دوشنبه, ۲ بهمن , ۱۳۹۶

Comments

فریاد گرسنگان بیکار
بهنام چنگائی
— 4 دیدگاه

  1. جانا و دوست دانشجویم؛
    پوزش می خواهم که من متوجه پرسش دوباره ی شما نشده و بهمین خاطر در پاسخ پیشینم به آن نپرداخته ام.

    نوشته اید:
    درضمن آقای چنگائی. برای آنکه منظورتان راواضحتر وبدون پرده پوشی و کلی گوئی بیان کرده باشید به همان کارگران وزحمت کشان که میگوئید دلسوز ومدافع آنهائید توضیح دهید چگونه حاکمیتی باچه مشخصه هائی رادرنظردارید برایران حاکم نمائید ونمونه اش تاکنون درکدام کشور قدرت رادردست داشته است.ما خیلی علاقمندیم آن کشور ودولت نمونه رابشناسیم. رودرواسی نکنید آن الگوی تاریخی رامعرفی کنید.

    اما پاسخ دوم:
    دوست من این را بگویم که فردا از داخل کله ی من و امثالم به ناگهانی بیرون نمی آید. وزن کمی و کیفی مبارزه ی کارگری ـ توده ای و نوع سیاست و حکومت آتی را خود آنها رقم می زنند و باید هم بزنند و نه من و امثال من! و اصولا هم دعوا بر سر این است که اراده ی اجتماعی طبقاتی اراده ی سیاسی را مدیرین و استحکام بخشد و نه این حزب و آن دیگری!

    بنابرین هرچه توان نظری و عملی و همزمان استقلال و سازماندهی سراسری و طبقاتی جنبش و خواست روشن آنها ـ کارگران و همه ی لایه ها و طبقات ـ محکم و گسترده باشد، به همان اندازه آنها توان اعمال اراده ی طبقاتی ” این یا آن “خود را بر دشمن همگانی یا ۱% ها اعمال خواهدکرد. اینجا دید من بر سر کارمزدی ” یدی و فکری ” که جزو ۹۹% ها هستند متمرکز است.

    از همینک باید بگویم که پس از ۳۹ سرکوب اراده ی مردمی، زن ستیزی، تبعیض های فراوان مذهبی، دشمنی با روشنفکری، سرکوب اراده ی مستقل کارگری و تشکل های طبقاتی، و از همه بدتر اسیر و زندانی کردن پیشروان کارگری شهابی ها و عظیم زاده ها و نبود سازمان های خودمدیریتی صنفی ـ حقوقی، در عمل کل مردم و نیروی موجود کارگران را آسیب پذیر ساخته و توان سازمانگر آن را دچار پراکندگی، سرگیجگی ها و آسیب های جانبی و متعدد ساخته و خواهد ساخت.

    اما در دل مبارزه ی زنده، کارگران، زحمتکشان، زنان، ملیت ها، مذاهب، اتنیک ها، همچنین نیروهای میانی مترقی و نوعدوست همگی باهم فراخواهندگرفت نحوه ی پیشبرد مبارزه را و چگونگی پرجائی آنرا! نه سمت و سو دادن ذهنی ما به اراده ی کارگران و… را.

    به ساده ترین بیان من مدافع حکومتی هستم که از اراده ی توده های کارگر و زحمتکش و نوعدوستان مترقی و روشنفکر تکوین بیابد. برای این کار باید نیروئی از پائینی و افقی به اراده ی کارگری توده ای توان مشارکت آزاد، مستقل و در بهترین حالت شورائی دهد.

