دوشنبه, ۳۰ مهر , ۱۳۹۷

Comments

کو عدالت خدا کو دمکراسی؟
بهنام چنگائی
— 2 دیدگاه

  1. سلام جناب ناشناس؛

    خوشحالم که بازهم از شما می خوانم و بیشتر بخوانم.

    گرامی! وجود من سرشار از ستیز با پاسداران سرمایه، و یاوران همیشگی آنها آخوندهاست. اگر گمان می برید که من می باید همچون دیدگاه های شما مبارزه ی سیاسی ام را به پیش ببرم، این برایم ساده نیست؛ زیرا منهم برای خود چهارچوبی دارم که محصول زندگی تاریخی و تلاش آکادمیک فردی ام می باشد. من شما محصول بود و نبودهای یک روند بلندیم و بسادگی فرم نیافته ایم که همچنان دگرگون شویم.

    بنابرین، ما همینیم که هستیم؛ گرچه گشاده روی و فراخ بال همه جائیم و دگم نبوده و نیستیم و مهیای فراگرفتن ها و فراروئی های بهتر نیز می باشیم. همه ی ما در حال بودن و شدنیم.

    در پایان بگویم که من دمکراسی بورژوائی را می شناسم و درکم از دولت افقی و فدرال دلایا ویژه ی خود را دارد که بارها برایتان بازگو کرده ام. دوست گرامی من دگرگونی ناگهانی کار و فکر مرا بخود سرگرم نمی کند. ما نیاز به روشنگری و افشاگری و اراده ی گاه اجتماعی طبقاتی داریم که می اید فضای آنرا مهیا ساخت.
    باسپاس

  2. تازه متوجه شدید که دموکراسی بورژوازی حقه بازی ست؟ حال بدانید که دموکراسی کارگری هم اصلا دولتی نمیتواند باشد. احتمالا چند ده سال هم برای این وقت لازم دارید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

Page generated in 2٫128 seconds. Stats plugin by www.blog.ca
رفتن به نوارابزار