رویکردتازه و خطرناک”حکومت اسلامی!
تقی روزبه

Print Friendly, PDF & Email

 

تحرکات و تهدیدهای جدیدسپاه و پی آمدهای ناظربرآن.

این روزها، پس از آن که حسن روحانی با آن ها نشست و درحوزه های اقتصادی و سیاسی امتیازاتی بزرگی داد و دقیق تر آن که این امتیازات را برسمیت شناخت، و با توجه به تحولات تنش آفرین منطقه جمهوری اسلامی استراتژی و تاکتیک و لاجرم رویکردها تازه و تعرض آمیزتر و البته خطرناکتر و چالش برانگیزی را اتخاذکرده است.

هم اکنون بخش مهی از سیاست خارجی در منطقه و حتی نسبت به اروپا و جهان بطورمستقیم توسط خامنه و عوامل او مثل ولایتی و یا سپاه و عناصری مثل سردارسلیمانی اتخاذ و اعلام می شود. لااقل در سطح منطقه ظریف هیچ نقشی ندارد و سپاه میدان دارشده است. مسیرکلی آن است که نه فقط با آمریکا و متحدین منطقه ای او باید جنگید و مقابله کرد بلکه به اروپا هم نباید اعتمادکرد. یعنی دوره “دیپلماسی نرم تاکنونی” با دیگرقدرت ها و کشورهای رقیب واردفازمخاصمانه تر و عضله نشان دادن شده است. سخنان خامنه ای مبنی بر آن که در هرجای جهان که نیازباشد حضورپیدامی کنیم و باکی هم از بیانش نداریم، سپس سخنان تحریک آمیز و پرهزینه فرماندهان سپاه مبنی برحضورمستشاری در یمن که به معنی حضورگسترده تر در کنارمرزهای عربستان و دامن زدن به رقابت سنگین بین کشورها و رقبای منطقه و اعلام وجود و سازماندهی هسته های بسیجی و سازمان یافته و مسلحانه در همه جای منطقه و جهان و یا تهدید به افزایش بردموشک هائی که مرکزاروپا را هم در تیرس داشته باشد… و اینک -باردیگر- کشاندن کودکان به میدان جنگ و به عرصه تبلیغات تلویزیونی، همه و همه حکایت از این رویکرد و استراتژی و تاکتیک های تازه است که رژیم برای حضورگسترده ترنظامی در منطقه و حفظ باصطلاح  دستاوردهای تاکنونی و کسب سودای نفوذ در دوره پساداعش و سوریه پساجنگ داخلی و لبنانی که کفته می شود حزب اله بشدت سازمان یافته و شدیدامسلح و ورزیده شده در جنگ های منطقه ای عملا دردولت لبنان و سیاست های آن نفوذفائقه بدست آورده است، و در نقاط دیگر در دستورکارخود قرارداده است. این تصیمات خطرناک و بسیارارتجاعی و سلطه طلبانه و شیعه گرایانه اگر پیش برده شوند می تواند مصائب بزرگی برای منطقه و مردم ایران فراهم کند و کشور را به نوعی به مسیرکره شمالی بیاندازد و حلقه تازه ای از محاصره و فشارهای تازه را  در حالی که هنوز ویرانی های عمیق بجامانده دوره بحران هسته ای تمام نشده است، وارددوره تازه ای از اعمال فشار و این بار- موشکی کند را بگردن مردم ایران بیاندازد. در چنین شرایطی تحلیل دقیق اوضاع و سازماندهی مقاومتی گسترده برای برون رفت از این رویکردشوم موردنیازاست برای فرونیفادن در ورطه جنگ و خشونت و فقرو فلاکت. مردم ایران باید با صدائی بلند هم به مداخله های رژیم خودی نه بگوید و هم به مداخله ها و سیاست قدرت های بزرگ و بخصوص دولت آمریکا که جز به عنوان حبل المتین نجات برای رژیم و خدمت به جمع و جورکردن آرایش به هم ریخته اش نیست. باید قویا از همزیستی مسالمت آمیز  و همکاری خلق های منطقه و بدور از مداخله مذهب در سیاست دفاع کرد و هرگونه جنگ طلبی و کاربردخشونت برای حل اختلافات را محکوم کرد.