    کوچکترین نشانه ی استقلال و سلامت چنین سازمان گسترده و بنیانگذاری می باید، از همان آغاز، پرچم ” جدائی دین از دولت ” را برکول خود و موسسانش داشته باشد و از برتریجوئی ها حدا بپرهیزد. از آزادی های حقوق فردی و جمعی، جنسی و جنیستی، ملی، مذهبی، تشکل، تحزب و… دفاع کند. دسمن سازش ناپذیر هرگونه تبعیض ها و نابرابری های جقوقی، سیاسی و اقتصادی و اتنیکی و عقیدتی باشد. دین رسمی را کنارگذارد. برای ایجاد برابری سازی ها و زدودن ریشه ای تمرکز قدرت در دست یک عده (( حالا هر جریان چپ و میانی و راست باشد تفاوتی ندارد)) پایان دهد. به فدرالیسم و یا ایده ای دست یابد تا که بتواند با ایجاد قطب های قدرت، از یکسو فرهنگ شاهی شیخی را به سطل اشغال بریزد؛ و در سوی دیگر اراده ی اجتماعی و مشارکت مردمی را فعال کند و مادر اراده ی شورائی ـ اجتماعی شود.

    در این عرصه ها و راهکار جایگزین ساری ها و راهبرد اشکال تاریخی چنین نگاه هائی که من بسیار کوتاه به آن پرداختم، می توان بسی بیشتر از این ها که رفت افزود. اما یک نکته را نمی باید فراموش کرد که هیچ حزبی حق ندارد اراده ی سازمانی خود را جانشین توان اراده ی طبثاتی کارگری مردمی کند. باسپاس

  2. سلام دوست دانشجو گرامی من؛

    اجازه بدهید پیش از همه از شما قدردانی کنم که به من توصیه هائی کرده اید؛ من از شما سپاسگزارم.

    نوشته اید:
    اینکه کسی ذهنیات خودرابه کارگران وگرسنگان نسبت دهد،ازهمین حالادرمقابل خواست اکثریت جامعه قدعلم کرده است. آزادیهای فوری وبیقید وشرط سیاسی پیش شرط آمادگی جامعه هم به لحاظ سیاسی وهم به لحاظ اقتصادی برای گذاربه مرحله عالیتری ازتکامل اجتماعی وپیش زمینه محو فقروگرسنگی است.

    دوست دانشجو!
    من با این دیدگاه درست شما بی هر اما و اگری موافقم و بسان شما درک دوسویه و همزمانی از دمکراسی سیاسی یا ” آزادی های بی قید و شرط سیاسی و…” و دمکراسی اقتصادی یا حق مسلم ” داشتن کار و نان و…” دارم.

    همچنین در سه روز و شب گذشته نیز می بینیم که چهارچوب مواضع برپاخاستگان و بیان صریح شعارهای آنها بسیار دوسویه و امیدبخش است و حکایت روشن از آن دارد که مردم متکی به هیچکدام از جناح های ( اصلاحگر ـ بنیادگرا)که در طول ۳۹ سال گذشته دشمن استقلال مردم بوده اند، نیستند و این خود بتنهائی دل و جان همه ی ما را سرشار از توان و پویائی خستگی ناپذیر می کند. این مبارزه ی اخیر تا هم اکنونش در نظر از کلیت رژیم گذرکرده است و نوبت ابتکار عملی ست.

    نگرانی شما را می بینم و زمینه پیدائی آنرا درک می کنم. اما دوست گرامییم بدانید که با فراروئی خواسته های سکولاریستی کنونی که مستقیم ولایت و کل حاکمیت مذهبی را نشانه گرفته است، کمترین نتایج آن بی گمان پیدائی و ایجاد فضای باز سیاسی و حقوق ابتدائی شهروندی و حقوق بشری ست. که راه فردای بهتر همه ی ما از دل همین دیدگاه، و دم دم لحظه ها و رویدادهای تند و تیز و تلخ و شادی انگیز آنها می گذرد، که گاها می توانند تناقض آلود و متعارض با برداشت ها بنظرآیند؛ پس شایسته است که همچون شما برای روشنی بخشی به در سایه مانده ها در پی جستچو بود و پرسشگری کرد.

