیله ات ادامه خواهد یافت.

    میتونی قضیه را بهتر بفهمی اگر به فرضیه دیکتاتوری طبقه کارگر مارکس هم فکر کنی. ولی فکر نمیکنم فکرت کار میکند. ذهنت بیشتر شبیه طوطی ست.

  9. خانم/آقای شب وروزفعال- یاهمان ناشناس ِ همیشه درصحنه- اول خدا بعد روشنگری راسپاسگزار است که موقعیتی فراهم آورده تااوبتواندبرمقالات ِ دگراندیشان ِ مارکسیست ِ ج.ا.خصوصن خدامرادفولادی ردیه بنویسد وگذران ِ زندگی کند.سوآل از خانم/آقای بی نام بی هویت: اگر روشنگری کامنت های ات رادرج نکند چگونه زندگی گذرانی خواهی کرد؟ روشنگری برهیچ کامنت نویس ِ همیشه درصحنه ای که منتظراست دیگران مقاله بنویسندتا اوبتوانداظهار وجود وامرار ِ معاش نمایداینهمه لطف نکرده است.بنابراین توباید بیش از«خدای ات» شکرگزار ِ روشنگری باشی.آیا هستی؟!

  10. به کوری چشم جاهلان، مقاله خوانی و کامنت نویسی های من برای همیشه ادامه خواهد بافت. متشکر از سایت روشنگری که استثنا قائل نمی شود و مقالات مزخرف از جمله مقالات خدامراد فولادی را هم چاپ میکند تا دیگران به آن برخورد کنند. اگر اجازه کامنت ندهد، افکار احمقانه شیوع پیدا می کند.

  11. جواب هزیونهای تو را نمی دهم، سئوال اول را جواب ندادی چون نمیتوانی. چه کسانی قرار است آزادی های بی قید و شرط را محافظت کنند؟ سانسور چی ای مثل تو و بقیه طبقه استثمارگرت؟ تو در همین مقاله دعوت به سانسور کرده ای! دم خروس بیرون زده.

  12. به خوانندگان روشنگری: خنده دارترازاین این جواب تاحالاخوانده اید؟ خانم/آقای ناشناس درپاسخ من که ازاوپرسیدم تاکنون چه تحلیل علمی ازاستبداد ِ حاکم برایران نوشته ای، جواب داده:« اگرروزی نویسنده ای چیزی که من می خواهم بگویم نگفته حتمن مقاله خواهم نوشت». امان از اینهمه پرگوئی و پررویی وادعا وچنته ی خالی.طرف بی رودرواسی میگوید: من آنم که دیگران بوند پهلوان!!

  13. خانم/آقای ناشناس ِ شب وروزفعال: اولن کامنت جای یک اظهارنظر ِ کوتاه است ونه جای روده درازی هاوعقده گشائی های تکراری ِ تو.ثانین کمی از شیفت ِ کاری ات را اختصاص بده به مطالعه ی نظراتی که موظفی برآنها ردیه بنویسی و نوشته های تاکنونی ِ مرابخوان حتمن پاسخ همه ی سوآلات ات راخواهی یافت.من نردیک به دوازده سیزده سال است برای سایت های خارج کشورمطلب می فرستم واغلب ِ این مقالات درآرشیو آن سایت هاهست.یادرگوگل نام مرا سرچ کن پیدامیکنی.من که مثل تو فعال ِ شبانه روز نیستم که شب تاصبح وصبح تا شب دو شیفته کارکنم به سوآل های تکراری ِ یک نفرخانم یاآقای شب وروزفعال ِ در عین ِ حال ردیه نویس بر اندیشه های پیشرو پاسخ دهم.تو که اینهمه فعالی یک کار ِ مفیدانجام بده واینهمه وقت ِ ارزشمند ِ مرا باچرت وپرت های تکراری ات نگیر.

  14. نوشتی:

    “من این توضیح ضروری رابه خوانندگان بدهم که مشکل من با نام مستعار نیست، بلکه با کسی است که پشت نام مستعار پنهان شده، آسمان و ریسمان رابه هم می بافدواگرلازم شدچند فحش واتهام هم ضمیمه ی حرفش میکند که« ثابت کند» جامعه ی زیر سلطه ی حاکمیت نظامی پادگانی ایران نیازی به دموکراسی وآزادی های سیاسی برای تبدیل شدن ازابژه ی استبدادوسرکوب قرون وسطایی به سوژه ی خودفرمان وخود گردان ندارد.”