 

این دوره برزخی کنونی که در تنورآن نان سیاست های یک دوره و با پایان چه بسا نامعلومی پخته می شود، می تواند سرنوشت سال های بعدی را رقم بزند. توسل به کودکان و گسیل آن ها به میادین جنگ (چون بزرگسالان تمایلی به آن ندارند) با سوء استفاده از فقر و فلاکت و بی خانمانی و ناآگاهی آن ها جنایت بزرگی است که رژیم در صورت پیشبرداستراتژی باصطلاح تهاجمی تازه خود باردیگر به آن روبیاورد. چنین کودکانی طعمه های خوبی برای این آدم خواران  بشمارمی ورند. قاسم سلیمان به عنوان فرمانده قدس را که مسئول مستقیم جنگ های منطقه و ارسال این کودکان و جوانان به میادین جنگی است باید به جرم نقض مقررات جنگی و جنایت علیه بشریت موردافشاء سنگین قرارداد و چهره سازی های قلابی و منزجرکننده اش را  درهم شکست و اجازه نداد که رژیم از رگ خواب باصطلاح ناسیونالیستی بخش هائی از مردم و لوآن که بصورت کاذب و ریاکارانه هم صورت می گیرد، بهره برداری کند. چون که گسترش نفوذمنطقه ای تحت عنوان اشاعه مذهب و برپاکردن هلال شیعه صورت می گیرد و ناسیونالیسم با دوزکنترل شده و رقیق خود فقط مصرف داخلی دارد. این این توهم خطرناک و سودای خام رژیم را که گویا دوره پساداعش دوره عروج جنبش اسلامی از نوعی شیعی و ولایت فقیهی آن است باید به شکل مفتضحانه ای به شکست کشاند. ذر حقیقت شکست داعش و به عقب راندن شدن آن را که رژیم با نمایشات دروغین و با شرکت نمادین قاسم سلیمانی در آخرین نبرد می خواهد آن را به حساب خود واریزکند و حال آن که با خضورخود هم چون مجاورت بنزین با آتش منبع تغذیه آن بوده است، که خود  نقطه عطفی درروندافول و شکست جنبش فاشیستی اسلام سیاسی بطورکلی و از هرگونه اش بشمارمی رود. یعنی که نوع اسلامی-شیعی آن باید همزمان با گونه های دیگرش به موزه بروند. نباید فراموش کرد که نتیجه آن جز دامن زدن به جنگ و سرکوب و فلاکت و آوارگی بیشترمردم منطقه و هم چنین تشدیدفلاکت و اختناق در در داخل ایران نخواهد بود و رژیم برای غلبه برشکاف ها و بحران ها به آن نیازدارد.

اساسا این رویکرد به معنی انتقال بازهم بیشترقدرت از حواشی سیستم به مرکز-هسته ای اصلی- تمرکزقدرت واستبداد ولایت مطلقه، و لاجرم به محاق رفتن زندگی است. نشانه های ناظربراین تحولات و جابجائی در ساختارقدرت و آن چه که در زیرپوسته ساختارکنونی می گذرد فراوانند که همگی به ما درموردبازتوزیع قدرت به سودولایت مطلقه و مطلقه ترشدن آن هشدارمی دهند. فی الواقع جمهوری اسلامی که با انباشت بحران های بزرگ و متعددی چون اقتصادی و شکاف های درونی و شکاف مردم و نظام و بحران جانشینی و فشارهای بین المللی روبه تزایدی مواجه است به این فکراست که با فراربه جلو و توسعه طلبی در منطقه بر بحران های سترک و بعضا وجودی خود پاسخ بدهد.

علیه سیاست مرگ و جنگ که “جمهوری” ولایت فقیه بدون آن قادر به تداوم حیات خودنیست، بپاخیزیم! زندگی را در یابیم!.       

        تقی روزبه-  ۲۸ نوامبر۲۰۱۷

 

انتشارویدئوی ارسال کودکان به   سوریه

www.radiofarda.com/a/syria-iran-video-reactions/28883365.html

One comment

  1. بعد از جنبش رفرمیستی سبز و بهار رفرمیستی عربی‌ ، کار از کار گذشته. اگر قرار بود که فهم و شعور ضد ارتجاع که در اصل فهم و شعور ضد بردگی مزدی است وجود داشته باشد، با آن دو جنبش رفرمیستی فعلا برای مدتی به فنا رفت. فاجعه بعد از فاجعه در پیش است.

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.