    این اتحاد، همگامی و همبستگی رنگین مردمی که عمدتا چهره طبقاتی مبارزه خود را برجسته کرده است؛ هرگز نمی تواند بی دمکراسی معطوف به خواست سیاسی همگان در یک کشور رنگین فرهنگ و اتنیک، به تنهائی تقویت شده و قائم بذات از هریک تشرها و توپ ها و تانک های پاسداران حماقت جان سالم بدرببرد؛ نه این ممکن نیست.

    و البته هم چاره جز این نیست و تنها چنانچه در چنین چالش ها، استواری سرراست در حفط ارزش های نوع بشری و تعهدهای دوجانبه ای در ابعادهای سیاسی ـ اقتصادی و بطور”همزمان و هماهنگ” مردمی داشته و با اهداف کوتاه و بلند خود همراه کند؛ و آنها را در فردای شخت اش همچنان آگاهانه برجا بگذارد و مسئولانه در نوامیش ساختاری و وجدانی اش اصول خود را نگه بدارد! تنها آنگاه هست که بی گمان کمر رژیم پست و پلید مذهبی را بیاری خیزش مردمی ـ همگانی خواهدشکاند. تندرست باشید

  3. درضمن آقای چنگائی. برای آنکه منظورتان راواضحتر وبدون پرده پوشی و کلی گوئی بیان کرده باشید به همان کارگران وزحمت کشان که میگوئید دلسوز ومدافع آنهائید توضیح دهید چگونه حاکمیتی باچه مشخصه هائی رادرنظردارید برایران حاکم نمائید ونمونه اش تاکنون درکدام کشور قدرت رادردست داشته است.ما خیلی علاقمندیم آن کشور ودولت نمونه رابشناسیم. رودرواسی نکنید آن الگوی تاریخی رامعرفی کنید.

  4. امیدوارم کسانیکه خودرااپوزیسیون حکومت مینامندازگذشته درس گرفته،اعتراضات رامحدود به کارگران وقشرهای فرودست نکنند وتحلیلهای بی ربط باخواست اکثریت جامعه که آزادیهای فوری وبیقیدوشرط سیاسی است مطرح ننمایند. آینده شرمسارشان خواهدکرد.آقای چنگائی که ازهمه چیزگفته جزخواست عمومی جامعه بهتراست به شعارهائی که درکرمانشاه،تهران،اصفهان و.. بطورواضح ومشخص علیه دیکتاتوراست توجه کند. دیکتاتور هم بدش نمیآیدخواست معترضان محدود به مطالبات اقتصادی باشد و گریبان خودراازمطالبه اصلی جامعه یعنی آزادیهای سیاسی خلاص کند.صداوسیماهم همین موضع ضدسرمایه داری وضدآزادیهای سیاسی رادارد.اینکه کسی ذهنیات خودرابه کارگران وگرسنگان نسبت دهد،ازهمین حالادرمقابل خواست اکثریت جامعه قدعلم کرده است. آزادیهای فوری وبیقید وشرط سیاسی پیش شرط آمادگی جامعه هم به لحاظ سیاسی وهم به لحاظ اقتصادی برای گذاربه مرحله عالیتری ازتکامل اجتماعی وپیش زمینه محو فقروگرسنگی است.آقای چنگائی! اینها که امروز به خیابانهاآمده اندهمان کسانی هستند که دراسفند۹۵ واردیبهشت۹۶درانتخابات رژیم شرکت کردند تارای«نه» به دیکتاتور دهندوشما وهمفکرانتان تاتوانستیدبه آنها اهانت کردید که چرابه فرمان شمادرتحریم انتخابات وقعی نگذاشته اند.لطفآ دست ازمخالفت با خواست های این جامعه برداید وبگذاریدبامغزخودش بیاندیشد وعمل کند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Page generated in 2٫272 seconds. Stats plugin by www.blog.ca
رفتن به نوارابزار