    خوانندگان میدانند که نوک پیکان انتقاد من به “برای” هست. این “برای”، “سوژه ی خود فرمان و خودگردان” را وابسته به “دموکراسی و آزادی سیاسی” بورژوازی تحت نظارت فولادی میکند. برای همین یک دروغ است و شیادی ست چون تحت حاکمیت دموکراسی سرمایه داری امکان چنین چیزی وجود ندارد. در واقع فولادی میگوید بردگان مزدی نیازمند حاکمیت سرمایه داران هستند در غیر اینصورت بطور مستقیم نمیتوانند برای آزادی خود اقدامی کنند. برای همین بحث آزادی بی قید وشرط را به میان کشیدم و برای همین فولادی از آن فرار کرد. فولادی اسم خودش را سوسیالیست میگذارد اما درک اش از آزادی تنگ و محدود به مالکیت سرمایه داران بر جامعه است که میخواهند حرفی از اقتصاد بردگی زده نشود و همه در احزاب جمع شوند و بیرون از محیط کار به سیاست بازی های آزادانه مشغول شوند.

  15. اگر دیدم روزی نویسنده ای چیزی که من میخواهم بگویم را نکفته حتما مقاله خواهم نوشت، در غیر اینصورت ضرورتی برای مقاله نویسی نمی بینم و به اندازه کافی مقاله و ایده تولید می شود.

  16. باز هم با پیش کشیدن موضوعات فرعی به سئوال من جواب ندادی.

    مقالات ضد استبدادی تو که معلوم نیست حتی ضد رژیمی هم باشد ، نه علمی هستند و نه عمیق. نقد علمی و عمیق رژیم جمهوری اسلامی در روشنگری فراوان است و مقالات تو بسیار سطحی و رفرمیستی ست.

    نقد حکومتهای مارکسیستی تو هم کم عمق و از زاویه تکبر طبقه سرمایه دار است.

  17. درضمن وبا پوزش، یک توضیح ضروری دیگر: کسی که اساسن باشناخت ماتریالیستی دیالکتیکی و ماتریالیستی تاریخی یعنی شناخت جهان درکلیت مادی وانسانی آن مشکل دارد یابه عبارت دیگر درک وفهم اش ازطبیعت و جامعه ی انسانی تکامل گرایانه نیست نه بحث های تئوریک -ماتریالیستی رامی فهمدونه اگربفهمد به دلیل برداشت ایده آلیستی متافیزیکی اش ازجهان با این نظرات موافقت دارد.مانند ملاهاودیگر ایده آلیست های فلسفس-مذهبی نظیرناشناس. اینها مگردرتجربه وپراتیک ومناسبات ِ تولیدی-اجتماعی سرشان به سنگ ِ ماده درحرکت در اشکال ِ متنوع آن بخوردتاایده های علمی-فلسفی وتاریخی-تکاملی رابپذیرند.ایده آلیست تاسرش به سنگ ِواقعیت نخورد واقعیت ِ سنگ رانخواهدپذیرفت.مثل همین ناشناس پرگو ویکدنده باعقاید مستبدانه وسرکوبگرانه ی سیاسی-ایدئولوژیک-اش.

  18. من این توضیح ضروری رابه خوانندگان بدهم که مشکل من با نام مستعار نیست، بلکه با کسی است که پشت نام مستعار پنهان شده، آسمان و ریسمان رابه هم می بافدواگرلازم شدچند فحش واتهام هم ضمیمه ی حرفش میکند که« ثابت کند» جامعه ی زیر سلطه ی حاکمیت نظامی پادگانی ایران نیازی به دموکراسی وآزادی های سیاسی برای تبدیل شدن ازابژه ی استبدادوسرکوب قرون وسطایی به سوژه ی خودفرمان وخود گردان ندارد.همین که افراد وشخصیت های اراده مند ی مثل این شخص راه وچاه خیالی خودشان را- که صدالبته متضمن منافع فردی فرقه ای ی آنهاست-نشان دهند برای هفت پشت جامعه ی جداندرجد محروم ازدموکراسی وآزادی های سیاسی کافی ست.اینها کسانی هستندکه میخواهند یک ۵۷دیگرباتمام تبعات تاکنونی آنرابازهم به زور سفسطه وزبان بازی و تهمت زنی به این جامعه تحمیل کنند.

  19. کلا امثال فولادی پنهان میکنند که وجود سرمایه خودش نقض آزادی است. چرا؟ چون ضرورت وجودی سرمایه از سلب مالکیت دیگران بر ابزار تولید می آید. باید یک عده فاقد وسایل تولید بمانند تا در شرایطی قرار بگیرند که مجبور باشند برای نمردن تن به فروش نیروی کارشان بدهند که این همان بردگی مزدی ست. یعنی بخش عظیمی از جامعه بشری آزادی بکار گیری وسایل تولید برای امرار معاش خود را تحت سرمایه داری از دست میدهند. برای همین امثال فولادی که دم از آزادی بی قید و شرط میزنند ولی به بردگی مزدی کاری ندارند، شیادند.

