جمعه, ۲۶ مرداد , ۱۳۹۷

Comments

زنده باد انقلاب!
سینا احمدی
— 3 دیدگاه

  1. بردگان مزدی به چهار گروه قابل تقسیم هستند.

    گروه اول بردگان مزدی آگاه و انقلابی شده می باشند. الغا هر گونه دولتی و استقرار حاکمیت افقی شورائی راه آزادی آنهاست. بخشی از افراد این گروه دارای تفکر علمی و منطقی نیستند و افکارشان آلوده به ایدئولوژی ست.
    گروه دوم بردگان مزدی سرکوبگر و جنایتکار شده هستند. اینها سگهای رژیم ها هستند و نقشی کلیدی در حفظ سیستمهای حاکمیت اربابان دارند. هرچه جنبشهای اعتراضی و اعتصابی بیشتر باشد، اینها زبون تر شده و متواری می شوند. کلا جنبشهای سراسرس اعتصابی و اعتراضی باعث میشود که منبع حیات حاکمین قطع شده و در صف آنها بی ثباتی ایجاد شود.
    گروه سوم بردگان مزدی ی هستند که فرصت طلبند. آنها کم و بیش میدانند که برده هستند اما کاری نمیکنند و راضی هستند و یا ابراز نارضایتی آنها را نمیتوان جدی گرفت. با پیدایش جنبشهای سراسری اعتصابی و اعتراضی، افراد این گروه یا در صف عقب قرار میگیرند و یا در آن جنبشها شرکت نمیکنند.
    گروه چهارم بردگان مزدی ناآگاه هستند. این دسته از سیستم ناراضی هستند و یا حتی راضی، اما نمیدانند که چرا چنین وضعی دارند. آنها نمیدانند که برده هستند. وقتی افراد این دسته آگاه می شوند، به یکی از سه دسته فوق می پیوندند.
    اگر بردگان مزدی ی که به منطق و علم و استدلال معتقدند را آنارکوکمونیست بنامیم، برخورد آنارکوکمونیستها با اقشار فوق باید چنین باشد:
    – ذهنیت ایدئولوژیک بردگان مزدی انقلابی را از بین ببرند.
    – اکثریت بردگان مزدی ناآگاه را به سمت قشر خود جلب کنند. تمام آنها نخواهند آمد.
    – قشر سرکوبگر را با منطق و علم و استانداردهای اخلاقی خود ایزوله کنند و یا در صورت مقابله خشونت آمیز، با اتکا به برتری کمی، ضدیت و سرکوبگری آنها را خنثی کنند.
    – قشر فرصت طلب را در حاشیه نگه دارند و در حاشیه از آنها بیشتر از استفاده ای که ارتجاعیون از آنها می برند، استفاده کنند.
    چرا آنارشیسم کمونیسم دیدگاه مناسبی برای بردگان مزدی است؟ اینها دلایل اصلی هستند:
    – تعهدی به تبعیت از یک متفکر معین در آن وجود ندارد و هر ایده مفیدی و درستی را در خدمت آزادی از ارتجاع می پذیرد. مثلا یک آنارکوکمونیست میتواند بخشی از نظرات مارکسیستها را بپذیرد بدون اینکه خود را متعهد به دفاع از مارکس ببیند. با این کار او به منطق و علم مراجعه میکند نه آتوریته.
    – بعلت فوق، به منطق و علم تکیه دارد.
    – علیه سلسله مراتب و رئیس و ارباب و رهبر و اطاعت از نخبه است. این به خودآموزی و استقلال فکری و در نتیجه انسان کامل و واقعی بودن هر فرد کمک میکند.
    – بعلل فوق تشکلی بوجود می آورد که در آن روابطی باز و غیر محرمانه دارد و این امکان ارتجاعی شدن و سازشکار شدن تشکل را بسیار محدود می کند.
    – تشکل اش فرم نهائی روابطی است که خواستار آن است از اینرو بین هدف و وسیله تناقضی وجود ندارد و امکان پرورش فرصت طلبی از بین می رود.

    آنارکوکمونیسم در تمام زمینه های ضد ارتجاع در زیر کاربرد دارد:
    – علیه بردگی مزدی – چون علیه انحصار منابع زیستی در دست عده ای و هوادار خودمدریتی گروهی و شورائی ست.
    – علیه مردسالاری- چون آزادی فرد را قربانی آزادی جمع نمیکند و بدینجهت ضرورتا فردیت زن را بطور بی قید و شرطی به رسمیت می شناسد.
    – علیه استعمارگری – چون هیچ دولتی را برسمیت نمی شناسد و استعمار بدون دولت ممکن نیست.
    – علیه استبداد – چون فقط به روابط منطقی و علمی اعتقاد دارد نه آتوریته.
    – علیه تبعیض – چون آزادی فردی را قربانی آزادی جمع نمیکند و بدینجهت ضرورتا فردیت انسانها را بطور بی قید و شرطی به رسمیت می شناسد.

  2. مشکل بزرگی در علمی نشان دادن مارکسیسم خواهید داشت مخصوصا اینکه کیش شخصیت علیه هرگونه علمی ست. از خر کیش شخصیت پائین بیائید، به توانائی عقلی بردگان مزدی اعتماد کنید ، به شکل شورائی روابط کارگری تن بدهید وگرنه همانجا خواهید رفت که استالین و دولتش رفت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

Page generated in 1٫675 seconds. Stats plugin by www.blog.ca
رفتن به نوارابزار