  20. خودت سئوال منرا جواب بده ، دوباره،: طبقه کارگر میخواهد آزادی های بی قید و شرط را محافظت کند و یا سرمایه دارها؟ میدونی نمیتوانی جواب بدهی چون دفاع تو از آزادی های بی قید و شرط همزمان با دفاع تو از دولت دموکراسی پارلمانی سرمایه داران، همخوانی ندارد. من مخالف آزادی های بی قید و شرط نیستم، فقط معتقدم چنین چیزی فقط با حاکمیت خودگردانی هایی کارگری ممکن است آنهم اگر سرمایه داری وجود نداشته باشد. وقتی سرمایه داری وجود دارد، آزادی های بی قید و شرط ممکن نیست و وجود نخواهد داشت و نباید مردم فریبی کرد. حال تو بگو، چرا بجای پاسخ دادن به سئوال اول ترور شخصیتی کردی؟ نقل قول از خانم سوسن آرام ، مقاله بالا، هم علیه تو است چون در مبارزه با استبداد در مقابل امپریالیسم غربی سکوت میکنی. برخلاف تو من علیه هر دو امپریالیسم غرب و شرق کامنت می نویسم. دلیل اینکه من کامنت می نویسم مثل دلیل تو برای مقاله نویسی است. فقط مقالات تو دفاع از ارتجاع سرمایه داری ست، کامنت من علیه آن.

    خوانندگان روشنگری، این نظرات من است، هیچ جاسوسی و ارتجاعی در آن یافت نمی شود:

    – باید با مردسالاری مبارزه کرد چون رفتار و کرداری ارتجاعی ست.
    – باید با بردگی مزدی یعنی سرمایه داری مبارزه کرد چون منبع فلاکت ما بردگان و منبع ثروت و قدرت و سرکوب و جنگ افروزی اربابان سرمایه است.
    – باید با هر نوع امپریالیسم و جنگ افروزی، چه مستقیم و چه غیر مستقیم ، مبارزه کرد.
    – باید با تبهکاری و جنایت مبارزه کرد و این مبارزه را به پلیس واگذار نکرد چون پلیسها خریداری می شوند و سران گانگسترها در دولتها حکومت میکنند.
    – باید با هر نوع تبعیص و طایفه گرائی و خرافات و تبلیغ تنفر و برتری طلبی مبارزه کرد.

    اینها خط و مشی من در برخورد به مقالات است. در مقالات جناب فولادی چند مورد وجود دارد که باید با او برخورد شود:

    – در انتقاد به امپریالیسم فقط و فقط به امپریالیسم شرقی انتقاد میکند.
    – در انتقاد به استبداد، استبداد سرمایه در محیط کار را نادیده میگیرد.
    – در ارائه آلترناتیو ، فرم دولتهای امپریالیستی و پارلمانی غربی را تقدیس و پیشنهاد میکند.
    – تمام مقالاتش علیه اپوزیسیون سرمایه داری دولتی ست نه اپوزیسیون هوادار سرمایه داری بازار آزاد و آنها را شهروندان محترم می نامد و حرفی از طبقه کارگر نمی زند.

    کلا نظرات فولادی دفاع از ضرورت حاکمیت سرمایه داری لیبرال در ایران است. در تحت شرایط سرمایه داری اصلا آزادی بی قید و شرط ممکن نیست حال چه سرمایه داری دولتی باشد و چه غیر دولتی. در تحت حاکمیت خودگردانی های کارگری، آزادی استثمار نیروی کار محدود و منع می شود، برای همین باز هم حرفی از آزادی بی قید و شرط نمیتوان زد. آزادی بی قید و شرط فقط وقتی وجود خواهد داشت که استثمار و امپریالیسم و مردسالری و تبهکاری و تبعیض از بین رفته باشد. تا آن موقع، آزادی ها قید و شرط دارند و متعلق به اقشار و طبقاتی هستند که حاکمند. فولادی مردم فریبی میکند.

    ممکن است بگویند که منظور از آزادی، آزادی سیاسی است نه اقتصادی. خب، منهم گفتم که تابع فلسفه سیاسی استثمارگران کارگران نیستم و مفهوم آزادی باید بسط پیدا کند. فولادی یا خودش میداند و یا نمیداند که مخالف آزادی واقعی است.

  21. من از سایت ارجمند روشنگری این گلایه را دارم که چرابا آنکه ماهیت این ناشناس در دروغگوئی و اتهام زنی وترور شخصیت دست کم درمورد من ودراین سایت اظهرمن الشمس شده بازهم به او مجال اهانت ها واتهام زدن های تکراری بیش تر می دهد. این نه تنها احترام به وپاسداشت آزادی بیان نیست بلکه اهانت به آن وخدشه واردکردن به حیثیت و اعتبار آن است. مگر این شخص اعتنا و احترامی برای آزادی های سیاسی وآزادی بیان قائل است؟ ضدیت اش با دموکراسی وآزادی های سیاسی و دفاع زیرکانه ودرپوشش اش ازاستبداد تاکنون به شما ثابت نشده؟ این شخص اگرنقدی برنظرات من دارد چرا دریک مقاله ی مستقل نمی نویسد به معرض خوانش همگان نمی گذارد؟ به نظرشما آنطوربهتر وفراگیرتر وعالمانه ترنیست؟

  22. سوآل از ناشناس روز وشب در صحنه: توکه اینهمه فعالی وشب وروز سرت توی سایت هاست وبر نوشته های مخالفان رژیم کامنت مخالف می نویسی تاکنون چه تحلیل علمی از استبداد و استبداد حاکم بر ایران برای خوانش همگان درکجا نوشته ای؟ من جاسوس و مزدور رژیم هستم یاتو که نام مستعار بر خودنهاده ای وهویت خودت رااز مخالفان رژیم ومدافعان آزادی های فوری و بیقیدو شرط سیاسی پنهان می کنی؟کدام عقل سلیم تورامدافع آزادی وآزادیخواهی ومرامدافع استبداد میداند وقتی همین مقاله ی من وهمین کامنت های تورا بخواند؟ طبق معمول حاشیه نرو وبه این سوآل های مشخص جواب بده.

  23. به فولادی نقل از مقاله خانم سوسن آرام:

    امروز آن کسی که فقط از سلطه آمریکا یا از استبداد شاهنشاهی می گوید، می تواند با این مستبدترین رژیم تاریخ ما کنار بیاید، و آن که فقط استبداد حاکم را افشا می کند، اما بر خطری که در راه است چشم می پوشد کاسه ای زیر نیم کاسه دارد. نه تنها نباید به او اطمینان کرد بلکه باید او را زیر نظر داشت. چنین شخصیت هایی می توانند جنایت هایی در حق این ملت بکنند که حتی روی این رژیم را سفید کند، چنانکه این رژیم روی رژیم شاه را سفید کرد. و هم اکنون تدارکاتش را شروع کرده اند.

  24. نگفتی که آزادی بی قید و شرط را در دموکراسی پارلمانی امپریالیستی تو قرار است چه طبقه ای محافظت کند. این سئوال سئوالی ست از تمام لیبرالهائی مثل تو که کاری جز مقالات بی ارزش نوشتن ندارند، دغل! به ساعت این هم توجه کن جاسوس، خودت خودت را لو دادی، گرگ را ببین که میگوید، آی استالین!

  25. به ناشناس شب وروز درصحنه- به ساعت های ارسال کامنت های اش توجه کنید!- بیچاره کمونیسمی که تئوری دان اش توباشی، صدبار بیچاره تر کارگری که کمونیست اش تو باشی! این «کمونیسم» ضد دموکراتیک و ضد تمدن است که دشمنان کمونیسم واقعی به آن فاشیسم می گویند.بعید نیست خودت یکی از همان دشمنان باشی کلک!

  26. بدبخت آن مارکسیستی که شهروندان بورژوا میخواهند نجاتش دهند!

    شکل و شمایل دیگر استبداد دموکراسی امپریالیسم غربی خواهد بود.

  27. آزادی بی قید و شرط و رابطه اش با تضادهای طبقاتی اصلا روشن نیست. چه کسی این آزادی های بی قید و شرط را میخواهد محافظت کند؟

    اگر کارگران کمونیست میخواهند این آزادی های بی قید و شرط را محافظت کنند باید دم و دستگاه دولتی بورژوازی وجود نداشته باشد. اگر چنین باشد، سوسیالیسم و سرمایهداری وجود دارد.

    اگر اقشار و طبقات غیر کارگری میخواهند چنین کنند، چون آنها استثمار گر طبقه کارگر ند دلیلی ندارد که این آزادی ها را برای طبقه کارگر نگه دارند، مثلا در دموکراسی های پارلمانی کشورهای غربی، این آزادی ها با قید وشرط است و برای سرمایه داران محافظت می شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

Page generated in 0٫703 seconds. Stats plugin by www.blog.ca
رفتن به نوارابزار